68 نتیجه برای درد
فاطمه نظری، مژگان سهیلی، وحید شایگان نژاد، محبوبه والیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی مزمن و اتوایمون است که منجر به ناتوانیهای پیشرفته و سبب کاهش فعالیتهای روزانه و عملکرد فرد میشود. این بیماری با طیف وسیعی از نشانههای جسمی بروز مییابد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تنآرامی بر نشانههای جسمی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 50 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. در گروه مداخله تکنیک تنآرامی (ترکیبی از تکنیک جاکوبسن و بنسون) طی 4 هفته، دو بار در هفته به مدت 40 دقیقه برای هر بیمار انجام شد. گروه کنترل تحت دریافت مراقبت و درمانهای معمول دارویی طبق دستور پزشک معالج قرار گرفت. دادهها بااستفاده از مقیاس سنجش شدت خستگی (FSS) و مقیاس عددی درد (NRS) قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از انجام مطالعه در گروهها جمعآوری شد. یافتهها : میانگین نمره شدت خستگی در سه بار اندازه گیری (قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله) یکسان نبود و روند زمانی بر نمره شدت خستگی موثر بود (P<0.05). قبل از مداخله تفاوت آماری معنیداری بین میانگین نمره خستگی دو گروه یافت نشد؛ اما بلافاصله بعد از مداخله و دو ماه پس از مداخله میانگین نمره خستگی بهطور معنیدار کمتر از قبل بود (P<0.05). میانگین نمره شدت درد در سه بار اندازهگیری یکسان نبود و روند زمانی بر نمره شدت درد موثر بود (P<0.05). میانگین نمره شدت درد به مرور زمان در گروه تن آرامی نسبت به گروه کنترل کاهش بیشتری داشت. هر چند میانگین نمره شدت درد بین دو گروه قبل، بلافاصله و دو ماه پس از مداخله تفاوت آماری معنیدار نداشت. نتیجهگیری : تکنیک تنآرامی بهعنوان یک روش کم هزینه، ایمن و ساده در کاهش خستگی و درد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس موثر است.
عبدالحمید حاجی حسنی، رزیتا هدایتی، فاطمه احسانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : کمردرد یک اختلال عضلانی اسکلتی با شیوع بالا است که 85 درصد افراد جامعه ممکن است آن را تجربه کنند. ورزشهای ثبات دهنده مرکزی برای تقویت توانایی سیستمهای عصبی عضلانی و اسکلتی برای حفاظت ستون فقرات توصیه شدهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات ثبات دهنده مرکزی و ورزشهای عمومی بر فعالیتهای عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 60 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بهطور تصادفی در دو گروه 30 نفری ورزشهای عمومی و ورزشهای ثبات دهنده مرکزی قرار گرفتند. شاخص فعالیتهای عملکردی توسط آزمونهای Bilateral squat test، Timed single hop test، Distance single hop test و Star excursion test برای همه افراد در ابتدا و پس از دوره مداخله مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. در گروه ورزشهای ثبات دهنده مرکزی هشت تمرین اختصاصی تقویتی استفاده گردید و در گروه ورزشهای عمومی، تمرینات تقویتی روتین فیزیوتراپی برای بیماران در نظر گرفته شد. کلیه تمرینات در هر دو گروه بهمدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام گردید.
یافتهها : تمرینات ثبات دهنده مرکزی موجب افزایش معنیدار شاخصهای فعالیت عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی نسبت به تمرینات عمومی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : تمرینات ثبات دهنده مرکزی نسبت به تمرینات عمومی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی ارجح است.
حدیثه حمیدی، سید صدرالدین شجاع الدین، امیر لطافت کار،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : نوروپاتی دیابتی یکی از شایعترین عوارض میکروواسکولار دیابت است که با ایجاد بیحسی در پاها، ایجاد درد و اختلال در حس عمقی بهدنبال تخریب آورانهای عصبی اندام تحتانی، موجب اختلال در حفظ تعادل میشود. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی دو شیوه ماساژ رفلکسولوژی و یومیهوتراپی بر درد و حفظ تعادل زنان مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 34 زن مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی به صورت غیرتصادفی در سه گروه ماساژ رفلکسولوژی (12 نفر)، یومیهوتراپی (11 نفر) و کنترل (11 نفر) قرار گرفتند. اندازهگیری درد و حفظ تعادل به ترتیب توسط مقیاس بصری درد، آزمون شارپند رومبرگ و برگ قبل و بعد از شش هفته اندازهگیری شد. دو گروه رفلکسولوژی و یومیهوتراپی 6 هفته (سه جلسه در هفته و به مدت 30 دقیقه) تحت ماساژ قرار گرفتند.
یافتهها : بهبودی معنیداری در دو گروه ماساژ رفلکسولوژی و یومیهوتراپی بر درد و حفظ تعادل (ایستا و پویا) در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (P<0.05). تفاوت آماری معنیداری بین میزان اثرگذاری دو روش رفلکسولوژی و یومیهوتراپی وجود نداشت.
نتیجهگیری : شیوه ماساژ رفلکسولوژی و یومیهوتراپی به یک میزان در بهبود درد و حفظ تعادل بیماران مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی مؤثر است.
مسعود بهشاد، حسن سعیدی، زهرا صفاییپور،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم خارپاشنه از جمله بیماریهای متداول پاشنه پا در افراد میانسال بوده که با درد در ناحیه پاشنه همراه است. از روشهای کاهش درد در این سندرم تجویز کفی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفی سیلیکونی بر توزیع فشار کف پایی افراد دارای خارپاشنه انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 15 فرد مبتلا به خارپاشنه با روش نمونهگیری غیرتصادفی انتخاب شدند. از کفی سیلیکونی تمام طول فشار کفپایی به همراه ساپورت قوس طولی و پدمتاتارس که در نواحی پاشنه و سر انگشتان از سیلیکونی با چگالی متفاوت ساخته شده بود؛ استفاده گردید. با استفاده از دستگاه پدار در پنج منطقه آناتومیکی کف پا فشارهای کفپایی در حالت با کفی و بدون کفی، پس از طی یک مسیر 9 متری اندازهگیری شد.
یافتهها : کفی سیلیکونی موجب کاهش آماری معنیدار 7.5% فشار در ناحیه قدامی-داخلی پا در مقایسه با کفش بدون کفی گردید (P<0.05). همچنین استفاده از کفی سبب کاهش غیرمعنیدار 19.49% فشار در پاشنه شد. کفی سیلیکونی سبب افزایش معنیدار سه متغیر نیرو، سطح در تماس و انتگرال فشار - زمان در ناحیه میانی - داخلی پا (P<0.05) و کاهش معنیدار متغیر انتگرال فشار - زمان در ناحیه قدامی - داخلی پا گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : کفی سیلیکونی موجب کاهش فشار در نواحی قدامی-داخلی و کاهش میانگین و انحراف معیار میانگین حداکثر فشار در مناطق پنجگانه کف پا میگردد.
آذر معزی، شبنم قهرمانی نیا، آرمیتا قهرمانی نیا، محسن رضایی همامی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از آسیبهای شایع سیستم عضلانی – اسکلتی دردهای مزمن گردن و شانه است که باعث بروز اختلالات وضعیتی و کوتاهیهای بافت نرم میگردد. این مطالعه به منظور مقایسه طول عضلات کمربند شانهای بیماران مبتلا به دردهای مزمن گردن – شانه با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی روی 16 بیمار و 15 فرد سالم انجام شد. میزان کوتاهی عضلات پکتورالیس ماژور و مینور نیز تراپز فوقانی با تستهای عملکردی و دامنه حرکات اکتیو ابداکسیون و اکسترنال روتاسیون شانه و نیز دامنه حرکات فلکسیون و لترال فلکسیون گردن ارزیابی شد.
یافتهها : در سمت راست طول عضلات پکتورالیس ماژور و مینور گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد کوتاهی آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). دامنه حرکت اکتیو لترال فلکسیون گردن در سمت راست گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد به طور معنیداری کاهش نشان داد (P<0.05). دامنه حرکات اکتیو ابداکسیون و اکسترنال روتاسیون شانه در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش آماری معنیدار داشت (P<0.05).
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده کاهش دامنه حرکتی گردن و شانه و کوتاهی قابل ملاحظه طول عضلات شانه در سمت دارای درد مزمن بود.
امید کاظمی، سیدصدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : حس عمقی نقش مهمی در عملکرد مفصل شانه ایفا میکند. حرکتهای ورزشی و پرتابهای اندام فوقانی از حرکات پیچیده و ماهرانهای هستند که روی مجموعه مفصلی شانه استرس زیادی را اعمال میکنند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط حس عمقی و قدرت عضلات چرخش دهنده مفصل شانه با میزان درد شانه مردان بسکتبالیست با ویلچر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 50 مرد بسکتبالیست با ویلچر از باشگاههای بسکتبال با ویلچر استانهای تهران و البرز به روش نمونهگیری غیرتصادفی انجام شد. از شاخص درد شانه کاربران ویلچر، دستگاه MMT و آزمون بازسازی فعال زاویه به کمک انعطافسنج لیتون به ترتیب برای اندازهگیری درد شانه، قدرت عضلات چرخاننده و حس عمقی اندام غالب و غیرغالب استفاده گردید.
یافتهها : بین قدرت چرخش دهندهها و حس عمقی در اندام غالب و غیرغالب اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). بین قدرت چرخش دهندههای داخلی و حس عمقی در اندام غیرغالب با درد شانه همبستگی معنیداری وجود داشت (P<0.05). در حالی که بین قدرت چرخش دهندههای خارجی و حس عمقی در اندام غالب با درد شانه همبستگی معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری : انجام الگوهای حرکتی تکراری در ورزشکاران بسکتبال با ویلچر، ممکن است در مدت زمان طولانی باعث به هم خوردن نسبت طبیعی تعادل قدرت مفصل شانه شود که به عنوان عامل خطرزا در آسیبهای شانه، مستلزم توجه به رویکردهای پیشگیرانه با ایجاد راهکارهای اصلاحی است.
جواد خادمی، محمدعلی محسنی، ایرج عبدالهی،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کمردرد یکی از ناراحتیهای شایع سیستم اسکلتی - عضلانی مرتبط با شغل بوده و روش اندازهگیری دامنه حرکتی برای ارزیابی اثربخشی مداخلات درمانی اهمیت دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی تکرارپذیری دامنه حرکتی کمر با استفاده از تست دوبار اصلاح شده Shober (modified-modified Shober's technique: MMST) در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی دامنه حرکتی کمر (خم شدن به جلو و خم شدن به عقب) 15 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی، توسط تست دوبار اصلاح شده Shober در سه نوبت توسط دو فیزیوتراپیست اندازهگیری و ثبت شد. برای این منظور از ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) استفاده گردید. دو اندازهگیری به فاصله یک ساعت برای بررسی درونروز (Whiten-Day) و نوبت آخر با فاصله یک هفته به منظور ارزیابی تکرارپذیری بینروزها (Between-Days) توسط دو ارزیاب انجام گردید.
یافتهها : ضریب همبستگی تکرارپذیری درونروز توسط ارزیاب اول برای خم شدن به جلو و عقب به ترتیب 0.88 و 0.71 و برای ارزیاب دوم بهترتیب 0.85 و 0.76 بهدست آمد. همچنین ضریب همبستگی تکرارپذیری بینروز برای ارزیاب اول در اندازهگیری خم شدن به جلو و عقب بهترتیب 0.85 و 0.68 و برای ارزیاب دوم به ترتیب 0.81 و 0.71 حاصل شد.
نتیجهگیری : تکرارپذیری آزمون دوبار اصلاح شده Shober برای اندازهگیری دامنه حرکتی کمر در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مناسب ارزیابی شد.
سحر محمدیاری قره بلاغ، سیدصدرالدین شجاع الدین، امیرحسین براتی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : نقطه ماشهای، نقطهای تحریکپذیر مرتبط با یک باند سفت از عضله اسکلتی بوده که در برابر فشار و کشش دردناک است. هدف واقعبینانه در درمان نقاط ماشهای، دستیابی به میزانی از کاهش درد است که فرد مبتلا بتواند علیرغم وجود مقداری درد به فعالیتها و عملکرد معمول خود بازگردد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر یک جلسه ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما بر آستانه درد نقاط ماشهای غیرفعال ناحیه کمربند شانهای در بازیکنان تیم ملی والیبال بانوان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 32 عضو تیم ملی والیبال بانوان که دارای یک نقطه ماشهای غیرفعال در ناحیه کمربند شانهای بودند؛ به صورت غیرتصادفی در سه گروه کنترل (10 نفر)، ماساژ ورزشی (11 نفر) و کشش توام با سرما (11 نفر) قرار گرفتند. آزمون آستانه درد با استفاده از دستگاه الگومتری در دو مرحله قبل و بلافاصله پس از مداخلههای ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما انجام شد.
یافتهها : میانگین نمرات آستانه درد پیشآزمون و پسآزمون در گروه ماساژ ورزشی (از 9.88±39.40 به 9.63±43.54) و گروه کشش توام با سرما (از 10.57±39.22 به 10.95±41.10) تغییر آماری معنیداری نشان نداد. میانگین نمرات آستانه درد گروه کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه به ترتیب 11.348±38.84 و 9.311±35.16 تعیین شد که از نظر آماری معنیدار نبود. در مقایسه برونگروهی نیز بین میزان آستانه درد پیشآزمون و پسآزمون گروههای مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری : اجرای یک جلسه 15 دقیقهای ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما بر آستانه درد نقاط ماشهای غیرفعال موثر نبود.
آزاده صالحی، محبوبه سترکی،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از اهداف تحقیقات بیولوژیکی یافتن موادی برای کاهش و تسکین درد ناشی از بیماریهای مختلف است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضددردی و ضدالتهابی عصاره اتانولی گیاه زوفا بر موش کوچک آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 100سر موش سوری نر بالغ در شش گروه آزمایشی انجام شد. گروهها شامل گروه کنترل (دریافت کننده نرمال سالین)، گروه تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب دریافت کننده عصاره اتانولی گیاه زوفا با دوزهای 25 و 50 و 75 میلیگرم بر کیلوگرم و گروه کنترل مثبت اول (دریافت کننده مورفین در تست فرمالین در فاز حاد و مزمن) و گروه کنترل مثبت دوم (دریافت کننده دگزامتازون در تست ضدالتهابی) بودند. از تست لیسیدن پای ناشی از فرمالین بهمنظور تعیین اثر ضددردی عصاره اتانولی گیاه زوفا استفاده شد. فعالیت ضدالتهابی عصاره توسط تست گزیلن مشخص شد.
یافتهها : در مرحله درد حاد (پنج دقیقه اول) عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروههای تجربی دوم (23.75±2.1) و تجربی سوم (7.75±2.8) سبب کاهش معنیدار تعداد بالا بردن پنجه پا گردید (P<0.05). همچنین در مرحله درد مزمن (20 دقیقه دوم) در گروههای تجربی اول (17.25±2.3)، تجربی دوم (11.75±2.9)، تجربی سوم (10.75±2.7) و کنترل مثبت اول کاهش معنیدار مدت زمان بالا بردن پا مشاهده شد (P<0.05). عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروههای تجربی اول، دوم و سوم فعالیت ضدالتهابی بالایی در برابر ادم ناشی از گزیلن در گوش موشها داشت (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره اتانولی گیاه زوفا میتواند سبب مهار درد و التهاب در موشهای کوچک آزمایشگاهی گردد.
محمد صالحی، محمد سبحانی شهمیرزادی، لیلا براتی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد راجعه و مزمن شکم در 7 تا 20 درصد از کودکان دیده میشود و علت 2 تا 4 درصد از مراجعات پزشکی کودکان است. عفونت هلیکوباکترپیلوری در کودکان یکی از علل مشکلات گوارشی است که عدم درمان آن موجب عوارض جدی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتیژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری در کودکان با درد شکم مزمن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی تعداد 33 کودک با تشخیص درد شکم مزمن و 30 کودک بدون شکایت مورد بررسی قرار گرفتند. مدفوع به روش ELISA برای ارزیابی آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مورد آزمایش قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مورد 9 پسر (27.3%) و 24 دختر (72.7%) بودند. 5 کودک (15.2%) از کودکان گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند و در گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد. این تفاوت از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: 15.2% کودکان در گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند. در میان گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد.
صالحه آخوندی، فاطمه مهرآور، فرانک رختابناک، امید مومن، سید بابک مجاور عقیلی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد بعد از جراحی یکی از مهمترین مراحل ریکاوری بیماران پس از جراحی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیب اندانسترون با آپوتل در کنترل درد بعد از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی تحت بیهوشی عمومی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 50 بیمار (41 مرد و 9 زن) مراجعه کننده به دلیل شکستگی اندام فوقانی به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان که تحت بیهوشی عمومی مورد عمل جراحی ارتوپدی قرار گرفتند؛ طی سال 1396 انجام گردید. بیماران به روش بلوکسازی تصادفی در دو گروه 25 نفری قرار گرفتند. بعد از پایان عمل جراحی و در مرحله ریکاوری برای هر دو گروه پمپ درد (Patient Controlled Analgesia) تعبیه شد. در گروه کنترل، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل و در گروه مداخله، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل به همراه 8 میلیگرم اندانسترون بود. مقیاس دیداری درد (VAS) برای هر دو گروه طی 24 ساعت بعد از عمل جراحی ارزیابی گردید. متغیر نمره درد بیماران در دو گروه طی سه مقطع زمانی پس از اعمال جراحی مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین درد 4 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.707±3.20) در مقایسه با گروه کنترل (0.569±3.64) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین درد 12 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.927±1.88) در مقایسه با گروه کنترل (1.186±2.64) کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میانگین درد 24 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.645±1.40) در مقایسه با گروه کنترل (0.997±2.08) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: تجویز آپوتل و اندانسترون در کنترل درد پس از اعمال جراحی شکستگیهای اندام فوقانی موثرتر از تجویز آپوتل به تنهایی است.
تارا دانیاری، مینا رمضانی، بهاره پاکپور،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه کوله خاس (Ruscus aculeatus L) از تیره مارچوبه در درمان بعضی از بیماریها از جمله بیماریهای عروقی، لنفاوی و هموروئید مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضد دردی و ضدالتهابی عصاره هیدروالکلی گیاه کوله خاس در موش کوچک آزمایشگاهی نر نژاد NMRI انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 80 سر موش کوچک آزمایشگاهی نر نژاد NMRI با سن تقریبی 8-6 هفته و وزن 25-23 گرم انجام شد. حیوانات برای هر تست بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی شامل گروه شاهد (دریافت کننده آب مقطر)، گروه کنترل مثبت (دریافت کننده مورفین با دوز 10 میلی گرم بر کیلو گرم در تست درد و دریافت کننده دگزامتازون با دوز 15 میلیگرم بر کیلوگرم در تست التهاب) و همچنین سه گروه دریافت کننده دوزهای 75، 150 و 300 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره هیدروالکلی گیاه کوله خاس تقسیم شدند. بررسی درد توسط تست فرمالین و بررسی التهاب با تورم گوش القاشده با زایلین انجام شد.
یافتهها: عصاره هیدروالکلی کوله خاس باعث کاهش آماری معنیدار درد حاد در دوز 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه شاهد گردید (P<0.05). درصد مهار درد حاد 60 درصد در مقایسه با 85 درصدی مهار درد توسط مورفین تعیین شد. همچنین این گیاه سبب کاهش آماری معنیدار درد مزمن ناشی از فرمالین در دوزهای 150 و 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه شاهد گردید (P<0.05). دوز 150 و 300 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره به ترتیب باعث مهار 71درصدی و 94درصدی درد مزمن در مقایسه با 97 درصدی کاهش درد توسط مورفین شدند.
نتیجهگیری: عصاره هیدروالکلی گیاه کوله خاس در دوز 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن باعث کاهش درد حاد و مزمن و در دوز 150 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن سبب کاهش درد حاد در حیوانات آزمایشگاهی میگردد.
کاظم کاظم نژاد، سیدمسعود حسینی، احمد حیدری، ارازبردی قورچائی،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد پس از جراحی یکی از نگرانیهای عمده پزشکان و بیماران است. یکی از روشهای کاهش درد تزریق داروی بیحسی در محل برش جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر موضعی داروهای کتامین و لیدوکایین بر کاهش درد پس از جراحی هرنی اینگوینال انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 60 بیمار کاندید جراحی هرنی اینگوینال با بیهوشی عمومی انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری شامل گروه کنترل (بدون داروی تزریقی)، گروه مداخله اول (تزریق زیر جلدی 0.5mg/kg کتامین در ناحیه بخیه محل جراحی) و گروه مداخله دوم (تزریق زیر جلدی 1mg/kg لیدوکایین در ناحیه بخیه محل جراحی) قرار گرفتند. سپس درد بعد از عمل در هر سه گروه با مقیاس بصری درد (VAS) مورد مقایسه قرار گرفت و علایم حیاتی ثبت گردید. بیماران با نمرات درد 3 و بیشتر، شیاف دیکلوفناک سدیم (100mg) و در صورت عدم پاسخ، پتیدین وریدی mg 30 (0.5mg/kg) دریافت نمودند. عوارضی مثل تهوع و استفراغ، گیجی، نیستاگموس و هالوسینیشن ثبت گردید.
یافتهها: کاهش درد در گروه مداخله اول و دوم در ساعات اول و دوم پس از عمل دیده شد که در مقایسه با گروه کنترل درد کمتری داشتند (P<0.05) ؛ اما بین دو گروه مداخله در ساعات اول و دوم پس از عمل جراحی تفاوتی دیده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد میتوان برای کاهش درد در محل برش جراحی به جای لیدوکایین از تزریق کتامین استفاده کرد که تقریباً مشابه لیدوکایین اثر دارد.
نوش آفرین نیکنام، سیدصدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درد کشککی - رانی یکی از شایعترین و بحث برانگیزترین مشکلات اسکلتی عضلانی است. به همین دلیل مطالعات فراوانی در مورد علل بروز و راههای پیشگیری و درمان آن انجام شده است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین متداول و ثباتی عملکردی بر درد و عملکرد حرکتی زنان با درد کشککی - رانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 45 زن غیرورزشکار مبتلا به درد کشککی - رانی با دامنه سنی 18 تا 35 سال بهصورت غیرتصادفی به سه گروه 15 نفری تمرین ثباتی عملکردی، تمرین متداول و گروه کنترل تقسیم شدند و به مدت 8 هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور اندازهگیری متغیر شدت درد از مقیاس سنجش دیداری درد و عملکرد حرکتی از پرسشنامه کیوجالا استفاده گردید.
یافتهها: در پایان مطالعه شدت درد در دو گروه مداخله (تمرین متداول و ثبات عملکردی) در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). عملکرد حرکتی در گروههای مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری داشت (P<0.05). تغییرات شدت درد و عملکرد حرکتی پس از مداخله در بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنیداری نشان ندادند.
نتیجهگیری: روش درمانی تمرین ثباتی عملکردی و روش تمرین متداول به مدت هشت هفته، اثرات سودمندی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی در زنان مبتلا به درد کشککی - رانی دارد.
محمود گنجی فرد، مسعود مدیحی، محمدرضا مفتح، بی بی فاطمه شخص امام پور،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درد متعاقب جراحی تونسیلکتومی یکی از شایعترین عوارض این جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو در کاهش درد پس از عمل جراحی تونسیلکتومی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی سه سویه کور روی 104 بیمار 15-7 ساله کاندیدای عمل تونسیلکتومی در بیمارستان ولی عصر بیرجند انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 52 نفری گاباپنتین و پرومتازین تقسیم شدند. یک ساعت قبل از بیهوشی، به گروه اول گاباپنتین خوراکی 20 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن و به گروه دوم شربت پرومتازین 0.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن تجویز شد. نمره درد براساس شاخص MOPS طی ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار شدت درد در گروه مورد مداخله با پرومتازین در 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت پس از عمل به ترتیب 0.84±1.35 ، 0.87±0.9 ، 0.52±0.25 و 0.19±0.04 و در گروه گاباپنتین به ترتیب 0.98±1.58 ، 0.91±1.13 ، 2.7±0.69 و 0.24±0.06 به دست آمد. بین میزان درد دو گروه در ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو دارای اثر کاهنده درد مشابهی در بیماران با جراحی تونسیلکتومی بودند.
نصرت الله سلیمانی، معصومه حبیبیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامینD در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بسیار رایج است و یکی از عوامل خطرزای مهم برای بیماریهای مزمن کلیوی محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات ثبات دهنده مرکزی و مصرف ویتامین D بر برخی از شاخصهای عملکرد کلیوی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 48 زن مبتلا به کمردرد مزمن با تخصیص تصادفی در 4 گروه 12 نفری شامل گروه کنترل، گروه تمرین، گروه ویتامین D و گروه ترکیبی انجام شد. گروههای تمرین و ترکیبی، 8 هفته تمرینات ثباتدهنده مرکزی با سطوح مختلف را انجام دادند. گروههای ویتامینD و ترکیبی، هفتگی 50000 واحد ویتامین D دریافت نمودند. سطوح کراتینین، اوره و اسیداوریک قبل و پس از مداخلهها سنجیده شد.
یافتهها: 74.26% و 25.64% از بیماران به ترتیب دارای نقص و سطوح ناکافی ویتامینD بودند. پس از 8 هفته کاهش معنیداری در شاخصهای کراتینین، اوره و اسید اوریک گروههای تمرین، ویتامین D و ترکیبی مشاهده شد. بهعلاوه مداخله ترکیبی به کاهش بیشتری در سطوح اسیداوریک و اوره در مقایسه با دو مداخله دیگر منجر شد؛ اما اثر فعالیت ورزشی بر کاهش اسیداوریک نسبت به ویتامین D بیشتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: هر دو شیوه تمرینات ثباتدهنده مرکزی و مصرف ویتامین D میتواند در بهبود عملکرد کلیوی در بیماران کمردرد مزمن با سطوح پایین ویتامین D ، اثرگذار باشد؛ اما به نظر میرسد مداخله ترکیبی با اثربخشی بیشتری همراه است.
عاطفه عیوضی هزه بران، نرمین غنی زاده حصار، ابراهیم محمدعلی نسب فیروزجاه، سجاد روشنی،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قابل مشاهده در موقعیت قرارگیری استخوان کتف و حرکت کتف را دیسکنزیای کتف مینامند که سبب ایجاد و تشدید درد شانه میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات ثبات دهنده کتف بر درد شانه کمانداران دارای دیسکنزیای کتف انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 30 کماندار مرد مبتلا به دیسکنزیای کتف و درد شانه رشته ریکرو در استان آذربایجان شرقی به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ارزیابی درد به وسیله پیوستار عددی درد از تمامی آزمودنیها در پیش آزمون به عمل آمد. سپس گروه مداخله تمرینات ثبات دهنده کتف را به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه اجرا نمودند. در حالی که افراد گروه کنترل فقط تمرینات روزمره خود را اجرا کردند. پس از پایان تمرینات، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد.
یافتهها: پس از انجام تمرینات ثبات دهنده کتف، میانگین نمرات درد شانه برتر هم در حین تمرین و هم در حین استراحت در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیدار نشان داد (P<0.05). در شانه غیر برتر، کاهش درد تنها در اثر درونگروهی از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05) و این کاهش در مقایسه بین گروهی از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: تمرینات ثبات دهنده کتف میتواند به منظور کاهش درد شانه برتر کماندران دارای دیسکنزیای کتف مورد استفاده قرار گیرد.
میلاد پیران حمل آبادی، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افشین اروجی، سیدصدرالدین شجاع الدین، امیر لطافت کار، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد علمی مربوط به اثربخشی توانبخشی بر فعالیت الکترومیوگرافی عضلات تنه محدود است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات الگوی حرکتی بر فرکانس عضلات منتخب تنه در افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی حین فرود تک پا انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 28 بیمار با کمردرد مزمن غیراختصاصی به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه کنترل هیچگونه درمانی را دریافت نکرد. گروه مداخله درمان را به صورت انجام تمرینات الگوی حرکتی اجرا نمودند. آزمودنیها فرود آمدن از ارتفاع 30 سانتیمتری را انجام دادند. فعالیت عضلانی تنه با استفاده از سیستم الکترومایوگرافی 8 کاناله بررسی شد. ارزیابیها در پیش آزمون و بعد از شش هفته به انجام رسید.
یافتهها: طیف فرکانس عضلات رکتوس ابدومینس راست و ارکتور اسپاین کمری راست در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل پایینتر بود (P<0.05). در سایر عضلات تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: احتمالاً تمرینات الگوی حرکتی میتواند به بهبود طیف فرکانس عضلات منتخب تنه حین فرود تک پا منجر گردد.
سیده ماهرخ علینقی مداح، پیمان اصغری، امیرحسین محمدشفیعی، فاطمه مهرآور، محمد آریایی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پروپوفول یکی از رایجترین داروهای مورد استفاده در بیهوشی بوده و درد هنگام تزریق از عوارض جانبی این دارو است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر لیدوکائین، منیزیوم سولفات و کتامین در کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول در بیماران تحت عمل جراحی انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویه کور 80 بیمار 18 تا 65 ساله به صورت تصادفی در 4 گروه 20 نفری لیدوکائین، کتامین، منیزیوم سولفات و نرمال سالین قرار گرفتند. برای ارزیابی درد از معیارAmbesh Score استفاده شد. تغییرات همودینامیک گروههای مورد مطالعه در دقایق 1 و 3 و 5 ارزیابی شد.
یافتهها: بیماران در گروههای لیدوکائین، کتامین و منیزیم سولفات به ترتیب با مقادیر 75 درصد، 70 درصد و 55 درصد در مقایسه با گروه نرمال سالین (25 درصد) پس از تزریق پروپوفول، احساس درد نداشتند (P<0.05). میانگین روند زمانی فشار خون سیستولیک، فشار خون دیاستولیک و متوسط فشار خون شریانی بین گروههای مورد مطالعه از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده از داروهای لیدوکایین یا کتامین در زمان تزریق پروپوفول میتواند در کاهش درد هنگام تزریق پروپوفول موثر باشد.