|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
9 نتیجه برای مهری
دکتر علیرضا مهری دهنوی، دکتر رسول امیرفتاحی، دکتر مجتبی منصوری، بهزاد احمدی، احسان نگهبانی، دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : به منظور جلوگیری از بروز هشیاری به هنگام جراحی و نیز تجویز بیش از حد داروهای هوشبری و با توجه به آشکار شدن عملکرد داروهای هوشبری به صورت اثرگذاری مستقیم روی سیستم عصبی مرکزی، استفاده از علائم اخذ شده از مغز همانند الکتروانسفالوگرام در بررسی و پایش عمق بیهوشی ضروری است. این مطالعه به منظور بررسی وجود ارتباط بین سطح هشیاری و فعالیت الکتریکی سلولهای مغزی در بیماران تحت جراحی تعویض دریچه آئورت انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی امواج مغزی 6 بیمار که در مرکز تخصصی قلب اصفهان طی تابستان 1386 تحت جراحی تعویض دریچه قلبی قرار گرفته بودند، از مرحله قبل از اعمال بیهوشی تا رسیدن به هشیاری کامل به طور پیوسته ثبت و به رایانه منتقل شد. سپس چندین روش پردازشی به امواج ضبط شده اعمال شد و سه ویژگی زمانی، طیفی و دوطیفی از این امواج استخراج گردید. در نهایت با استفاده از نرمافزار SPSS-11 و بهرهگیری از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه مقایسهای بین مقادیر میانگین ویژگیهای سهگانه مذکور در عمقهای مختلف بیهوشی انجام گرفت. یافتهها : از بین سه ویژگی استخراج شده از امواج مغزی، ویژگی زمانی در بیهوشیهای عمیق و ویژگی فرکانسی در سایر عمقها با سطح هشیاری مرتبط بود (05/0P<). ویژگی دوطیفی تنها در بخش مراقبتهای ویژه با سطح هشیاری مرتبط بود (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشانداد که بین فعالیت الکتریکی سلولهای مغزی و سطح هشیاری در بیماران تحت مطالعه ارتباط وجود دارد. نتایج این مطالعه بر امکان استفاده از پردازش رایانهای امواج مغزی به عنوان ابزاری کمکی در تشخیص، کنترل و پایش عمق بیهوشی تاکید دارد.
دکتر مهری غفوریان بروجردنیا، دکتر کبری اسماعیل وندی، دکتر ویدا صفارفر، نسرین سعادتی، دوره 13، شماره 1 - ( بهار 1390 )
چکیده
زمینه و هدف : عوامل مختلفی از جمله عوامل ایمونولوژیک در ایجاد ناباروری نقش دارد. این مطالعه به منظور مقایسه جمعیتهای سلولهای لنفوسیتی NK ، T و B خون محیطی در زنان نابارور و بارور انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 30 زن نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری و بخش IVF بیمارستان امامخمینی(ره) اهواز به عنوان گروه مورد و 15 زن غیرباردار مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز با سابقه حداقل دو فرزند سالم و زنده به عنوان گروه شاهد طی سال 1385 انجام شد. ناباروری به جنس زن وابسته و علل عمده آن نامشخص بود. مطالعه با استفاده از روش فلوسیتومتری و آنتیبادی مونوکلونال روی خون محیطی انجام شد. لنفوسیتهای T (CD4، CD3 وCD8 )، لنفوسیتهای B (CD22) و لنفوسیتهای کشنده طبیعی یا NK CELL (CD56) در دو گروه مورد و شاهد مقایسه شدند. دادههای به دست آمده توسط نرمافزار آماری SPSS-13 و Independent t test تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : میانگین درصد جمعیت لنفوسیتهای کشنده طبیعی CD56در گروه مورد نسبت به گروه شاهد افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.009). میانگین درصد جمعیت لنفوسیتهای TCD3 (P=0.013) و TCD4 (P<0.004) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش چشمگیری داشت. همچنین نسبت CD4/CD8 در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (P<0.05)؛ اما درصد میانگین جمعیت لنفوسیتهای B (CD22) و لنفوسیتهای T (CD8)در گروه مورد نسبت به گروه شاهد تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشاندهنده افزایش لنفوسیتهای کشنده طبیعی و کاهش لنفوسیتهای T helper در زنان نابارور بود و به نظر میرسد که تغییرات سلولهای ایمنی با ناباروری ارتباط دارد.
دکتر مهریار مهرکش، دکتر سکینه محمدیان، مصطفی قربانی، دکتر سمیرا عشقی نیا، دکتر نینا شفا، دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1390 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم متابولیک دربرگیرنده مجموعه عواملی است که به عنوان عوامل خطرساز برای ابتلاء به بیماریهای قلبی عروقی و دیابت نوع دوم محسوب میشوند. تعیین شیوع این سندرم و اختلالات منسوب به آن از جمله فشارخون بالا، اختلال متابولیسم گلوکز، دیسلیپیدمی و چاقی مرکزی در سنین کودکی و نوجوانی به پیشگیری و درمان به موقع این اختلالات و کاهش عوارض ناتوان کننده و مرگبار ناشی از آن در آینده کمک میکند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سندرم متابولیک و اجزای تشکیل دهنده آن در نوجوانان شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 450 نوجوان 15 تا 17 ساله (225 دختر و 225 پسر) دبیرستانهای شهر گرگان طی سال 1388 با نمونهگیری به روش تصادفی انجام شد. معیار تشخیص سندرم متابولیک وجود سه مورد یا بیشتر از پنج معیار دور کمر مساوی یا بیش از صدک 90 براساس سن و جنس، افزایش فشارخون سیستولیک و دیاستولیک مساوی یا بیشتر از صدک 90 براساس سن، جنس و قد، میزان قندخون مساوی یا بیش از 100 میلیگرم در دسیلیتر، تریگلیسرید مساوی یا بیش از 110 میلیگرم در دسیلیتر، HDL کمتر یا مساوی 40 میلیگرم در دسیلیتر بود. اطلاعات تنسنجی شامل قد، وزن و دورکمر ثبت و اندازهگیری فشارخون از بازوی راست انجام شد. نمونه خون وریدی ناشتا برای آزمایشهای بیوشیمیایی جمعآوری گردید. دادهها توسط نرمافزار SPSS-16 و آزمونهای توصیفی (شیوع و فاصله اطمینان 95 درصد)، آزمون تحلیلی کایاسکوئر و رگرسیون لجستیک تک متغیره تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : شیوع کلی سندرم متابولیک 3.3% (95% CI: 1.8-5.4) تعیین شد. علیرغم این که شیوع سندرم در پسران (4.9%) و در دختران (1.8%) بود؛ اما این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار نبود. از بین کل افراد 54.6% (95% CI: 49.93-59.33) مبتلا به 1 یا 2 اختلال متابولیک بودند. شایعترین اختلال متابولیک در هر دو جنس افزایش تریگلیسرید (27.6% در پسران و 52.4% در دختران) بود. همچنین پایین بودن HDL (17.3%) و چاقی شکمی (7.6%) به ترتیب در پسران و دختران شیوع بیشتری داشت. کمترین شیوع در پسران مربوط به چاقی شکمی (0.9%) و در دختران افزایش فشارخون (3.1%) بود.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شیوع سندرم متابولیک در نوجوانان 17-15 ساله شهر گرگان کمتر از شیوع آن در سایر نقاط کشور است؛ اما شیوع چاقی بیشتر از دیگر مناطق میباشد. با توجه به ابتلای بیش از نیمی از جمعیت مورد مطالعه به یک یا دو اختلال متابولیک، پیگیری درازمدت این افراد پیشنهاد میگردد.
مرتضی اولادنبی، طاهره حدادی، انورسادات کیان مهر، نادر منصور سمائی، مجید مهری، دوره 19، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
نوروفیبروماتوز نوع یک با شیوع یک در 3500 شایعترین اختلال ژنتیکی پوستی عصبی است که به علت جهش در ژن NF1 ایجاد میگردد. این ژن حدود 350 کیلو جفت باز اندازه دارد و تاکنون حدود 2434 جهش در این ژن گزارش شده است. این ژن بر روی کروموزوم 17 قرار داشته و پروتئین نوروفیبرومین را کد میکند. نفوذ این ژن نزدیک به 100 درصد است و در حال حاضر با استفاده از روشهای جدید تعیین توالی چالش اصلی بررسی ژنتیکی این ژن مرتفع شده است. در مطالعه حاضر بیماران نوروفیبروماتوز نوع یک براساس علایم بالینی همانند وجود نقاط شیرقهوه، نوروفیبروماهای پلکسیفرم، درگیری عصب بینایی و وجود چندین بیمار در بستگان درجه اول مشخص شدند. این بیماران در سنین مختلف 73 ساله، 20 ساله، 44 ساله و 63 ساله با علایم بالینی و شدتهای متفاوت بودند. در این مقاله یک خانواده نوروفیبروماتوز نوع یک با ظهور بیماری در 3 نسل متوالی با 4 مورد بیمار معرفی شده است.
محمد افشار، سعید وفائی نژاد، مهری شادی، رضا قادری، دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
یکی از علل عمده مرگ و میر و ناتوانی در دنیا، سوختگی و ضایعات حاصل از آن است. سوختگی به صورت آسیب بافتی به وجود آمده در اثر عواملی همچون حرارت، مواد شیمیایی، الکتریسته، نور خورشید یا تشعشع هستهای تعریف میشود. بیشتر سوختگیها ناشی از آتشسوزیهای ساختمان، تماس با آب جوش، بخار آب، مایعات و گازهای قابل اشتعال است. تسریع روند بهبود سوختگی همواره مورد توجه پزشکان بوده است. زیرا این زخمها بهطور معمول دیر بهبود مییابند. لذا درمان صحیح و مراقبت از این نوع زخمها برای افزایش سرعت بهبودی، همچنین جلوگیری از مزمن شدن و عفونت آنها همواره مدنظر بوده است. در طب سنتی ایران با توجه به گوناگونی و وسعت بسیار زیاد پوشش گیاهی کشور استفاده از گیاهان دارویی برای بهبود و درمان ضایعات شدید سوختگی با علل مختلف متداول بوده است. در مطالعات مختلف خواص برخی از گیاهان دارویی در بهبود زخمهای سوختگی ثابت شده است. در این مقاله با مراجعه به سایتهای معتبر به بررسی 10 گونه گیاهی موجود در فلور گیاهی ایران شامل ابوخلسا (Arnebia euchroma)، چای سبز (Green Tea)، چای کوهی یا علف چای (Hypericum perforatum)، گیاه آببشقابی (Centella asiatica)، تشنهداری (Scrophularia striata)، آلوئهورا (Aloe vera)، بهدانه (Cydonia Oblonga Seed)، پنیرک صحرایی (Malva sylvestris)، گل همیشه بهار (Calendula officinalis)، گیاه مورد (Myrtus) و مقایسه خواص ترمیمی این گیاهان بر تسریع روند بهبود زخمهای ناشی از سوختگی به منظور ارایه دارویی موثر با منشا گیاهی پرداخته شده است.
مهری اصفهانی، سید مجتبی عقیلی، دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که با روند رو به رشد و شیوع آن، مشکلی اساسی برای بهداشت روان ایجاد کرده است. احتمال ابتلا زنان به افسردگی در زنان بیش از مردان است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی دانشجویان دختر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 26 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان انجام شد. دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به صورت گروهی طی مدت دو ماه (8 جلسه 2 ساعته و هفتهای یک جلسه) با روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy) آموزش دیدند. آزمودنیهای دو گروه پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL-BREF) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند.
یافتهها: در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب 6.96±20.23 و 4.97±13.38 تعیین شد که کاهش آماری معنیدار مشاهده شد (P<0.05). در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات کلی پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به ترتیب 13.39±66.77 و 10.61±86.84 تعیین شد (P<0.05). همچنین میانگین شاخصهای کیفیت زندگی پسآزمون در تمامی زیربخشها نسبت به پیشآزمون در گروه مداخله افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی دانشجویان دختر را افزایش داده و سبب کاهش افسردگی میگردد.
فاطمه شجاعی، سعیده شادمهری، دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ائوتاکسین یک آدیپوکاین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی است که نقش مهمی در تنظیم عملکرد بافت چربی بازی میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تناوبی با شدت بالا (High-intensity interval training: HIIT) بر بیان ژن ائوتاکسین بافت چربی احشایی و مقاومت به انسولین به دنبال سندرم متابولیک در موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (وزن 20±180 گرم) انتخاب و پس از 12 هفته رژیم غذایی پرچرب و ایجاد مدل سندرم متابولیک به طور تصادفی در چهار گروه کنترل، سندرم متابولیک، تمرین تناوبی با شدت بالا و سندرم متابولیک توام با HIIT قرار گرفتند. برنامه تمرین تناوبی شامل 5 تا 10تناوب یک دقیقهای دویدن شدید بر روی تردمیل با شدت 80 تا 95درصد حداکثر سرعت و در تناوبهای آهسته با سرعت 55 درصد حداکثر سرعت به مدت 8 هفته اجرا گردید. حیوانات گروه تغذیه با رژیم پرچرب به مدت 12 هفته تحت رژیم خاص (30 تا 40درصد چربی) قرار گرفتند. سندرم متابولیک با تعیین مقاومت به انسولین با استفاده از مدل هموستاز (HOMA-IR) تعیین شد.
یافتهها: بیان ژن آئوتاکسین و مقاومت به انسولین در گروه سندرم متابولیک نسبت به گروه کنترل به طور معنیداری بیشتر بود (P<0.05). بیان ژن آئوتاکسین و مقاومت به انسولین در گروه HIIT و گروه سندرم متابولیک توام با HIIT نسبت به گروه سندرم متابولیک بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). همچنین بیان ژن آئوتاکسین و مقاومت به انسولین در گروه HIIT نسبت به گروه سندرم متابولیک توام با HIIT به طور معنیداری کمتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرین تناوبی با شدت بالا میتواند عاملی مهم برای تنظیم منفی ائوتاکسین و مقاومت به انسولین در سندرم متابولیک باشد.
لیلی رمضان ساعتچی، روشنک خدابخش پیرکلانی، سید ابوالقاسم مهری نژاد، دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی اساسی یک بیماری شایع در جهان است که با اختلالات شناختی همراه است. یکی از کارکردهای شناختی که با اختلال افسردگی اساسی مرتبط است؛ کارکردهای اجرایی است. این مطالعه به منظور ارزیابی جامع کارکردهای اجرایی به وسیله مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج در افراد دارای اختلال افسردگی اساسی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 13 بیمار با تشخیص اختلال افسردگی اساسی و 13 فرد عادی در محدوده سنی 21 تا 35 سال مراجعهکننده به مراکز روانشناسی و روانپزشکی شهر تهران طی بهمن ماه سال 1399 انجام شد. افراد از میان مناطق 22 گانه شهر تهران چهار منطقه با روش نمونه گیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. در این چهار منطقه بیش از 50 مرکز روانشناسی و روانپزشکی (شامل مطبهای خصوصی و کلینیکها) شناسایی شد و از این تعداد 6 مرکز که بیشترین همکاری را با پژوهشگران نشان دادند؛ به صورت در دسترس انتخاب شدند. با مراجعه به این 6 مرکز روانشناسی و روانپزشکی از میان افرادی که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند؛ بهطور تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از روش همتاسازی افرادی که هیچ تشخیص روانپزشکی دریافت نکرده بودند؛ برای گروه کنترل انتخاب شدند. سپس گروه آزمایش و گروه کنترل مورد ارزیابی شناختی قرار گرفتند. ارزیابی شناختی با استفاده از آزمونهای مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج، انبک و جملات حافظه کاری دانیمن و کارپنتر انجام شد.
یافتهها: میانگین کارکرد اجرایی در گروه بیماران افسرده در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). در بررسی جداگانه مؤلفههای کارکرد اجرایی در دو گروه افسرده و عادی در مؤلفه جابهجایی در تعداد کل خطاها افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه بازداری در خطاهای جهت افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه بهروزرسانی در خطای 1 کاهش آماری معنیدار، خطای 2 کاهش آماری معنیدار و زمان ۲ افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه نگهداری حافظه کاری در خطا افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه برنامهریزی در میانگین تأخیر (سرعت پاسخ) به انتخاب اول افزایش آماری معنیدار و میانگین تأخیر (سرعت پاسخ) برای تصحیح افزایش آماری معنیدار و در دستکاری حافظه کاری کاهش آماری معنیدار دیده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: ارزیابی جامع کارکردهای اجرایی به وسیله مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج در افراد دارای اختلال افسردگی اساسی نشاندهنده میزان کمتر آن در مقایسه با افراد سالم است.
مهری حسینی، لیلا فزونی، آنیا آهنی آذری، دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس یکی از شایعترین باکتریهای مسبب کراتیت و کونژونکتیویت است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی فلوروکینولونها بر سویههای استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین جداسازی شده از عفونت خارجی چشم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 187 نمونه جداسازی شده از عفونت خارجی چشم بیماران 2 ماهه تا 61 ساله با علایم کونژونکتیویت و کراتیت بستری یا مراجعه کننده به اورژانس بیمارستانهای استانهای گلستان و مازندران طی سالهای 1401-1399 انجام شد. از تستهای استاندارد میکروبیولوژیک فنوتیپی و تشخیص مولکولی (PCR) برای ردیابی سویههای مقاوم به متیسلین استافیلوکوکوس اورئوس (Methicillin-resistant Staphylococcus aureus: MRSA) استفاده شد. تعیین حساسیت دارویی به کینولونها و حداقل غلظت مهاری آنها در محدوده 0.06-64 میکروگرم برمیلیلیتر با تکنیک میکرودایلوشن براث انجام گردید.
یافتهها: 52 مورد سویه MRSA چشمی تایید شد که بهطور معنیداری در فصل بهار، جنس زن و محدوده سنی 30-1 سال بیشتر بود (P<0.05). در زمره سویههای MRSA عامل کونژکتیویت، بیشترین مقاومت دارویی نسبت به سیپروفلوکساسین به میزان 18 مورد (48.64%) تعیین شد. انوکساسین و افلوکساسن با نرخ یکسان 17 مورد (45.95%) در رتبههای بعدی مقاومت قرار گرفتند. حداقل غلظت مهاری جمی فلوکساسین که رشد 90 درصد سویههای MRSA حاصل از کونژکتیوتیت را مهار کرد (MIC90=0.25 میکروگرم بر میلیلیتر) 32 برابر کمتر از سیپروفلوکساسین تعیین شد.
نتیجهگیری: استافیلوکوکوس اورئوس ممکن است تحت تاثیر فصل و گروه سنی شایعترین علل کونژکتیویت و کراتیت باشد. با توجه به پتانسیل ضد باکتریایی بالای جمی فلوکساسین در شرایط آزمایشگاهی نتایج این مطالعه میتواند در درمان عفونتهای چشمی موثر باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|