25 نتیجه برای Rf
احمد هلاکو، دکتر نور امیرمظفری، هما فروهشتهرانی، محمود خرمالی،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1385 )
چکیده
زمینه و هدف : جنس ویبریو شامل باکتریهای میلهای گرم منفی، اکسیداز مثبت هستند که به طور وسیع در آبهای سطحی و دریاهای تمام دنیا یافت میشوند. بعضی از گونههای این جنس در بیماریهای گوارشی و خارج از دستگاه گوارشی نقش دارند و در هنگام وقوع بلایای طبیعی مثل سیل، بیماریهای ناشی از آن زیاد میشود. ویبریوکلرا عامل بیماری وبا میباشد. در این مطالعه نمونههای آب برداشت شده از آبهای سطحی استان گلستان از نظر وجود ویبریوکلرا بررسی شد.روش بررسی : برای تشخیص اولیه این گونه از محیطهای آب پپتونه قلیایی وTCBS استفاده گردید و با انجام آزمونهای بیوشیمیایی (اکسیداز، لیزین دکربوکسیلاز، اورنیتین دکربوکسیلاز، آرژینین دیهیدرولاز، رشد در 0درصد ، 1درصد ، 3درصد ، 6درصد نمک و سایر آزمونهای بیوشیمیایی شامل ONPG ، VP ، سیمون سیترات، بایل اسکولین، اندول، CAMP ، استرینگ تست) و نیز آنتیسرمهای ویبریوکلرا تشخیص نهایی انجام شد.یافتهها : از مجموع 54 نمونه برداشت شده، 42 مورد ویبریو جدا شد که 35 مورد (2/84درصد) non-01 V.cholerea ، 2 مورد (63/2درصد) V.mimicus و 5 مورد (1/13درصد) V.cholerae 01 بود.نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که ویبریو کلرا در 9 درصد نمونههای برداشت شده از آبهای سطحی استان گلستان وجود دارد.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر فاطمه احمدی، دکتر روح انگیز نشیبی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات در مورد اثرات درمان آندوکاردیت بر متغیرهای ایمونولوژیک سرمی بیماران بحث برانگیز میباشند. این مطالعه به منظور مقایسه مقادیر سرمی
CPR (C-reactive protein) ، CIC (circulatory immune compelex) ، RF (rheumatoid factor)قبل و بعد از درمان بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی بستری شده در بیمارستان رازی اهواز انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی از 30 بیمار مبتلا به اندوکاردیت عفونی در بیمارستان رازی اهواز طی خرداد ماه 1385 تا دی ماه 1386، دو نمونه خون (5 میلیلیتر) قبل از شروع درمان و در خاتمه درمان گرفته شد. 2.5 میلیلیتر تا انجام آزمایش CIC در منهای 20 درجه سانتیگراد منجمد شد و 2.5 میلیلیتر دیگر برای آزمایش CRP و RF استفاده گردید. CRP و RF با کیت Binding Site انگلستان به روش نفلومتری و آزمایشCIC با کیت بهارافشان SRID ایران به روش ایمیون دیفیوژن انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-12 و آزمون T-Student تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از 30 بیمار ، 26 نفر مرد (86.7 درصد) و 4 نفر زن (13.3 درصد) با میانگین سنی 10.28±29.53 بودند. میانگین CIC ، RF و CRP در ابتدای درمان به ترتیب 0.847 ، 60.45 و 72.38 و در خاتمه درمان به ترتیب 0.80 ، 41.2 و 44.1 بود. در مورد RF و CRP این تفاوت معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مقادیر سرمی CRP و RF با درمان اندوکاردیت کاهش مییابند و چون اکثر بیماران این مطالعه معتاد تزریقی بودند؛ برای پیگیری پاسخ به درمان اندوکاردیت عفونی سنجش CRP و RF در افراد معتاد تزریقی میتواند مفید باشد.
کلید واژهها : اندوکاردیت عفونی ، CRP ، RF ، CIC
دکتر مجید کاتبی، دکتر منصوره سلیمانی، رضا فراهانی پاد، محمدعلی عباسی مقدم، دکتر مهدی مهدی زاده، دکتر هما رسولی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : تاکنون درمان دارویی موثری برای جلوگیری از کاهش نورونها بعد از صدمات مغزی مشخص نشده است. در این مطالعه اثر دیازوکساید به عنوان تعدیل کنندههای کانال پتاسیم میتوکندریایی بر تغییرات فراساختاری نورونها بعد از ایسکمی-ریپرفیوژن بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی موشهای صحرائی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 8 گروه 3تایی شامل گروه شم ، گروه حامل ، گروههای 1 ، 5 و 25 میلیگرم/کیلوگرم گلیبنکلامید و گروههای 2 ، 6 و 18 میلیگرم/کیلوگرم دیازوکساید گروهبندی شدند. حیوانات گروههای مداخله (دوم تا هشتم) 2 ساعت بعد از تزریق تحت جراحی انسداد چهار رگ اصلی خوندهنده به مغز به مدت پانزده دقیقه قرار گرفتند. بعد از 24 ساعت ریپرفیوژن، بررسی فراساختاری نورونها شامل تغییرات هسته و میتوکندری توسط میکروسکوپ الکترونی انجام شد. یافتهها : تغییرات مورفولوژیک فراساختاری پاتولوژیک شامل تورم میتوکندریایی و صدمه به کریستاها و هسته متراکم در نورونها بهدنبال ایسکمی رخ داد. در گروههایی که گلیبنکلامید دریافت کرده بودند؛ تغییرات مورفولوژیک فراساختاری شدید بوده است. این تغییرات در حیواناتی که دوز بیشتری از گلیبنکلامید را دریافت کرده بودند؛ بیشتر مشاهده شد. در حیوانات آزمایشگاهی که دیازوکساید را به میزان 8 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند؛ تغییرات موفورلوژیک فراساختاری پاتولوژیک هسته و میتوکندری کاهش واضحی داشت. کاهش عوارض ناشی از ایسکمی در گروههای دریافت کننده 2 و 6 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دیازوکساید مشاهده نشد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که دیازوکساید با دوز 18 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن در موشهای صحرایی دارای نقش حفاظتی در برابر تغییرات فراساختاری نورونها شامل تخریب میتوکندری و تغییرات ظاهری آپوپتیک ناشی از ایسکمی میباشند.
دکتر کرم اله دانش فرد، صفدر شیراوند،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ضرورتهای اصلاح ساختار اقتصادی بخش بهداشت و درمان، اصلاح روشهای بودجهریزی و توزیع منابع آن میباشد. از جمله راهکارهای اصلاح ساختار بودجهریزی استفاده از روش بودجهبندی عملیاتی در حوزه درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است. این روش بودجهریزی در حوزه درمان وزارت بهداشت از سال 1382 درحال اجرا است. این مطالعه به منظور تعیین موانع استقرار بودجهریزی عملیاتی در حوزه درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام گرفت. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی دادههای موردنیاز از طریق پرسشنامه برای شناسایی موانع در شش محور نیروی انسانی، سیستم مدیریت مالی، سیستم اطلاعات مالی، ساختار سازمانی، سیستم ارزیابی عملکرد و الزامات قانونی در سال 1389 جمعآوری شد. 80 فرد از مجریان ستادی اجرای طرح بودجهریزی عملیاتی به صورت تمامشماری مورد پرسش قرار گرفتند. دادههای به دست آمده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای آماری دقیق فیشر، کارل پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن و ملاک آنتروپی تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در شاخص سیستم اطلاعات مالی، عدم بهکارگیری سیستم حسابداری تعهدی (0.1464) و در شاخص سیستم ارزیابی عملکرد، ضعیف بودن شاخصهای کمی و مناسب برای برآورد عملکرد برنامهها (0.1442) بهعنوان بالاترین موانع تعیین شدند. در ساختار سازمانی، واگذاری اختیارات و مسؤولیت به مدیران و کارشناسان (0.1447) از اولویت بیشتری برخوردار بود. ضعف سیستم کنترل دقیق هزینهها (0.1449) بیشترین رتبه را در سیستم مدیریت مالی به خود اختصاص داد. مقاومت و ایستادگی کارکنان (0.1449) بالاترین رتبه در شاخص نیروی انسانی و ضعف مقررات و دستورالعملهای داخلی برای پیادهسازی بودجهریزی (0.1454) بالاترین رتبه را در الزامات قانونی به خود اختصاص داد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که بین شاخصهای سیستم اطلاعات مالی، سیستم ارزیابی عملکرد، سیستم مدیریت مالی، ساختار سازمانی، نیروی انسانی و الزامات قانونی با عدم استقرار بودجهریزی عملیاتی همبستگی وجود دارد.
حسن علیپناهزاده، منصوره سلیمانی، سارا سلیمانی اصل، مهدی مهدیزاده، مجید کاتبی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : در ایسکمی مغزی، کاهش میزان متابولیتهای مغزی در اثر کاهش جریان خون به کاهش ذخیره اکسیژن و در نتیجه مرگ بافت مغزی یا سکته مغزی منجر میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر TGF-α بر سلولهای عصبی بنیادی شکنج دندانهای و سلولهای پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ براساس مطالعات ایمونوهیستوشیمی و رفتاری در مدل تجربی ایسکمی – ریپرفیوژن مغزی در موش صحرایی نر انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 250-300 gr در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. موشها بهصورت تصادفی در گروههای کنترل (تعداد:7)، شم (تعداد:7)، ایسکمی (تعداد:14) و درمان (تعداد:14) قرار گرفتند. برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. گروه شم فقط تحت استرس جراحی قرار گرفت. گروه ایسکمی (n=14) به دو زیرگروه تقسیم شد. 7 سر موش تحت القاء ایسکمی با انسداد شریانهای کاروتید مشترک بهمدت 30 دقیقه قرار گرفتند و 7روز بعد به روش استریوتاکسی 5 میکرولیتر PBS به داخل بطن راست تزریق شد و در روز 12 ازنظر بیان Nestin بررسی شدند. 7 سر موش باقیمانده پس از القاء ایسکمی و دریافت PBS دوماه بعد از نظر حافظه فضایی بررسی شدند. گروه درمان (n=14) به دو زیرگروه تقسیم شد. 7 سر موش تحت القاء ایسکمی قرار گرفتند و 7روز بعد 50 نانوگرم TGF-α حل شده در 5میکروگرم PBS به روش استریوتاکسی به داخل بطن راست تزریق شد. سپس در روز دوازدهم از نظر بیان Nestin بررسی شدند. 7 سر موش باقیمانده پس از القاء ایسکمی و دریافت TGF-α دوماه بعد از نظر حافظه فضایی بررسی شدند. سپس از هر گروه نیمی از موشها (5 سر) در روز 12 و نیمی دیگر (5 سر) در روز 72 بعد از فیکساسیون با روش پرفیوژن داخل قلبی از نظر بافتی با روش ایمونوهیستوشیمی و رنگآمیزی نیسل بررسی شدند. برای بررسی حافظه فضایی از روش morris water maze استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمون ANOVA تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : تجویز TGF-α بهدنبال ایسکمی - ریپرفیوژن موجب افزایش بیان سلولهای عصبی در شکنج دندانهای شد و اختلاف معنیداری در تعداد نورونهای پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ موشها در گروههای ایسکمی و درمان مشاهده گردید (P<0.05). همچنین در آزمون ماز آبی اختلاف معنیداری در شاخص حافظه فضایی در دو گروه ایسکمی و درمان مشاهده شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که استفاده از TGF-α باعث کاهش آسیبهای ناشی از ایسکمی ریپرفیوژن به صورت افزایش تعداد نورونهای پیرامیدال، بیان Nestin و بهبود حافظه میگردد.
ناهید شیخانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمدتقی قربانیان،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : اپیدرم لایه خارجی پوست بدن است که بهطور مداوم تجدید میشود. سلولهای بنیادی اپیدرمی نقش مهمی در ترمیم بافتی، ترمیم زخم و شکلگیری نئوپلاسم بهعهده دارند. این مطالعه به منظور جداسازی و کشت سلولهای بنیادی اپیدرم بین فولیکولی پوست نوزاد موش بدون استفاده از لایه مغذی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 4 سر موش نژاد NMRI تازه متولد شده صفر تا سه روزه و وزن تقریبی 60-70 گرم انجام شد. کراتینوسیتهای اپیدرم بهصورت مکانیکی و آنزیمی از پوست موشها جدا و روی سوبسترای کشت فیبرونکتین- کلاژن 1 گسترده شدند. سلولهای بنیادی اپیدرمی مفروض بهوسیله اتصال سریع در بازه زمانی 10 دقیقه روی این ماتریکس مرکب از فیبرونکتین- کلاژن انتخاب گشتند. سلولهای نچسبیده دور ریخته شدند و سلولهای چسبیده در محیط کشت EMEM (فاقد کلسیم) شامل 0.05 میلیمولار کلسیم، سرم جنین گاوی 9 درصد، محیط کشت ثانویه 50 درصد، فاکتور رشد اپیدرمی و کلراتوکسین کشت داده شدند. از آنالیز ایمونوسیتوشیمی بتا1- اینتگرین برای تشخیص بنیادی بودن سلولها استفاده شد. یافتهها : نتایج نشان داد که اتصال سریع سلولها باعث خلوص 50 درصد میشود. با استفاده از این روش، سلولهای بنیادی بدون تغییر در ویژگیهای سلولی رشد میکنند. سلولهای بنیادی اپیدرمی جدا شده، مارکر ویژه این سلولها، بتا1- اینتگرین را بیان کردند که هویت بنیادی بودن آنها را نشان داد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که حاصل جداسازی و کشت سلولهای بنیادی اپیدرم بین فولیکولی پوست نوزاد موش بدون استفاده از لایه مغذی، سلولهای بنیادی اپیدرمی زندهای است که میتواند در سلول درمانی و پزشکی ترمیمی بهکار رود.
محمدرضا مهدوی امیری، پیام روشن، نسیم یوسفیان، محمدطاهر حجتی، محمدباقر هاشمی سوته،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : هموگلوبینوپاتیها از بیماریهای ارثی شایع در سراسر دنیا است که بهواسطه جهش در ژن سازنده زنجیرههای هموگلوبین به وجود میآیند. تاکنون بیشتر از 1000 نوع نقص در ژن گلوبین شناخته شده است و هموگلوبین D یکی از انواع هموگلوبینوپاتی است که در آن جهش در موقعیت 121 بر روی زنجیره بتا رخ میدهد. این اختلال هموگلوبینی در غرب هندوستان، پاکستان و ایران شایع است. این مطالعه به منظور تعیین جهشهای هموگلوبین D به روش مولکولی در استان مازندران انجام شد روش بررسی : این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 51 بیمار دارای باند هموگلوبین D مراجعه کننده به مرکز تحقیقات تالاسمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران و مرکز آزمایشگاهی تشخیص پزشکی فجر ساری طی سالهای 90-1389 انجام شد. در ابتدا دارا بودن باند در ناحیه S در بیماران توسط الکتروفورز به روش قلیایی و سپس دارا بودن باند هموگلوبین D تایید شد. سپس با آزمایشات مولکولی نوع هموگلوبین D به روش PCR-RFLP تعیین گردید. یافتهها : جهش beta121(GH4)Glu>Gln هموگلوبین D پنجاب در همه 51 بیمار مورد مطالعه مشاهده گردید. همچنین ژن معیوب دو نفر از نوع هموزیگوت بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که همه بیماران با هموگلوبین D دارای هموگلوبین D پنجاب بودند.
اسرین باباحاجیان، هما رسولی، مجید کاتبی، آرش سروآزاد، منصوره سلیمانی، ملیحه نوبخت،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ایسکمی مغزی و کاهش جریان خون مغزی باعث تولید رادیکالهای سوپرا اکسید در بافت مغز و در نتیجه تخریب آن میشود. سلولهای پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ به شدت نسبت به کاهش اکسیژن حساسند. این مطالعه به منظور تعیین اثر گنادوتروپین کوریونی انسانی (HCG) و ویتامین E بر تراکم سلولی ناحیه CA1 هیپوکامپ و توانایی یادگیری و حافظه به دنبال ایسکمی – ریپرفیوژن در موش سوری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش سوری نر در گروههای شم، ایسکمی، HCG ، ویتامین E و HCG+ویتامین E قرار گرفتند. ایسکمی با بستن شریان کاروتید مشترک در دو طرف به مدت 15 دقیقه القاء گردید. ویتامین E هنگام برقراری ریپرفیوژن به صورت تک دوز داخل صفاقی و HCG 48 ساعت پس از ایسکمی به صورت داخل عضلانی به مدت 5 روز تجویز شد. بعد از تکمیل دوره درمان توانایی یادگیری موشها در شاتل باکس مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی بافتشناسی مغز حیوانات به روش رنگآمیزی نیسل برای شمارش سلولهای سالم در ناحیه هیپو کامپ انجام شد. یافتهها : تجویز توأم HCG و ویتامین E به دنبال ایسکمی - ریپرفیوژن موجب افزایش تراکم سلولهای سالم شد و اختلاف معنیداری در تعداد نورونهای پیرامیدال CA1 هیپوکامپ موشها در گروه درمان نسبت به گروه ایسکمی مشاهده گردید (P<0.001). معیار حافظه حیوانات در گروه درمان توأم با HCG و ویتامین E افزایش افزایش معنیداری در مقایسه با گروه ایسکمی داشت (P<0.05). نتیجهگیری : استفاده توأم HCG و ویتامین E اثر بیشتری بر بهبود عملکرد حافظه و یادگیری و بازسازی تراکم سلولی ناحیهCA1 هیپوکامپ دارد.
آرزو میرفاضلی، احمد محمدی پور، علی بقائیان، اکرم ثناگو، مهین نوملی،
دوره 16، شماره 3 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : مقعد بسته از ناهنجاریهای شایع آنورکتال است که با ناهنجاریهای دیگر همراه است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ناهنجاریهای همراه مقعد بسته در گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی پرونده همه نوزادان بستری با تشخیص مقعد بسته (40 نوزاد شامل 24 پسر و 16 دختر) در مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان در سالهای 89-1385 بررسی شد. ناهنجاریهای همراه با مقعد بسته برای هر نوزاد ثبت شد. یافتهها : از 40 نوزاد با مقعد بسته، 23 نوزاد (57.5%) ناهنجاری همراه داشتند. بیشترین ناهنجاریهای همراه شامل ناهنجاریهای ادراری – تناسلی (65.2%)، قلبی (47.8%)، گوارشی (13%) و سیستم اسکلتی – عضلانی (8.7%) بود. نتیجهگیری : ناهنجاریهای همراه در نوزادان با مقعد بسته در منطقه گرگان از شیوع بالایی در مقایسه با مطالعات دیگر برخوردار است.
حسین جلالی، محمدرضا مهدوی، مهرنوش کوثریان، حسین کرمی، پیام روشن، فاطمه مداحیان،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : هموگلوبین D پنجاب یکی از انواع هموگلوبینوپاتیها است که در آن جهش در موقعیت 121 بر روی زنجیره بتا رخ داده است. این اختلال هموگلوبینی در هندوستان، پاکستان و ایران شایع است. اغلب افراد هتروزیگوت مبتلا به این بیماری بدون علامت بالینی خاصی هستند. در حالی که در حالت هتروزیگوت مرکب با هموگلوبین S افراد مبتلا بیماری کمخونی داسی شکل را بروز میدهند. این مطالعه به منظور شناسایی انواع هاپلوتیپهای همراه هموگلوبینD در مجموعه ژنی بتاگلوبین در ساری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 18 نفر از خانوادههای افرادی با هموگلوبینD پنجاب انجام شد. DNA ژنومی از تمامی افراد با استفاده از روش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج گردید. سپس نوع هاپلوتیپ همراه هموگلوبینD پنجاب با استفاده از روش PCR-RFLP و آنالیز پیوستگی در خانواده مشخص شد. یافتهها : در 17 خانواده آلل هموگلوبینD با هاپلوتیپ [+ + - - - - +] پیوستگی داشت. تنها در یک خانواده آلل دارای هموگلوبینD به همراه هاپلوتیپ [+ + + - + + -] مشاهده شد. نتیجهگیری : بخش عمده واریانت هموگلوبین D پنجاب در ساری دارای منشاء یگانه است. احتمالاً هاپلوتیپ نادر مشاهده شده یا منشاء ژنتیکی متفاوتی داشته و یا در اثر مکانیسمهایی از قبیل نوترکیبی ژنی به وجود آمده است.
کاویان قندهاری، مصطفی داستانی، محمدتقی شاکری، سیامک یزدانی،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سکته مغزی کاردیوآمبولیک یک پنجم علل سکته مغزی ایسکمیک را تشکیل میدهد و شایعترین علت زمینهساز آن فیبریلاسیون دهلیزی است. مصرف آنتیگواگولان خوراکی (وارفارین) یک راه موثر در جلوگیری از سکتههای ایسکمیک است؛ اما عوارض خونریزیدهنده آن نیز شایع است. این مطالعه به منظور ارزشیابی معیار هاسبلد (HASBLED) در پیشبینی خونریزی مبتلایان به ایسکمی مغزی و فیبریلاسیون دهلیزی تحت درمان با وارفارین انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه کوهورت آیندهنگر 112 بیمار با فیبریلاسیون دهلیزی غیردریچهای تحت درمان با وارفارین برای پیشگیری از حوادث کاردیوآمبولیک به مدت یکسال از نظر عوارض خونریزیدهنده ماژور و مینور مورد پیگیری قرار گرفتند تا ارزش پیشبینی کنندگی معیار هاسبلد ارزیابی شود. عوارض خونریزیدهنده ماژور شامل خونریزیهای اینتراکرانیال، خونریزی منجر به بستری شدن، افت هموگلوبین بیش از 2 گرم بر دسیلیتر و یا نیازمند به ترانسفوزیون بود. معیار هاسبلد بهصورت پرفشاری خون، اختلال تستهای کبدی و کلیوی، سابقه سکته مغزی، سابقه خونریزی، نوسانات زیاد تستهای انعقادی، سن بیش از 65 سال، مصرف داروهای ضدپلاکتی، مصرف داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی و مصرف الکل تعریف شد و به هر متغیر در صورت وجود، نمره یک تعلق گرفت. یافتهها : در پیگیری یک ساله بیماران، 10 بیمار (9.1%) دچار خونریزی ماژور و 28 بیمار (25%) دچار خونریزی مینور شدند. خطر خونریزی ماژور با سابقه خونریزی مینور با نمره هاسبلد ارتباط آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). خطر خونریزی مینور با سابقه مسمومیت با وارفارین و نوسانات زیاد تستهای انعقادی ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05). نمره هاسبلد 3 و بالاتر با احتمال خونریزی ماژور و مینور در آینده مرتبط بود. نتیجهگیری : در صورت وجود نمره معیار هاسبلد 3 و بالاتر، شروع آنتیکواگولان خوراکی (وارفارین) با احتیاط بیشتری تجویز شود.
سعید رمضانی، فاطمه شب خیز، سیروس چوبینه، زینب فیروزه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : رهیدراسیون سریع و کافی برای ورزشکاران زیادی به ویژه شرکتکنندگان در جلسات متعدد روزانه و یا شرکتکنندگان در ورزشهای با طبقهبندی وزنی مهم است. غلظت درشت مغذیها و محتوی الکترولیتهای مایع مصرفی بهدنبال ورزش میتواند بر مقدار مایع حفظ شده در بدن موثر باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف شیر بر وضعیت رهیدراسیونی و عملکرد استقامتی مردان جوان سالم بعد از دهیدراسیون ناشی از فعالیت تناوبی در گرما انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه تجربی 10 مرد جوان سالم پروتکل آزمایشگاهی را در سه نوبت جداگانه با فاصله یک هفته و با مصرف نوشیدنی شامل آب، شیر و نوشابه ورزشی (پاوراید) اجرا کردند. در روز اجرای پروتکل، در چهار نوبت در دوره زمانی یک ساعت، بعد از ورزش دهیدراته کننده مصرف گردید. افراد برای دستیابی به کاهش وزن 1.8% توده بدنی به انجام فعالیت تناوبی روی چرخ کارسنج پرداختند. مقدار مصرف هر نوشیدنی در هر نوبت مصرف 150درصد توده بدنی از دست رفته طی دهیدراسیون بود. نمونههای ادرار در 6 مرحله (قبل از ورزش، بعد از ورزش، بعد از مصرف نوشیدنی و هر یک ساعت طی ریکاوری) جمعآوری شد. 10 دقیقه بعداز پایان ریکاوری 3 ساعته یک تست عملکرد استقامتی با شدتی معادل 70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در شرایط دمایی تست اول بر روی تردمیل تا درماندگی ارادی انجام شد. ضربان قلب و میزان درک تلاش هر 5 دقیقه و در پایان فعالیت ثبت شد. یافتهها : وزن مخصوص ادرار قبل از ورزش، بین نوبتهای مصرف شیر، نوشابه ورزشی و آب اختلافی نداشت. حجم کل ادرار تولیدی در گروه مصرفکننده شیر (108.95±521) به صورت معنیداری در مقایسه با گروههای نوشابه ورزشی (235.99±1118.50) و آب (197.73±1082.80) کاهش داشت (P<0.05). در پایان مطالعه تعادل خالص مایع برای گروه مصرفکننده شیر در مقایسه با نوشابه ورزشی و آب بهطور معنیداری مثبت بود (P<0.05). زمان فعالیت تا درماندگی در تست ظرفیت ورزشی، با شدت 70درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در گروه مصرفکننده شیر نسبت به نوشابه ورزشی بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0.05). نتیجهگیری : شیر کم چرب نسبت به نوشابه ورزشی و آب، محلول رهیدراسیون موثرتری ارزیابی شد.
مریم اخباری، محسن ابراهیمیان،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپریسین به عنوان ماده اصلی در گونههای مختلف گیاه هیپریکوم دارای خاصیت ضدمیکروبی، ضدویروسی، مهارکنندگی غیراختصاصی کیناز و مهارکنندگی آنزیم دوپامین بتا هیدروکسیلاز است. این مطالعه به منظور مقایسه میزان هیپریسین و اثر ضدمیکروبی، آنتیاکسیدانی و سمیت سلولی گیاه گل راعی (Hypericum perforatum L.) جمعآوری شده از مناطق مختلف جغرافیایی ایران شامل سه استان قم، گلستان و کردستان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی میزان محتوی هیپریسین عصاره متانولی از اندامهای هوایی گیاه گل راعی با روش UV-Vis تعیین شد. فعالیت ضداکسیدانی عصارهها از طریق اندازهگیری فعالیت مهار رادیکال آزاد DPPH و مهار پراکسیداسیون لیپید مشخص گردید. فعالیت سمیت سلولی از طریق آزمون تعیین میزان مرگ و میر میگوی آب شور مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت ضدمیکروبی با بررسی قطر هاله عدم رشد در آزمون دیسک دیفیوژن و تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی بررسی شد.
یافتهها : میزان هیپریسین موجود در نمونههای قم، گلستان و کردستان به ترتیب ppm 673، ppm 1223 و ppm 1568 تعیین شد. میزان فعالیت ضداکسیدانی و سمیت سلولی در نمونههای کردستان بیشتر از نمونههای قم و گلستان بود. در بررسی خواص ضدمیکروبی، از نظر تعداد میکروارگانیسمهای حساس به عصاره، روند کلی قم کمتر از کردستان و نیز قم و کردستان کمتر از گلستان مشاهده شد. با این وجود در مورد دو سویه از جنس استافیلوکوکوس، عصاره گیاه کردستان با هالهای برابر با 19 و 17 میلیمتر به ترتیب برای استافیلوکوکوس اورئوس و استافیلوکوکوس اپیدرمیس و میزان حداقل غلظت مهارکنندگی برابر با 250µg/mL برای هر دو سویه نام برده فعالیت بیشتری از خود نشان داد.
نتیجهگیری : غنای هیپریسین در نمونه گیاهی گیاه منطقه سردسیر کردستان بیشتر بود. فعالیت ضدمیکروبی، ضداکسیدانی و سمیت سلولی در عصارههای مورد مطالعه قابل توجه بوده و روند تغییرات این فعالیتها با روند تفاوت میزان هیپریسین در آنها هماهنگ است.
احمد هلاکو، هوشنگ خزان، مژگان بنده پور، نیلوفر تقی پور، بهرام کاظمی،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه شناسایی گونههای فاسیولا از اهمیت ویژهای برخوردار است. گونههای این جنس از انگلها باعث فاسیولیازیس شده که از مهمترین بیماریهای مشترک در دامهای اهلی و انسانها است. این مطالعه به منظور شناسایی گونههای فاسیولا با روش PCR-RFLP در شهرستان گرگان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی کرمهای فاسیولا از کبدهای آلوده گاو و گوسفند کشتارگاه گرگان جدا شد و استخراج ژن با روش فنل – کلروفرم انجام گردید. قطعهای از ژنوم ITS-1 تکثیر و با آنزیم TasI، آزمون RFLP روی قطعات تکثیریافته انجام شد و 8 نمونه تعیین توالی گردید.
یافتهها : در مجموع 49 کرم فاسیولا از کبدهای آلوده گاو و گوسفند جداسازی شد. محصولات PCR تمام نمونهها تحت تاثیر آنزیم TasI قرار گرفتند و گونههای هپاتیکا دوباند و گونههای ژیگانتیکا سه باند را نشان دادند. این آنزیم درگونه هپاتیکا یک قطعه 151 جفت بازی و یک قطعه 312 را نشان داد؛ ولی در گونه ژیگانتیکا سه قطعه 151، 93 و 219 جفت بازی بود. 36 کرم (73.46%) فاسیولا ژیگانتیکا و 13 کرم (26.53%) فاسیولا هپاتیکا تشخیص داده شدند. از 6 کبد آلوده گوسفندی، 22 کرم فاسیولا جدا گردید که 13 گونه هپاتیکا (59.1%) و 9 گونه ژیگانتیکا (40.9%) تشخیص داده شدند. از 6 کبد آلوده گاوی، 27 کرم فاسیولا جدا گردید که همگی از گونه گاوی فاسیولا ژیگانتیکا (100درصد) شناسایی شدند.
نتیجهگیری : گونه فاسیولا ژیگانتیکا گونه غالب در شهرستان گرگان است.
راحله کرمانی زاده، امیرحسین حقیقی، رویا عسکری،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : چاقی و اضافه وزن روی بسیاری از شاخصهای فیزیولوژیکی تنفس شامل انطباق و مقاومت حجم ریه، عملکرد اسپیرومتری، عملکرد مکانیکی راههای هوایی، قدرت عصبی - عضلانی، ظرفیت انتشار و تبادلات گازی اثر گذاشته و افراد چاق مستعد ابتلا به سندرم کاهش حجم هوای تنفسی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر سه برنامه تمرین مقاومتی با شدتهای متفاوت بر عملکرد ریوی، عملکرد جسمانی و ترکیب بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 30 دانشجوی دختر غیرفعال دارای اضافه وزن بهصورت غیرتصادفی در سه گروه دهنفری تمرین مقاومتی با شدتهای سبک (55-65%)، متوسط (65-75%) و سنگین (75-85% 1RM) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 9 هفته (3 جلسه در هفته) انجام شد. هر جلسه تمرین شامل انجام 5 حرکت ایستگاهی به تعداد 3 ست در هر ایستگاه و فاصله استراحت 60 تا 90 ثانیه بین تکرارها و 90 تا 120 ثانیه بین ایستگاهها بود. قبل و بعد از پایان دوره تمرینی، آزمونهای اسپیرومتری، ترکیب بدن، قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max از آزمودنیها گرفته شد.
یافتهها : 9 هفته تمرین مقاومتی با شدتهای سبک، متوسط و سنگین اثر معنیداری بر شاخصهای اسپیرومتری، وزن بدن، نمایه توده بدن، استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max نداشت. درصد چربی در گروه تمرینی سبک نسبت به گروههای تمرینی متوسط و شدید کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین قدرت عضلانی بالاتنه در گروه تمرینی شدید نسبت به گروههای تمرینی سبک و متوسط افزایش بیشتری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : دختران دارای اضافه وزن میتوانند برای کاهش درصدچربی بدن از تمرینات مقاومتی با شدت سبک استفاده کنند و برای بهبود قدرت بالاتنه از تمرینات با شدت سنگین سود ببرند. در رابطه با شاخصهای عملکرد ریوی و سایر شاخصهای عملکرد جسمانی و ترکیب بدنی، هیچ گونه برتری در استفاده از سه برنامه تمرینی وجود ندارد.
آرزو اسکندری، محمد فشی، امیر بهادر دخیلی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سن بزرگترین عامل خطر بیماریهای قلبی - عروقی است که با کوتاه شدن طول تلومر همراه میشود و این در حالی است که فعالیتهای ورزشی میتوانند نقش مفیدی را در حفظ طول تلومر ایفا کنند. TRF2 و TERT به عنوان ژنهای درگیر در مجموعه تلومریک در قلب نیز از پیری تاثیر میپذیرند و با کاهش بیان همراه میشوند که در نتیجه طول تلومر کاهش مییابد. کاهش طول تلومر نیز با افزایش مرگ سلولهای قلب و بیماریهای قلبی همراه میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تناوبی شدید و تداومی استقامتی بر بیان ژنهای TRF2 و TERT بافت قلب موشهای صحرایی نر پیر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن 88 تا 96 هفتهای و میانگین وزنی 12±363گرم به مدت 6 هفته در گروههای کنترل، تمرین تداومی استقامتی (5 جلسه در هفته، شدت 60 تا 70 درصد بیشینه) و تمرین تناوبی شدید (5 جلسه در هفته، تکرار اینتروال با شدت بالا 80 درصد بیشینه در هفته اول و دوم و 90 درصد در هفته سوم و سپس 100 درصد سرعت بیشینه تا پایان تمرین) تقسیم شدند. بیان ژنهای TRF2 و TERT بهوسیله تکنیک Real time – PCR سنجش و پس از کمی سازی مقادیر بیان ژن با استفاده از فرمول پافل مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن TRF2 گروههای تناوبی شدید و تداومی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین در بیان ژن TERT گروههای مورد مطالعه در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد شش هفته تمرین تناوبی شدید و تداومی استقامتی بتواند رشد و طول عمر سلولهای قلبی را بهوسیله حفظ طول تلوم از طریق افزایش ژن TRF2 تنظیم کند.
امین فرزانه حصاری،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اعمال حاد پیش شرطیسازی ایسکمی منجر به بهبود عملکرد ورزشی میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر چهار هفته اعمال پیش شرطیسازی ایسکمی بر ﻋﺎﻣﻞ رﺷﺪ اﻧﺪوﺗﻠﯿﺎل عروقی (Vascular Endothelial Growth Factor: VEFG) پاسخ لاکتات سرم و شاخص خستگی بعد از فعالیت شدید انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 20 مرد جوان غیرفعال به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت 4 هفته قبل از تمرینات، مداخله پیش شرطیسازی ایسکمی که شامل سه دور 5 دقیقهای انسداد با 5 دقیقه جریان مجدد بود را اجرا نمود. نمونه خونی برای اندازهگیری VEGF سرمی در حالت استراحت انجام شد. 48 ساعت قبل و بعد از مداخله، آزمون بیهوازی وینگیت اجرا و میزان درک فشار بلافاصله و لاکتات سرم در زمانهای بلافاصله، 5، 10 و 15 دقیقه بعد آزمون وینگیت اندازهگیری شد.
یافتهها: چهار هفته اعمال پیش شرطیسازی ایسکمی منجر به افزایش سطح استراحتی VEGF به میزان 8.2±138.2 نسبت به گروه کنترل به میزان 10.3±160.1 شد (P<0.05). میزان درک فشار (میزان 0.57±6.4 در مقابل 0.1±6) و غلظت لاکتات سرم در زمان 15 دقیقه بعد فعالیت در گروه مداخله نسبت به کنترل (میزان 1.2±5.6 در مقابل 0.8±4.1) کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05)؛ ولی تفاوت آماری معنیداری در برونده توان (میزان 131.6±745.2 در مقابل 148.6±769.7) و شاخص خستگی (میزان 11.08±46.2 در مقابل 7.2±50.58) بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: چهار هفته پیش شرطیسازی ایسکمی منجر افزایش ﻋﺎﻣﻞ رﺷﺪ اﻧﺪوﺗﻠﯿﺎل عروقی و کاهش میزان درک فشار و لاکتات سرم بعد از فعالیت شدید در مردان جوان غیرفعال میشود.
سوسن محمدی، فاطمه کشاورزی، بهناز منوچهری، فریبا لاهورپور، محمدرضا جواهری،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گونه های کاندیدا پس از عوامل باکتریایی دومین عامل شایع واژینیت در سراسر جهان محسوب میشوند. این مطالعه به منظور تعیین عوامل اتیولوژیک ولوواژنیت کاندیدایی در زنان باردار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 زن باردار 18 تا 45 ساله مراجعه کننده در زمان بارداری یا ناراحتی واژینال به درمانگاه زنان و زایمان بیمارستان تامین اجتماعی شهر سنندج طی سال 1395 انجام شد. پس از جمعآوری اطلاعات زمینهای با استفاده از پرسشنامه، بیماران توسط پزشک متخصص معاینه شدند و نمونهها جمعآوری گردید. شناسایی ایزولهها بر اساس رنگ کلنی و نیز با استفاده از روش PCR-RFLP صورت گرفت.
یافتهها: ولوواژینیت کاندیدایی در 29 درصد از زنان مشاهده شد. شایعترین عامل بیماری کاندیدا آلبیکنس (86.2%) تعیین شد. سپس کاندیدا پاراپسیلوزیس (10.34%) و کاندیدا گلابراتا (3.45%) در مراتب بعدی شیوع قرار داشتند. بین ابتلا به دیابت بارداری و ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. بین سابقه مصرف آنتیبیوتیک، سن بالای 35 سال و سه ماهه سوم بارداری با ابتلا به ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنیداری مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: فراوانی ولوواژینیت کاندیدایی 29 درصد و کاندیدا آلبیکنس شایعترین عامل بیماری تعیین گردید.
یوسفعلی حاجی پور گلی، معصومه حبیبیان،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتامین D با سنتز پروتئین عضلانی و میوژنز سبب افزایش قدرت میشود و ممکن است نقش مهمی در فعالیتهای بیهوازی و هوازی ایفا کند. این مطالعه به منظور ارزیابی وضعیت ویتامین D و ارتباط آن با شاخصهای عملکرد جسمانی تکواندوکاران جوان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 75 تکواندوکار مرد در محدوده سنی 18 تا 23 سال انجام شد. سطح سرمی 25-هیدروکسی ویتامین D (25(OH)D) به روش الایزا تعیین شد و مقادیر کمتر از صفر، 30-20 و بیش از 30 نانوگرم در میلیلیتر به ترتیب به عنوان نقص، سطح ناکافی و نرمال در نظر گرفته شدند. از آزمونهای 20 متر شاتل ران، دو سرعت بیهوازی (رست)، پرش ارتفاع، دوی سرعت 36 متر و الی نویز به ترتیب برای تعیین ظرفیتهای هوازی و بیهوازی، توان انفجاری پاها، سرعت و چابکی استفاده شد. همچنین درصد چربی و شاخص توده بدن هر آزمودنی تعیین گردید.
یافتهها: 36 تکواندوکار (48%) و 32 تکواندوکار (42.66%) به ترتیب دارای کمبود و سطح ناکافی ویتامین D بودند. ارتباط آماری معنیداری بین سطح پایینتر از نرمال ویتامین D با توان هوازی (r=0.897)، توان بیهوازی (r=0.901)، پرش عمودی (r=0.855)، شاخص خستگی (r=-0.838)، زمان چابکی (r=-0.634) و دو سرعت 36 متر (r=-0.793) مشاهده شد (P<0.05) و در آزمودنیهایی با سطح نرمال ویتامین D هیچ ارتباطی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: 90.66% از تکواندوکاران جوان دارای ویتامین D پایینتر از حد مطلوب بودند. افزایش سطوح ویتامین D میتواند به بهبود عملکرد جسمانی ورزشکاران جوان مبتلا به کمبود یا نقص ویتامین D کمک نماید.
الهه آریان فر، غزاله علیزاد، علی معماریان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین بیماریها در سراسر جهان محسوب شده و دومین علت مرگ و میر در زنان است. پاسخهای ایمنی میتوانند نقش کلیدی در مهار شروع و پیشرفت این بیماری داشته باشند. با توجه به اهمیت نقش لنفوسیت T در شناسایی و جلوگیری ازگسترش سلولهای توموری سرطان پستان، این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان مولکولهای تنظیمی CXCR3، PD-1، NKG2Dو TGFβR II بر لنفوسیتهای T بیماران مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 26 بیمار (میانگین سنی 9.5±46.2 سال) مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص داده شده در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان و 12 فرد (میانگین سنی 9.9±42.9 سال) غیرمبتلا به سرطان پستان از بین کارمندان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گلستان طی سالهای 98-1397 انجام شد. ابتدا خونگیری و جداسازی سلولهای تکهستهای خون محیطی انجام شد. سپس با استفاده از تکنیک فلوسیتومتری جمعیتهای مختلف سلولی از نظر بیان CXCR3، PD-1، NKG2Dو TGFβR II ارزیابی شدند. سطح پلاسمایی IFNγ و MIC-A به روش الایزا مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین درصد جمعیت لنفوسیتهای T در بیماران تازه تشخیص مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم پایینتر بود (P<0.05). همچنین میانگین درصد فراوانی لنفوسیتهای T بیان کننده PD-1 و TGFβRII در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بالاتر و بیان NKG2D و CXCR3 سطوح پایینتری را نشان دادند (P<0.05). نتایج مقایسه غلظت پلاسمایی IFNγ و MIC-A حاکی از آن بود که گروه مورد نسبت به گروه شاهد سطح MIC-A بالاتری داشتند (P<0.05)؛ در حالی که از نظر IFNγ تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد افزایش بیان TGFβRII و PD-1 در کنار کاهش بیان NKG2D و CXCR3 و کاهش سطح MIC-A در بیماران مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص داده شده با تنظیم و سرکوب زیاد ایمنی لنفوسیتهای Tو اختلال عملکردی آنها در بیماری سرطان پستان مرتبط باشد.