|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای پورمهدی
زهرا عباس پور، فاطمه بادپای، زهرا پورمهدی، دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد بعد از عمل سزارین با بی حسی اسپانیال می تواند با استفاده از داروهای مسکنی مانند داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی انجام شود. ایندومتاسین و ولتارن هر دو از دسته داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی هستند. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تاثیر این دو دارو بر کاهش شدت درد پس ازعمل سزارین بود.روش بررسی: در این کار آزمایی بالینی 100 زن باردار بستری در بیمارستان ولی عصر (عج) شهر رزن که برای اولین بار مورد عمل سزارین انتخابی قرار گرفته بودند، به طور تصادفی در دو گروه 50 نفری قرار گرفتند. در هر گروه پس از تعیین نمرات شدت درد (با استفاده از خط کش 5 درجه ای لیکرت) و بر حسب نیاز بیماران به مسکن، گروه مورد شیاف ایندومتاسین 100 میلی گرم هر 8 ساعت و حداکثر 2 بار در 24 ساعت و گروه شاهد آمپول ولتارن 75 میلی گرم هر 12 ساعت و حداکثر 2 بار در 24 ساعت دریافت نمودند. نمرات شدت درد و عوارض جانبی و نیز نیاز به مسکن اضافی (پتیدین) هر 4 ساعت تا 24 ساعت ارزیابی شد. اطلاعات با استفاده از آزمون های آماری تی، فیشر، آزمون مجذور کای و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: ایندومتاسین و ولتارن هر دو بر کاهش درد تاثیر مثبت داشتند (P<0.05). در 4 ساعت بعد از مصرف تفاوت معنی داری در کاهش درد در دو گروه ایندومتاسین و ولتارن و بیشتر در گروه ولتارن وجود داشت (P<0.05)، در حالی که در سایر اوقات این تفاوت معنی دار نبود. از نظر نیاز به مسکن اضافی تفاوت آماری معنی دار وجود نداشت و عوارض جانبی در گروه ایندومتاسین به نحو بارزی (6 درصد) کمتر از گروه ولتارن (42 درصد) بود (P<0.05).نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که می توان ایندومتاسین را به عنوان مسکن پس از عمل سزارین و در ساعات اولیه به همراه یک مسکن دیگر برای بیماران توصیه نمود.
نسترن زمانی، احمدعلی معاضدی، محمدرضا آفرینش خاکی، مهدی پورمهدی بروجنی، دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : ممانتین آنتاگونیست غیررقابتی گیرنده NMDA (N-methyl-D-aspartate) است که برای درمان بیماران مبتلا به آلزایمر استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ممانتین بر یادگیری و حافظه فضایی در مدل تخریب الکتریکی هسته قاعدهای مگنوسلولاریس (NBM) موش صحرایی بهعنوان یک مدل حیوانی بیماری آلزایمر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 56 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 8 گروه شامل کنترل، تخریب (تخریب دو طرفه NBM با القای جریان الکتریکی 5/0 میلیآمپر بهمدت 3 ثانیه)، شاهد تخریب (ورود الکترود به NBM بدون القاء جریان الکتریکی)، گروه حلال (تخریب توام با دریافت سالین 0.2 ml) و گروههای تخریب توام با دریافت ممانتین با مقادیر 1، 3، 5 و 7 میلیگرم بر کیلوگرم انجام شد. یک هفته بعد، موشهای صحرایی به مدت 5 روز با دستگاه ماز Y شکل آموزش دیدند. 25 روز بعد از آموزش، آزمون فراخوانی حافظه برای ارزیابی حافظه بلندمدت انجام گردید.
یافتهها : تخریب دوطرفه NBM منجر به کاهش یادگیری فضایی در مقایسه با گروههای کنترل و شاهد تخریب گردید (P<0.05). در گروه حلال در مقایسه با گروه تخریب هیچ تغییری در یادگیری فضایی مشاهده نشد. درمان با ممانتین در گروههای تخریب توام با دریافت ممانتین به میزان 3 ، 5 و 7 میلیگرم بر کیلوگرم سبب افزایش معنیدار در یادگیری فضایی گردید (P<0.05). بین نتایج مربوط به روز پنجم آموزش و آزمون فراخوانی حافظه روز سیام تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری : درمان با ممانتین بهصورت وابسته به دوز موجب بهبود نقص یادگیری فضایی در مدل بیماری آلزایمر با تخریب الکتریکی هسته قاعدهای مگنوسلولاریس میگردد.
محمد پورمهدی، محمدهادی قریب، احسان فتاحی، روزبه شمس امیری، دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سینوس اسفنوئید یکی از چهار سینوس پارانازال واقع شده در استخوان اسفنوئید بوده و نقش مهمی در جراحیهای مربوط به غده هیپوفیز دارد. این سینوس با ساختارهای حیاتی مانند شریان کاروتید داخلی و عصب اپتیک مجاورت دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی رادیولوژیک ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید با استفاده از سیتیاسکن (Computed Tomography Scan) بیماران مراجعه کننده به مراکز تصویربرداری منتخب گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 180 بیمار (100 زن و 80 مرد) با میانگین سنی 35.69±13.07 سال مراجعه کننده برای انجام سیتیاسکن سینوسهای پارانازال یا سیتیاسکن سر و گردن با تجویز پزشک متخصص، به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر و مرکز تصویربرداری ایزدی گرگان در تیر و مرداد سال 1399 انجام شد. حجم و ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید شامل نوع هوادار شدن، وجود سپتا، برآمدگی و چسبندگی کانال کاروتید با استفاده از سیتیاسکن بررسی شدند.
یافتهها: توزیع فراوانی نوع سینوسها بر اساس محل هوادار شدن در 151 نفر (83.8%) پست سلار، 25 نفر (13.8%) سلار و 4 نفر (2.2%) پره سلار تعیین شد. میانگین حجم سینوس چپ و حجم کلی در مردان بهطور معنیداری بیشتر از زنان بود (P<0.05). 20 نفر (11.1%) دارای چسبندگی کانال کاروتید به سینوس اسفنوئید بودند. تفاوت آماری معنیداری در توزیع چسبندگی کانال کاروتید، وجود سپتوم اضافه، و برآمدگی کانال کاروتید بر حسب جنسیت مشاهده نشد. هوادار شدن زائده کلینوئید قدامی، زائده پتریگوئید، بال بزرگ و بال کوچک اسفنوئید نیز تفاوت معنیداری بر حسب جنس نشان ندادند. ارتباط آماری معنیداری بین برآمدگی به کاروتید چپ و هوادار شدن بال کوچک و بزرگ اسفنوئید، پتریگوئید و کلینوئید قدامی مشاهده شد (P<0.05). در سمت راست این ارتباط با هوادار شدن بال کوچک اسفنوئید نبود. در مورد چسبندگی کانال کاروتید، تنها ارتباط آماری معنیدار با هوادار شدن زائده پتریگوئید در سمت چپ مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: شایعترین فرم سینوس اسفنویید از نوع پست سلار و میانگین حجم سینوس کلی و چپ در مردان بیشتر از زنان بود. جنسیت برای تغییرات وسیع و تنوع بسیار زیاد ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنویید عامل پیشبینی کننده خوبی تعیین نشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|