|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
56 نتیجه برای سادات
فاطمه زمانی عصمتی، نرگس نیکونهاد لطف آبادی، بی بی فاطمه حقیرالسادات، دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تخمدان یکی از خطرناکترین سرطانهای زنان است. زیرا عموماً دیر تشخیص داده شده و غیرقابل درمان است. از سوی دیگر، شیوههای درمانی متداول در حال حاضر با محدودیتها، شکستها و عوارض جانبی گوناگونی همراه هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره پوست انار بر بیان ژن تحریککننده رگزایی (Vascular Endothelial Growth Factor: VEFG) با کشت سلولهای رده A2780 از سرطان تخمدان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی عصاره پوست انار تهیه و سپس سلولهای سرطان تخمدان (رده A2780) در معرض غلظتهای مختلف عصاره پوست انار (10، 25، 50، 75، 100، 250، 500 میکروگرم بر میلیلیتر) برای مدت 24، 48 و 72 ساعت قرار داده شدند. سپس میزان بقای سلولها با استفاده از تست MTT و میزان بیان ژن VEGF با استفاده از روش RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: عصاره پوست انار با غلظت 500 میکروگرم بر میلیلیتر در زمان 72 ساعت باعث کاهش 18 درصدی میزان بقاء شد (P<0.05). در غلظتهای 200،100،50 میکروگرم بر میلیلیتر از عصاره پوست انار میزان کاهش بیان ژن VEGF به ترتیب 7 درصد، 16 درصد و 19 درصد بهدست آمد که این کاهش بیان در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). کمترین میزان بقا در هر سه زمان 24، 48 و 72 ساعت مربوط به دوز 500 میکروگرم بر میلیلیتر بود که بهترتیب 30 درصد، 25 درصد و 18 درصد تعیین شد (P<0.05).
نتیجهگیری: احتمالاً عصاره پوست انار به واسطه دارا بودن ترکیبات متعدد و خواص آنتیاکسیدانی قابل توجه میتواند با کاهش بیان عامل رگزایی، سبب کاهش متاستاز و تظاهرات بدخیمی شود.
نیلوفر سادات مداحی، حبیب اله یاری زاده، عطیه میرزا بابائی، لیلا ستایش، یاسمن نصیر، خدیجه میرزایی، دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خلقی مانند افسردگی، اضطراب، استرس و کیفیت پایین خواب در بین افراد دارای اضافه وزن و چاق شایع است. کیفیت رژیم غذایی در عملکرد مغز و رفتار نقش دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط چگالی انرژی رژیم غذایی با شاخصهای روان در زنان دارای اضافه وزن و چاق مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 301 خانم با میانگین نمایه توده بدنی 3.7±30.7 کیلوگرم بر مترمربع و دامنه سنی 18 تا 56 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی تهران در سالهای 1396 تا 1397 انجام شد. چگالی انرژی رژیم غذایی با استفاده از پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک از طریق تقسیم کردن کل انرژی دریافتی از غذاهای مصرفی (کیلوکالری در روز) بر وزن کل غذاهای مصرف شده (به جز نوشیدنیها) محاسبه شد. شاخصهای سلامت روان با استفاده از پرسشنامه 21 سوالی اضطراب، استرس و افسردگی ((DASS-21 و کیفیت خواب با استفاده از پرسشنامه Pittsburgh sleep quality ارزیابی شد.
یافتهها: افرادی که در بالاترین چارک چگالی انرژی رژیم غذایی بودند؛ فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیشتری داشتند؛ اما سطح تری گلیسرید پایینتری به نسبت افراد با پایینترین چارک، داشتند. تحلیل رگرسیون لجستیک خام (95% CI=1.01-4.56, P=0.04, OR=2.15) و تعدیل شده برای سن، شاخص توده بدنی و فعالیت بدنی (95% CI=1.13-5.79, P=0.02, OR=2.56) نشان داد که چگالی انرژی رژیم غذایی بهطور معنیداری با افزایش خطر استرس در ارتباط است. هیچ ارتباط معنیداری بین چگالی انرژی رژیم غذایی با افسردگی، اضطراب و کیفیت خواب مشاهده نشد.
نتیجهگیری: دریافت رژیم غذایی با چگالی انرژی بالا با افزایش خطر استرس در ارتباط است.
پژمان خوارزم، فاطمه پولادخای، طیبه آذرمهر، فرحناز السادات احمدی، فاطمه زهرا باقری، دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1400 )
چکیده
خونریزی شدید بعد از زایمان (Postpartum Hemorrhage: PPH) یک اورژانس مامایی غیرقابل پیشبینی و از علل عمده مورتالیتی و عوارض مادری در جهان است. آنوریسم کاذب شریان رحمی (Uterine Artery Pseudoaneurysm: UPA) یکی از علل نادر PPH است که به دنبال سزارین بدون عارضه و جراحیهای ژنیکولوژیک مانند دیلاتاسیون و کورتاژ، هیسترکتومی و میومکتومی ایجاد میشود. راه درمانی مناسب برای کنترل خونریزی در این موارد آمبولیزاسیون شریان رحمی است. هدف ما از این گزارش معرفی بیماری با سابقه سزارین است که به دنبال خونریزی شدید رحمی با تشخیص آنوریسم کاذب شریان رحمی به طور موفق تحت آمبولیزاسیون شریانرحمی با استفاده از کویل قرار گرفت. بیمار خانم 39سالهای بود که 55 روز بعد از عمل جراحی سزارین سوم با شوک همودینامیک در نتیجه خونریزی شدید واژینال، به بیمارستان مراجعه نمود و بستری شد. پس از انجام مراقبتهای اولیه، اقدامات تشخیصی UAP را نشان داد و بلافاصله آمبولیزاسیون شریان رحمیبه وسیله کویل انجام شد. هرگاه اقدامات نگهدارنده معمول، نتواند خونریزی شدید دیررس بعد از زایمان را کنترل کند؛ آنژیوگرافی و آمبولیزاسیون شریان رحمی روش درمانی انتخابی است که به واسطه آن میتوان ضمن حفظ توانایی باروری بیمار، از عوارض بالقوه هیسترکتومی جلوگیری کرد.
نویسا سادات سیدقاسمی، مینا دازی، بهاره نیکراد، حسن خورشا، محمدرضا هنرور، دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان بروز سل در گلستان 26.7 و در گنبد 24 در صد هزار نفر است. کمبود دریافت انرژی و مواد مغذی از دلایل افزایش خطر سل هستند. سوء تغذیه یک عامل مهم مرگ و میر بالا در جمعیت مسلول است. با کاهش سطح پروتئینهای احشایی، شاخصهای تن سنجی و ریز مغذیها، خطر مرگ و میر افزایش مییابد. این مطالعه به منظور ارزیابی وضعیت تغذیه بیماران مسلول شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 48 بیمار با میانگین سنی 20±57 سال مبتلا به سل شهرستان گنبد کاووس در سال 1393 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه ابتلا به بیماری سل، نمایه توده بدنی، آلبومین، هموگلوبین، پروتئین توتال، شمارش سلولهای خونی و مقدار دریافت مواد غذایی ثبت گردید.
یافتهها: زنان 58 درصد و روستاییان 52 درصد را شامل شدند. بین نمایه توده بدنی و سابقه قبلی ابتلا به سل در بیماران با شدتهای متفاوت بیماری اختلاف آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). تفاوت توزیع شدت کمخونی در بین بیماران با شدتهای مختلف بیماری، از لحاظ آماری معنیدار نبود. بین دو گروه جنسی، اختلاف معنیدار آماری از لحاظ توزیع شدت بیماری مشاهده نشد. متغیر سن حتی در حضور سایر متغیرها، اثر معنیداری بر شدت بیماری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: با افزایش سن شدت بیماری افزایش مییابد. با افزایش شدت بیماری، نمایه توده بدنی بیماران کاهش و شدت سوءتغذیه و کمخونی افزایش مییابد. لذا بیماران مسلول به حمایت تغذیهای نیاز دارند.
نیره سادات جنابان، الهه علی عسگری، کیومرث امینی، دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: استرپتومایسسها باکتریهای رشتهای گرم مثبت و هوازی هستند که از منابع متفاوت جدا میشوند. این باکتریها توانایی تولید متابولیتهای ثانویه و مواد فعال بیولوژیکی را دارند و از این جهت در زمینه بیوکنترل بسیار حائز اهمیت هستند. اورات اکسیداز یکی از فراوردههای آنزیمی میکروبی است که از منابع مختلفی از جمله استرپتومایسس قابل استخراج است. این مطالعه به منظور کلونینگ و بیان ژن اورات اکسیداز استرپتومایسس جدا شده از دریا در باکتری اشریشیاکلی اوریگامی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تعداد 60 نمونه آب و رسوب از اعماق متفاوت سواحل دریای خزر در استان مازندران جمعآوری گردید. آزمونهای رنگ آمیزی گرم، متیل رد،VP، سیترات، هیدرولیز نشاسته، هیدرولیز کازئین، احیا نیترات، اکسیداز وکاتالاز برای تعیین هویت و جداسازی استرپتومایسس دریا انجام شد. ژن اورات اکسیداز توسط روش کلونینگ T-A با استفاده از وکتور PTG-19 در درون میزبان اشریشیاکلی اوراگامی کلون گردید. بیان ژن کلون شده در کلنیهای نوترکیب توسط روش Real time PCR بررسی شد. با استفاده از نرمافزارهای clustalX و Mega5درخت فیلوژنی رسم گردید.
یافتهها: غربالگری نمونههای آب دریا 12 ایزوله استرپتومایسس را شناسایی کرد که همگی دارای ژن اورات اکسیداز بودند. بیان ژن اورات اکسیداز در اشریشیاکلی اوریگامی توسط روش Real-Tima PCR به اثبات رسید. نتـایج بررسیهای فیلوژنتیکی، برخی خویشاوندان نزدیک استرپتومایسس را به عنوان کاندید مطالعات بعدی معرفی نمود.
نتیجهگیری: باکتری استرپتومایسس میتواند به عنوان منبع غنی از متابولیتهای ثانویه با کاربردهای فراوان مورد توجه قرار گیرد و به عنوان سویهای بومی به منظور تولید آنزیم اورات اکسیداز به کار رود. با به کار بردن میزبانهای کلونینگ مختلف و بررسی شرایط بهینه تولید، این سویه میتواند نامزد مطالعات آینده به منظور ساخت داروها و ترکیبات ضدمیکروبی باشد.
تهمینه سادات غفوریان، لیلا براتی، آزاله خواجوی، مهشید مهرجردیان، دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مسمومیت یکی از علل شایع مراجعه به اورژانس است. اپیوئیدها و متادون از علل مسمومیت غیرعمد به ویژه در کودکان هستند که بار مراجعات بالایی در اورژانس بیمارستانهای کودکان دارند. این مطالعه به منظور ارزیابی مسمومیت با متادون در بخش اورژانس کودکان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به روش سرشماری روی پرونده 155 کودک (70 دختر و 85 پسر) بستری شده به علت مسمومیت با متادون در مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان طی سالهای 98-1391 انجام شد. علایم بیماران و هزینههای درمانی آنان ارزیابی شد.
یافتهها: در کل 258 مورد مسمومیت در کودکان ثبت شده بود که از این میان 155 مورد (60 درصد) به مسمومیت به متادون اختصاص داشت. مسمومیت برای 136 کودک (87.8 درصد) با شربت متادون و برای 19 کودک (12.2 درصد) با قرص متادون رخ داده بود. میانگین سنی کودکان 36.25±47.94 ماه با دامنه سنی ۴ تا ۱۵۶ ماه بود. میانگین و انحراف معیار فاصله زمانی مصرف تا مراجعه آنها 160.11±164.84 دقیقه و بیشترین و کمترین فاصله زمانی مصرف تا مراجعه به ترتیب 720 دقیقه و 15 دقیقه بودند. 34 کودک (22 درصد) هوشیار بودند. 7 کودک (4.5%) با ارست قلبی تنفسی و 3 کودک (1.9%) با تشنج و سایر بیماران (110 کودک، 71.5%) با اختلال سطح هوشیاری مراجعه کرده بودند. یک کودک (0.1%) فوت نمود. 78 کودک (51.3%) میوز داشتند. 62 کودک (40درصد) برادی پنه و 7 کودک (4.5%) آپنه داشتند. 6 کودک سابقه بستری به علت مسمومیت با متادون داشتند که 2 نفر روز قبل، 3 نفر ماه قبل و یک نفر 2سال قبل بود. 2 کودک اعتیاد به اپیوم داشتند. میانگین و انحراف معیار تعداد روزهای بستری 1.57±2.39 روز و بیشترین و کمترین تعداد روزهای بستری به ترتیب 1 روز و 9 روز بودند. میانگین و انحراف معیار هزینه بستری 5341725±7642249 ریال برآورد شد. میانگین و انحراف معیار نالوکسان مصرفی 10.41±6.83 میلیگرم تعیین شد. بیشترین و کمترین مقدار نالوکسان مصرفی به ترتیب 1 میلیگرم و 68 میلیگرم بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در نیمی از کودکان با مسمومیت به متادون، میوز مشاهده نمیشود. لذا پیشنهاد میشود کادر درمان در موارد مراجعه کودکان با اختلال سطح هوشیاری و یا تشنج بدون دلیل خاص، مسمومیت با متادون را جزء تشخیص افتراقی قرار دهند و تنها با فقدان میوز و یا نداشتن اختلال عملکرد تنفسی در بدو مراجعه، این تشخیص را رد نکنند.
زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد، دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایعترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگیهای فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوشخیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. دادههای دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیبشناسی (درجهبندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوشخیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوشخیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحیهای پستان تحت شیمیدرمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمیدرمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمیدرمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنیداری بین سن با نوع ضایعه، درمانهای کمکی بعد از عمل و درگیری گرههای لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنیداری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایینتر، درجه بدخیمی بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجهبندی تومورهای پستان بهدست آمد.
ریحانه سادات هاشمی گلپایگانی، رضا صداقت، نرگس حدادزاده نیری، مهرداد روغنی، دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: صرع لوب گیجگاهی با تحلیل رفتن نورونهای هیپوکمپ و جوانه زدن فیبرهای خزهای ناحیه دندانهای همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی بر تغییرات بافتی هیپوکمپ موش صحرایی در مدل صرع القاء شده با اسید کاینیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 28 سر موش صحرایی نر سفید نژاد ویستار در محدوده وزنی 185 تا 225 گرم انجام شد. موشهای صحرایی به 4 گروه 7 تایی شامل گروههای شم، شم تحت تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی، صرعی (اسید کاینیک) و صرعی پیش تیمار شده با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی تقسیم شدند. برای صرعی نمودن حیوانات از تزریق داخل هیپوکمپی و یک طرفه اسید کاینیک به میزان 0.8 میکروگرم به ازای هر موش استفاده شد. موشهای صحرایی، ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی را به میزان 500 میلیگرم بر کیلوگرم از راه داخل صفاقی، روزانه و به مدت یک هفته تا زمان جراحی دریافت کردند. پنج هفته بعد از جراحی، روشهای رنگآمیزی تیونین و تیم در مورد برشهای هیپوکمپ انجام شد.
یافتهها: القای صرع با اسید کاینیک با یک رفتار تشنجی بارز همراه بود و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنیدار شدت حملات تشنجی گردید (P<0.05). تراکم نورونها در ناحیه CA3 هیپوکمپ در گروه اسید کاینیک کاهش معنیدار در مقایسه با گروه شم نشان داد (P<0.05). پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب افزایش معنیدار نورونهای این ناحیه در مقایسه با گروه اسیدکاینیک گردید (P<0.05). از نظر شدت جوانه زدن فیبرهای خزهای در موشهای صرعی، یک افزایش معنیدار نسبت به گروه شم مشاهده شد (P<0.05) و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنیدار آن گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب بهبود رفتار تشنجی و حفاظت نورونهای ناحیه CA3 هیپوکمپ و کاهش شدت جوانه زدن در ناحیه دندانهای هیپوکمپ در مدل تجربی صرع لوب گیجگاهی القا شده با اسید کاینیک گردید.
فاطمه السادات امجدی، انسیه صالحی، زهرا زندیه، دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرندههای شبه تال در سلولهای اپیتلیال لوله رحمی در واکنشهای ایمنی با اسپرم و پاتوژنها نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه عملکرد و پاسخ گیرندههای شبه تال TLR3, 4,5در شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک در حضور اسپرم در شرایط in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی سلولهای OE-E6/E7 همراه با نمونه اسپرم تازه بهدست آمده از افراد نورموزواسپرمی (N=10) و لیگاندهای اختصاصی گیرندههای شبه تال TLR3, 4,5 در سه گروه اسپرم، لیگاندهای اختصاصی و اسپرم + لیگاندهای اختصاصی کشت داده شدند. رده سلولی بدون افزودن اسپرم و لیگاند به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. غلظت سایتوکاینهای IL-6 و IL-8 ترشح شده از سلولهای OE-E6/E7 در هر چهار گروه با کمک الایزا تعیین گردید.
یافتهها: مواجهه اسپرم و لیگاندهای اختصاصی با گیرندههای شبه تالTLR3, 4,5 در سلولهای اپیتلیال لوله رحمی منجر به افزایش آماری معنیداری در سطح سایتوکاینهای IL-6 و IL-8 گردید. بین دو گروه لیگاند و لیگاند+اسپرم تفاوت آماری معنیداری در میزان تولید این سایتوکاینها از سلولهای OE-E6 / E7 مشاهده نشد.
نتیجهگیری: سلولهای اپیتلیال لوله رحمی در مواجهه با اسپرم از طریق گیرندههای شبه تال پاسخ میدهند که این پاسخ به صورت افزایش ترشح سایتوکاینها دیده میشود. از آنجا که مواجهه همزمان آنها با اسپرم و لیگاندهای اختصاصی گیرندههای شبه تال باعث افزایش تجمعی در ترشح سایتوکاینها نمیشود؛ بنابراین احتمالاً مسیر TLRs توسط فاکتورهای دیگری دچار تنظیم منفی میشود. برای روشن شدن این موضوع نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه وجود دارد.
محمد عارفی، ایوب خسروی، عباس عبداللهی، سیدحمید آقائی بختیاری، نائمه جاوید، انورسادات کیان مهر، دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروRNA ها (microRNAs) زمینه جدیدی را در تشخیص مولکولی سرطانها فراهم کردهاند. هرچند هنوز نقش آنها در گردش سرم یا پلاسما در سرطان کولورکتال به خوبی مشخص نشده است. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان let-7d microRNA در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 40 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و 40 فرد سالم انجام شد. مقدار 7 میلیلیتر نمونه خون از گروه مورد (قبل و بعد از جراحی) و از گروه شاهد (در یک مرحله) اخذ شد. سرم جداسازی شد و تا انجام آزمایشات مولکولی در دمای منفی 80 درجه سانتیگراد ذخیره گردید. استخراج میکروRNA از نمونههای سرمی انجام و سنتز cDNA صورت گرفت. میزان بیان let-7d با استفاده از روش RT-qPCR انجام شد. دادهها با کمک نرمافزار GraphPad Prism 9 آنالیز شدند. آنالیز منحنی راک (ROC)، حساسیت و ویژگی روی دادههای let-7d microRNA به منظور معرفی بیومارکر تشخیصی بین گروه مورد قبل از عمل جراحی با گروه شاهد محاسبه گردید.
یافتهها: میزان بیان let-7d microRNA در نمونههای قبل از عمل جراحی گروه مورد در مقایسه با نمونههای گروه شاهد کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میزان بیان let-7d microRNA گروه مورد بعد از جراحی در مقایسه با قبل از جراحی افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). آنالیز منحنی راک (ROC) برای let-7d microRNA در گروه مورد قبل از عمل با گروه شاهد نشان داد که حساسیت 33.3%، ویژگی 92.3% و سطح زیرمنحنی (AUC) 0.622 تعیین شد.
نتیجهگیری: let-7d microRNA به طور بالقوه میتواند به عنوان یک بیومارکر تشخیصی غیرتهاجمی جدید در تشخیص زود هنگام سرطان کولورکتال مطرح باشد؛ هرچند انجام مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز است.
راضیه السادات حسینی، آمنه ملایی، معصومه علیجانپور آقاملکی، دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعالی سالمندی در دوران سالمندی به عنوان یکی از اجزای سلامت معنوی بر کیفیت زندگی و سازگاری فرد مبتلا به بیماریهای مزمن از طریق ایجاد معنا و مفهوم در زندگی اثر داشته و رویکرد مهمی در ارتقاء ابعاد سلامت سالمندی بهشمار میرود. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط تعالی سالمندی با کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به سرطان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 سالمند مبتلا به سرطان در دو مرکز آموزشی پژوهشی درمانی فیروزگر و رسول اکرم(ص) تهران طی سال 1400 انجام شد. از فرم مشخصات فردی، پرسشنامه تعالی سالمند (GTS) و پرسشنامه کیفیت زندگی (LEIPAD) استفاده گردید. ابعاد تعالی سالمندی شامل ماورای مادی، مربوط به خود و شخصیتی اجتماعی بودند. ابعاد کیفیت زندگی شامل جسمی، مراقبت از خود، افسردگی و اضطراب، عملکرد ذهنی، عملکرد اجتماعی، عملکرد جنسی و رضایت از زندگی بودند.
یافتهها: تعالی سالمندی با وضعیت تاهل، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت مسکن، نوع سرطان و نوع درمان ارتباط آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سن با کیفیت زندگی همبستگی منفی معنیدار داشت (r=-0.206). تعالی سالمندی با نمره کلی کیفیت زندگی همبستگی مثبت معنیداری داشت (r=0.221, P=0.002). همچنین تعالی سالمندی با ابعاد کیفیت زندگی شامل افسردگی و اضطراب (r=0.146, P=0.04)، عملکرد ذهنی (r=0.167, P=0.018)، عملکرد اجتماعی (r=0.226, P<0.001) و رضایت از زندگی (r=0.256, P<0.001) همبستگی مثبت معنیدار داشت.
نتیجهگیری: افزایش تعالی سالمندی سبب افزایش کیفیت زندگی در سالمندان میگردد.
آتناسادات جمالی، فریدا عابسی، دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کانال اینفرااوربیتال (Infraorbital Canal: IOC) در کف اوربیت قرار دارد که به فورامن اینفرااوربیتال واقع در زیر ریم اوربیت خاتمه مییابد. IOC یک شاخص آناتومیک مهم برای بیحسیهای موفق در دندانپزشکی و نیز جراحیهای دهان و فک و صورت است. این مطالعه به منظور ارزیابی موقعیت و اندازههای IOC براساس توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی روی تصاویر CBCT 250 فرد (105 مرد و 145 زن) با میانگین سنی 36.14±17.7 سال مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی تخصصی دهان و فک و صورت در شهر بابل طی سالهای 1400 لغایت 1401 انجام شد. سه نوع مسیر مختلف IOC از سقف سینوس شامل قرارگیری کامل کانال در سقف سینوس ماگزیلا (نوع یک)، قرارگیری کانال در زیر سقف سینوس ماگزیلا (نوع دو) و معلق بودن کانال از سقف سینوس ماگزیلا در داخل سپتوم یا لاملای سلول اتموئید اینفرااوربیتال (نوع سه) اندازهگیری شدند. همچنین زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال با سقف سینوس ماگزیلا، زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال، طول کانال و گرو اینفرااوربیتال و فاصله IOC با نقاط آناتومیک مختلف اندازهگیری شدند. فواصل IOC (میلیمتر) به تفکیک جنسیت و گروههای سنی با سایر لندمارکهای آناتومیک مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: به طور کلی انواع مسیرهای مختلف IOC از سقف سینوس در نوع یک 39.4%، در نوع دو 53% و در نوع سه 7.6% تعیین شد. میانگین فاصله IOC تا ریم اینفرااوربیتال 8.58±1.30 و وسط ریشه کانین 10.16±0.81 میلیمتر، میانگین طول کانال 25.89±2.47 و گرو اینفرااوربیتال 5.06±0.58 و میانگین زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال 153.20±3.28 درجه تعیین گردید. به طور کلی فاصله IOC تا وسط ریشه کانین هر دو سمت چپ و راست در مردان بیشتر از زنان بود که این یافته در سمت چپ از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). بین طول IOC و زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال سمت چپ با گروههای سنی ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). میانگین فاصله از فورامن تا ریم اینفرااوربیتال و طول IOC متناسب با درجه برآمدگی عصب به سینوس ماگزیلاری بیشتر بود؛ اما میان انواع کانال (درجه برآمدگی عصب) با جنسیت ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: رایجترین مسیر کانال اینفرااوربیتال از سقف سینوس، نوع دو بود. اگرچه شیوع نوع سه کم بود؛ اما باتوجه به خطر بالای این نوع کانال، بایستی جراحان هنگام جراحی در منطقه سینوس و اوربیت برای کاهش آسیبهای احتمالی با مورفولوژی و موقعیت آناتومیک IOC آشنایی کامل داشته باشند.
لیلا کاشانی، فاطمه سادات صمصام شریعت، نجمه شاهینی، غلامرضا وقاری، اعظم السادات حیدری یزدی، دوره 26، شماره 4 - ( زمستان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در دوران پسا کرونا، پیامها و تماسهای ویدیویی با عزیزان، خانواده و دوستان، آنها را به هم نزدیک کرده و انزوای اجتماعی را قابل تحملتر نموده است. هرچند بهکارگیری و استفاده از این ابزارها دارای عناصر مثبت بسیاری است؛ اما موارد منفی نیز وجود دارند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اعتیاد به اینترنت در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان و ارتباط آن با اختلالات روانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 189 (73 مذکر و 116 مؤنث) دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان با میانگین سنی 23.35±3.03 سال طی سال 1400 انجام شد. نمونهگیری از نوع در دسترس بود و تمامی دانشجویان به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ و فرم کوتاه شده پرسشنامه شخصیتی مینهسوتا (MMPI-2) بود که توسط دانشجویان تکمیل گردید.
یافتهها: 50 نفر از دانشجویان رشته پزشکی (26.45%) در معرض اعتیاد به اینترنت و 3 نفر (1.58%) دارای اعتیاد به اینترنت بودند. کمتر از 4 درصد دانشجویان اختلالات روانپزشکی شدید و 9.5% تا 19.6% دانشجویان اختلالات روانپزشکی مختلف را در حد متوسطی دارا بودند. بهغیر از حیطه علایم هیپوکندریا، در سایر حیطههای اختلالات روانپزشکی شامل افسردگی (r=0.285, P<0.001)، هیستری (r=0.170, P<0.019)، سایکوپاتی (r=0.338, P<0.001)، پارانویا (r=0.384, P<0.001)، مانیا (r=0.336, P<0.001)، سایکواستنی (r=0.432, P<0.001) و اسکیزوفرنی (r=0.415, P<0.001)، بین اعتیاد به اینترنت و افزایش اختلالات روانپزشکی همبستگی مثبت و معنیداری وجود داشت و با افزایش اعتیاد به اینترنت شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافت.
نتیجهگیری: اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان رشته پزشکی در سطح پایینی قرار داشته و با افزایش اعتیاد به اینترنت، شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافته است.
محمد شکرزاده، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد کرمی، سمانه سادات بشارت، دوره 27، شماره 2 - ( تابستان 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دوستاکسل یکی از داروهای شیمیدرمانی موثر برای درمان سرطان ریه است؛ اما اثرات جانبی و سمیت سلولی آن محدودیتهایی در کاربرد آن ایجاد کرده است. ترکیبات طبیعی مانند کارواکرول و تیمول به دلیل خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی بهعنوان عوامل کمکی برای کاهش سمیت و افزایش اثربخشی داروهای شیمیدرمانی مورد توجه قرار گرفتهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر همافزایی کارواکرول و تیمول بر سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در رده سلولی A549 با ارزیابی حیات سلولی و استرس اکسیداتیو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی اپیتلیال مشتق شده از بافت سرطانی ریه (A549) در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طی سال 1402 انجام شد. سلولهای A549 تحت پیش تیمار با غلظتهای مختلف کارواکرول و تیمول (5، 10، 20، 40، 80 ،100 و 200 میکروگرم بر میلیلیتر) با دوز آسیبزای دوستاکسل (8.92 میکروگرم بر میلیلیتر) در بازه زمانی 48 ساعت قرار گرفتند. سمیت سلولی توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان ROS سلول با معرف DA-DCFH و میزان MDA با استفاده از معرف تیوباربیتوریک اسید (TBA) انجام شد.
یافتهها: کارواکرول و تیمول اثرات سیتوتوکسیک دوستاکسل را در غلظتهای 5-200 میکروگرم بر میلیلیتر کاهش دادند (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که کارواکرول و تیمول در غلظت 200 میکروگرم بر میلیلیتر (1.64±98.11%) نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر (2.03±54.64%) اثر افزایشی بارزتری از خود نشان دادند. از طرفی این دو ترکیب بهطور معنیدار استرس اکسیداتیو ناشی از دوستاکسل را از طریق کاهش تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) و مالوندیآلدهید (MDA) اعمال کردند. (P<0.05). بهطوری که در غلظت 200 میزان ROS و MDA به ترتیب 0.09±13.57% و 0.003±0.55% نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب 0.59±20.50% و 0.01±0.98% اثر مهاری بارزتری بر رشد سلولهای سرطانی از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: کارواکرول و تیمول به عنوان ترکیبات پتانسیل بالا در بهبود عملکرد سلولی و کاهش سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در سلولهای سرطانی A549 موثر ارزیابی شدند.
فاطمه محمدزاده، سحرالسادات موسوی، سمیه قربانی، سمیرا عشقی نیا، دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: عملهای جراحی باریاتریک یکی از موثرترین روشها برای درمان چاقیهای مفرط است. عدم کاهش وزن مناسب و یا بازگشت وزن در بیماران یکی از چالشهای بعد از جراحی است که ممکن است با اختلالات خوردن بعد از عمل ارتباط داشته باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی شیوع اختلال زیاده خوری (Binge eating: BE) بعد از عمل جراحی باریاتریک در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 133 بیمار (میانگین سنی 9.78±42.65 سال) که از سال 1392 لغایت 1398 برای درمان چاقی به بیمارستان دکتر موسوی شهرستان گرگان مراجعه نموده و توسط یک جراح تحت عمل جراحی باریاتریک قرار گرفته بودند؛ انجام شد. طی تماس تلفنی از بیماران برای مصاحبه، معاینه و تکمیل پرسشنامه دعوت بهعمل آمد. پس از کسب رضایت آگاهانه، قد و وزن فعلی افراد به روش استاندارد اندازهگیری و پرسشنامه اختلال زیادهخوری تکمیل شد. متغیرهای نوع عمل جراحی، قد و وزن قبل از عمل از پرونده بیمار استخراج و ثبت گردید. شیوع اختلال زیاده خوری در بیماران جراحی شده در دو گروه با و بدون بازگشت وزن مقایسه گردید.
یافتهها: تعداد 44 نفر (33.1%) بازگشت وزن داشتند. اختلال BE متوسط یا شدید در 59 نفر (44.4%) تعیین شد. شیوع این اختلال در بیماران دارای بازگشت وزن بهطور معنیداری بیشتر از بیماران بدون بازگشت وزن بود (P<0.05). شانس بازگشت وزن در افراد دارای اختلال BE متوسط و شدید به ترتیب 3.7 و 3.9 برابر افراد بدون اختلال BE بود. ارتباط آماری معنیداری بین متغیرهای جنس، تحصیلات، شغل و وضعیت تاهل با BE مشاهده نشد؛ اما در بین افراد دارای بازگشت وزن، شغل خانهداری با این اختلال ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اختلال زیادهخوری به عنوان عاملی موثر در بازگشت وزن بیماران در سالهای پس از جراحی به ویژه در افراد خانهدار مطرح است.
شمیم مسلمی، مقدسه جهانشاهی، فاطمه سادات حسینی، سمیه لیوانی، سیما بشارت، دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت بارداری در زنان نابارور به عوامل متعددی از جمله کیفیت تخمک، عوامل ایمنی و میزان پذیرش اندومتر بستگی دارد. برای ارزیابی میزان ذخیره تخمدان به سن، هورمون محرک فولیکولی، هورمون آنتی-مولرین و تعداد فولیکولهای آنترال تخمدان توجه میشود. این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین تعداد فولیکولهای آنترال (Antral Follicles Count: AFC) و هورمون آنتی-مولرین (Anti-Mullerian Hormone: AMH) با پاسخ تخمدانی در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 50 زن (میانگین سنی 33.88±5.32 سال) کاندیدای روشهای کمک باروری (Assisted Reproductive Technology: ART) مراجعه کننده به مرکز ناباروری نهال مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی در سال 1399 انجام شد. سطح هورمون آنتی-مولرین، هورمون تحریک کننده فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینیزه کننده (LH)، شمارش کامل سلولهای خونی (CBC)، آزمایشات عملکرد کبدی (LFT)، آزمایش عملکرد تیروئید (TFT)، میزان نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین (Cr) و پرولاکتین (PRL) با روش ارزیابی جذب ایمنی با واسطه واکنش آنزیمی (ELISA) و FSH با روش رادیوایمونواسی (RIA) اندازهگیری شدند. سونوگرافی واژینال برای تعیین تعداد فولیکولهای آنترال (AFC) در روز سوم قاعدگی انجام شد.
یافتهها: میانگین مدت ناباروری 4.8±2.8 سال بود. تعداد 33 نفر (66 درصد) از زنان ناباروری اولیه داشتند. در 35 نفر (70 درصد) علت ناباروری عامل زنانه بود. میانگین و انحراف استاندارد سطح سرمی هورمون آنتی-مولرین ng/ml 4.8±4 و تعداد فولیکولهای آنترال ng/ml 9±5 بود. پاسخ ضعیف تخمدان به درمان در 8 درصد موارد مشاهده شد. پاسخ تخمدانی ارتباط آماری معنیداری با تعداد فولیکولهای آنترال داشت (P<0.05). بین شاخصهای AFC و AMH و پاسخ تخمدانی رابطه آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: شاخصهای AFC و AMH میتوانند برای پیشبینی پاسخ تخمدانی در نظر گرفته شوند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|