|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
27 نتیجه برای قربانی
سمیه فتاحی، مصطفی قربانی، لیلا آزادبخت، دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بار اسیدی رژیم غذایی تعادل اسیدیته بدن را تحت تاثیر قرار میدهد که ممکن است با خطر اضافه وزن، چاقی و همچنین با نمایه کیفیت رژیم غذایی (dietary quality index international: DQI-I)، میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (mean adequacy ratio: MAR) و دانسیته انرژی رژیم غذایی مرتبط باشد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بار اسیدی رژیم غذایی با وضعیت وزنی،کیفیت رژیم غذایی (DQI-I)، میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (MAR) و دانسیته رژیم غذایی در بین زنان تهرانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – مقطعی - تحلیلی به صورت تصادفی روی 306 نفر از زنان 50-20 ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی مناطق جنوب شهر دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. بار اسیدی رژیم غذایی با استفاده از نمایههای بار اسیدی شامل اسیدهای انباشت کلیه (potential renal acid load: PRAL)، اسید خالص درونزاد (net endogenous acid production: NEAP) و بار اسیدی رژیم غذایی (dietary acid load: DAL) محاسبه شد. امتیازهای DQI-I، MAR و دانسیته انرژی رژیم غذایی برای افراد محاسبه شد.
یافتهها: شانس ابتلا به چاقی (95% CI= 0.97-5.50, OR=2.33, P=0.04) و چاقی شکمی (95% CI=1.21-4.50, OR=2.4, P=0.005) بهطور معنیداری در طول سهکهای DAL (بار اسیدی رژیم غذایی) افزایش یافت. در حالی که حتی بعد از تعدیل مخدوشگرها سایر نمایههای بار اسید رژیم غذایی ارتباط معنیداری با چاقی، اضافهوزن و چاقی شکمی نشان ندادند. با افزایش بار اسیدی رژیم غذایی در طول سهکهای امتیازهای بار اسیدی رژیم غذایی، نمایههای DQI-I و MAR بهطور معنیداری کاهش و دانسیته رژیم غذایی بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: بار اسیدی رژیم غذایی با شانس ابتلا به چاقی و چاقی شکمی ارتباط داشت. PRAL، NEAP و DAL نمایههای خوبی برای تعیین کیفیت رژیم غذایی بودند.
آناهیتا خدابخشی کولایی، محمدرضا فلسفی نژاد، لیلا قربانی سکاچایی، اکرم ثناگو، دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مفهوم فراشناخت با سازگاری روانشناختی رابطه نزدیکی دارد. افراد دارای باورهای سازگارانه، از سازگاری روانی - اجتماعی بیشتری برخوردار هستند. دیابت نوع دو اثرات منفی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه باورهای فراشناخت و سازگاری روانشناختی با بهبود کیفیت زندگی در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی روی 60 مرد و 40 زن مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر تهران در سال ۱۳۹۵ انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت هاتون سال 2004، سازگاری بل سال 1961 و کیفیت زندگی سال 1996 استفاده شد.
یافتهها: رابطه مثبت و معنیداری میان باورهای فراشناختی (r=0.756) با کیفیت زندگی یافت شد (P<0.05). رابطه آماری معنیداری بین نمرات سازگاری روانشناختی (r= -0.917) با کیفیت زندگی مشاهده شد (P<0.05). همچنین نتایج زیرمقیاسهای باورهای فراشناختی نشان دادند که قویترین پیشبینیکننده کیفیت زندگی، مؤلفه باور مثبت در مورد نگرانی و پس از آن مؤلفههای باورهایی در مورد نیاز به کنترل افکار و باور منفی در مورد کنترل ناپذیری افکار و خطر، بهترتیب نقش پیشبینیکنندگی خوبی داشتند. شدت بیماری دیابت نوع دو سبب کاهش کیفیت زندگی بیماران گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: باورهای فراشناختی و سازگاری میتواند کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تحت تاثیر قرار دهد.
سعید قربانی، رضا رضایی شیرازی، مسعود شکی، سحرناز نوح پیشه، پروین فرزانگی، دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از ناهنجاریهای ساختار - قامتی مربوط به رشد و نمو انسان هستند؛ در حالی که برخی از ناهنجاریها بهوسیله عوامل محیطی بهوجود میآیند. این مطالعه به منظور تعیین نقش نمایه توده بدن، فعالیت بدنی و استفاده از ابزار الکترونیکی در وضعیت ناهنجاریهای بالاتنه پسران نوجوان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 480 پسر نوجوان 15-13 ساله در استان گلستان انجام شد. ناهنجاریهای بالاتنه با استفاده از دستگاه اسپاینال موس اندازهگیری شد. نمایه توده بدنی آزمودنیها ثبت شد. میزان انجام فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت بدنی و میزان استفاده از ابزار الکترونیکی با استفاده از فرم میزان استفاده از ابزارهای الکترونیکی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: ناهنجاری کیفوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 70 درصد، 65 درصد و 75 درصد تعیین شد. ناهنجاری لودوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 60 درصد، 40 درصد و 50 درصد تعیین شد. بین ناهنجاری کیفوز با نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی ارتباط مستقیم و معنیدار و بین ناهنجاری لوردوز کمری با نمایه توده بدن ارتباط معکوس و معنیداری یافت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: ناهنجاریهای بالاتنه شامل کیفوز و لوردوز کمری در نوجوانان پسر استان گلستان نسبتاً شایع بوده و نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی میتوانند در بروز این ناهنجاریها اثرگذار باشند.
ماندانا امام دوست، محمد تقی قربانیان، فریبا بناییان، دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نورونزایی فرایندی است که نورونها از سلولهای بنیادی عصبی در برخی نواحی مغز بالغ مانند ناحیه زیر بطنی (Subventricular zone: SVZ) دیواره جانبی بطنهای طرفی و شکنج دندانهای هیپوکامپ رخ میدهد. هورمونهای جنسی بر مراحل مختلف نورونزایی اثر داشته و هورمون استروژن موجب افزایش تکثیر سلولی میگردد. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات هورمونهای گنادی چرخه فحلی بر نورونزایی ناحیه زیر بطنی موش بالغ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 26 سر موش کوچک آزمایشگاهی ماده نژاد NMRI بالغ انجام شد. موشها با تهیه اسمیر واژن تعیین چرخه شدند و سپس در چهار گروه شامل پرواستروس (n=5) ، استروس (n=7) ، مت استروس (n=7) و دی استروس (n=7) قرار گرفتند. حیوانات پس از تعیین مراحل چرخه فحلی به روش رنگآمیزی اسمیر واژن، بیهوش و با پارافرمالدئید پرفیوژن شدند و مغز آنها برای تهیه مقاطع میکروسکوپی خارج شد. ارزیابی تکثیر سلولی در SVZ به روش رنگآمیزی کریستال فاست ویوله و ایمونوهیستوشیمی برای نشانگر آنتی GFAP انجام گردید.
یافتهها: مشاهده مقاطع میکروسکوپی رنگآمیزی شده با کرزیل ویوله نشان از افزایش آماری معنیدار تکثیر سلولی در مرحله پرواستروس نسبت به سایر مراحل چرخه فحلی داشت (P<0.05). مقایسه مقاطع رنگ شده به روش ایمنوهیستوشیمی برای آستروسیتها نشاندهنده ارتباط تراکم این سلولها با تغییرات هورمونی مراحل مختلف چرخه فحلی بود.
نتیجهگیری: مرحله پرواستروس چرخه فحلی با تکثیر سلولی و افزایش تراکم آستروسیتهای SVZ مغز موش بالغ همراه است. نورونزایی با تغییرات سطح هورمونهای جنسی در مراحل مختلف چرخه فحلی ارتباط دارد.
فاطمه محمدزاده، احمد معصومی، سمیه قربانی، سینا صفامنش، سمیرا عشقی نیا، دوره 26، شماره 2 - ( تابستان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برگشت وزن متعاقب جراحیهای درمان چاقی از چالشهای مهم این روش محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین عوامل مرتبط با برگشت وزن به دنبال جراحیهای باریتریک در بیماران مبتلا به چاقی در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه طولی روی 143 فرد چاق (125 زن و 18 مرد) با میانگین سنی 43.13±9.83 سال که طی سالهای 1392 لغایت 1398 تحت عمل جراحی باریتریک در شهر گرگان قرار گرفته بودند؛ انجام شد. طی تماس تلفنی از افراد برای شرکت در مطالعه دعوت بهعمل آمد. متغیرهای تحقیق (نوع عمل جراحی، گروه خونی، وزن و نمایه توده بدن قبل از جراحی) از پرونده بیماران استخراج و وزن و دورکمر فعلی افراد اندازهگیری و ثبت شد. تشخیص برگشت وزن با توجه به دارا بودن یکی از معیارهای سه تعریف مختلف شامل: برگشت بیش از 25 درصد از حداکثر وزن کم شده بعد از عمل (تعریف یک)؛ برگشت بیش از 10 کیلوگرم از حداقل وزن بعد از عمل (تعریف دو) و افزایش بیش از 5 واحد نمایه توده بدن از کمترین نمایه توده بدن بعد از عمل (تعریف سه) تعیین شد.
یافتهها: برگشت وزن در حالت کلی در 33 درصد افراد و برحسب تعریف اول 26.6%، تعریف دوم 29.4% و تعریف سوم 18.2% برآورد گردید. میزان برگشت وزن در مردان بیشتر بود (P<0.05). 44 نفر (93.6%) افراد با برگشت وزن مبتلا به چاقی شکمی بودند. 79.7% از افرادی که بهطور متوسط ۴۸ ماه از زمان جراحی باریتریک آنها گذشته بود؛ درجاتی از برگشت وزن را تجربه کردند. شانس برگشت وزن در افرادی با نمایه توده بدنی 50 و بیشتر، 2.69 برابر بیشتر از افراد با نمایه توده بدنی کمتر از 50 قبل از عمل بود (P<0.05). در افراد با برگشت وزن میانگین کاهش وزن بعد از عمل بهطور معنیداری بیشتر از افراد بدون برگشت وزن بود (P<0.05). بین برگشت وزن با نوع عمل جراحی، سن، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل و گروه خونی ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: برگشت وزن با گذشت زمان بعد از جراحیهای باریتریک وجود دارد و این روش به عنوان درمان قطعی چاقی نیست. لذا پیگیری طولانیمدت بیمار برای کنترل وزن به خصوص در افرادی که قبل از عمل، نمایه توده بدن 50 یا بیشتر دارند؛ یا افرادی که کاهش وزن بیشتری بعد از عمل تجربه کردهاند؛ ضروری است.
فاطمه محمدزاده، سحرالسادات موسوی، سمیه قربانی، سمیرا عشقی نیا، دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: عملهای جراحی باریاتریک یکی از موثرترین روشها برای درمان چاقیهای مفرط است. عدم کاهش وزن مناسب و یا بازگشت وزن در بیماران یکی از چالشهای بعد از جراحی است که ممکن است با اختلالات خوردن بعد از عمل ارتباط داشته باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی شیوع اختلال زیاده خوری (Binge eating: BE) بعد از عمل جراحی باریاتریک در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 133 بیمار (میانگین سنی 9.78±42.65 سال) که از سال 1392 لغایت 1398 برای درمان چاقی به بیمارستان دکتر موسوی شهرستان گرگان مراجعه نموده و توسط یک جراح تحت عمل جراحی باریاتریک قرار گرفته بودند؛ انجام شد. طی تماس تلفنی از بیماران برای مصاحبه، معاینه و تکمیل پرسشنامه دعوت بهعمل آمد. پس از کسب رضایت آگاهانه، قد و وزن فعلی افراد به روش استاندارد اندازهگیری و پرسشنامه اختلال زیادهخوری تکمیل شد. متغیرهای نوع عمل جراحی، قد و وزن قبل از عمل از پرونده بیمار استخراج و ثبت گردید. شیوع اختلال زیاده خوری در بیماران جراحی شده در دو گروه با و بدون بازگشت وزن مقایسه گردید.
یافتهها: تعداد 44 نفر (33.1%) بازگشت وزن داشتند. اختلال BE متوسط یا شدید در 59 نفر (44.4%) تعیین شد. شیوع این اختلال در بیماران دارای بازگشت وزن بهطور معنیداری بیشتر از بیماران بدون بازگشت وزن بود (P<0.05). شانس بازگشت وزن در افراد دارای اختلال BE متوسط و شدید به ترتیب 3.7 و 3.9 برابر افراد بدون اختلال BE بود. ارتباط آماری معنیداری بین متغیرهای جنس، تحصیلات، شغل و وضعیت تاهل با BE مشاهده نشد؛ اما در بین افراد دارای بازگشت وزن، شغل خانهداری با این اختلال ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اختلال زیادهخوری به عنوان عاملی موثر در بازگشت وزن بیماران در سالهای پس از جراحی به ویژه در افراد خانهدار مطرح است.
سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی، دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمونهای تیروئید رخ میدهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقیمانده را تجربه میکنند که پرسشهایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد میکند یا درمانهای دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقیمانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کمکاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلکها و صورت و ریزش موها را ارزیابی میکند؛ تکمیل کنند. دادههای پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمعآوری شدند.
یافتهها: شایعترین علائم باقیمانده کمکاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنیداری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.
نتیجهگیری: علیرغم TSH طبیعی، علائم کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی میماند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|