[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86943065
h-index3617
i10-index25469
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
4 نتیجه برای غفوری

دکتر مهری غفوریان بروجردنیا، دکتر کبری اسماعیل وندی، دکتر ویدا صفارفر، نسرین سعادتی،
دوره 13، شماره 1 - ( بهار 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : عوامل مختلفی از جمله عوامل ایمونولوژیک در ایجاد ناباروری نقش دارد. این مطالعه به منظور مقایسه جمعیت‌های سلول‌های لنفوسیتی NK ، T و B خون محیطی در زنان نابارور و بارور انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 30 زن نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری و بخش IVF بیمارستان امام‌خمینی(ره) اهواز به عنوان گروه مورد و 15 زن غیرباردار مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز با سابقه حداقل دو فرزند سالم و زنده به عنوان گروه شاهد طی سال 1385 انجام شد. ناباروری به جنس زن وابسته و علل عمده آن نامشخص بود. مطالعه با استفاده از روش فلوسیتومتری و آنتی‌بادی مونوکلونال روی خون محیطی انجام شد. لنفوسیت‌های T (CD4، CD3 وCD8 )، لنفوسیت‌های B (CD22) و لنفوسیت‌های کشنده طبیعی یا NK CELL  (CD56) در دو گروه مورد و شاهد مقایسه شدند. داده‌های به دست آمده توسط نرم‌افزار آماری SPSS-13 و Independent t test تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها : میانگین درصد جمعیت لنفوسیت‌های کشنده طبیعی  CD56در گروه مورد نسبت به گروه شاهد افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.009). میانگین درصد جمعیت لنفوسیت‌های TCD3 (P=0.013) و TCD4 (P<0.004) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش چشم‌گیری داشت. همچنین نسبت CD4/CD8 در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (P<0.05)؛ اما درصد میانگین جمعیت لنفوسیت‌های B (CD22) و لنفوسیت‌های T (CD8)در گروه مورد نسبت به گروه شاهد تفاوت آماری معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان‌دهنده افزایش لنفوسیت‌های کشنده طبیعی و کاهش لنفوسیت‌های T helper در زنان نابارور بود و به نظر می‌رسد که تغییرات سلول‌های ایمنی با ناباروری ارتباط دارد.


نجمه غفوری، بهدخت جمشیدنژاد، مهرداد شریعتی،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : کبد اندامی مهم با عملکرد ویژه در ارتباط با متابولیسم داروها است. هالوپریدول دارویی برای درمان اسکیزوفرنی، شیدایی در اختلالات دو قطبی و سرگیجه است. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات بافت و آنزیم‌ها کبدی نوزادان موش صحرایی نر متولد شده از مادران تحت تیمار با هالوپریدول انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 25 سر نوزاد موش صحرایی نر از نژاد ویستار به 5 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل، شم و سه گروه تجربی اول، دوم و سوم بود که مادران موش‌ها به ترتیب مقادیر

12.5, 25, 50 mg/kg داروی هالوپریدول را طی دوران بارداری به‌صورت گاواژ 21 روزه دریافت کردند. در پایان دوره بارداری و دوره 22روزه نوزادی تمام نوزادان وزن شدند. میزان آنزیم‌های آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST)، آلبومین و پروتئین تام به‌وسیله اتوآنالیزور و بافت کبد نوزادان با رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین ارزیابی شد.

یافته‌ها : میانگین غلظت آلبومین و پروتئین تام در گروه‌های تجربی دوم و سوم نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌دار و میانگین غلظت AST در گروه‌های تجربی دوم و سوم در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). میانگین غلظت ALT و ALP در تمام گروه‌های تجربی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین شاخص کبد در تمام گروه‌های تجربی در مقایسه با گروه کنترل تغییر آماری معنی‌داری نشان نداد. در نمونه‌های بافتی گروه‌های تجربی، نکروز بیشتر با افزایش دوز دارو مشاهده شد.

نتیجه‌گیری : داروی هالوپریدول باعث افزایش آنزیم‌های کبدی و نکروز کبدی می‌گردد و میزان نکروز بافت کبد متناسب با دوز دارو افزایش می‌یابد.


زهرا اسلامی، زینب محمدی، شهره شریفیان، معصومه رضائی قمی، سیده وفا موسوی، محبوبه فرهادی، نجمه شیخ رباطی، زینب فغفوری، سید جواد میرغنی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سکته مغزی به عنوان یکی از پیامدهای ایسکمی مغزی، دومین علت مرگ و میر در جهان است. با این وجود، مداخلات درمانی محدودی برای بیماران ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی در دسترس است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی تمرین هوازی و آدنوزین بر تغییرات واسطه‌های التهابی پس از ایسکمی گذرا شریان‌های مشترک کاروتید مغز موش‌های صحرایی نر انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 50 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در 5 گروه شامل کنترل، کنترل ایسکمی، ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین، ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + تمرین هوازی و ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین + تمرین هوازی تقسیم شدند. ایسکمی با انسداد شریان کاروتید مشترک پس از یک دوره تمرین هوازی و تزریق ادنوزین به مدت 45 دقیقه انجام شد. بررسی ساختاری نورون‌ها به روش رنگ‌آمیزی بافت نیسل صورت گرفت. مقادیر بیان ژن NGF و Glutamate در ناحیه CA1 نمونه‌های بافت هیپوکمپ از طریق روش RT-qPCR اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: مرگ سلولی در نورون‌های ناحیه CA1 هیپوکمپ در گروه ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی افزایش داشت. مرگ سلولی در گروه‌های ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین و ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + تمرین هوازی، کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). بیان ژن‌های NGF و Glutamate در گروه ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین و در گروه ایسکمِی مغزی با آدنوزین + تمرین هوازی نسبت به گروه کنترل ایسکمی به ترتیب افزایش و کاهش آماری معنی‌داری نشان دادند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که تجویز همزمان داروی آدنوزین به همراه تمرین هوازی در موش‌های صحرایی منجر به بهبود ترمیم آسیب ناشی از تجمع گلوتامات به دنبال ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی، از طریق افزایش بیان mRNA NGF می‌گردد.


تهمینه سادات غفوریان، لیلا براتی، آزاله خواجوی، مهشید مهرجردیان،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مسمومیت یکی از علل شایع مراجعه به اورژانس است. اپیوئیدها و متادون از علل مسمومیت غیرعمد به ویژه در کودکان هستند که بار مراجعات بالایی در اورژانس بیمارستان‌های کودکان دارند. این مطالعه به منظور ارزیابی مسمومیت با متادون در بخش اورژانس کودکان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی به روش سرشماری روی پرونده 155 کودک (70 دختر و 85 پسر) بستری شده به علت مسمومیت با متادون در مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان طی سال‌های 98-1391 انجام شد. علایم بیماران و هزینه‌های درمانی آنان ارزیابی شد.

یافته‌ها: در کل 258 مورد مسمومیت در کودکان ثبت شده بود که از این میان 155 مورد (60 درصد) به مسمومیت به متادون اختصاص داشت. مسمومیت برای 136 کودک (87.8 درصد) با شربت متادون و برای 19 کودک (12.2 درصد) با قرص متادون رخ داده بود. میانگین سنی کودکان 36.25±47.94 ماه با دامنه سنی ۴ تا ۱۵۶ ماه بود. میانگین و انحراف معیار فاصله زمانی مصرف تا مراجعه آنها 160.11±164.84 دقیقه و بیشترین و کمترین فاصله زمانی مصرف تا مراجعه به ترتیب 720 دقیقه و 15 دقیقه بودند. 34 کودک (22 درصد) هوشیار بودند. 7 کودک (4.5%) با ارست قلبی تنفسی و 3 کودک (1.9%) با تشنج و سایر بیماران (110 کودک، 71.5%) با اختلال سطح هوشیاری مراجعه کرده بودند. یک کودک (0.1%) فوت نمود. 78 کودک (51.3%) میوز داشتند. 62 کودک (40درصد) برادی پنه و 7 کودک (4.5%) آپنه داشتند. 6 کودک سابقه بستری به علت مسمومیت با متادون داشتند که 2 نفر روز قبل، 3 نفر ماه قبل و یک نفر 2سال قبل بود. 2 کودک اعتیاد به اپیوم داشتند. میانگین و انحراف معیار تعداد روزهای بستری 1.57±2.39 روز و بیشترین و کمترین تعداد روزهای بستری به ترتیب 1 روز و 9 روز بودند. میانگین و انحراف معیار هزینه بستری 5341725±7642249 ریال برآورد شد. میانگین و انحراف معیار نالوکسان مصرفی 10.41±6.83 میلی‌گرم تعیین شد. بیشترین و کمترین مقدار نالوکسان مصرفی به ترتیب 1 میلی‌گرم و 68 میلی‌گرم بود.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در نیمی از کودکان با مسمومیت به متادون، میوز مشاهده نمی‌شود. لذا پیشنهاد می‌شود کادر درمان در موارد مراجعه کودکان با اختلال سطح هوشیاری و یا تشنج بدون دلیل خاص، مسمومیت با متادون را جزء تشخیص افتراقی قرار دهند و تنها با فقدان میوز و یا نداشتن اختلال عملکرد تنفسی در بدو مراجعه، این تشخیص را رد نکنند.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.27 seconds with 30 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)