|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
25 نتیجه برای ابراهیمی
مریم اخباری، محسن ابراهیمیان، دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپریسین به عنوان ماده اصلی در گونههای مختلف گیاه هیپریکوم دارای خاصیت ضدمیکروبی، ضدویروسی، مهارکنندگی غیراختصاصی کیناز و مهارکنندگی آنزیم دوپامین بتا هیدروکسیلاز است. این مطالعه به منظور مقایسه میزان هیپریسین و اثر ضدمیکروبی، آنتیاکسیدانی و سمیت سلولی گیاه گل راعی (Hypericum perforatum L.) جمعآوری شده از مناطق مختلف جغرافیایی ایران شامل سه استان قم، گلستان و کردستان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی میزان محتوی هیپریسین عصاره متانولی از اندامهای هوایی گیاه گل راعی با روش UV-Vis تعیین شد. فعالیت ضداکسیدانی عصارهها از طریق اندازهگیری فعالیت مهار رادیکال آزاد DPPH و مهار پراکسیداسیون لیپید مشخص گردید. فعالیت سمیت سلولی از طریق آزمون تعیین میزان مرگ و میر میگوی آب شور مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت ضدمیکروبی با بررسی قطر هاله عدم رشد در آزمون دیسک دیفیوژن و تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی بررسی شد.
یافتهها : میزان هیپریسین موجود در نمونههای قم، گلستان و کردستان به ترتیب ppm 673، ppm 1223 و ppm 1568 تعیین شد. میزان فعالیت ضداکسیدانی و سمیت سلولی در نمونههای کردستان بیشتر از نمونههای قم و گلستان بود. در بررسی خواص ضدمیکروبی، از نظر تعداد میکروارگانیسمهای حساس به عصاره، روند کلی قم کمتر از کردستان و نیز قم و کردستان کمتر از گلستان مشاهده شد. با این وجود در مورد دو سویه از جنس استافیلوکوکوس، عصاره گیاه کردستان با هالهای برابر با 19 و 17 میلیمتر به ترتیب برای استافیلوکوکوس اورئوس و استافیلوکوکوس اپیدرمیس و میزان حداقل غلظت مهارکنندگی برابر با 250µg/mL برای هر دو سویه نام برده فعالیت بیشتری از خود نشان داد.
نتیجهگیری : غنای هیپریسین در نمونه گیاهی گیاه منطقه سردسیر کردستان بیشتر بود. فعالیت ضدمیکروبی، ضداکسیدانی و سمیت سلولی در عصارههای مورد مطالعه قابل توجه بوده و روند تغییرات این فعالیتها با روند تفاوت میزان هیپریسین در آنها هماهنگ است.
شیرین عالی، امیر لطافت کار، اسماعیل ابراهیمی، امیرحسین براتی، ملیحه حدادنژاد، دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : سفتی عضلانی و محدودیت دامنه حرکتی، راستای بدن و تعادل عضلانی را تحت تأثیر قرار میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کوتاهی عضله ایلیوپسواس با دامنه حرکتی فعال، قدرت عضلات فلکسوری- اکستانسوری ران و قوسهای سینهای – کمری در نوجوانان فوتبالیست انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد- شاهدی روی 15 نوجوان فوتبالیست 11-14 ساله دارای کوتاهی عضله ایلیوپسواس (گروه مورد) و 15 نوجوان فوتبالیست سالم (گروه شاهد) همگن از لحاظ سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی، پای برتر و سابقه فعالیت ورزشی (3 سال) انجام شد. دامنه حرکتی با گونیامتر یونیورسال، کایفوز و لوردوز با خطکش منعطف و قدرت عضلانی با دینامومتر دستی اندازهگیری شد.
یافتهها : دامنه حرکتی اکستنشن هیپ و قدرت عضله ایلیوپسواس گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میزان لوردوز کمری و نسبت قدرت گلوتئوس ماکزیموس به قدرت ایلیوپسواس گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). بین دامنه حرکتی فلکشن هیپ، کایفوز پشتی، قدرت عضله گلوتئوس ماکزیموس در گروههای مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری : افراد با کوتاهی ایلیوپسواس، دامنه حرکتی اکستنشن محدودتر، لوردوز کمری بیشتر و قدرت عضله ایلیوپسواس کمتری نسبت به همتایان سالم دارند.
پرستو احسانی، فاطمه فراهانی، نگار دایی زاده، ملیکا امیا، معین صالح، مینا ابراهیمی راد، کرم الله طولابی، دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مختلف در سیستم مجاری صفراوی و تشکیل سنگ از عوامل انسداد جریان صفرا در آن ارگان استریل است. این مطالعه به منظور شناسایی باکتریهای موجود در صفرای بیماران مبتلا به مشکلات صفراوی و بررسی تولید بیوفیلم در جدایههای شایع انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 35 نمونه (سنگ و بافت صفرا) جمعآوری شده در شرایط استریل (به روش لاپاراسکوپی) از بخش جراحی بیمارستان امام خمینی تهران طی ششماه اول سال 1395 انجام شد. نوع سنگها بهکمک روشهای شیمیایی و نوع میکروبها با استفاده از آزمایشات بیوشیمیایی و مولکولی تعیین شدند. برای جستجوی باکتریها در نمونههای منفی، DNA از بافت کیسه صفرا تخلیص شد و با استفاده از پرایمرهای 1492R وF 27 برای تکثیر قطعهای از ژن 16SrRNA الگو قرار گرفت. نوع باکتری در نمونههای مثبت بهکمک بانک اطلاعاتی NCBI تعیین شد. شایعترین جدایه از لحاظ شدت تولید بیوفیلم بهکمک روش میکرو تیترپلیت و ژنهای درگیر این فنوتیپ Ag43(Flu) و CsgF بهروش PCR مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت آنتیبیوتیکی آنها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید.
یافتهها: تعداد 13 نمونه دارای انواع باکتری شامل 3 جدایه کلبسیلا، 4 جدایه اشریشیا کلی، یک جدایه انتروباکتر، 2 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس، 2 جدایه انتروکوک و یک جدایه استرپتوکوکوس بودند. از ۲۳ مورد نمونه صفرا، در 65.7% موارد بااستفاده از روش کشت میکروبیولوژیک، باکتری جدا نگردید؛ ولی هفت باکتری شامل شش سویه کلبسیلا و یک انتروکوک با استفاده از تکثیر 16SrRNA و تعیین ترادف شناسایی شدند. بنابراین، در مجموع گونه کلبسیلا (47.36%) بیشترین سهم را در عفونتهای کیسه صفرا نشان داد. ترکیبات کلسترولی و بیلیروبینی در 98درصد نمونههای حاوی سنگ دیده شد. با وجود آن که وفور کلبسیلا در عفونتهای کیسه صفرا (47.36%) بیش از بقیه باکتریها بود. بیشترین باکتری قابل کشت اشریشیا کلی بود. کلیه اشریشیا کلیهای مورد بررسی دارای ژنهای عامل ایجاد بیوفیلم بودند؛ ولی شدت تشکیل بیوفیلم در دو مورد از آنها قوی و در دو مورد دیگر متوسط بود. این باکتریها نسبت به اکثر آنتیبیوتیکها حساس بودند و به تتراسیکلین، سیپروفلوکسازین و سفتی زیدیم مقاومتهای متفاوتی را نشان دادند و به تتراسیکلین مقاومتر بودند.
نتیجهگیری: باکتریهای غیرقابل کشت سهم مهمی در عفونتهای کیسه صفرا دارند. توانایی بالای ایجاد بیوفیلم در باکتریهای شایع جداشده هشداری برای مداقه در تجویز آنتیبیوتیکها برای از بین بردن این بیوفیلمهای عفونی در عفونتهای کیسه صفرا را نشان میدهد.
کیمیا خندستان، بهاره پاکپور، مریم تاج آبادی ابراهیمی، دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی است که به علت از بین رفتن نورونهای دوپامینرژیک در بخش متراکم جسم سیاه ایجاد میشود. مهمترین علایم این بیماری شامل کندی حرکت، عدم حرکت، لرزش و عدم تعادل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف خوراکی پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی بر موشهای صحرایی نر در مدل حیوانی بیماری پارکینسون انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 48 راس موش صحرایی نر در 6 گروه استفاده شد. برای ایجاد مدل حیوانی بیماری پارکینسون، بخش متراکم جسم سیاه در حیوانات با تزریق 6هیدروکسی دوپامین (6-OHDA) (0.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن موش) بهطور یکطرفه توسط دستگاه استریوتاکس تخریب شد. پس از 3 هفته ریکاوری موشها بهمنظور ارزیابی میزان تخریب، موشهای صحرایی به صورت درون صفاقی آپومورفین دریافت کردند. تست چرخشی آپومورفین به منظور سنجش پارکینسون انجام گردید. در آزمایش اول موشهای صحرایـی بهصورت تصادفی به دو گـروه Sham و گـروه پـارکیـنسونـی شـده (آسیبدیده) تقسـیم شـدند. گـروه Sham فقط آب و غذا و گـروه آسیبدیده 6 هیدروکسی دوپـامیـن دریـافـت کردند. در آزمایش دوم موشهای صحرایـی به 4 گـروه 8 تایـی تقسـیم شـدند، هر 4 گروه تحت تاثیر 6-هیدروکسی دوپامین قرار گرفتند و 21 روز بعد تحت آزمایش سنجش آپومورفین قرار گرفتند و نتایج ثبت گردید. سپس به مدت 28 روز گروه اول به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و تحت تیمار قرار نگرفت. گـروه دوم سالیـن، گـروه سوم شیـر و گـروه چهـارم شیر به همراه پـروبیوتیـک به صورت گاواژ دریـافـت کردند. در انتهای روز 28 دوباره هر گروه تحت آزمون چرخش آپومورفین قرار گرفتند و میزان چرخشها ثبت شدند.
یافتهها: آزمونهای رفـتاری به تـرتیـب در گروههای سالیـن، شیـر، شیـر + پـروبیوتیـک نشان داد کـه گـروه دریافت کننده شیـر همـراه پـروبیوتیـک لاکتوباسیلوس پاراکائی بهصورت معنیداری چرخش آپومـورفیـن کـمتـری نسبت به گـروه دریافت کننده سالیـن داشتند (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی منجر به بهبود بیماری پارکینسون میشود.
محسن ابراهیمی، حسن اسمعیلی، احمد محمدی پور، فاطمه رستمی، دوره 22، شماره 4 - ( زمستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ناهنجاریهای مادرزادی یکی از علل عمده مرگ و میر نوزادان است. بیماریهای مادرزادی قلب (Congenital Heart Disease: CHD) شایعترین نقص هنگام تولد در جهان است. مطالعات اخیر میزان CHD را حدود یک درصد از تولدهای زنده گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ناهنجاریهای قلبی ارزیابی شده با اکوکادیوگرافی و همراهی آن با سایر ناهنجاریهای مادرزادی در مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 157 بیمار در محدوده سنی بدو تولد تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان طی سالهای 1391 لغایت 1396 انجام شد. 139 مورد (55 دختر و 84 پسر) ناهنجاری مادرزادی قلبی که در پرونده آنان، برگه گزارش اکوکاردیوگرافی وجود داشت؛ ارزیابی شدند. اطلاعات بیماران شامل سن، جنس، قومیت، نوع ناهنجاری خارج قلبی، ناهنجاری قلبی (آنومالی ساده، آنومالی کمپلکس و آنومالی وابسته به داکت)، وضعیت سوفل قلبی و علایم بالینی از پرونده آنان استخراج گردید.
یافتهها: از کل بیماران تحت اکوکاردیوگرافی، 139 بیمار (88.5%) مبتلا به بیماری مادرزادی قلب بودند. آنومالیها شامل 88 مورد (56.05%) آنومالی ساده، 49 مورد (31.21%) آنومالی کمپلکس و 2 مورد (1.27%) آنومالی وابسته به داکت بودند. ناهنجاریهای همراه با ناهنجاریهای مادرزادی قلبی شامل 17 مورد (12.2%) مبتلا به شکاف کام و لب، 4 مورد (2.9%) مبتلا به فتق مادرزادی دیافراگم، 8 مورد (5.8%) مبتلا به آنوس بسته، 52 مورد (37.4%) مبتلا به سندرم داون، 4 مورد (2.9%) مبتلا به سندرم ترنر، 4 مورد (2.9%) مبتلا به آترزی ایلئوم، 11 مورد (7.9%) مورد مبتلا به آترزی مری، 7 مورد (5%) مبتلا به هیرشپرونگ، 6 مورد (4.3%) مبتلا به آنومالیهای اوروژنیتال و 26 مورد (18.7%) مبتلا به سایر ناهنجاریهای خارج قلبی بودند.
نتیجهگیری: فراوان ترین ناهنجایهای همراه در ناهنجاریهای قلبی، شامل سندرم داون و شکاف کام ولب بودند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|