43 نتیجه برای استرس
سحر صادق نژادی، رضا افریشم، امید سلیمانی فر، وسام کوتی، محمد آبرومند، صدیقه نجار اصل، علی خانه کشی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : شناسایی و پیشبینی تفاوتهای جنسی در پاسخهای زیستی رفتاری به عوامل استرسزای محیطی و تجربه استرس روانشناختی مورد توجه است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییرات میزان کورتیزول بزاقی تحت استرس روانشناختی و ارتباط آن با مرور ذهنی و ویژگیهای شخصیتی انجام گردید.
روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی 45 دانشجوی رشته پزشکی دو ماه قبل از امتحان پایان ترم، پرسشنامههای NEO-PI و کنترل هیجانی ECQ را تکمیل نمودند. نمونههای بزاق دانشجویان در شرایط بدون استرس امتحان (کنترل) و استرس امتحان جمعآوری و با تست الایزا اندازهگیری گردید.
یافتهها : تفاوت جنسی در مقدار کورتیزول بزاقی تحت استرس روانشناختی مشاهده نشد. بین میانگین مقدار کورتیزول بزاقی گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). بین ویژگی رواننژندی و مرور ذهنی با کورتیزول بزاقی رابطه مثبت (P<0.05) و بین بازبودن به تجربه و کنترل خشم با کورتیزول بزاقی رابطه منفی (P<0.05) یافت شد. رواننژندی، مرورذهنی و کنترل خشم میتوانند واریانس (32درصد) قابل توجهی از کورتیزول بزاقی تحت استرس امتحان را پیشبینی کنند.
نتیجهگیری : استرس سبب افزایش ترشح کورتیزول بزاقی بدون ارتباط با جنس میگردد و افراد با ویژگیهای شخصیتی متفاوت مستعد پاسخهای کورتیزولی بیشتر یا کمتر به استرس هستند.
مهدی محمدزاده، فاطمه بابائیفر، فرین بابائی،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : استرس اکسیداتیو موجب اختلال در فرایندهای مغزی مانند حافظه میگردد. پستهکوهی (Pistacia atlantica kurdica) حاوی ترکیبات آنتیاکسیدان، اسیدهای اولئیک و لینولئیک است. فلووکسامین یک داروی ضدافسردگی است که با مهار بازجذب سروتونین عمل میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی پستهکوهی و فلووکسامین بر حافظه فضایی موشهای صحرایی نر تحت استرس بیحرکتی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل تحت استرس بیحرکتی قرار نگرفت. گروه استرس فقط تحت استرس بیحرکتی، گروه پستهکوهی تحت استرس بیحرکتی و تجویز عصاره هیدروالکلی پستهکوهی (mg/kg/bw400)، گروه فلووکسامین تحت استرس بیحرکتی و تجویز فلووکسامین (mg/kg/bw 120) و گروه پستهکوهی توام با فلووکسامین تحت استرس بیحرکتی و تجویز عصاره هیدروالکلی پستهکوهی (mg/kg/bw400) و فلووکسامین (mg/kg/bw 120) بهصورت گاواژ قرار گرفتند. برای سنجش حافظه فضایی از آزمون ماز شعاعی استفاده شد. بعد از 21 روز از شروع مداخله، حیوانات تحت بیهوشی قرار گرفتند و بعد از خونگیری، میزان مالوندیآلدهید و کاتالاز در بافت هیپوکمپ و میزان کورتیکوسترون و گلوکز سرم اندازهگیری شد.
یافتهها : استرس بهطور معنیدار باعث افزایش زمان رسیدن به هدف، افزایش مالوندیآلدهید، کورتیکوسترون، گلوکز سرم و کاهش کاتالاز در گروه استرس در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05). در گروه دریافتکننده پستهکوهی و گروه پستهکوهی توام با فلووکسامین در مقایسه با گروه استرس زمان رسیدن به هدف، مالوندیآلدهید، کورتیکوسترون و گلوکز سرم بهطور معنیداری کاهش و کاتالاز بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). در حالی که فلووکسامین در مقایسه با گروه کنترل زمان رسیدن به هدف، مالوندیآلدهید و گلوکز سرم را بهطور معنیداری افزایش و میزان کورتیزول و کاتالاز را کاهش داد (P<0.05).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که استرس بیحرکتی باعث تضعیف حافظه و تیمار با فلووکسامین بهعنوان داروی ضدافسردگی باعث تشدید ضعف حافظه و تیمار با عصاره هیدروالکلی پستهکوهی باعث بهبود حافظه میگردد.
معصومه تاجیک، وحید خوری، عبدالجلال مرجانی، شهره تازیکی، محمدعلی ضیغمی، آزادرضا منصوریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : در پیش شرطی شدن ایسکمیک (ischemic preconditioning: IPC) قلب در دورههای کوتاهمدت دچار ایسکمی شده و لذا در صورت مواجهه با ایسکمی طولانی، قسمت اعظم ناحیه دچار ایسکمی از آسیب محافظت میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی لووتیروکسین با مکانیسم کاهش استرس اکسیداتیو در مدل پیش شرطی سازی ایسکمیک در قلب موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در در سه گروه 10 تایی انجام شد. در گروه ایسکمی پرفیوژن مجدد (IR) ، قلب حیوان در دستگاه لانگندورف قرار گرفت. در گروه IPC قبل از ایسکمی ماژور در معرض 4 دوره ایسکمی 5 دقیقهای همراه با پرفیوژن مجدد قرار گرفت. در گروه دریافت کننده داخل صفاقی لووتیروکسین با دوز 25 میکروگرم به ازای هر 100 گرم وزن حیوان، قلب در معرض ایسکمی پرفیوژن مجدد قرار گرفت. حجم ناحیه اینفارکت و میزان مالوندیآلدئید در بافت قلب سنجیده شد.
یافتهها : حجم ناحیه آسیبدیده گروه IR 26.55 میلیمتر مکعب، گروه IPC 11.11 میلیمتر مکعب و گروه دریافت کننده لووتیروکسین 12.56 میلیمتر مکعب تعیین شد. تزریق لووتیروکسین همانند IPC حجم ناحیه آسیبدیده را بهطور معنیداری نسبت به گروه IR پایین آورد (P<0.05). میزان مالوندیآلدئید در گروه IR 1328، در گروه IPC 777 و در گروه دریافت کننده لووتیروکسین 762 تعیین شد و در گروههای IPC و دریافت کننده لووتیروکسین نسبت به گروه IR کاهش نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : تزریق لووتیروکسین با ایجاد پیش شرطی سازی ایسکمیک سبب کاهش اثر سوء ایسکمی پرفیوژن مجدد در قلب موش صحرایی میگردد.
فاطمه ربیعی، کیانوش زهراکار، ولی اله فرزاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی زناشویی یکی از پدیدههایی است که زوجهای بسیاری درگیر آن هستند و از دلایل اصلی طلاق عاطفی بوده و در صورت عدم چارهاندیشی و درمان آن، زمینه را برای طلاق رسمی زوجین فراهم میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش ایمنسازی در برابر استرس برکاهش فرسودگی زناشویی زنان متاهل انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 30 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی آرام در شهر گرگان طی سال 1395 انجام شد. آزمودنیها به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوردی دادهها مقیاس فرسودگی زناشویی Pines سال 1996 بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنیهای هر دو گروه تکمیل گردید. گروه مداخله،آموزش ایمنسازی در برابر استرس را در 8 جلسه 2 ساعته به شیوه گروهی و هفتگی دریافت نمود. برای آزمودنیهای گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخلهای ارایه نگردید. در گروههای مورد مطالعه، فرسودگی زناشویی و مولفههای آن (خستگی جسمانی، روانی و عاطفی) مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: آموزش ایمن سازی در برابر استرس در کاهش فرسودگی زناشویی و مولفههای آن (خستگی جسمانی، روانی و عاطفی) در آزمودنیهای گروه مداخله در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ماهه مؤثر واقع شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش ایمنسازی در برابر استرس باعث کاهش فرسودگی زناشویی در زنان متاهل میگردد. لذا میتواند گزینه مداخلهای مناسبی در جهت کاهش مشکلات زناشویی و بهبود روابط زوجی محسوب گردد.
پریسا راجی، باقر سید علیپور، اکبر حاجی زاده مقدم،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فنوالریت (Fenvalerate) جزء حشرهکش پیرتیروئیدی است که سبب القاء استرس اکسیداتیو میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی سیر (Garlic Extract:GE) و N-استیلسیستئین (N-acetylcysteine: NAC) بر استرس اکسیداتیو ناشی از القاء فنوالریت بر سرم و بیضه موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی بهطور تصادفی در 7 گروه 6 تایی قرار گرفتند. گروهها شامل کنترل، شم (نرمال سالین)، گروه تجربی اول دریافت کننده داخل صفاقی N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw)، گروه تجربی دوم دریافت کننده فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی سوم دریافت کننده عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی چهارم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) و گروه تجربی پنجم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) بودند. تزریق فن والریت بهصورت داخل صفاقی به مدت 7 روز متوالی برای گروههای تجربی انجام شد. پس از آن برای 10 روز متوالی N-استیل سیستئین و عصاره سیر تزریق شد. در این مطالعه از یکچهلم LD50 فنوالریت استفاده شد. بعد از خونگیری، جداسازی سرم و بیضه، فعالیت آنزیمهای کاتالاز (activity of the catalase: CAT)، گلوتاتیون s-ترانسفراز (Glutathione S-transferase: GST)، سطح مالوندیآلدئید (malondialdehyde: MDA) و آنتیاکسیدان تام (total antioxidant capacity: TAC) اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: سطح MDA سرم و بیضه گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و نیز عصاره هیدروالکلی سیر در ترکیب با N-استیل سیستئین باعث کاهش آماری معنیدار MDA در مقایسه با گروه فنوالریت در بیضه و سرم شد (P<0.05). سطح TAC سرم در گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). سطح TAC سرم در گروههای تجربی سوم، چهارم و پنجم در مقایسه با گروه فنوالریت افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). فعالیت GST سرم در گروه فنوالریت نسبت به کنترل افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب باهم باعث کاهش آماری معنیدار GST سرم در مقایسه با گروه دریافت کننده فن والریت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: فنوالریت در دوز پایین (10mg/kg/bw) سبب ایجاد استرس اکسیداتیو میشود. تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب با هم، میتوانند آسیب ناشی از فنوالریت را بهبود دهند.
وحید آقاجانی، مرضیه نظری، رامین شعبانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو بیماری مزمنی است که با افزایش گلوکز سرم و اختلال در عملکرد انسولین همراه است. تمرینات ورزشی و مکمل زعفران به عنوان دو عامل موثر در پیشگیری از عوارض دیابت نوع دو شناخته شدهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرینات هوازی و مقاومتی به همراه مصرف مکمل زعفران برگلوتاتیون پراکسیداز و مالون دی آلدهید مردان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 36 مرد مبتلا به دیابت نوع دو به صورت تصادفی در شش گروه شاهد، دارونما، تمرین هوازی، تمرین هوازی با مصرف مکمل، تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی با مصرف مکمل قرار گرفتند. تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه و تمرین مقاومتی با شدت 65 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه به مدت هشت هفته انجام شد. مقدار مکمل زعفران روزانه 3 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بود. غلظت مالون دی آلدهید و گلوتاتیون پراکسیداز در پیش و پس از ناشتایی 12 ساعته اندازهگیری شد.
یافتهها: کاهش آماری معنیداری در سطح استراحتی مالون دی آلدهید در گروههای دارونما و تمرینات هوازی با مکمل قبل از مداخله مشاهده شد (P<0.05). پس از مداخله، سطح گلوتاتیون پراکسیداز در گروههای تمرینات هوازی با مکمل، تمرینات مقاومتی و تمرینات مقاومتی با مکمل افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین هوازی و مقاومتی و ترکیب آن با مصرف زعفران در کاهش تعادل پراکسیدانی و افزایش آنتیاکسیدانی روش موثری باشد.
فاطمه ربیعی، کیانوش زهراکار، ولی اله فرزاد،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات نامطلوب و مخرب استرس در زندگی بسیاری از زوجین زمینهساز فرسودگی زناشویی است و به دنبال آن کیفیت رابطه زناشویی زوجین تحت تاثیر قرار میگیرد. این مطالعه به منظور اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر فرسودگی زناشویی زنان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 30 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی با نمرات پرسشنامه تکمیل شده فرسودگی زناشویی بالای 75 امتیاز، طی سال 1395 انجام شد. آزمودنیها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری روش پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری (گروه مداخله) و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله در دوره 8 جلسهای آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. برای آزمودنیهای گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخلهای ارایه نشد. ابزار گردآوردی دادهها مقیاس فرسودگی زناشویی Pines سال 1996 بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنیهای هر دو گروه تکمیل گردید. در گروههای مورد مطالعه، مؤلفههای فرسودگی زناشویی شامل خستگی جسمانی، خستگی روانی و خستگی عاطفی مقایسه و ارزیابی شد.
یافتهها: آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی سبب کاهش معنیدار فرسودگی زناشویی و مؤلفههای آن (خستگی جسمانی، خستگی روانی و خستگی عاطفی) در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در پایان مداخله و نیز و بعد از پیگیری یک ماهه گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی روش مداخلهای مناسبی برای کاهش سطح فرسودگی زناشویی زنان است.
شیدا علیخانی، فرین بابائی بالدرلو، صمد زارع،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: محدودیت غذایی میتواند اثرات مفید یا مخرب بر عملکردهای مغز از جمله یادگیری و حافظه داشته باشد. همچنین گیرندههای دوپامینی در فرآیند یادگیری و بازخوانی اطلاعات دخالت دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر همزمان محدودیت غذایی و مهار گیرنده D2 دوپامینی بر حافظه فضایی موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 60 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در 6 گروه 10 تایی شامل کنترل، محدودیت غذایی 25درصد، 50درصد، 75درصد، سولپیراید (آنتاگونیست گیرنده D2، mg/kg/day ip4)، محدودیت غذایی 75 درصد دریافت کننده سولپیراید قرار گرفتند و بهمدت 21 روز تیمار شدند. برای سنجش حافظه از ماز شعاعی هشتبازویی استفاده شد. سپس میزان کاتالاز و مالوندیآلدهید هیپوکامپ اندازهگیری گردید.
یافتهها: محدودیت غذایی 25درصدی منجر به کاهش 11.8 درصد زمان سپری شده برای یافتن غذا در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05). محدودیت غذایی 75درصدی و یا تزریق سولپیراید این زمان را به ترتیب به میزان 24.4 درصد و 18.3 درصد بهطور معنیدار افزایش داد (P<0.05). گروه 75درصد محدودیت غذایی دریافت کننده سولپیراید نسبت به تمامی گروهها بیشترین افزایش معنیدار زمان یافتن غذا را نشان دادند (P<0.05). فعالیت کاتالاز فقط در گروههای محدودیت غذایی 75درصد بهمیزان 17.6 درصد و 22.2 درصد کاهش معنیدار نشان داد (P<0.05). میزان تولید مالوندیآلدهید در گروههای محدودیت غذایی 75درصد بهمیزان 50.2 درصد و 59.3 درصد و دریافت کننده سولپیراید بهمیزان 31.2 درصد به طور معنیدار در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: همزمانی اعمال محدودیت غذایی و مهار گیرندههای D2 دوپامین، منجر به افزایش سطوح پرواکسیدانی هیپوکامپ و تشدید اختلال حافظه موشهای صحرایی میگردد.
مسعود شایسته آذر، میثاق شفیع زاد، مانی محمودی، سیدحمزه حسینی، فاطمه محمدنژاد، سیده صفا کاظمی، مجتبی حاجی حسینی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حوادث رانندگی از شایعترین علل ایجاد کننده اختلالات روانی مرتبط با تروما است. این مطالعه به منظور مقایسه علایم اختلال استرس پس از سانحه (Post-Traumatic Stress Disorder: PTSD) در بیماران دچار شکستگی دررفتگی ستون مهرهای کمری ناشی از سوانح جادهای با افراد عادی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 100 بیمار دچار شکستگی دررفتگی ستون مهرهای کمری ناشی از سوانح جادهای که بعد از روز هفتم در بخشهای ارتوپدی و ترومای مرکز آموزشی درمانی بیمارستان امام خمینی ساری بستری بودند؛ طی 6 ماه بعد از بستری انجام شد. دادههای جمعآوری شده با 100 فرد فاقد آسیب با استفاده از پرسشنامه تاثیر رویداد تجدید نظر شده Weiss و Marmar (Impact of Event Scale – Revised: IES-R) مقایسه گردید.
یافتهها: بین PTSD با سن، جنس، وضعیت تاهل و تحصیلات افراد دو گروه رابطه آماری معنیداری یافت نشد. در تمامی زیرمقیاسهای مربوط به اثر رویداد یعنی شاخصهای اجتناب، افکار مزاحم، و بیش برانگیختگی، میانگین نمره شرکتکنندگان در گروه مورد بهطور معنیداری بالاتر از میانگین نمرات افراد در گروه شاهد بود (P<0.05). میانگین نمره کل مقیاس اثر رویداد نیز در گروه مورد بهطور معنیداری بالاتر از میانگین مزبور در گروه شاهد بود (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده نقش مهم سوانح جادهای در شکلگیری علایم PTSD است.
فرهاد پاشازاده، اصغر توفیقی، سیامک عصری رضایی، جواد طلوعی آذر،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیس فنول A (Bisphenol A: BPA) مونومر اپوکسیرزینها و پلاستیکهای پلیکربنات است که نقش مهمی در پاتوژنز بیماریهای قلبی - عروقی ایفا میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات هوازی بر شاخصهای استرس اکسیداتیو در بافت قلب موشهای صحرایی نر به دنبال مسمومیت با بیس فنول A انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 20 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به 4 گروه 5 تایی شامل شاهد، تمرین هوازی (تجربی اول)، گروه BPA (تجربی دوم) و گروه BPA توام با تمرین هوازی (تجربی سوم) تقسیم شدند. گروههای شاهد و تمرین هوازی با روغن زیتون و گروههای تجربی دوم و سوم با BPA (100 میکروگرم/کیلوگرم) به صورت داخل صفاقی به مدت 30 روز تیمار شدند. برنامه تمرینی شامل 25 تا 64 دقیقه دویدن با شدت 57 تا 75 درصد اکسیژن مصرفی، 5 جلسه در هفته طی دو ماه بود. سپس شاخصهای استرس اکسیداتیو بافت قلبی شامل GPX ، SOD ، TAC ، MDA ، CAT و AOPP ارزیابی شدند.
یافتهها: القاء مسمومیت با BPA باعث افزایش معنیدار در فعالیت آنزیمهای SOD و GPX، کاهش در فعالیت آنزیم CAT و سطوح TAC و افزایش در سطوح AOPP و MDA در مقایسه با موشهای گروه شاهد شد (P<0.05). این در حالی است که فعالیت تمرین ورزشی هوازی بهدنبال مسمومیت با BPA بهطور معنیداری از شدت استرس اکسیداتیو ناشی از BPA کاست. تمرین ورزش هوازی در موشهای با مسمومیت BPA سبب کاهش فعالیت آنزیمهای GPX و SOD و افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز در مقایسه با گروه مسموم بدون تمرین گردید (P<0.05). همچنین در گروه تمرین هوازی میزان MDA و AOPP در مقایسه با گروه مسموم بدون تمرین کاهش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: فعالیت تمرین ورزشی هوازی اثرات تعدیلی در مقابل مسمومیت با BPA را در ایجاد استرس اکسیداتیو قلبی دارد. تمرینات هوازی با افزایش مقادیر آنزیمهای آنتیاکسیدانتی میتواند نقش مهمی در تعدیل استرس اکسیداتیو القا شده توسط BPA داشته باشد.
حسین باقرزاده شش پل، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: نوشتن در مـورد هیجانها و نگرانیها، سبب بهبود در عملکرد سیستم خودمختار، سیستم ایمنی و سـلامت جسمی و روانی میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر روایت نویسی بر شدت استرس همراهان بیماران بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سوکور روی 106 همراه بیمار بزرگسال بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. همراهان بیمار در دو گروه 53 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه سنجش استرس (DASS21) جمعآوری شدند. مداخله در این مطالعه شامل مکتوب نمودن احساسات، افکار و تجربیات در خصوص مسایل مرتبط با بیمار بستری و بخش مراقبت ویژه به صورت روزانه به مدت هفت روز در دفترچه برای گروه مداخله بود.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار شدت استرس کلی به دنبال مداخله، به صورت معنیداری در گروه مداخله (7.89±22.64 در مقابل 8.2±17.15) کاهش یافت (P<0.05). در سه حیطه استرس، اضطراب و افسردگی بین دو گروه مطالعه، ارتباط آماری معنیدار دیده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: روایت نویسی باعث کاهش شدت استرس در همراهان بیماران بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه میگردد.
فاطمه قادری، فاطمه لیوانی، لیلا کاشانی،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یکی از شایعترین بیماریهای التهابی پوست بوده و 50-37 درصد از بیماران تشدید علایم بیماری را به دنبال استرسهای روانی گزارش نمودهاند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلالات شخصیتی بیماران مبتلا به پسوریازیس در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 128 بیمار مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک درماتولوژی مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی و کلینیکهای خصوصی شهر گرگان طی سال 1398 انجام شد. ابتدا شدت پسوریازیس بر اساس شاخص تعیین شدت پسوریازیس (Psoriasis Area and Severity Index: PASI) تعیین شد. سپس اختلالات شخصیتی با استفاده از پرسشنامه چند محوری میلون MCMI-III ارزیابی گردید.
یافتهها: میانگین سنی بیماران پسوریازیس 12.91±40.84 سال و مدت بیماری 7.62±8.87 سال بود. 72.7% بیماران زن بودند. فراوانی بیشترین اختلالات شخصیتی در بیماران پسوریازیس به ترتیب شامل اختلال نمایشی (22.7%)، افسرده (6.3%) و وسواسی (3.1%) تعیین شد. بین اختلال نمایشی (شایعترین اختلال شخصیت) با شدت بیماری، سطح تحصیلات و نوع درمان اختلاف آماری معنیدار مشاهده گردید (P<0.05). اختلال شخصیت افسرده با سطح تحصیلات، جنسیت، شغل و قومیت ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اختلال نمایشی، شایعترین اختلال شخصیتی در بیماران مبتلا به پسوریازیس بود.
سیدجواد موسوی، محمدحسین قینی، اشکان سنایی راد، نرگس حدادزاده نیری، مهرداد روغنی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آکریلآمید مادهای نوروتوکسیک است که با ایجاد عدم تعادل بین تولید و حذف رادیکالهای آزاد، استرس اکسیداتیو را افزایش میدهد و در پاتوژنز بعضی از بیماریهای نورودژنراتیو دخیل است. تیموکینون که از گیاه سیاهدانه استخراج میشود؛ دارای اثرات برجسته آنتیاکسیدانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تیموکینون بر استرس اکسیداتیو و تعداد نورونهای هیپوکامپ بهدنبال تجویز آکریلآمید در موش صحرایی نر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده سنی 10 تا 12 هفته و وزن 180 تا 200 گرم انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی به 4 گروه 7 تایی کنترل، آکریل آمید و دو گروه آکریل آمید تحت تیمار با تیموکینون (1 یا 5 میلیگرم بر کیلوگرم) تقسیم شدند. برای القای آسیب بافتی مغز، آکریلآمید به میزان 50 میلیگرم بر کیلوگرم به فرم داخل صفاقی تزریق شد. موشها دو روز پس از تزریق آکریلآمید، کشته شدند و اندازهگیری مالوندی آلدئید، گلوتاتیون احیا و کاتالاز در نمونه هموژنه هیپوکامپ انجام شد. بررسی تعداد نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ با رنگآمیزی نیسل صورت گرفت.
یافتهها: تزریق آکریلآمید سبب افزایش آماری معنیدار سطح مالوندیآلدئید و کاهش فعالیت کاتالاز و گلوتاتیون احیا نسبت به گروه کنترل شد (P<0.05). تجویز تیموکینون با دوز 5 میلیگرم بر کیلوگرم سبب کاهش معنیدار سطح مالوندیآلدئید و افزایش فعالیت کاتالاز و گلوتاتیون احیا نسبت به گروه آکریلآمید شد (P<0.05). تعداد نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ در گروههای مختلف تفاوت معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: تیموکینون به صورت وابسته به دوز میتواند سبب بهبود شاخصهای استرس اکسیداتیو گردد.
مهدی وحید بالان، محمدرضا نصیرزاده،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: وینکریستین به عنوان یک داروی ضدسرطان مهم، برای کبد بسیار سمی است. رزوراترول یک پلی فنل طبیعی است که در منابع گیاهی مختلف یافت میشود. مطالعات چندی نشاندهنده اثرات ضدالتهابی و آنتیاکسیدانی رزوراترول هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظت کبدی و آنتیاکسیدانی رزوراترول در برابر سمیت ناشی از وینکریستین سولفات روی موش سوری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 32 سر موش سوری ماده بالغ نژاد NMRI با وزن 20 تا 25 گرم به طور تصادفی به 4 گروه 8 تایی شامل گروه کنترل، گروه وینکریستین، گروه وینکریستین + رزوراترول و گروه رزوراترول تقسیم شدند. موشها داروی وینکریستین را بهصورت صفاقی با دوز mg/kg/bw3 هفتهای یکبار به مدت 4 هفته و رزوراترول را با دوز mg/kg/bw30 به مدت 28 روز از طریق گاواژ معدی دریافت کردند. در پایان مطالعه میزان فعالیت آنزیمهای کبدی ALT وAST سرم اندازهگیری شد. فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان شامل GPX، SOD، سطح مالون دیآلدئید و میزان ظرفیت تام آنتی اکسیدانی کبد اندازهگیری شد.
یافتهها: فعالیت آنزیمهای کبدی ALT و AST و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان SOD و GPX در گروه وینکریستین در مقایسه با گروه کنترل کاهش و سطح مالون دیآلدئید افزایش معنیداری یافت (P<0.05). همچنین تیمار با رزوراترول در گروه وینکریستین + رزوراترول در مقایسه با گروه وینکریستین موجب بهبود معنیدار پارامترهای مورد ارزیابی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: رزوراترول در برابر آسیب اکسیداتیو القاشده توسط وینکریستین در بافت کبد موش سوری اثر محافظتی و آنتیاکسیدانی دارد.
فاطمه حسن زاده دولت آبادی، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان، سیدعلی حسینی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به نقش رژیم غذایی مناسب و استفاده از آنتیاکسیدانهای طبیعی در کنار فعالیت ورزشی، توجه محققین برای بهرهگیری بیشتر از اثرات تمرین برای بهبود متابولیسم سلولی جلب شده است. علیرغم نقش مطلوب تمرینات ورزشی و استفاده از آنتیاکسیدانها بر سلامت قلب، اثر همزمان تمرینات ورزشی و مصرف برهموم (تهیه شده توسط زنبور عسل)، هنوز شناخته نشده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی و برهموم در برابر استرس اکسایشی و سلولی میوکارد و بیان ژنهای HSP72 و NF-kB در موشهای صحرایی اورکتومی دیابتی شده با استروپتوزتوسین انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 36 سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگو-داولی با سن 12 تا 16 هفته و وزن 220 تا 250 گرم انجام شد. تعداد 6 سر موش صحرایی در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. 30 سر موش صحرایی اورکتومی شده با تزریق تک دوز صفاقی استروپتوزتوسین (mg/kg 40) دیابتی شدند. سپس حیوانات اورکتومی دیابتی شده به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل اورکتومی دیابتی، شم، برهموم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم تقسیم شدند. گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم به مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته با 75-55 درصد سرعت بیشینه تمرین کردند. گروههای برهموم و تمرین استقامتی + برهموم ، برهموم را mg/kg/day 100 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند. سپس سطح PAB (Pro-oxidant-antioxidant balance) و بیان ژنهای HSP72 و NF-kB سنجیده شدند.
یافتهها: در گروههای برهموم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم مقادیر بیان ژنی HSP72 بهطور معنیداری بالاتر و مقادیر NF-kB و MDA به طور معنیداری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی تعیین شد (P<0.05). مقادیر HSP72 در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری بالاتر از گروه برهموم و مقادیر NF-kB در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری کمتر از گروه برهموم تعیین شد (P<0.05). همچنین مقادیر PAB در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی بود (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرین و مصرف برهموم بهطور سینرژیستی موجب بهبود مسیر محافظتی HSP72 و کاهش استرس اکسیداتیو در بافت قلب متعاقب شرایط نقص عملکرد استروژن و دیابت میگردد. هر چند اثر تعاملی این دو به انجام تمرین استقامتی وابسته است.
آسیه اسماعیلی ایرانی، بهاره نیکوزر، مریم اربابیان، مرضیه تولائی، محمدحسین نصر اصفهانی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیاکسیدان اپیژنین (Apigenin: AP) یک فلاونوئید طبیعی، غیرموتاژن و کمتر سمی است که دارای فعالیتهای فارموکولوژیکی مانند ضد سرطان، ضد ویروسی، ضد باکتریایی، ضد آپوپتوز و ضد التهاب است. این آنتی اکسیدان به راحتی توسط سلول دریافت میشود و به DNA اسپرم متصل شده و تشکیل کمپلکس DNA-AP میدهد؛ لذا به این صورت از DNA اسپرم محافظت میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر آنتی اکسیدانی اپیژنین بر کیفیت اسپرم انسانی پس از فریز – ذوب انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 10 نمونه نورموزواسپرمی تحت شرایط فریز - ذوب قرار گرفتند و تستهای عملکردی اسپرم در غلظتهای متفاوت اپیژنین شامل 0.4 ، 0.2 ، 0.1 و 0.05 میلیمولار مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: کیفیت کل پارامترهای اسپرمی و تستهای عملکردی پس از فریز نسبت به قبل از فریز کاهش یافت. در بین غلظتهای اپیژنین، فقط در غلظت 0.2 میلی مولار اپیژنین، بهبود درصد هیستون اضافه، کمبود پروتامین و سلامت DNA اسپرم نسبت به کنترل مشاهده شد و این یافته از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: استفاده از اپیژنین با غلظت 0.2 میلیمولار طی فریز – ذوب باعث بهبود تستهای عملکردی اسپرم میگردد.
فاطمه آقایی، مجید وحیدیان رضازاده، کیوان حجازی*،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس اکسیداتیو میتواند به سلولها، پروتئینها و DNA آسیب برساند و در فرایند پیری نقش داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین پیلاتس و مکمل لیسیوم بارباروم بر شاخصهای استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 49 زن سالمند غیرفعال انجام شد. آزمودنیها به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 4 گروه شامل کنترل، مکمل، تمرین و تمرین توام با مکمل تقسیم شدند. پروتکل برنامه تمرین طی شش هفته، هر هفته سه جلسه به مدت45 تا60 دقیقه با شدت 50 تا70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه اجرا شد. گروه مکمل لیسیوم بارباروم به میزان ۱۴ گرم روزانه مصرف کردند. شاخصهای استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن مورد مقایسه قرار گرفت. سطح فعالیت جسمانی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی فعالیت جسمانی Kaiser (Kaiser physical activity survey) و وضعیت تندرستی نمونهها با استفاده از پرسشنامه تعیین آمادگی برای فعالیت بدنی (Physical Activity Readiness Questionnaire: PAR-Q) تعیین شد.
یافتهها: میزان مالوندیآلدئید در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میزان مالوندیآلدئید در گروه تمرین و گروه مکمل در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنیدار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل از نظر آماری معنیدار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل و نیز در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنیداری نداشت؛ اما در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرین منظم با شدت متوسط و مکمل لیسیوم بارباروم منجربه بهبود عملکرد آنتیاکسیدانی و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال گردید.
زکیه صلبی، غلامحسن واعظی، عباسعلی دهپور جویباری، ناهید مسعودیان، ویدا حجتی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سدیم والپروات (Sodium valproate: SV) یک داروی ضدصرع پرکاربرد است؛ اما استفاده درمانی از آن به دلیل توانایی آن در ایجاد استرس اکسیداتیو محدود است. رزوراترول، یک پلی فنل طبیعی با خواص آنتی اکسیدانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر رزوراترول بر استرس اکسیداتیو القا شده ناشی از مواجهه تحت سدیم والپروات در بافت هیپوکامپ مغز جنینهای موش سوری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش ماده باردار نژاد BALB/c به پنج گروه هشت تایی شامل کنترل، سدیم والپروات mg/kg/bw 40، سدیم والپروات mg/kg/bw40 + رزوراترول 0.6 mg/kg/bw ، سدیم والپروات mg/kg/bw 40 + رزوراترول 0.35 mg/kg/bw و سدیم والپروات mg/kg/bw 40 + رزوراترول 0.225 mg/kg/bw تقسیم شدند. سدیم والپروات روزانه به روش دهانی و رزوراترول روزانه به صورت داخل صفاقی تجویز شد. در روز 8 تا 18 بارداری مداخلات دارویی شروع و تازمان تولد نوزادان ادامه یافت. در روز 18 بارداری موشهای مادر تحت بیهوشی قرار گرفتند و 8 جنین مربوط به هر گروه جدا گردید. پس از بیهوشی جنینها، بافت مغز جدا شد. سپس پارامترهای استرس اکسیداتیو از جمله میزان مالوندیآلدید (MDA) برحسب nmol/mg به عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی، تغییرات سطح گلوتاتیون (GSH) برحسب µg/mg و تغییرات سطح پروتئین کربونیل (PC) برحسب nmol/mg در بافت هیپوکامپ مغز ارزیابی شدند.
یافتهها: سدیم والپروات موجب ایجاد استرس اکسیداتیو از طریق افزایش MDA (4.8 nmol/mg) و PC (51.4 nmol/mg) و نیز کاهش GSH (31.86 μg/mg) در بافت مغزی نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05). رزوراترول با یک روند وابسته به غلظت باعث کاهش استرس اکسیداتیو از طریق کاهش MDA وPC به ترتیب با مقادیر 3.02 nmol/mg و 37.21 nmol/mg و همچنین افزایش GSH (49.76 μg/mg) در بافت مغزی شد. و بیشترین اثر در غلظت 0.6 mg/kg/bw بود که نسبت به گروه SV از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده از سدیم والپروات به همراه رزوراترول موجب کاهش التهاب و عوامل ناشی از استرس اکسیداتیو در جنین موش میگردد.
محمد شکرزاده، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد کرمی، سمانه سادات بشارت،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دوستاکسل یکی از داروهای شیمیدرمانی موثر برای درمان سرطان ریه است؛ اما اثرات جانبی و سمیت سلولی آن محدودیتهایی در کاربرد آن ایجاد کرده است. ترکیبات طبیعی مانند کارواکرول و تیمول به دلیل خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی بهعنوان عوامل کمکی برای کاهش سمیت و افزایش اثربخشی داروهای شیمیدرمانی مورد توجه قرار گرفتهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر همافزایی کارواکرول و تیمول بر سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در رده سلولی A549 با ارزیابی حیات سلولی و استرس اکسیداتیو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی اپیتلیال مشتق شده از بافت سرطانی ریه (A549) در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طی سال 1402 انجام شد. سلولهای A549 تحت پیش تیمار با غلظتهای مختلف کارواکرول و تیمول (5، 10، 20، 40، 80 ،100 و 200 میکروگرم بر میلیلیتر) با دوز آسیبزای دوستاکسل (8.92 میکروگرم بر میلیلیتر) در بازه زمانی 48 ساعت قرار گرفتند. سمیت سلولی توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان ROS سلول با معرف DA-DCFH و میزان MDA با استفاده از معرف تیوباربیتوریک اسید (TBA) انجام شد.
یافتهها: کارواکرول و تیمول اثرات سیتوتوکسیک دوستاکسل را در غلظتهای 5-200 میکروگرم بر میلیلیتر کاهش دادند (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که کارواکرول و تیمول در غلظت 200 میکروگرم بر میلیلیتر (1.64±98.11%) نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر (2.03±54.64%) اثر افزایشی بارزتری از خود نشان دادند. از طرفی این دو ترکیب بهطور معنیدار استرس اکسیداتیو ناشی از دوستاکسل را از طریق کاهش تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) و مالوندیآلدهید (MDA) اعمال کردند. (P<0.05). بهطوری که در غلظت 200 میزان ROS و MDA به ترتیب 0.09±13.57% و 0.003±0.55% نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب 0.59±20.50% و 0.01±0.98% اثر مهاری بارزتری بر رشد سلولهای سرطانی از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: کارواکرول و تیمول به عنوان ترکیبات پتانسیل بالا در بهبود عملکرد سلولی و کاهش سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در سلولهای سرطانی A549 موثر ارزیابی شدند.
الهه قره خانی، مرضیه مجرد، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلیهها بهدلیل فعالیت متابولیکی بالا و خونرسانی غنی، در شرایط پاتولوژیک در معرض سطوح بالایی از رادیکالهای آزاد اکسیژن قرار میگیرند و به همین دلیل نسبت به استرس اکسیداتیو آسیبپذیر هستند. عوامل نفروتوکسیک مانند سیس پلاتین، آمینوگلیکوزیدها و عوامل رادیوکنتراست، باعث تولید رادیکالهای اکسیژن آزاد در سلولهای لوله کلیوی میشوند که منجر به پراکسیداسیون لیپیدی، اکسیداسیون پروتئین و اختلال عملکرد میتوکندری میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ال آرژنین بر سمیت کلیوی ناشی از آمیکاسین در رده نرمال سلول کلیوی (Vero) با ارزیابی پارامترهای استرس اکسیداتیو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در محیط In Vitro بر روی رده نرمال سلولهای کلیوی (Vero) خریداری شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک انجام شد. میزان سلولهای کشت داده شده برای تمامی تستها برابر با 105 سلول بود. پیش از القای سمیت با آمیکاسین (653.2 µg/ml) به مدت 24 ساعت با غلظتهای مختلف ال – آرژنین (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) پیش تیمار شدند. سپس برای ارزیابی اثر ال – آرژنین بر وضعیت استرس اکسیداتیو، متغیرهای مالوندیآلدئید، زندهمانی سلولی و گونههای فعال اکسیژن اندازهگیری شدند.
یافتهها: در آزمایشات مربوط به اندازهگیری سطح رادیکالهای آزاد اکسیژن و زندهمانی سلولی تمامی غلظتهای مورد استفاده ال – آرژنین (108، 216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنیدار سطح رادیکالهای آزاد اکسیژن به ترتیب با مقادیر 30±1.5، 28±1.4 ، 25±1.2 و 21±1.0 و افزایش زندهمانی سلولها به ترتیب با مقادیر 55±5.2 ، 64±3.8 ، 72±2.9 و 84±4.7 گردید (P<0.05). در آزمایش مربوط به اندازهگیری پراکسیداسیون لیپیدی، تنها سلولهای دریافت کننده ال آرژنین 108 میکرومولار کاهش معنیداری در سطح مالون دی آلدئید نداشتند و باقی غلظتهای ال – آرژنین (216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنیدار مالوندیآلدئید به ترتیب با مقادیر 0.80±0.02 ، 0.74±0.03 و 0.66±0.01 شدند (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده توانایی ال-آرژنین در پارامترهای زندهمانی سلول کلیوی و افزایش گلوتاتیون (GSH) در تمامی غلظتها (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) بود. ال-آرژنین در غلظتهای 216، 430 و 860 میکرومولار توانست بهطور معنیداری باعث کاهش پراکسیداسیون لیپیدی شود.