|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای گلشن
بابک باقری، وحید مخبری، نگین اکبری، صمد گلشنی، ساسان طبیبان، دوره 15، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده
جدا شدن شریان کرونر اصلی چپ از سینوس والسالوای سمت راست بسیار نادر بوده و انسیدانس 1-3/0 درصد در جمعیت عادی دارد. برای مشخص کردن تیپ آنومالی، سیتی آنژیوگرافی بسیار کمک کننده است؛ اما در بسیاری اوقات، نمای آنژیوگرافی در نمای right anterior oblique نوع مسیر کرونر را نشان میدهد. آنومالی شریان کرونر چپ از سینوس والسالوای سمت راست، ممکن است با انفارکتوس میوکارد یا مرگ ناگهانی قلبی تظاهر کند. به همین علت شناخت آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله بیماری گزارش میشود که به علت آنژین بعد از انفارکتوس میوکارد به منظور آنژیوگرافی کرونر به بیمارستان ارجاع شد و ناهنجاری جدا شدن شریان کرونر اصلی چپ از سینوس والسالوای سمت راست در وی مشاهده گردید.
امید صدیقی، صمد گلشنی، فائزه نیک زاد، دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای قلبی - عروقی شایعترین علت مرگ و میر در بیماران همودیالیزی محسوب میشوند. هایپرتروفی و کاهش عملکرد سیستولیک بطن چپ از عوامل مهم پیشبینی کننده ناتوانی و مرگ و میر قلبی - عروقی در این بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه سطح سرمی تروپونین قلبی T و I با هایپرتروفی و کاهش عملکرد سیستولیک بطن چپ بیماران همودیالیزی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی روی 56 بیمار همودیالیزی براساس یافتههای اکوکاردیوگرافی در دو گروه با هایپرتروفی بطن چپ (35 نفر) و بدون هایپرتروفی بطن چپ (21 نفر) در مراکز آموزشی - درمانی امام خمینی (ره) و فاطمه الزهرا (س) ساری انجام شد. سطح سرمی تروپونین قلبی T و I بیماران توسط نسل سوم کیتهای Elecys 2010 به روش Electro chemiluminscence immune assey مورد سنجش قرار گرفت. یافتهها : بیماران با هایپرتروفی بطن چپ بهطور معنیداری سطوح سرمی بالاتری از تروپونین قلبی T (نانوگرم بر میلی لیتر) (0.12±.099) را در مقایسه با بیماران بدون هایپرتروفی بطن چپ (0.05±0.37) نشان دادند (P<0.05). همچنین مقادیر تروپونین قلبی I گروه مورد (0.09±0.17) در مقایسه با گروه شاهد (0.09±0.13) بالاتر بود (P<0.05). بین سطح سرمی تروپونین قلبی T و I با کاهش عملکرد سیستولیک بطن چپ ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. نتیجهگیری : سطح سرمی تروپونین قلبی T و I به عنوان شاخص کاهش عملکرد سیستولیک بیماران همودیالیزی کاربرد ندارد.
فرناز گلشن، مجید شهبازی، کامران حیدری، دوره 19، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : عامل تحریک کننده کلنی گرانولوسیت (G-CSF) و گیرنده آن در فولیکولهای در حال رشد، سلولهای بافت جنینی و دستگاه تولید مثل وجود داشته و تجمع سرمی G-CSF بهطور آشکاری در زمان تخمکگذاری افزایش مییابد. لذا این مطالعه به منظور تعیین اثر عامل تحریک کننده کلنی گرانولوسیت بر میزان تخمکگذاری و موفقیت لانهگزینی رویانهای حاصل از آمیزش موش سوری انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 40 سر موش سوری ماده نژاد NMRI در دو گروه کنترل و تیمار و 10 سر موش سوری نر انجام شد. در هر دو گروه بهمنظور تحریک تخمدان و القای اوولاسیون به ترتیب 10 واحد PMSG و 48 ساعت بعد 10 واحد hCG بهصورت داخل صفاقی و تکدوز به ازای هر موش تزریق شد. سپس در گروه تیمار، همزمان با تزریق PMSG ، 50 µg/kg از G-CSF و در گروه کنترل نیز در همین مرحله و همحجم با آن نرمال سالین بهصورت داخل صفاقی تزریق گردید. نیمی از موشهای گروه کنترل و تیمار پس از گذشت 16تا 18ساعت از آخرین تزریق به روش دررفتگی مهرههای گردنی کشته شدند تا تعداد تخمکهای آزادشده بهوسیله میکروسکوپ اینورت بررسی شود. نیمی دیگر از موشهای گروه کنترل و تیمار با موشهای نر آمیزش داده شدند و پس از گذشت 16 روز بعد از لقاح موشهای ماده باردار با همان روش کشته و جنینهای حاصل از نظر تعداد بررسی شدند.
یافتهها : میانگین تخمکهای آزادشده در گروه تیمار (1.25±18.5) بیش از گروه کنترل (1.32±12.1) بود (P<0.05). میزان لانهگزینی در گروه کنترل و تیمار از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری : علیرغم این که عامل تحریک کننده کلنی گرانولوسیت نتوانست بر تعداد لانهگزینی اثر داشته باشد؛ ولی موجب افزایش تعداد تخمکهای آزاد شده گردید.
|
|
|
|
|
|
|
|
|