[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87083068
h-index3617
i10-index25669
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
64 نتیجه برای Ros

حسین فخرزاده، فرشاد شریفی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

جمعیت سالمندان ایران به سرعت در حال افزایش است. در حال حاضر بیش از 5 میلیون نفر از ایرانیان در سنین سالمندی به سر می‌برند که بالغ بر 26/7 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. تخمین زده می‌شود تا 20 سال آینده جمعیت سالمندان ایران به بیش از 10درصد کل جمعیت کشور خواهد رسید. تغییرات فیزیولوژیک و ساختمانی سیستم قلب و عروق در سالمندی عبارتند از ضخیم‌تر شدن دیواره رگ‌ها، کاهش توان استراحت (relaxation) در زمان دیاستول، عدم توانایی افزایش برون‌ده قلبی به صورت مؤثر در زمان انجام فعالیت، پاسخ‌دهی کمتر عضله قلب به تحریکات سیستم سمپاتیک و آدرنالین، عدم توانایی برقرار نگهداشتن فشارخون در هنگام برخاستن می‌باشند. با ورود به دوران سالمندی با شیوع بیشتر بیماری‌های قلبی عروقی به خصوص انفارکتوس قلبی، stroke ، افزایش فشارخون مجرد سیستولی (isolated systolic hypertensio)، افت فشارخون ارتوستاتیک، تنگی ناشی از کلسیفیه شدن دریچه آئورت، حملات سنکوپ ناشی از آریتمی‌های قلبی مانند سندرم سینوس بیمار (Sick Sinus Syndrome)، وقفه کامل قلبی (complete heart block) و فیبریلاسیون دهلیزی مواجه می‌شویم. تغییرات قلبی عروقی در سالمندان بر کیفیت زندگی و طول عمر آنها تاثیر نامطلوب می‌گذارد. بیماری عروق کرونر شایع‌ترین علت مرگ در سالمندان است؛ با این حال آریتمی‌های قلبی و بیماری‌های دریچه‌ای قلب نیز در این سنین اهمیت ویژه‌ای دارد. تشخیص این اختلالات در سالمندان توجه ویژه‌ای می‌طلبد؛ زیرا ممکن است همراه شدن تغییرات ساختمانی فیزیولوژیک ناشی از افزایش سن با بیماری قلبی عروقی، بروز علائم کلاسیک بیماری را با تغییر شکل مواجه کند و منجر به تاخیر در درمان این بیماران گردد. سالمندی زیستی که به وسیله طول تلومرهای کروموزومی ارزیابی می‌شود؛ در بروز بیماری‌های مختلف و قلبی عروقی به خصوص بیماری‌های کرونر قلب و نارسایی مزمن قلبی مؤثر است. همچنین سالمندی زیستی می‌تواند اختلاف استعداد بین افراد مختلف را در ابتلاء به بیماری‌های قلب و عروق توجیه نماید.
آرش خاکی، معین بهروز،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : در زندگی مدرن، انسان در معرض میدان‌های الکترومغناطیس قرار دارد. مطالعات نشان داده‌اند که میدان‌های الکترومغناطیس تولید شده قادر به ایجاد اختلالات بیولوژیکی می‌باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر میدان الکترومغناطیسی بسیار ضعیف بر ساختار بافتی قلب موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش ‌صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 100-150 gr و سن 5 هفته انجام شد. موش‌ها به صورت تصادفی در دو گروه 15 تایی کنترل و تجربی قرار گرفتند. موش‌های گروه کنترل در معرض میدان الکترومغناطیسی قرار نگرفتند. گروه تجربی به مدت 2 ماه ، روزانه 8 ساعت در معرض میدان الکترومغناطیس با شدت یک‌میلی‌تسلا و فرکانس 50 هرتز قرار گرفتند. در پایان 2 ماه، موش‌ها با استفاده از کلروفرم بیهوش و از بطن چپ قلب نمونه‌‌برداری شد. نمونه‌ها داخل فرمالین بافر 10 درصد قرار گرفتند. پس از آماده‌سازی بافتی، مقاطع 6 میکرونی با هماتوکسیلین- ائوزین رنگ‌آمیزی شدند و با استفاده از میکروسکوپ نوری ساختار بافتی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها : در بافت و سلول‌های عضله قلبی گروه کنترل هیچ گونه تغییرات بافتی مشاهده نشد. در گروه تجربی بهم‌خوردن شدید نظم بافتی، پلوئومرف شدن هسته سلول‌های عضلانی، ایجاد فضاهای خالی اطراف هسته، سیتوپلاسم نامشخص و بافت فیبروتیک مشاهده گردید. همچنین تعداد و اندازه سلول‌ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت و نکروز از نوع انعقادی و واکوئلاسیون سیتوپلاسم در بافت قلبی مشاهده شد. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که میدان الکترومغناطیسی بسیار ضعیف به مدت دو ماه باعث تغییرات پاتولوژیک سلول‌ها و بافت قلبی موش صحرایی می‌گردد.
مریم طهرانی پور، مهتاب ملاشاهی، بی بی زهرا جواد موسوی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : به دنبال قطع عصب یا کمپرسیون، مرگ جسم سلولی نورون‌های حرکتی نخاع اتفاق می‌افتد. قطع عصب از جمله عواملی است که باعث تخریب جسم سلولی نورون‌های شاخ قدامی نخاع می‌شود. گونه Prosopis Farcta از خانواده Leguminosae و زیرخانواده Mimosaceae است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره اتانولی غلاف گیاه جغجغه (Prosopis Farcta) بر دانسیته نورون‌های شاخ قدامی پس از قطع عصب نخاعی موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 3 ماهه با وزن تقریبی 350-300 گرم انجام شد. از غلاف گیاه جغجغه عصاره الکلی به روش سوکسله تهیه شد. موش‌ها به‌طور تصادفی به 5 گروه 6 تایی شامل گروه A (کنترل)، گروه B (کمپرسیون)، گروه C (کمپرسیون + تیمار با عصاره الکلی غلاف گیاه جغجغه mg/kg/bw 25)، گروه D (کمپرسیون + تیمار با عصاره الکلی غلاف گیاه جغجغه mg/kg/bw 50)، گروه E (کمپرسیون + تیمار با عصاره الکلی غلاف گیاه جغجغه mg/kg/bw 75) تقسیم شدند. بعد از بیهوش کردن موش‌ها، عضله ران در محل عصب سیاتیک باز شد و عصب سیاتیک تحت کمپرسیون شدید قرار گرفت. سپس عضله و پوست بخیه زده شد. در دو هفته اول بعد از کمپرسیون به گروه‌های تیمار عصاره الکلی غلاف گیاه جغجغه با دوزهای 25، 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل صفاقی تزریق (هر هفته یک تزریق) شد. بعد از گذشت 28 روز از کمپرسیون، موش‌ها تحت متد پرفیوژن قرار گرفتند و از نخاع قسمت کمری نمونه‌برداری شد. بعد از مراحل بافتی از نمونه‌ها، برش‌های سریالی 7 میکرونی تهیه شد و با تولوئیدین آبی رنگ‌آمیزی و عکسبرداری شد. دانسیته نورونی موتونورون‌های آلفای شاخ قدامی نخاع، در تمام گروه‌ها با روش دایسکتور شمارش شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Minitab و آزمون‌های آماری ANOVA و t- test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : دانسیته نورونی در گروه کمپرسیون (29.7±628) نسبت به کنترل (35.3±1562) کاهش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). دانسیته نورون‌ها در گروه C 1070±91 نسبت به گروه کمپرسیون افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). همچنین دانسیته نورون‌ها در گروه D 1117±62.8 و گروه E 1669±86.5 نسبت به گروه کمپرسیون افزایش معنی‌داری داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره اتانولی غلاف گیاه جغجغه باعث افزایش دانسیته نورونی شاخ قدامی نخاع پس از قطع عصب نخاعی در موش صحرایی می‌گردد.
نازنین فرشچیان، نازنین رزازیان، منصور رضایی، سمیه لیوانی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : علی‌رغم آن که مولتیپل اسکلروزیس بیماری ماده سفید مغز است؛ ولی درگیری هسته‌های قاعده‌ای مغز نیز گزارش شده است. برخی مطالعات کاهش سیگنال در سکانس T2 را در هسته‌های مغزی نشان داده‌اند. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت سیگنال هسته‌های قاعده‌ای مغز در سکانس T2 و FLAIR تصویربرداری تشدید مغناطیسی در مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 30 بیمار (7 مرد و 23 زن) مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و 30 بیمار (6 مرد و 24 زن) غیرمبتلا به مولتیپل اسکروزیس در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه در سال 1389 انجام شد. برای بیماران تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (magnetic resonance imaging: MRI) با شدت یک تسلا صورت گرفت. سپس سیگنال هسته‌های قاعده‌ای مغز به تفکیک محل درگیری، تعداد پلاک و آتروفی مغز در سکانس‌های T2 و FLAIR مشخص گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و آزمون‌های Chi-Square، independent t-test و Fisher exact test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : سیگنال پایین در تالاموس راست 10 بیمار (33.3%) و تالاموس چپ 14 بیمار (46.7%) از گروه مورد مشاهده شد که در مقایسه با گروه شاهد معنی‌دار بود (P<0.05). وجود پلاک در گلوبوس پالیدوس راست و چپ گروه مورد به ترتیب در 4 بیمار (13.3%) و 7 بیمار (23.3%) مشاهده شد. وجود پلاک در تالاموس راست و چپ گروه مورد به ترتیب در 10 بیمار (33.3%) و 14 بیمار (46.7%) مشاهده شد که در مقایسه با گروه شاهد (فاقد پلاک) از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). آتروفی مغز در 18بیمار (60 درصد) از گروه مورد و یک بیمار (3.3%) از گروه شاهد مشاهده شد (P<0.05). نتیجه‌گیری : کاهش سیگنال در سکانس T2 تالاموس با تصویربرداری تشدید مغناطیسی، یک یافته ارزشمند در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است که می‌تواند به تشخیص کمک نماید.
نگار برومند،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

چشم قرمز یکی از یافته‌های شایع در چشم‌پزشکی است. هرچند ضروری است تا بیشتر بیماران مبتلا به موارد شدید و جدی چشم قرمز توسط چشم پزشک ویزیت شوند؛ ولی بسیاری از موارد خفیف بیماری در مراحل ابتدایی توسط پزشکان عمومی ویزیت و درمان می‌شوند. اگر این گروه از همکاران قادر به تشخیص و افتراق علل چشم قرمز باشند؛ درمان بیماران سریع‌تر و با عوارض کمتری همراه خواهد بود. از جمله علل شایع چشم قرمز می‌توان به مواردی نظیر بلفاریت، خراش قرنیه، خونریزی زیر ملتحمه، گلوکوم، اسکلریت و اپی‌اسکلریت اشاره نمود.
دکتر سیمین محمدی گرجی، دکتر عباسعلی کریم‌پور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : آنتراسیکلین‌ها یک گروه از آنتی‌بیوتیک‌ها با منشاء میکروبی می‌باشند که در شیمی‌درمانی استفاده می‌شوند و کاربرد بالینی بسیار وسیعی دارند. داکسوروبیسین یا آدریامایسین یکی از قوی‌ترین داروهای آنتراسیکلین است که برای درمان سرطان مورد استفاده قرار می‌گیرد. هرچند کاردیوتوکسیسیتی وابسته به دوز ایجاد شده به‌وسیله این دارو استفاده از آن را محدود کرده است؛ اما مکانیسم عملکرد این دارو به‌طورکامل مشخص نشده است. ژن‌های Bcl2 و Bax از جمله ژن‌های کلیدی مسیر داخلی آپوپتوز می‌باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروی داکسوروبیسین بر بیان ژن‌های آپوپتوز Bcl2 و Bax قلب موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 20 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 10-9 هفته‌ای با وزن تقریبی 180-200 gr انجام شد. حیوانات به‌طور تصادفی به دو گروه 10تایی کنترل و آزمایش تقسیم شدند. به گروه آزمایش 15 میلی‌گرم بر کیلوگرم از داکسوروبیسین طی دو هفته به صورت داخل صفاقی طی 6 دوز مساوی و هر دوز برابر 2.5 mg/kg تزریق شد. سه هفته بعد از آخرین تزریق، فیبروز درون میوکارد و بیان ژن‌های Bcl2 و Bax به ترتیب به‌وسیله رنگ‌آمیزی تری‌کروم ماسون و Real Time-PCR مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و آزمون‌های تی مستقل ، Kaplan-Meyer و Mann-Whitney تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : داکسوروبیسین فیبروز درون میوکارد (1±16.14) را به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه کنترل (0.79±1) افزایش داد (P<0.01). همچنین نتایج حاصل از Real Time- PCR نشان دادند که در گروه داکسوروبیسن بیان ژن آنتی‌آپوپتوتیک Bcl2 در مقایسه با گروه کنترل ؛ به ترتیب 0.07±0.1 و 1 ؛ کاهش پیدا کرده است. همچنین میزان بیان ژن پروآپوپتوتیک Bax در گروه داکسوروبیسین در مقایسه با گروه کنترل ؛ به ترتیب 0.1±2.1 و 1 ؛ (P<0.01) افزایش یافت. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که داکسوروبیسین فیبروز درون میوکارد را افزایش می‌دهد و موجب کاهش بیان ژن Bcl2 و افزایش بیان ژن Bax می‌گردد.
یوسف مرتضوی، نوین نیک بخش، ابراهیم علیجانپور، ام لیلا ربیعی، آسیه خلیل پور، سبحان مرتضوی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف:تهوع و استفراغ پس از عمل یکی از علل شایع موربیدیتی پس از اعمال جراحی است که می‌تواند باعث هیپوکسی، پنومونی آسپیراتیو، دهیدراتاسیون، تاخیر در ترخیص بیمار و اختلالات الکترولیتی شود. این خطر در بیماران لاپاراسکوپی، معده پر، ترومای چشم، ضربه به سر و سزارین بیشتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروهای اندانسترون و متوکلوپرامید همراه با دگزامتازون بر میزان تهوع و استفراغ بعد از جراحی کله سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 100 بیمار ASA,I-II تحت عمل کله‌سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه 50 نفری تقسیم شدند. به همه بیماران داروهای پره‌مدیکاسیون، اینداکشن و بیهوشی یکسان داده شد. به گروه اول متوکلوپرامید (10 mg/kg/bw) به همراه دگزامتازون (8 mg/kg/bw)و به گروه دوم اندانسترون(4 mg/kg/bw)با دگزامتازون(8 mg/kg/bw)داخل وریدی 5 دقیقه قبل ازاتمام عمل جراحی تزریق گردید و تا 4 ساعت بعد از عمل شیوع تهوع و استفراغ در هر دو گروه ثبت شد. یافته‌ها :بروز تهوع در گروه اول و دوم به ترتیب در 19 نفر (38 درصد) و 14 نفر (28 درصد) و میزان بروز استفراغ در گروه‌های اول و دوم به ترتیب در 15 نفر (30 درصد) و 8 نفر (16 درصد) تعیین شد و این مقادیر اختلاف آماری معنی‌داری نداشتند. نتیجه‌گیری : داروی اندانسترون همراه با دگزامتازون در مقایسه با داروی متوکلوپرامید همراه با دگزامتازون سبب کاهش غیرمعنی‌دار تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی کله‌سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی گردید.
مریم ربیعی، عباس رحیمی، احسان کاظم نژاد لیلی، بهنوش جلالیان، صبا مسعودی راد،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : رادیوتراپی به عنوان یکی از روش‌های اصلی در درمان سرطان‌های سروگردن، علاوه بر از بین بردن سلول‌های سرطانی به سلول‌های طبیعی نیز آسیب رسانده که به‌دنبال آن عوارض سابژکتیو (ذهنی) و ابژکتیو (عینی) حادث می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در بیماران مبتلا به سرطان‌های سروگردن انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 45 بیمار (28 مرد و 17 زن) مبتلا به سرطان‌های سر و گردن کاندید دریافت رادیوتراپی، قبل، حین و یک تا سه ماه پس از درمان بررسی شدند. پرسشنامه LENT-SOMA فارسی شده برای بررسی عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی از قبیل درد، خشکی دهان، دیسفاژی، تریسموس و اختلال چشایی استفاده شد. یافته‌ها : 80 درصد بیماران در تمامی زمان‌های مورد بررسی تجربه درد داشتند. در تمامی زمان‌های مورد بررسی، بالاترین رتبه‌های شدت درد، دفعات ابتلا به آن و دفعات مصرف مسکن به ترتیب مربوط به گلودرد و دردگوش بود. شدت و دفعات درد و در پی آن دفعات مصرف مسکن در نواحی گلو، گوش، فک، دهان (P<0.05) و دندان (P<0.05) در فاصله یک ماه پس از درمان بیش از سه ماه پس از درمان بود. زروستومیا، دیسفاژی و اختلال چشایی در فاصله یک ماه پس از درمان به طور معنی‌داری بیش از سه ماه پس از درمان بود (P<0.05). درد در ناحیه گوش و فک با دوز اشعه ارتباط داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : شدت عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در مبتلایان به سرطان‌های سر و گردن پس از گذشت یک ماه از پایان درمان به اوج خود رسید و از آن پس تا پایان ماه سوم پس از درمان به سمت بهبودی پیش رفت تا جایی که به نقطه قبل از آغاز درمان نزدیک گردید؛ هرچند بر آن منطبق نشد.
پژواک خاکی، زهرا روحی، سهیلا مرادی بیدهندی،
دوره 16، شماره 3 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : لپتوسپیروزیس بیماری عفونی و زئونوزی است که توسط باکتری لپتوسپیرا ایجاد شده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از حیوان به انسان انتقال می‌یابد. از آنجا که تشخیص سریع این بیماری می‌تواند در کنترل بیماری کمک شایانی نماید؛ این مطالعه به منظور تعیین سرووارهای شایع لپتوسپیرا با روش میکروآگلوتیناسیون (Microscopic Agglutination Test) در نمونه‌های سرمی انسان و دام انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 175 نمونه سرم دامی و 67 نمونه سرم انسانی مشکوک به لپتوسپیروزیس جمع‌آوری شده از استان‌های اردبیل، هرمزگان، گیلان، مازندران و قم طی سال‌های 91-1390 با استفاده از 20 آنتی‌ژن لپتوسپیرای زنده انجام شد. یافته‌ها : 99 نمونه دامی (56.5%) و 31 نمونه انسانی (46.2%) دارای عیار آنتی‌بادی علیه لپتوسپیرا بودند. از بین 20 سرووار بررسی شده؛ شایع‌ترین سرووار لپتوسپیرا در نمونه‌های دامی سرجو هارجو (61.9%) و در نمونه‌های انسانی سرجو سرجو (23%) بود. از میان 67 نمونه انسانی، 50 درصد را کشاورزان تشکیل دادند که در گروه سنی 40-20 سالگی قرار داشتند. علل آلودگی شامل تماس با آب آلوده (61.1%)، تماس با خون آلوده (28.3%) و سایر علل (10.4%) تعیین شدند. در تمامی نمونه‌های دامی و انسانی تیتر سرمی یک به چهارصد بالاترین فراوانی (19.4%) را نشان داد. نتیجه‌گیری : شایع‌ترین سرووار لپتوسپیرا نمونه‌های دامی و انسانی با روش میکروآگلوتیناسیون به ترتیب serjoe hardjo و serjoe serjoe تعیین شدند.
اشرف صالحی، حمید مؤمنی، اعظم کرامی، نسیم نعیمی،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه استفاده از فرآورده‌های گیاهی در جهان برای درمان بیماری‌ها رو به افزایش است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر گل‌مغربی، ویتاگنوس و ویتامین E بر سندرم پیش از قاعدگی انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 210 زن به صورت تصادفی در سه گروه 70 نفری دریافت کننده قرص گیاهی ویتاگنوس به میزان 40 میلی‌گرم روزانه یک قرص بعد از غذا (گروه اول)، کپسول روغن گل‌مغربی به میزان 500 میلی‌گرم روزانه سه عدد (گروه دوم) و کپسول ویتامین E به میزان 400IU روزانه یک عدد (گروه سوم) قرار گرفتند. داروها به مدت دو ماه مصرف گردید. شدت علایم سندرم پیش از قاعدگی به‌وسیله فرم ثبت وضعیت روزانه آینده‌نگر Dickerson قبل و بعد از مداخله، تکمیل گردید. یافته‌ها : میانگین شدت کلی علایم بعد از مداخله به‌طور معنی‌داری در گروه گل مغربی در مقایسه با ویتامین E، گروه ویتاگنوس در مقایسه با ویتامین E و نیز گروه گل‌مغربی در مقایسه با ویتاگنوس کاهش نشان داد (P<0.05). این کاهش در گروه ویتاگنوس نسبت به گروه گل‌مغربی در مقایسه با ویتامین E بارزتر بود. نتیجه‌گیری : هر سه داروی ویتاگنوس، گل‌مغربی و ویتامین E علایم سندرم پیش از قاعدگی را کاهش دادند؛ اما ویتاگنوس نسبت به دو داروی دیگر مؤثرتر بود.


مهرداد خاتمی، زهرا عزیزی، شهرام پورسیدی، امید نجاریون،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : ذرات در علم نانو اندازه‌ای در مقیاس یک تا 100 نانومتر دارند که نانوذرات نامیده می‌شوند. علاوه بر ترکیب و ساختار، ابعاد مواد نیز یکی از عوامل موثر بر خواص مواد است. با ظهور توسعه نانوتکنولوژی و با توجه به خاصیت ضدمیکروبی نقره و افزایش این خاصیت در مقیاس نانو؛ می‌توان از آن در مبارزه با پاتوژن‌های مختلف انسانی نیز بهره برد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده به روش سنتز زیستی با استفاده از تراواش‌های بذر گیاه کهورک روی دو سویه استاندارد اشریشیاکلی با نام‌های K12 و 25922 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آنالیز مشخصات نانوذرات نقره با آنالیز UV visible اسپکتروفتومتری، پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی عبوری انجام شد. سپس به منظور بررسی اثر ضدباکتریایی نانوذرات سنتز شده، از روش رقت‌سازی لوله‌ای براث (ماکرودیلوشن) استفاده گردید. کمترین غلظت مهارکنندگی (MIC) و کمترین غلظت باکتری‌کشی (MBC) نانوذرات نقره روی دو سویه استاندارد اشریشیاکلی محاسبه شد. یافته‌ها : عکس الکترونی تشکیل نانوذرات را با قطری در محدوده 5 تا 35 نانومتر با بیشترین فراوانی در محدوده اندازه 25-20 نانومتر نشان داد. نانوذرات نقره سنتز شده در غلظت بسیار پایین از رشد باکتری‌ها جلوگیری کرد. به‌طوری که برای K12 و 25922 از باکتری استاندارد اشریشیاکلی کمترین غلظت مهارکنندگی به ترتیب 1.56 و 0.39 میکروگرم بر میلی‌لیتر (ppm) و کمترین غلظت باکتری‌کشی به ترتیب 3.12 و 0.78 میکروگرم بر میلی‌لیتر (ppm) تعیین گردید. نتیجه‌گیری : سنتز زیستی با استفاده از تراواش‌های بذر کهورک روشی بسیار کم‌هزینه و بدون نیاز به مصرف انرژی است. نانوذرات نقره با توجه به فعالیت شدید ضدباکتریایی می‌توانند جایگزین مناسبی برای مواد گندزدا، ضدعفونی کننده و کنترل عوامل بیماری‌زا باشند.
فاطمه نظری، مژگان سهیلی، وحید شایگان نژاد، محبوبه والیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی مزمن و اتوایمون است که منجر به ناتوانی‌های پیشرفته و سبب کاهش فعالیت‌های روزانه و عملکرد فرد می‌شود. این بیماری با طیف وسیعی از نشانه‌های جسمی بروز می‌یابد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تن‌آرامی بر نشانه‌های جسمی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 50 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. در گروه مداخله تکنیک تن‌آرامی (ترکیبی از تکنیک جاکوبسن و بنسون) طی 4 هفته، دو بار در هفته به مدت 40 دقیقه برای هر بیمار انجام شد. گروه کنترل تحت دریافت مراقبت و درمان‌های معمول دارویی طبق دستور پزشک معالج قرار گرفت. داده‌ها بااستفاده از مقیاس سنجش شدت خستگی (FSS) و مقیاس عددی درد (NRS) قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از انجام مطالعه در گروه‌ها جمع‌آوری شد. یافته‌ها : میانگین نمره شدت خستگی در سه بار اندازه گیری (قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله) یکسان نبود و روند زمانی بر نمره شدت خستگی موثر بود (P<0.05). قبل از مداخله تفاوت آماری معنی‌داری بین میانگین نمره خستگی دو گروه یافت نشد؛ اما بلافاصله بعد از مداخله و دو ماه پس از مداخله میانگین نمره خستگی به‌طور معنی‌دار کمتر از قبل بود (P<0.05). میانگین نمره شدت درد در سه بار اندازه‌گیری یکسان نبود و روند زمانی بر نمره شدت درد موثر بود (P<0.05). میانگین نمره شدت درد به مرور زمان در گروه تن آرامی نسبت به گروه کنترل کاهش بیشتری داشت. هر چند میانگین نمره شدت درد بین دو گروه قبل، بلافاصله و دو ماه پس از مداخله تفاوت آماری معنی‌دار نداشت. نتیجه‌گیری : تکنیک تن‌آرامی به‌عنوان یک روش کم هزینه، ایمن و ساده در کاهش خستگی و درد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس موثر است.


بهنام مرادی، سیدصدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از شایع‌ترین بیماری‌های سیستم عصبی - مرکزی در بزرگسالان است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین ثبات مرکزی، مقاومتی با کش و تمرین ترکیبی بر استقامت عملکردی و کنترل طرز ایستادن مردان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 40 مرد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به صورت غیرتصادفی در سه گروه مداخله و یک گروه کنترل طی مدت هشت هفته قرار گرفتند. دامنه سنی بیماران 35-25 سال، نمایه توده بدنی 25-20 و مقیاس ناتوانی جسمانی 4.5-1 بود. از تمرین ثبات مرکزی، مقاومتی با کش، تمرین ترکیبی، آزمون تعادل برگ و تست 6 دقیقه راه‌رفتن به ترتیب برای انجام پروتکل‌های تمرینی، ارزیابی کنترل طرز ایستادن و استقامت عملکردی بیماران استفاده گردید. یافته‌ها : ظرفیت حرکتی و کنترل طرز ایستادن گروه‌های تجربی (پس‌آزمون) در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی‌داری یافت (P<0.05) و بیشترین تغییرپذیری مربوط به برنامه تمرین ترکیبی بود. نتیجه‌گیری : هشت هفته تمرین ثبات مرکزی، مقاومتی با کش و ترکیبی موجب بهبود فعالیت راه‌رفتن و کنترل طرز ایستادن مردان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس گردید و استفاده از برنامه تمرین ترکیبی در این بیماران به خاطر تغییرپذیری بیشتر، توصیه می‌شود.


آتنا شمس، حمیدرضا طاهری، کریم نیکخواه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : مولتیپل اسکلروزیس یکی از شایع‌ترین بیماری‌های نورولوژیک پیشرونده در افراد جوان بالغ است. این بیماری منجر به ایجاد پلاک‌های دمیلینه در ماده سفید دستگاه عصبی مرکزی شده و علایم نورولوژیکال را به‌وجود می‌آورد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته برنامه تمرینی منتخب همراه با دستورالعمل‌های توجه درونی و بیرونی بر تعادل ایستا بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 23 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به طور غیرتصادفی در گروه کنترل و دو گروه مداخله توجه درونی و بیرونی قرار گرفتند. تمرینات به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته انجام شد. برای شرکت کنندگان هر سه گروه در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، تست خطر افتادن بر روی دستگاه بایودکس انجام شد. یافته‌ها : تعادل ایستا در دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی‌داری داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : به‌کارگیری برنامه تمرینی منتخب همراه با دستورالعمل‌های توجهی می‌تواند عاملی اثرگذار بر بهبود تعادل ایستا در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ‌شود.


آرش علاوش شوشتری، لعیا سادات خرسندی، خیرالنساء احمدی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : استامینوفن ‌یک داروی متداول ضد درد و ضد تب است که در دوزهای بالا منجر به نکروز کبدی و کلیوی در انسان و حیوان می‌گردد. گلرنگ گیاهی رنگی و ارزان است که اغلب به جای زعفران استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی عصاره آبی گیاه گلرنگ بر مسمومیت کلیوی ناشی از استامینوفن در موش سوری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش سوری نر بالغ به‌طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. به گروه اول (شاهد) 15 روز سرم فیزیولوژی داده شد. گروه دوم عصاره گلرنگ را به میزان 300 mg/kg روزانه به مدت 15 روز از طریق گاواژ دریافت کردند. گروه سوم 15 روز سرم فیزیولوژی دریافت کرد و در روز پانزدهم 500 mg/kg استامینوفن به صورت گاواژ تجویز شد. به گروه‌های چهارم و پنجم به ترتیب 150 mg/kg و 300 mg/kg عصاره گلرنگ روزانه به مدت 15 روز داده شد و در روز پانزدهم استامینوفن نیز داده شد. روز شانزدهم برای اندازه‌گیری BUN ، Cr و اسیداوریک خونگیری انجام شد و کلیه موش‌ها برای بررسی‌های بافت‌شناسی برداشته شد.

یافته‌ها : نکروز حاد کلیوی و سطح سرمی BUN ، Cr و اسیداوریک در موش‌های دریافت کننده استامینوفن، به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت (P<0.05). در گروه‌های دریافت کننده 150 mg/kg و 300 mg/kg عصاره گلرنگ و استامینوفن سطح سرمی BUN ، Cr و اسیداوریک کاهش معنی‌داری در مقایسه با گروه دریافت کننده استامینوفن به‌تنهایی نشان داد (P<0.05). عصاره گلرنگ همچنین نکروز توبولی کلیه ناشی از استامینوفن را کاهش داد.

نتیجه‌گیری : عصاره آبی گیاه گلرنگ اثرات محافظتی در مسمومیت کلیوی ناشی از استامینوفن در موش سوری داشت.


مهدی عباس نژاد، علی مصطفوی، راضیه کوشکی، پرتو حمزه نژاد، سعید اسماعیلی ماهانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : گیاه مشگک از گیاهان دارویی معطر و مورد استفاده در طب سنتی ایران است که در اسانس آن ترکیبات موثر بر سیستم عصبی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس گیاه مشگک بر یادگیری و حافظه فضایی موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 5 گروه 7 تایی انجام شد. گروه‌ها شامل کنترل، شم (دریافت کننده نرمال سالین) و گروه‌های دریافت کننده اسانس گیاه مشگک به صورت روزانه با دوزهای 0.5 و 0.25 و 0.125 میلی‌لیتر بر کیلوگرم وزن بدن بود. اسانس گیاه طی چهار روز 20 دقیقه قبل از آزمون یادگیری به صورت درون صفاقی تزریق گردید. حافظه و یادگیری فضایی با استفاده از ماز آبی موریس اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : در روزهای دوم ، سوم و چهارم یادگیری، تاخیر رسیدن به سکو پنهان با دوز 0.5 ml/kg/bw اسانس گیاه مشگک در مقایسه با کنترل کاهش یافت (P<0.05). همچنین زمان رسیدن به سکو با دوز 0.25 ml/kg/bw در تمام روزها به جز روز اول و با دوز 0.125 ml/kg/bw در روزهای دوم و سوم یادگیری، نسبت به کنترل کاهش آماری معنی‌دار نشان داد (P<0.05). بررسی حافظه فضایی با آزمون پروب نشان‌دهنده افزایش درصد زمان و مسافت طی شده در ربع هدف در گروه دریافت کننده دوز 0.5 ml/kg/bw اسانس در مقایسه با گروه کنترل بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری : اسانس گیاه مشگک با دوزهای 0.5 ml/kg/bw و 0.25 ml/kg/bw طی چهار روز سبب بهبود یادگیری و حافظه فضایی موش‌های صحرایی گردید.


نادر هاشمی، محسن سعیدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis: MS) بیماری التهابی مزمن سیستم اعصاب مرکزی است. علت دقیق بیماری هنوز به‌خوبی شناخته‌نشده؛ ولی آنچه در این سال‌ها به‌اثبات رسیده واکنش سیستم ایمنی علیه پروتئین‌های موجود در غشای میلین خودی است. بعد از ناموفق بودن یافته‌های ژنتیکی برای توضیح دلیل غیریکسان بودن بروز بیماری در دوقلوهای همسان، مطالعات چند دهه گذشته برای یافتن نحوه شروع بیماری MS بیشتر بر روی نقش عوامل محیطی از جمله زندگی در عرض‌های جغرافیایی متفاوت، سطح ویتامین D، مصرف سیگار و شاید مهم‌تر از همه برخورد با ویروس‌های مختلف در افراد مستعد ابتلا ژنتیکی به MS ؛ متمرکز شده است. شواهد زیادی از نقش گسترده ویروس‌ها به‌عنوان یک عامل خطرناک محیطی در آسیب‌زایی بیماری MS وجود دارد. بیشترین مطالعات بر نقش هرپس ویروس‌ها به‌خصوص اپشتین بار ویروس، هرپس ویروس انسانی 6 و ویروس واریسلا زوستر به‌عنوان ویروس‌های شایع در جامعه انجام ‌شده است. این مطالعه مروری بر نقش ویروس‌های مهم در بیماری‌زایی MS ، مکانیسم‌های ویروس‌ها در ایجاد خودایمنی و آشنایی با مدل‌های حیوانی توسعه‌یافته برای شبیه‌سازی شروع بیماری MS با ویروس‌ها پرداخته است. بااین که نتایج محققان شواهد قوی از وجود قطعات ویروسی یا آنتی‌بادی‌های ضدویروسی در پلاک‌های فعال افراد مبتلابه MS را نشان می‌دهد؛ ولی هنوز نمی‌توان با قاطعیت بیان کرد که یک یا چند ویروس خاص به‌طور همزمان باعث شروع بیماری می‌شوند و برای اثبات نقش ویروس‌ها مطالعات گسترده‌ای نیاز است.


عاطفه حق‌پرستی، مریم محمدی سیچانی، مجید توکلی،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه به‌دلیل مصرف بی‌رویه و غیرضروری آنتی‌بیوتیک‌ها، مقاومت دارویی باکتری‌ها افزایش یافته و درمان عفونت‌های ناشی از باکتری‌های مقاوم نیز با مشکلات بسیار و هزینه بالا امکان‌پذیر است. گال‌ها از رشد غیرطبیعی بافت‌های گیاه میزبان در واکنش به حضور یک موجود زنده خارجی به‌وجود آمده و تغییر شکل پیدا کرده‌اند. گال‌های رز در اثر فعالیت زنبورهای گالزای خانواده Cynipidae به‌ویژه در اثر فعالیت نسل جنسی Diplolepsis mayri روی بوته‌های رز وحشی به‌وجود می‌آیند. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی عصاره‌های آبی، متانولی و استونی گال رز وحشی علیه استافیلوکوکوس آرئوس و انتروکوکوس فکالیس انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی، عصاره‌های متانولی، استونی و آبی گال رز وحشی در غلظت‌های 15.6، 31.3، 62.5، 125، 250 و 500 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر به روش سوکسله تهیه شدند. فعالیت ضدباکتریایی عصاره‌ها با روش انتشار چاهک و حداقل غلظت مهارکنندگی و کشندگی به روش میکرودایلوشن انجام شد. همچنین ترکیبات موثره گال رز وحشی به روش GC-MS ارزیابی گردید.

یافته‌ها : قطر هاله عدم رشد ناشی از غلظت 500 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر عصاره‌های متانولی، استونی و آبی گال رز وحشی به ترتیب 27.3 ، 26.7 و 20 میلی‌متر به‌دست آمد. قطر هاله عدم رشد گال رز وحشی در مقایسه با آنتی‌بیوتیک ایمی‌پنم تقریباً یکسان بود. غلظت عصاره‌ها با میزان فعالیت ضدباکتریایی رابطه مستقیم داشت. عصاره متانولی گال رز بالاترین اثر ضدباکتریایی را نشان داد. حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی عصاره متانولی برای استافیلوکوکوس آرئوس و انتروکوکوس فکالیس به ترتیب 62.5 و 31.3 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری : عصاره‌های آبی، متانولی و استونی گال رز وحشی در شرایط آزمایشگاهی علیه استافیلوکوکوس آرئوس و انتروکوکوس فکالیس فعالیت ضدباکتریایی بالایی دارند.


نجمه غفوری، بهدخت جمشیدنژاد، مهرداد شریعتی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : کبد اندامی مهم با عملکرد ویژه در ارتباط با متابولیسم داروها است. هالوپریدول دارویی برای درمان اسکیزوفرنی، شیدایی در اختلالات دو قطبی و سرگیجه است. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات بافت و آنزیم‌ها کبدی نوزادان موش صحرایی نر متولد شده از مادران تحت تیمار با هالوپریدول انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 25 سر نوزاد موش صحرایی نر از نژاد ویستار به 5 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل، شم و سه گروه تجربی اول، دوم و سوم بود که مادران موش‌ها به ترتیب مقادیر

12.5, 25, 50 mg/kg داروی هالوپریدول را طی دوران بارداری به‌صورت گاواژ 21 روزه دریافت کردند. در پایان دوره بارداری و دوره 22روزه نوزادی تمام نوزادان وزن شدند. میزان آنزیم‌های آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST)، آلبومین و پروتئین تام به‌وسیله اتوآنالیزور و بافت کبد نوزادان با رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین ارزیابی شد.

یافته‌ها : میانگین غلظت آلبومین و پروتئین تام در گروه‌های تجربی دوم و سوم نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌دار و میانگین غلظت AST در گروه‌های تجربی دوم و سوم در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). میانگین غلظت ALT و ALP در تمام گروه‌های تجربی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین شاخص کبد در تمام گروه‌های تجربی در مقایسه با گروه کنترل تغییر آماری معنی‌داری نشان نداد. در نمونه‌های بافتی گروه‌های تجربی، نکروز بیشتر با افزایش دوز دارو مشاهده شد.

نتیجه‌گیری : داروی هالوپریدول باعث افزایش آنزیم‌های کبدی و نکروز کبدی می‌گردد و میزان نکروز بافت کبد متناسب با دوز دارو افزایش می‌یابد.


نسترن امین طاهری، مریم طهرانی پور، سعیده ظفربالانژاد،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : مغز قادر به تولید سلول‌های عصبی جدید از طریق نوروژنز در دوران پس از بلوغ است. دو منطقه هیپوکامپ و ساب ونتریکولار در مغز شواهد نوروژنز پس از بلوغ را نشان می‌دهند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره الکلی میوه گیاه نسترن کوهی بر دانسیته نورونی هیپوکامپ موش سفید آزمایشگاهی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 24 سر موش سوری نر بالغ انجام شد. در ابتدا از میوه گیاه نسترن کوهی توسط روش سوکسله عصاره الکلی تهیه شد. سپس موش‌ها به‌طور تصادفی به چهار گروه شش‌تایی شامل کنترل و گروه‌های تیمار با عصاره با دوز 25, 50, 75 mg/kg/bw تقسیم شدند. در گروه‌های تیمار عصاره به روش داخل صفاقی به مدت 21 روز به‌طور پیوسته با فاصله زمانی 24 ساعت تزریق شد. به گروه کنترل نرمال سالین تزریق گردید. بعد از گذشت یک ماه از اولین تزریق حیوانات بیهوش و مغز به آرامی از جمجه خارج گردید. پس از مراحل پاساژ بافتی برش‌های سریال 7 میکرونی با رنگ آبی تولوئیدین و اریتروزین رنگ‌آمیزی شدند. سپس از مناطق مختلف هیپوکامپ عکسبرداری شد و توسط روش‌های استریولوژی و دایسکتور، دانسیته نورونی مناطق مختلف هیپوکامپ در گروه‌های مختلف ارزیابی و با گروه کنترل مقایسه گردید.

یافته‌ها : میانگین دانسیته نورونی هیپوکامپ در ناحیه CA1 گروه‌های کنترل و تجربی دریافت‌کننده دوزهای 25, 50, 75 mg/kg/bw از عصاره به ترتیب 2±55 ، 3±70 ، 3±65 و 2±61 تعیین شد که فقط گروه دریافت کننده دوز 25 mg/kg/bw در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). مقایسه میانگین دانسیته نورونی هیپوکامپ در نواحی CA2 و CA3 گروه‌های تجربی در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معنی‌داری نشان نداد.

نتیجه‌گیری : عصاره الکلی میوه گیاه نسترن کوهی در دوز حداقل سبب افزایش دانسیته نورون‌های هیپوکامپ موش آزمایشگاهی شد.



صفحه 2 از 4     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 1.9 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)