[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87113077
h-index3617
i10-index25670
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
17 نتیجه برای شکی

دکتر ملیحه کشوری، دکتر محمدرضا دارابی، دکتر محمدهادی شکیبی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

زمینه و هدف : حالب تحتانی شایع‌ترین محل توقف سنگ بوده که منجر به کولیک کلیوی و یورتروهیدرونفروز می‌گردد. در صورت عدم موفقیت درمان طبی، برای درمان سنگ‌های حالب تحتانی از دو روش ESWL (extracorporeal shock wave lithotripsy) و یا TUL (transurethral lithotripsy) استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور مقایسه دو روش سنگ‌شکنی برون‌اندامی و درون اندامی در درمان سنگ‌های حالب تحتانی روی 60 بیماری که به درمان طبی پاسخ ندادند؛ انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه کوهورت آینده‌نگر روی 60 بیماری که بیش از 3 هفته دارای سنگ حالب تحتانی با ایجاد انسداد بودند و به درمان طبی پاسخ نداده بودند؛ در مرکز ارولوژی بیمارستان امام‌رضا (ع) طی اردیبشهت ماه 1383 لغایت خرداد ماه 1385 انجام شد. با توجه به اندیکاسیون‌های درمان 30 نفر از بیماران در گروه I (ESWL) و 30 نفر در گروه II (TUL) قرار گرفتند. معیار تشخیص موفقیت سونوگرافی و KUB بود. میزان موفقیت روش‌ها و عوارض ایجاد شده برای هر بیمار در هر گروه ثبت شد.

یافته‌ها : از تعداد 30 نفر در گروه اول ، سنگ 14 نفر 46.6% شکسته و دفع شد. در 13 نفر 43.3% سنگ شکسته نشد و در 3 نفر 10% سنگ شکسته شد؛ ولی تکه‌‌های سنگ دفع نگردید. درد کولیک کلیه در 15 نفر 50% رخ داد که نیازمند تجویز مسکن بودند و تکه‌‌های سنگ بدون عارضه خاصی دفع شدند. درد کولیکی 50% تنها عارضه بیماران ESWL بود که با درمان طبی بهبود یافت. در بیمارانی که تحت TUL قرار گرفتند؛ در 93.5% سنگ شکسته و تکه‌‌های سنگ یا خارج شدند و یا به تکه‌‌های قابل دفع تبدیل شدند. در 6.5% روش موفقیت‌آمیز نبود که بیماران کاندید ESWL و یا عمل باز شدند. تب و درد کولیکی عارضه‌ای بود که در 10% از بیماران اتفاق افتاد و با درمان طبی بهبود یافت.

نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که روش TUL در درمان سنگ حالب تحتانی با توجه به میزان موفقیت بالا، عارضه کم و هزینه پایین، میزان بالای عاری از سنگ شدن و از طرفی میزان موفقیت کمتر ESWL ، به عنوان روش انتخابی در درمان سنگ حالب تحتانی ارجحیت دارد.


شیرین دهقان پیشه، فرهاد دریانوش، حسین جعفری، داوود مهربانی، مریم کوشکی جهرمی، مهسا یاغی کش،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : نتایج متناقضی در رابطه با اثر تمرین ورزشی بر سطح ویسفاتین و سایتوکین TNF-α گزارش شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی بر سطح سرمی ویسفاتین و سایتوکین TNF-α زنان جوان سالم غیرورزشکار انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 30 دختر سالم غیرورزشکار براساس وزن، قد، شاخص توده بدن و درصد چربی در دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت هشت هفته به صورت سه روز در هفته روی دوچرخه ثابت رکاب زدند. سطح سرمی ویسفاتین و سایتوکین TNF-α آزمودنی‌ها قبل از اولین جلسه و در پایان تمرینات بعد از 14-12 ساعت ناشتایی به‌روش ELISA اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: در پایان مطالعه بین سطح سرمی هورمون‌های ویسفاتین و سایتوکین TNF-α گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : هشت هفته تمرینات هوازی در زنان جوان سالم غیرورزشکار باعث کاهش سطح سرمی ویسفاتین و سایتوکین TNF-α گردید.
حسینعلی عبدی، احمد راشکی،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : سویه‌های اشریشیاکلی یوروپاتوژنیک (UPEC) بیشترین عامل ایجاد کننده عفونت‌های دستگاه ادراری هستند. این سویه‌ها به دلیل داشتن عوامل ویرولانس خاصی از جمله fimH ، iucD ، iroN و hlyA توانایی ایجاد بیماری در مجاری ادراری را دارند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ژن‌های کدکننده عوامل ویرولانس و ارتباط آنها با گروه فیلوژنتیکی در اشریشیاکلی‌ جدا شده از بیماران مبتلا به عفونت ادراری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 ایزوله اشریشیاکلی جدا شده از بیماران مبتلا به عفونت ادراری انجام شد. پس از استخراج DNA از نمونه‌ها به روش جوشاندن، حضور ژن‌های کدکننده عوامل ویریولانس به روش multiplex-PCR بررسی شد. علاوه بر آن تعیین گروه‌های فیلوژنتیکی شامل A ،B1 ،B2 و D بااستفاده از حضور یا عدم حضور ژن‌های chuA و yjaA و قطعه TspE4.C2 به روش triple-PCR انجام گردید. یافته‌ها : مقادیر ژن‌های ویرولانس fimH ، iucD ، iroN و hlyA به ترتیب 95درصد، 69درصد، 29درصد و 32درصد و مقادیر گروه‌های فیلوژنی A ،B1 ،B2 و D در بین ایزوله‌ها به ترتیب 17درصد، 6درصد، 55درصد و 22درصد تعیین شد. بین حضور ژن‌های کدکننده عوامل ویریولانس و گروه فیلوژنتیک B2 ارتباط آماری معنی‌داری یافت شد (P<0.05). نتیجه‌گیری : ژن‌های ویرولانس در بین ایزوله‌های گروه B2 گسترش زیادی نسبت به سایر گروه‌های فیلوژنتیکی دارد.
فرهاد دریانوش، مریم شکیبایی، علی زمانی، مهدی محمدی،
دوره 17، شماره 3 - ( پاییز 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : آلفالیپوئیک اسید (Alpha - lipoic acid: ALA) یک آنتی‌اکسیدان زیستی قوی است و به عنوان یک کوفاکتور در کمپلکس آنزیمی دهیدروژناز میتوکندریایی در متابولیسم و تولید انرژی فعالیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات ورزشی هوازی و مکمل آلفالیپوئیک اسید بر میزان مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 44 زن مبتلا به دیابت نوع 2 به صورت داوطلبانه انتخاب و سپس به‌صورت غیرتصادفی در چهار گروه کنترل، مکمل، تمرین و تمرین توأم با مکمل (ترکیبی) قرار گرفتند. بیماران گروه‌های مکمل و ترکیبی به مدت 8 هفته، روزانه 3 عدد کپسول 100 میلی‌گرمی آلفالیپوئیک اسید مصرف ‌کردند. برنامه تمرینی شامل سه جلسه تمرینی در هر هفته به مدت هشت هفته انجام شد. افراد در هر جلسه، گرم کردن به مدت 15-10 دقیقه، دویدن بر روی تردمیل با شدت 40-50% حداکثر ضربان قلب به مدت 30 دقیقه و سپس سرد کردن به مدت 10-5 دقیقه را انجام دادند. خونگیری بعد از 14-12 ساعت ناشتایی در دو مرحله ابتدای مطالعه و انتهای هشت هفته انجام گردید. یافته‌ها : هشت هفته مصرف مکمل ALA سبب کاهش مقاومت به انسولین گردید (P<0.05). در گروه تمرین کاهش غیرمعنی‌داری در میزان مقاومت به انسولین نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. در گروه ترکیبی اثر تعاملی ورزش و مکمل سبب کاهش معنی‌دار مقاومت به انسولین گردید (P<0.05). نتیجه‌گیری : مصرف مکمل ALA به تنهایی توانست موجب کاهش انسولین و در نتیجه موجب کاهش مقاومت به انسولین گردد؛ اما در گروه مکمل + ورزش بر خلاف گروه مکمل، کاهش در میزان قندخون ناشتا موجب کاهش در مقاومت به انسولین گردید.
حامد فتحی، نورالدین محمد شاهی، آیدا لطیفی، آناهیتا زمانی، فاطمه شکی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : گل‌های بهار نارنج به طور سنتی در درمان اختلالات عصبی مثل تشنج، صرع و ضعف اعصاب کاربرد دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره‌های متانلی، استونی و آبی بهارنارنج بر میزان تهوع ناشی از اپیکا و سولفات مس در جوجه مرغ انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 جوجه مرغ 5-3 روزه در 23 گروه 6 تایی تقسیم شدند. ایجاد تهوع در حیوانات با استفاده از سولفات مس خوراکی (60 mg/kg) و اپیکا (600 mg/kg) ایجاد شد. عصاره آبی، متانلی و استونی گل بهارنارنج در دوزهای 50, 100, 250 mg/kg به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. همچنین متوکلوپرامید (کنترل مثبت) به صورت داخل صفاقی تزریق شد. میزان تهوع ناشی از سولفات مس و اپیکا به ترتیب پس از 50 و 20 دقیقه ثبت گردید.

یافته‌ها : هر سه نوع عصاره بهارنارنج در دوزهای 100, 250 mg/kg به صورت معنی‌داری سبب مهار تهوع ناشی از سولفات مس و اپیکا شدند (P<0.05) که در مقایسه با گروه دریافت کننده متوکلوپرامید اثر بهتری نشان دادند. همچنین مقایسه اثر ضدتهوعی عصاره‌های مختلف این گیاه نشان داد که به ترتیب عصاره‌های متانلی، آبی و استونی اثر بهتری در پیشگیری از تهوع به سولفات مس و اپیکا داشتند.

نتیجه‌گیری : هر سه عصاره متانلی ، استونی و آبی بهارنارنج باعث مهار تهوع ناشی از اپیکا و سولفات مس به صورت وابسته به دوز در مقایسه با متوکلوپرامید در جوجه مرغ می‌شوند.


سیده عصمت موسوی، مریم کوشکی جهرمی، محسن ثالثی، بهیه نام آور جهرمی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : بارداری دوره‌ای در زندگی زنان است که معمولاً با کاهش سطح فعالیت بدنی روزانه مادر همراه است. با این حال حفظ سطح کافی از فعالیت بدنی روزانه در دوران بارداری برای مادر و کودک مهم است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه فعالیت ورزشی دوران بارداری و قبل از آن با دیابت بارداری انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 80 زن باردار مبتلا به دیابت بارداری و 57 زن باردار غیرمبتلا به دیابت بارداری انجام شد. با روش مصاحبه فعالیت ورزشی در یک سال قبل از بارداری و هشت سال قبل از آن و سه ماهه‌های اول و دوم بارداری ثبت گردید.

یافته‌ها : شرکت منظم در فعالیت ورزشی زنان غیردیابتی نسبت به زنان دیابتی در همه دوره‌ها بیشتر بود (P<0.05). شرکت منظم در فعالیت ورزشی در یکسال قبل از بارداری و سه ماهه دوم بارداری رابطه معکوس و معنی‌داری با دیابت بارداری داشت (P<0.05). هزینه انرژی ورزشی سه ماهه دوم بارداری رابطه معنی‌داری با کاهش دیابت بارداری داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری : فعالیت ورزشی منظم در دوران بارداری و قبل از آن می‌تواند در کاهش احتمال دیابت بارداری موثر باشد. فعالیت ورزشی در یک سال قبل و به طور ویژه سه ماهه دوم بارداری نقش مهم‌تری در پیش‌بینی دیابت بارداری دارد.


مهدی عباس نژاد، علی مصطفوی، راضیه کوشکی، پرتو حمزه نژاد، سعید اسماعیلی ماهانی،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : گیاه مشگک از گیاهان دارویی معطر و مورد استفاده در طب سنتی ایران است که در اسانس آن ترکیبات موثر بر سیستم عصبی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس گیاه مشگک بر یادگیری و حافظه فضایی موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 5 گروه 7 تایی انجام شد. گروه‌ها شامل کنترل، شم (دریافت کننده نرمال سالین) و گروه‌های دریافت کننده اسانس گیاه مشگک به صورت روزانه با دوزهای 0.5 و 0.25 و 0.125 میلی‌لیتر بر کیلوگرم وزن بدن بود. اسانس گیاه طی چهار روز 20 دقیقه قبل از آزمون یادگیری به صورت درون صفاقی تزریق گردید. حافظه و یادگیری فضایی با استفاده از ماز آبی موریس اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : در روزهای دوم ، سوم و چهارم یادگیری، تاخیر رسیدن به سکو پنهان با دوز 0.5 ml/kg/bw اسانس گیاه مشگک در مقایسه با کنترل کاهش یافت (P<0.05). همچنین زمان رسیدن به سکو با دوز 0.25 ml/kg/bw در تمام روزها به جز روز اول و با دوز 0.125 ml/kg/bw در روزهای دوم و سوم یادگیری، نسبت به کنترل کاهش آماری معنی‌دار نشان داد (P<0.05). بررسی حافظه فضایی با آزمون پروب نشان‌دهنده افزایش درصد زمان و مسافت طی شده در ربع هدف در گروه دریافت کننده دوز 0.5 ml/kg/bw اسانس در مقایسه با گروه کنترل بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری : اسانس گیاه مشگک با دوزهای 0.5 ml/kg/bw و 0.25 ml/kg/bw طی چهار روز سبب بهبود یادگیری و حافظه فضایی موش‌های صحرایی گردید.


آمنه محمودی، مریم کوشکی جهرمی، جواد نعمتی، صدیقه طهماسبی، محمود ضمیریان،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : سرطان پستان و درمان آن عوارض مختلف جسمانی در پی داشته و تمرینات ورزشی در خصوص رفع یا کاهش این عوارض پیشنهاد شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات پیلاتس بر برخی شاخص‌های آمادگی جسمانی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 30 زن مبتلا به سرطان پستان با دامنه سنی 30 تا 57 سال در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله در بیمارستان مطهری شیراز طی سال 1395 انجام شد. گروه مداخله هشت هفته تمرینات پیلاتس را به مدت سه جلسه یک ساعته در هفته انجام دادند. گروه کنترل در هیچ فعالیت منظم ورزشی شرکت ننمودند. میزان انعطاف پذیری، هماهنگی، تعادل، قدرت عضلات پشت، قدرت دست و استقامت عضلات شکمی آزمودنی‌ها به ترتیب با آزمون‌های ولز، آزمون پرتاب پی‌درپی توپ تنیس، آزمون ایستادن تک پا، نیروسنج کمری و دستی و حرکت دراز و نشست تعیین گردید.

یافته‌ها : تمرینات پیلاتس در زنان گروه مداخله موجب افزایش انعطاف‌پذیری، تعادل، هماهنگی، قدرت عضلات کمر و پشت، قدرت دست و استقامت عضلات در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری : تمرینات پیلاتس سبب بهبود شاخص‌های آمادگی جسمانی زنان مبتلا به سرطان پستان می‌شود.


الهام شهاب پور، مریم کوشکی جهرمی، محسن ثالثی، غلامحسین تمدن،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : آنژیوژنز و بیان عوامل آنژیوژنیک تومور با افزایش خطر متاستاز و کاهش نتایج درمان همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی بر عامل رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و گیرنده عامل رشد اندوتلیال عروقی-2 (VEGFR-2) بافت توده سرطان پستان موش‌های کوچک آزمایشگاهی ماده انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 20 سر موش کوچک آزمایشگاهی ماده نژاد BALB/c پس از القای سرطان پستان به‌طور تصادفی در دو گروه 10 تایی کنترل و تجربی قرار گرفتند. سرطان پستان با تزریق سلول MC4-L2 ایجاد گردید. گروه تجربی به مدت 6 هفته و 5 روز در هفته تمرینات استقامتی را با افزایش تدریجی شدت 12 متر به 20 متر در دقیقه و مدت زمان 25 دقیقه تا 55 دقیقه انجام دادند. حجم توده به صورت هفتگی با کولیس دیجیتالی اندازه‌گیری شد. برای ارزیابی اثر تمرین استقامتی بر فنوتیپ متابولیکی و آنژیوژنز تومور بیان دو پروتئین آنژیوژنیک VEGFR-2 و VEGF با روش الایزا اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : تمرین استقامتی موجب کاهش آماری معنی‌دار پروتئین VEGFR-2 در گروه تجربی (1.524±0.324 ng ml-1) در مقایسه با گروه کنترل (2.686±0.815 ng ml-1) گردید (p<0.05). درحالی که در میزان پروتئین VEGF گروه تجربی (734.633±110.131 ng ml-1) در مقایسه با گروه کنترل (756.31772.3272.32 ng ml-1) اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. حجم توده در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (p<0.05).

نتیجه‌گیری : تمرین استقامتی منظم، اثر آنتی‌آنژیوژنیک بر بافت توده سرطان پستان موش‌های آزمایشگاهی دارد.


زینب شکی، محمدرضا حیدری، محسن ناصری، انوشیروان کاظم نژاد، محمد کمالی نژاد، حمیدرضا رستمانی، فاطمه علیجانیها،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: خارش مزمن موجب کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر خارش مزمن بر کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی 111 بیمار با میانگین سنی 12.7±58.36 سال به‌طور تصادفی در مراکز همودیالیز استان گلستان از اردیبهشت لغایت دی ماه سال 1396 ارزیابی شدند. اطلاعات دموگرافیک، کیفیت زندگی (پرسشنامه Itchy QOL)، خشکی پوست، شدت خارش (پرسشنامه Balaskas سال 1998) و تست‌های آزمایشگاهی (کلسـیم، فسفر، آلکالین فسفاتاز، هورمون پـاراتورمون، نیتـروژن اوره خـون، کراتینین، هموگلوبین و هماتوکریت) تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین نمره شدت خارش 7.46±29.27 و کیفیت زندگی کلی 10.04±50.41 تعیین شد. بین شدت خارش و نمره کل کیفیت زندگی بیماران همبستگی معنی‌دار یافت شد (P<0.05). همبستگی شدت خارش با علایم، عملکرد و احساسات معنی‌دار بود (P<0.05). همچنین، بین شدت خارش با میزان خشکی پوست و میزان کلسیم سرم خون همبستگی معنی‌دار و مثبت وجود داشت (P<0.05). بین متغیرهای خشکی پوست و کلسیم خون با افزایش خارش رابطه آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: خارش باعث کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز می‌گردد.


عنایت اله اسدمنش، مریم کوشکی جهرمی، مهدی صمدی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت ورزشی و مکمل‌های غذایی از روش‌های توصیه شده برای کاهش کاشکسی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین مقاومتی و مکمل یاری رسوراترول بر شاخص‌های باززایی عضلانی MyoD (myoblast determination protein) و eMHC (embryonic Myosin Heavy Chain) در موش‌های سوری مبتلا به سرطان کولون CT-26 انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 20 سر موش سوری نژاد BALB/c انجام و تومور CT-26 به حیوانات پیوند زده شد. موش‌ها به چهار گروه تمرینات مقاومتی، گروه رسوراترول، گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرینات مقاومتی 6 هفته تمرینات فزاینده مقاومتی را انجام دادند. گروه رسوراترول روزانه 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم رسوراترول و گروه کنترل و تمرین مقاومتی فقط محلول ﺳﻠﻮﻟﺰ ﻣﺘﻴﻞ را به روش گاواژ دریافت کردند. در عضله دوقلو، میزان پروتئین MyoD به روش وسترن بلات و eMHC به روش الایزا اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: میزان eMHC در گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی (0.25±4.66) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (0.64±3.46) افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان وزن بدن بدون تومور موش‌ها در گروه تمرین مقاومتی (1.30±21.50) نسبت به گروه‌های دیگر افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). وزن تومور موش‌ها و پروتئین MyoD در بین گروه‌های تحقیق تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد.

نتیجه‌گیری: با توجه به اثر افزایشی ترکیب تمرینات مقاومتی با رسوراترول بر میزان eMHC نسبت به گروه تمرینات مقاومتی، احتمالاً مصرف مکمل رسوراترول در دوزهای بالاتر می‌تواند همراه با تمرین مقاومتی برای بهبود باززایی عضلانی توصیه گردد.


سعید قربانی، رضا رضایی شیرازی، مسعود شکی، سحرناز نوح پیشه، پروین فرزانگی،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: برخی از ناهنجاری‌های ساختار - قامتی مربوط به رشد و نمو انسان هستند؛ در حالی که برخی از ناهنجاری‌ها به‌وسیله عوامل محیطی به‌وجود می‌آیند. این مطالعه به منظور تعیین نقش نمایه توده بدن، فعالیت بدنی و استفاده از ابزار الکترونیکی در وضعیت ناهنجاری‌های بالاتنه پسران نوجوان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 480 پسر نوجوان 15-13 ساله در استان گلستان انجام شد. ناهنجاری‌های بالاتنه با استفاده از دستگاه اسپاینال موس اندازه‌گیری شد. نمایه توده بدنی آزمودنی‌ها ثبت شد. میزان انجام فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت بدنی و میزان استفاده از ابزار الکترونیکی با استفاده از فرم میزان استفاده از ابزارهای الکترونیکی مورد سنجش قرار گرفت.

یافته‌ها: ناهنجاری کیفوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 70 درصد، 65 درصد و 75 درصد تعیین شد. ناهنجاری لودوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 60 درصد، 40 درصد و 50 درصد تعیین شد. بین ناهنجاری کیفوز با نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی ارتباط مستقیم و معنی‌دار و بین ناهنجاری لوردوز کمری با نمایه توده بدن ارتباط معکوس و معنی‌داری یافت شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: ناهنجاری‌های بالاتنه شامل کیفوز و لوردوز کمری در نوجوانان پسر استان گلستان نسبتاً شایع بوده و نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی می‌توانند در بروز این ناهنجاری‌ها اثرگذار باشند.


لادن کیا لاشکی، محمد خادملو، مهرنوش کوثریان، مریم زرین کمر، پژمان خسروی، پیمان بزازی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: آنمی فقر آهن منجر به کاهش ضریب هوشی و کاهش قدرت یادگیری و توانمندی‌های ذهنی و جسمی می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت آهن‌ یاری شیرخواران 6 تا 24 ماه تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهرستان میاندرود در استان مازندران انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 400 شیرخوار ۶ تا ۲۴ ماهه تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهرستان میاندرود در استان مازندران در ششماه دوم سال 1398 انجام شد. وضعیت مصرف قطره آهن و آگاهی مادران در این زمینه مورد ارزیابی قرار گرفت.


یافته‌ها: میانگین سن شیرخواران 4.8±13.8 ماه و مادران 5.6±28.8 سال بود. مصرف قطره آهن در 274 مورد (68.5%) به صورت منظم، 106 مورد (26.5%) گاه به گاه بود و 20 مورد (5%) اصلاً از قطره آهن مصرف نکرده بودند. نمره آگاهی مادران با نوع مصرف قطره آهن، صدک قد و سطح تحصیلات مادر ارتباط آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). از علل مصرف نامنظم قطره آهن در شیرخواران بیشترین فراوانی مربوط به فراموشی (28.8%) ، استفراغ کودک (9.5%) و سیاه شدن دندان‌های کودک (9%) تعیین شدند.


نتیجه‌گیری: آگاهی مادران نسبت به مصرف قطره آهن خوب ارزیابی شد؛ اما مهم‌ترین موانع مصرف منظم قطره آهن توسط مادران شامل فراموشی، استفراغ کودک و سیاه شدن دندان‌های شیرخواران تعیین شدند.


لیلا کاشانی، نگار حق بین، سمیه عنایت فرد، محمدتقی بادله شموشکی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: عوامل دخیل در شکل‌گیری افکار و اقدام به خودکشی با پیچیده‌تر شدن تعاملات اجتماعی و افزایش احتمال بروز آن در جوامع مختلف منجر به تلاشی جهانی در جهت کنترل و بهبود این مشکل اجتماعی شده است. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های شخصیتی در اقدام به خودکشی مراجعین به بخش‌های اورژانس مراکز آموزشی درمانی پنجم آذر و شهید صیاد شیرازی گرگان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 80 فرد اقدام کننده به خودکشی و 80 فرد سالم مراجعه کننده به بخش‌های اورژانس شهر گرگان طی سال 1399 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک افراد ثبت شد. تیپ شخصیتی بر اساس پرسشنامه تیپ شخصیت نئو اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: شیوع بیماری‌های اعصاب و روان و سابقه قبلی خودکشی در بیمار و خانواده بیمار اقدام کننده به خودکشی به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد بود (P<0.05). روان رنجوری در بیماران اقدام کننده به خودکشی به صورت معنی‌داری بالاتر بود (P<0.05)؛ اما تمایل به برون‌گرایی، وجدانی بودن، تجربه گرایی و توافق‌پذیری در بیماران اقدام کننده خودکشی به صورت معنی‌داری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05).


نتیجه‌گیری: باتوجه به نقش ویژگی‌های شخصیتی و به ویژه روان رنجوری در اقدام به خودکشی، توجه به ویژگی‌های شخصیتی بر رفتار خودکشی، داده‌های مهمی را برای بهبود درمان فراهم می‌کند.


زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایع‌ترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوش‌خیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. داده‌های دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیب‌شناسی (درجه‌بندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.


یافته‌ها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوش‌خیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوش‌خیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحی‌های پستان تحت شیمی‌درمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمی‌درمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمی‌درمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنی‌داری بین سن با نوع ضایعه، درمان‌های کمکی بعد از عمل و درگیری گره‌های لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنی‌داری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایین‌تر، درجه بدخیمی بیشتر است.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجه‌بندی تومورهای پستان به‌دست آمد.


علی جعفری، زهرا نوروزی، فاضل عیسی پناه املشی، ایمان شهابی نسب، پوریا قدیریان، شاهین شاه یوسفی، محمدتقی بادله شموشکی، سیده فاطمه موسوی عمادی، سیما بشارت،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سلیاک که نوعی سوءجذب موادغذایی است؛ می‌تواند در صورت عدم رعایت رژیم غذایی فاقد گلوتن منجر به عوارض مختلفی از جمله بیماری‌های روانشناختی و افسردگی گردد. این مطالعه به منظور برآورد فراوانی اختلال خلقی افسردگی و ارتباط آن با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن در بیماران مبتلا به سلیاک انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 47 بیمار مبتلا به سلیاک (30 زن و 17 مرد) با میانگین سنی 10.7±40.88 سال در مرکز تحقیقات گوارش و کبد گلستان طی تابستان 1399 انجام شد. از بیماران خواسته شد تا پرسشنامه بک 13 سوالی را تکمیل نمایند. تست پایبندی به رژیم غذایی سلیاک (CDAT) برای بررسی پایبندی از دید خود فرد و ارزیابی استاندارد شده توسط متخصص تغذیه (SDE) برای ارزیابی پایبندی بیمار از دیدگاه مصاحبه گر استفاده گردید.


یافته‌ها: 28 بیمار مبتلا به سلیاک (6/59 درصد) دچار درجاتی از افسردگی بودند. بر اساس SDE میزان پایبندی بیماران به رژیم فاقد گلوتن 83 درصد گزارش شد. بین میزان پایبندی به رژیم فاقد گلوتن و افسردگی در این بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد. بین افسردگی با جنسیت و سن بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد.


نتیجه‌گیری: فراوانی افسردگی در بیماران مبتلا به سلیاک بالا ارزیابی شد؛ اما رابطه آماری معنی‌داری با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن نداشت.


ارازبردی قورچائی، گودرز کوشکی، سیده ماهرخ علینقی مداح،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: لیدوکائین به‌عنوان بی‌حس کننده موضعی یکی از داروهای موثر برای کنترل و مدیریت دردهای عصبی است و دگزامتازون کاربردهای زیادی نظیر جلوگیری و درمان ادم راه هوایی و پیشگیری از تهوع و استفراغ در بیهوشی دارد. همچنین همراه با بی‌حس کننده موضعی بلوک عصبی محیطی را تقویت می‌کند. بلوک عصبی انگشت یک روش آنستزی است که برای بسیاری از آسیب‌های انگشت مثل لاسیواسیون، دررفتگی و شکستگی انگشت، تخلیه آبسه، برداشتن جسم خارجی و اکسزیون ناخن استفاده می‌شود. این روش نسبت به بیهوشی عمومی برتری نسبی دارد؛ زیرا به صورت موضعی عمل می‌کند و احتمال عوارض جانبی بسیار کمتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی دگزامتازون و لیدوکائین بر مدت اثر بلوک عصبی انگشت در جراحی ارتوپدی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشته‌نگر روی 50 بیمار ۱۸ تا ۷۰ ساله کاندید جراحی ارتوپدی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی ۵ آذر شهر گرگان در سال ۱۴۰۰ انجام شد. بیماران به صورت در دسترس و با بررسی شرایط ورود به مطالعه انتخاب شدند. بلوک عصبی انگشت به عنوان روش بیهوشی روتین بوده که عوارض کمتری نسبت به بیهوشی عمومی دارد. در روش بیهوشی اول (گروه یک) از 10 میلی‌لیتر لیدوکائین 1 درصد و در روش بیهوشی دوم (گروه دو) از 8 میلی‌لیتر لیدوکائین 1درصد و 2 میلی‌لیتر دگزامتازون (8 میلی‌گرم) به‌صورت اینفیلتراسیون در محل عمل استفاده گردید. میانگین شروع اثر بی‌دردی و مدت زمان بی‌دردی و نیز درد بعد از عمل بین هر دو روش بیهوشی با مقیاس بصری درد (Visual Analog Scale: VAS) تعیین و مقایسه گردید.


یافته‌ها: میانگین مدت اثر بی‌حسی در گروه ترکیبی به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه لیدوکائین به تنهایی بود (P<0.05). همچنین میانگین مدت زمان درد در بیماران گروه ترکیبی از بدو ورود تا خروج از ریکاوری روندی نزولی داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: روش بیهوشی ترکیب دگزامتازون و لیدوکائین، مدت اثر بلوک عصبی انگشت و بی‌دردی بعد از عمل جراحی ارتوپدی در بیماران را افزایش می‌دهد.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.31 seconds with 43 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)