[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87183078
h-index3617
i10-index25670
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
9 نتیجه برای شاکری

دکتر سعید شاکری، دکتر پیمان حکمتی، فاطمه السادات امیر لطیفی،
دوره 6، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: احتباس ادراری پس از بیهوشی عمومی یکی از عوارض شایع و آزاردهنده می باشد. یکی از علل ثابت شده آن در مردان مسن بزرگی پروستات می باشد. این مطالعه به منظور تعیین ارزش استفاده از امتیاز بندی بین المللی علایم پروستات (IPSS) در پیش بینی احتباس ادراری پس از بیهوشی عمومی در مردان بالای 50 سال انجام شد. بیماران و روش ها: تعداد 100 بیمار مرد بالای 50 سال بدون سابقه مشکلات ارولوژیک و مغز و اعصاب کاندید عمل جراحی انتخابی غیر از اورولوژیک و مغز و اعصاب بودند، انتخاب شدند. IPSS قبل از عمل جراحی در این افراد محاسبه شد و بیماران از نظر احتباس ادراری در 24 ساعت دوم پس از انجام عمل جراحی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: 1.8 درصد افرادی که امتیاز آن 7-0 بود، 20 درصد افرادی که امتیاز آنها 19-8 بود و 53.3 درصد افرادی که امتیاز آنها 35-20 بود دچار احتباس ادراری شدند که از نظر آماری بین ازدیاد IPSS و احتمال وجود احتباس ادراری پس از بیهوشی عمومی رابطه معنی داری وجود داشت (0.05>P)نتیجه گیری: بیمارانی که امتیاز آنها 35-20 می باشد در معرض خطر بالایی برای احتباس ادراری پس از بیهوشی عمومی قرار دارند با استفاده از این روش می توان احتباس ادراری پس از بیهوشی عمومی در مردان بالای 50 سال را پیش بینی نمود.
دکتر فاطمه وحید رودسری، دکتر صدیقه آیتی، دکتر سارا میرزائیان، دکتر محمد تقی شاکری، دکتر حسین اختردل،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده

زمینه و هدف : میزان موفقیت IVF به علل ناباروری و درمان آن بستگی دارد. روش‌های مختلف درمانی و مراکز مختلف، میزان موفقیت متفاوتی را گزارش کرده‌اند. این مطالعه به منظور بررسی نتایج باروری به دنبال IVF و عوامل موثر بر آن در مرکز ناباروری منتصریه مشهد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- تحلیلی در مرکز ناباروری منتصریه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد روی 150زوج نابارور به دنبال IVF طی سال‌های 85-1380 انجام شد. اطلاعات به وسیله پرسشنامه‌ای که شامل سن زن، سن همسر، علت ناباروری، اسپرموگرام، مدت ناباروری، تعداد فولیکول‌های ایجاد شده به دنبال درمان، تعداد اووسیت‌های به دست آمده، تعداد جنین‌های تشکیل شده، منتقل شده و نتایج درمان بود؛ جمع‌آوری گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و آزمون‌های آماری کای‌اسکوئر، تی مستقل، ANOVA یک‌طرفه و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها : متوسط سن زنان مورد مطالعه 4/5+-7/29 سال بود. میانگین تعداد فولیکول‌های شمارش شده 6+-11، تعداد اووسیت‌های به دست آمده 9/3+-6 و تعداد جنین‌های منتقل شده 5/1+-6/2 بود. میزان موفقیت IVF با تعداد فولیکول‌های شمارش شده (P<0.05)، تعداد اووسیت به دست آمده (P<0.05) و تعداد جنین‌های منتقل شده (P<0.05) رابطه معنی‌داری وجود داشت. میزان باروری 6/24درصد بود. میزان باروری در بین گروه‌های مختلف سنی اختلاف معنی‌داری نداشت. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که پاسخ تخمدان به تحریک تخمک‌گذاری و تعداد جنین‌های انتقال یافته از عوامل مهم و موثر در پیش‌بینی نتایج IVF می‌باشد.
کاویان قندهاری، مصطفی داستانی، محمدتقی شاکری، سیامک یزدانی،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : سکته مغزی کاردیوآمبولیک یک پنجم علل سکته مغزی ایسکمیک را تشکیل می‌دهد و شایع‌ترین علت زمینه‌ساز آن فیبریلاسیون دهلیزی است. مصرف آنتی‌گواگولان خوراکی (وارفارین) یک راه موثر در جلوگیری از سکته‌های ایسکمیک است؛ اما عوارض خونریزی‌دهنده آن نیز شایع است. این مطالعه به منظور ارزشیابی معیار هاسبلد (HASBLED) در پیش‌بینی خونریزی مبتلایان به ایسکمی مغزی و فیبریلاسیون دهلیزی تحت درمان با وارفارین انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه کوهورت آینده‌نگر 112 بیمار با فیبریلاسیون دهلیزی غیردریچه‌ای تحت درمان با وارفارین برای پیشگیری از حوادث کاردیوآمبولیک به مدت یک‌سال از نظر عوارض خونریزی‌دهنده ماژور و مینور مورد پیگیری قرار گرفتند تا ارزش پیش‌بینی کنندگی معیار هاسبلد ارزیابی شود. عوارض خونریزی‌دهنده ماژور شامل خونریزی‌های اینتراکرانیال، خونریزی منجر به بستری شدن، افت هموگلوبین بیش از 2 گرم بر دسی‌لیتر و یا نیازمند به ترانسفوزیون بود. معیار هاسبلد به‌صورت پرفشاری خون، اختلال تست‌های کبدی و کلیوی، سابقه سکته مغزی، سابقه خونریزی، نوسانات زیاد تست‌های انعقادی، سن بیش از 65 سال، مصرف داروهای ضدپلاکتی، مصرف داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی و مصرف الکل تعریف شد و به هر متغیر در صورت وجود، نمره یک تعلق گرفت. یافته‌ها : در پیگیری یک ساله بیماران، 10 بیمار (9.1%) دچار خونریزی ماژور و 28 بیمار (25%) دچار خونریزی مینور شدند. خطر خونریزی ماژور با سابقه خونریزی مینور با نمره هاسبلد ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). خطر خونریزی مینور با سابقه مسمومیت با وارفارین و نوسانات زیاد تست‌های انعقادی ارتباط آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). نمره هاسبلد 3 و بالاتر با احتمال خونریزی ماژور و مینور در آینده مرتبط بود. نتیجه‌گیری : در صورت وجود نمره معیار هاسبلد 3 و بالاتر، شروع آنتی‌کواگولان خوراکی (وارفارین) با احتیاط بیشتری تجویز شود.
فهیمه آزادی، آیلر جمالی، بصیره بائی، مسعود بازوری، فاطمه شاکری، عزت اله قائمی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی به‌ویژه مقاومت به متی‌سیلین در باکتری‌های پاتوژن مانند استافیلوکوکوس اورئوس موجب تهدید سلامت انسان به‌خصوص در بیمارستان شده است. نانوذرات فلزات سنگین مانند Ag برای مهار این باکتری استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی نانو ذره نقره علیه استافیلوکوکوس اورئوس و ارتباط آن با مقاومت به متی‌سیلین و منشا جداسازی باکتری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) نانوذره نقره بر روی 183 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس توسط روش میکرودایلوشن ارزیابی شد. 30 ایزوله، براساس وجود ژن mecA به‌عنوان MRSA در نظر گرفته شدند. ایزوله‌ها از بیماران، بینی حاملین سالم و مواد غذایی تهیه شد. مقایسه سطح MIC در ایزوله‌ها بر مبنای مقاومت به متی‌سیلین، منبع جداسازی باکتری و مقاومت به سایر آنتی‌بیوتیک‌ها انجام گردید.

یافته‌ها : میانگین MIC نانو ذره نقره بر 183 ایزوله مستقل استافیلوکوکوس اورئوس 1.89±2.9 میکروگرم بر میلی‌لیتر برآورد شد و از 16-1 میکروگرم بر میلی‌لیتر متغیر بود. میانگین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های جدا شده از مواد غذایی 0.7±2 میکروگرم بر میلی‌لیتر، حاملین سالم 2.4±4.1میکروگرم بر میلی‌لیتر و بیماران 2.1±3.4 میکروگرم بر میلی‌لیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره درایزوله‌های فاقد ژن mecA 2.3±3.9 میکروگرم بر میلی‌لیتر و در ایزوله‌های حاوی این ژن 1.4±2.4 میکروگرم بر میلی‌لیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های مقاوم به جنتامایسین نیز کمتر از ایزوله‌های حساس به آن بود (P<0.05)؛ ولی بین MIC نانو ذره نقره و مقاومت به سایر آنتی‌بیوتیک‌ها ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری : ارتباط معنی‌داری بین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های استافیلوکوکوس اورئوس با منشا جداسازی نمونه و مقاومت به متی‌سیلین و جنتامایسین وجود دارد. با توجه به پایین بودن MIC  نانو ذره نقره بر ایزوله‌های مقاوم به متی سیلین، امکان استفاده از آن در کنترل MRSA در عفونت بیمارستانی می‌تواند مورد توجه بیشتری قرار گیرد.


علیرضا محبی، علی شاکری مقدم، یوسف دوزندگان، نازنین لرستانی، اعظم میرعرب، عبدالوهاب مرادی، علیجان تبرایی،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B (HBV) یکی از عوامل اصلی در ایجاد سیروز و سرطان سلول کبدی است. بیماری‌زایی ویروس به‌وسیله پروتئین چندعملکردی x (HBx) صورت می‌گیرد. تغییر در توالی ژن کدکننده این پروتئین باعث تنظیم فاکتورهای نسخه‌برداری و بیماری‌زایی می‌شود. این مطالعه به منظور آنالیز ژنتیک تکاملی ژن کدکننده HBx در فرد مبتلا به HBV مزمن انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی ابتدا از فرد آلوده به عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B توالی کامل کدکننده HBx تکثیر و کلون شد. سپس با توالی‌های مرجع ژنوتیپ‌ها، سروتیپ‌ها و زیرسروتیپ‌های مختلف ویروس موجود در پایگاه GenBank، همردیفی توسط نرم‌افزار CLC Sequence Viewer انجام شد. از نتیجه هم‌ردیفی برای رسم درخت فیلوژنیک توسط سرور T-rex و آنالیز ژنتیک جمعیت توسط نرم‌افزار DnaSP استفاده شد. انتخاب طبیعی در سطح نوکلئوتید و پروتئین توسط تست Tajima’s D انجام گردید.

یافته‌ها : جهش شناخته شده‌ای در سطح پروتئین در توالی کدکننده HBx فرد آلوده مزمن یافت نشد. نتایج انتخاب طبیعی نشان‌دهنده جهش‌های خنثی در ژن HBx بود. نتایج فیلوژنی نشان داد توالی کدکننده HBx در فرد آلوده مزمن قرابت ژنتیکی به ژنوتیپ D و زیرسروتیپ ayw2 داشت.

نتیجه‌گیری : چندریختی انتخاب طبیعی در ژن کدکننده HBx رخ می‌دهد. همچنین نتیجه فیلوژنی مطالعه حاضر با یافته‌های پیشین استان گلستان و ایران که فراوانی ژنوتیپ D و زیرسروتیپ ayw2 را گزارش داده‌اند؛ مطابقت دارد.


حلیمه وحدت پور، سعید شاکریان، علی اکبر علی زاده، سیدرضا فاطمی طباطبائی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوه زندگی کم تحرک و افزایش وزن، خطر توسعه بیماری‌های قلبی‌ و عروقی را افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف مکمل زنجبیل بر تغییرات لاکتات دهیدرژناز (Lactate dehydrogenase: LDH) و کوفتگی عضلانی تاخیری دختران دارای اضافه وزن به دنبال فعالیت برونگرای وامانده ساز انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 22 دانشجوی دختر دارای اضافه وزن در دانشگاه شهید چمران اهواز به‌طور تصادفی در گروه‌های کنترل (10 نفر) و مداخله (12 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله روزانه 2 گرم پودر زنجبیل، هر وعده یک کپسول، حاوی یک گرم پودر زنجبیل، و گروه کنترل (دارونما) روزانه دو کپسول حاوی نشاسته، به مدت دو هفته مصرف نمودند. فعالیت بدنی شامل دو جلسه فعالیت برونگرا وامانده ساز (شیب منفی بر روی تردمیل، یک جلسه قبل از مکمل‌دهی و یک جلسه بعد از دو هفته مکمل‌دهی) اجرا شد. نمونه‌های خونی طی 4 مرحله به منظور سنجش تغییرات LDH اخذ و نیز از پرسشنامه درد (Visual Analogue Scale: VAS) برای سنجش کوفتگی تاخیری در دو دوره قبل و بعد از مصرف مکمل زنجبیل استفاده گردید.

یافته‌ها: تمرین برونگرا باعث افزایش میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری بعد از فعالیت گردید (P<0.05). مصرف دو هفته مکمل زنجبیل باعث کاهش آماری معنی‌دار میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: مصرف زنجبیل می‌تواند بر کاهش آسب عضلانی و کوفتگی عضلانی تاخیری ناشی از فعالیت برونگرا در دختران با اضافه وزن موثر باشد.


سمیه فخری، فاطمه فخری، سعید شاکریان، علی‌اکبر علی‌زاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت‌بدنی و استفاده از مکمل‌های گیاهی می‌تواند آنزیم‌های کبدی را تحت تاثیر قرار دهد. کورکومین، ماده مؤثر (دی فرولوئیل متان) زردچوبه است که دارای خواص آنتی‌اکسیدانی، ضدباکتریایی، ضدقارچی، ضدویروسی، ضدالتهابی و ضدتکثیری است و می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از فیبروز کبدی داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین تناوبی شدید (high intensity interval training: HIIT) همراه با مصرف مکمل نانوکورکومین بر سطوح سرمی آنزیم‌های کبدی دانشجویان دختر دارای اضافه‌ وزن انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 48 دانشجوی دختر دانشگاه شهید چمران اهواز دارای اضافه‌وزن با میانگین ‌سنی 1.32±21.7 سال و نمایه توده بدنی 2.46±27.8 کیلوگرم‌ بر متر مربع در سال 1397 انجام شد. آزمودنی‌ها به طور تصادفی در چهار گروه 12 نفری کنترل، مکمل نانوکورکومین (روزانه یک کپسول 80 میلی‌گرمی)، ‌تمرین، تمرین توام با دریافت مکمل نانوکورکومین (روزانه یک کپسول 80 میلی‌گرمی) قرار گرفتند. گروه‌های تمرین هفته‌ای سه جلسه به‌مدت شش هفته تمرین HIIT را با حداکثر‌ ضربان ‌قلب (سه جلسه ‌در هفته) اجرا نمودند. نمونه‌های خونی برای اندازه‌گیری سطوح ‌سرمی آنزیم‌های کبدی (ALT،AST و ALP) قبل و بعد از دوره‌ مداخله گرفته شد.

یافته‌ها: سطح‌ سرمی AST و ALT در گروه تمرین – مکمل نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی داری یافت (P<0.05) و این کاهش در مقایسه با پیش آزمون نیز معنی دار بود (P<0.05)؛ اما در سطح ALP تغییرات آماری معنی‌داری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد مصرف مکمل نانوکورکومین همراه با اجرای تمرینات ‌تناوبی ‌با شدت بالا، تاثیر مطلوبی در بهبود برخی شاخص‌های کبدی دختران دارای اضافه وزن دارد.


ساره شاکریان، آسیه فخاری، الهام فخاری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های پریودنتال شیوع بالایی در بیماران دیابتیک داشته و آگاهی آنها از ارتباط بین پریودنتیت ودیابت در کنترل گلوکز خون و پیشرفت پریودنتیت موثر است. این مطالعه به منظور تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی با بیماری پریودنتال در شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 بیمار دیابتی نوع یک یا نوع دو (136 مرد و 164 زن) مراجعه کننده به چند مرکز دولتی در شهر گرگان با نمونه‌گیری تصادفی ساده طی سال 1398 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سطح آگاهی، نگرش و عملکرد در پرسشنامه‌ای تکمیل گردید.

یافته‌ها: میزان آگاهی، نگرش و عملکرد خوب بیماران مبتلا به دیابت به ترتیب 51.7% ، 44.3% و 25% ارزیابی شد. بین عملکرد بیماران دیابتی در خصوص بهداشت دهان با جنسیت و سطح تحصیلات ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). عملکرد مناسب در خانم‌ها و افراد با سطح تحصیلاتی بالاتر بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: بیش از نیمی از بیماران مبتلا به دیابت شهر گرگان دارای آگاهی و نگرش متوسط تا خوبی در رابطه با بیماری پریودنتال بودند؛ اما عملکرد آنها متوسط تا ضعیف ارزیابی شد.


اسما شاکری، روح الله حق شناس،
دوره 25، شماره 4 - ( زمستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی و اضافه وزن که از نشانه‌های آن التهاب مزمن است؛ با تغییر متابولیسم تریپتوفان مرتبط بوده و منجر به بروز بسیاری از بیماری‌ها می‌شود. تمرینات ورزشی از جمله روش‌های کنترل چاقی و اضافه وزن هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین استقامتی بر سطح سرمی اسیدآمینه تریپتوفان و توده بدن زنان دارای اضافه وزن انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 24 زن دارای اضافه وزن در دو گروه 12 نفری کنترل و تجربی انجام شد. میانگین و انحراف استاندارد سنی گروه کنترل و تجربی به ترتیب 41.16±3.45 سال و 41.08±2.93 سال بود. اندازه‌گیری توده بدن با استفاده از دستگاه سنجش بدن و نمونه‌های خونی در دو نوبت پیش از آزمون و پس آزمون و در حالت 12 ساعت ناشتایی انجام گردید. آزمودنی‌های گروه تجربی 8 هفته تمرین استقامتی به مدت 3 جلسه در هفته و با شدت 75-60 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره انجام دادند. سطح سرمی تریپتوفان به روش الایزا اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: هشت هفته تمرین استقامتی سبب افزایش سطح سرمی تریپتوفان، کاهش توده چربی و کاهش شاخص توده بدنی گردید (P<0.05) و نیز سبب افزایش غیرمعنی‌دار آماری توده بدون چربی در زنان دارای اضافه وزن گردید.


نتیجه‌گیری: هشت هفته تمرین استقامتی می‌تواند در بهبود وضعیت فیزیولوژیکی و ترکیب بدنی زنان دارای اضافه وزن موثر باشد.



 



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.37 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)