[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86953066
h-index3617
i10-index25469
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
11 نتیجه برای رودی

سمیه تدینی لهی، مجید ملک زاده شفا رودی، هاتف قاسمی حمیدآبادی، امیر اسماعیل نژاد مقدم، علیرضا خلیلیان، نوراله رضائی،
دوره 17، شماره 3 - ( پاییز 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به نقش آنتی‌اکسیدانی ملاتونین و رتینوئیک‌اسید به‌نظر می‌رسد این دو در میزان بلوغ و تکوین رویانی موثرند. این مطالعه به منطور تعیین اثر توأم ملاتونین و آل- ترانس رتینوئیک‌اسید بر بلوغ، لقاح و تکوین رویانی تخمک‌های نارس موش در شرایط آزمایشگاهی انجام گردید. روش بررسی : مجموعه تخمک- کومولوس (COCs) از تخمدان موش‌های ماده نژاد NMRI جمع‌آوری شدند و به‌طور تصادفی در محیط کشت بلوغ در شش گروه قرار گرفتند. گروه‌ها شامل کنترل، شم، آزمون1 (ملاتونین در غلظت‌های 100 نانومولار، 1 و 2 میکرومولار)، آزمون 2 (رتینوئیک‌اسید در غلظت‌های1، 2 ، 4 و 6 میکرومولار)، آزمون 3 (ملاتونین 2 میکرومولار و رتینوئیک‌اسید 4 میکرومولار) و آزمون 4 (ملاتونین 100 نانومولار و رتینوئیک‌اسید 4 میکرومولار) بودند. بعد از24 ساعت تخمک‌های بالغ با اسپرم لقاح داده شدند و تکوین رویانی تا مرحله بلاستوسیست به مدت پنج روز بررسی شد. یافته‌ها : میزان بلوغ تخمک‌ها در گروه کنترل 50.6% و در گروه شم 49.4% بود و بین دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. در گروه ملاتونین با غلظت‌های 100 نانومولار، 1 و 2 میکرومولار به ترتیب 54.3%، 54.8% و 59.9%، در گروه رتینوئیک‌اسید با غلظت‌های 6،4،2،1 میکرومولار به ترتیب 51.6%، 51%، 59% و 49.6% و در گروه 3 و 4 توأم به ترتیب 60.4% و 54.2% بود. میزان بلوغ تخمک در گروه 2 میکرومولار ملاتونین، گروه 4 میکرومولار رتینوئیک‌اسید و در گروه 3 توأم نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان تکوین در گروه ملاتونین در غلظت 100نانومولار، گروه رتینوئیک‌اسید در غلظت 4 میکرومولار و گروه 4 توأم نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). گرچه میزان تکوین در گروه 3 توأم نسبت به گروه کنترل بیشتر بود؛ اما نسبت به غلظت 100نانومولار ملاتونین و 4 میکرومولار رتینوئیک‌اسید که به تنهایی استفاده گردید؛ کمتر بود. نتیجه‌گیری : اضافه کردن ملاتونین و آل-ترانس رتینوئیک‌اسید با هم به محیط کشت بلوغ، سبب افزایش بلوغ و بهبود تکوین جنین‌های حاصل از آنها به صورت وابسته به دوز می‌شود.
سعید بحرودی، محمدعلی نعمت الهی، محمدرضا آقا صادقی، ملیکا ناظمی، محبوبه بحرودی، بهادر بهروز،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : خیار دریایی به‌عنوان یک ماده غذایی و یک داروی سنتی در جوامع شرق و جنوب شرق آسیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره‌ متانولی دیواره بدن خیار دریایی گونه Holothuria leucospilota روی ویروس HIV-1 در محیط آزمایشگاهی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی خیار‌های دریایی از عمق 10 الی 30 متری اطراف جزیره لارک جمع‌آوری شدند. برای استخراج عصاره‌ از حلال‌ متانول استفاده شد. عصاره حاصله پس از تغلیظ به‌وسیله دستگاه روتاری در دمای 40 تا 45 درجه سانتی‌گراد، به‌وسیله دستگاه وکیوم فریز درایر به‌صورت پودر خشک درآمد. یافته‌ها : غلظت‌های 1000 و 100 میکروگرم بر میلی‌لیتر از عصاره به ترتیب به میزان 94 درصد و 92.5% از تکثیر ویروس HIV-1 ممانعت به عمل‌آورد. همچنین این عصاره در غلظت 10 میکروگرم بر میلی‌لیتر اثر ضدویروسی خاصی از خود نشان نداد. غلظتی از عصاره که 50درصد سمیت بر روی سلول‌های میزبان داشت؛ تقریباً نصف غلظتی از عصاره (35.89 میکروگرم بر میلی لیتر) بود که باعث ممانعت از تکثیر 50درصد از ویروس‌های HIV-1 گردید (P<0.05). نتیجه‌گیری : عصاره متانولی خام استخراج‌شده از خیار دریایی گونه Holothuria leucospilota اثر ضدویروسی خوبی بر ویروس HIV-1 از خود نشان نداد. این امر نشان‌دهنده اثر سیتوتوکسیکی بالای این عصاره بر روی سلول‌های میزبان بود.
مجید ملک زاده شفارودی، میترا شکری، زهره زارع، علیرضا رفیعی، محمدعلی ابراهیم زاده، رضا مرادپور، نوراله رضایی،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : سلامت پوشش اندوتلیال ورید صافن برداشته شده از مهم‌ترین عناصر کلیدی سلامت رگ خونی برای باز بودن طولانی مدت آنها پس از پیوند در جراحی عروق کرونر است. نوع محلول ذخیره‌سازی قبل از پیوند  نقش مهمی در حفظ اندوتلیوم ورید دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی محلول‌های نگهدارنده کربس حاوی وراپامیل، پروپرانولول و آدرنالین در مقایسه با کربس و خون هپارینه بر سلول‌های اندوتلیال ورید صافن خوکچه هندی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 28 سر خوکچه هندی نر با وزن تقریبی 380 گرم انجام شد. برای جداسازی حلقه‌های 3 میلی‌متری ورید صافن و سنجش نیتریک اکسید آزاد شده از اندوتلیوم آنها در محلول‌های نگهدارنده شامل کربس حاوی داروی وراپامیل، کربس حاوی پروپانولول و کربس حاوی آدرنالین در مقایسه با خون هپارینه (کنترل اول) و کربس خالص (کنترل دوم) در زمان‌های 30، 45، 60 و 90 دقیقه توسط واکنش گریس به روش میکروپلیتی مورد آزمایش قرار گرفتند. همچنین از رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین - ائوزین برای مطالعه بافتی استفاده گردید.

یافته‌ها : میانگین غلظت نیتریک اکسید در محلول کربس وراپامیل در مقایسه با خون هپارینه، کربس خالص، کربس آدرنالین و کربس پروپرانولول افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). همچنین بیشترین میزان غلظت نیتریک اکسید در فاصله زمانی 45 دقیقه از برداشت رگ خونی ظاهر شد. مطالعه بافتی نشان داد لایه اندوتلیوم تنها در محلول کربس وراپامیل مشابه گروه کنترل کاملاً سالم بود؛ اما در بقیه محلول‌ها سلول‌های انتیمای عروقی به‌درجات متفاوت دچار آسیب شدند.

نتیجه‌گیری : به‌نظر می‌رسد محلول کربس وراپامیل، مناسب‌ترین محلول برای حفظ و نگهداری فیزیولوژی طبیعی سلول‌های اندوتلیال ورید صافن در مدل حیوانی است.


مینا وجودی سردرودی، زهرا باقری، لیلا قهرمانی، پیمان جعفری،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : طولانی شدن اقامت بیماران در بیمارستان منجر به تحمیل هزینه‌های قابل توجهی بر فرد و سیستم درمانی جامعه می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین کاربرد مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی در شناسایی عوامل مرتبط با تعداد روزهای اضافه بستری بیماران تحت جراحی‌های ناحیه شکم انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی 485 پرونده بیماران بستری از پنج بیمارستان دولتی و خصوصی شهر شیراز به روش نمونه‌گیری در دسترس ارزیابی شدند. از مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی به منظور بررسی عوامل خطر مرتبط با تعداد روزهای اضافی بستری استفاده شد. به‌منظور برآورد پارامترهای مدل، روش ماکزیمم درستنمایی و برای ارزیابی مدل، شاخص‌های نیکویی برازش AIC (Akaike Information Criterion) و BIC (Bayes Information Criterion) به‌کار برده شد.

یافته‌ها : 81.2% از بیماران تعداد روز اضافه بستری نداشتند. نتایج مدل نشان داد متغیرهای سن، تنفس، سرطان، تزریق خون، داشتن تب بالا، مصرف سیگار و مواد مخدر اثر معنی‌داری بر تعداد روزهای اضافه بستری نداشتند. در مقابل متغیرهای جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی و ابتلا به عارضه ایلئوس سبب افزایش تعداد روزهای اضافه بستری بیماران گردید (P<0.05). همچنین جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا و بیرون آوردن غده پروستات شانس اضافه بستری را به ترتیب 4.64 برابر و 9 برابر افزایش داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری : جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی، انجام عمل جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا، انجام عمل جراحی بیرون آوردن غده پروستات و ابتلا به عارضه ایلئوس به عنوان متغیرهای افزایش دهنده تعداد روزهای اضافه بستری بیماران بودند.


پریسا سلیمانی رودی، ابوالقاسم گلیان، علیرضا حق پرست، محمدرضا باسامی، رضا مجیدزاده هروی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

ادجوانت‌ها جزء مهمی از واکسن‌ها را تشکیل می‌دهند. این ترکیبات برای افزایش ایمنی‌زایی واکسن‌ها از جمله واکسن‌های DNA و تحت واحدی (پپتیدها، پروتئین‌ها و ذرات شبه ویروس)، همچنین برای دستیابی به روش‌های جدید موجود برای پیشگیری و یا درمان بیماری‌های عفونی مزمن و سرطان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این مقاله با استفاده از 97 عنوان مقاله منتشر شده در نمایه‌نامه‌های Google scholar و PubMed بین سال‌های 1980 لغایت 2016 میلادی به شرح جنبه‌های فرمولاسیون ادجوانت‌ها، بررسی‌های ایمنی و درک مکانیسم فعالیت ادجوانت‌ها و همچنین اثرات جانبی آنها پرداخته شده است. ادجوانت‌ها بر طبق مکانیسم فعالیت به دو گروه عمده تقسیم‌بندی می‌شوند. گروه اول سیستم‌های انتقالی واکسن است که به صورت ذره‌ای بوده و آنتی‌ژن‌های وابسته را به سلول‌های ارایه‌دهنده آنتی‌ژن هدایت می‌کنند. گروه دیگر ادجوانت‌های محرک ایمنی را در بر می‌گیرند که از پاتوژن‌ها مشتق می‌شوند. این گروه اغلب الگوهای مولکولی وابسته به پاتوژن را که در سیستم ایمنی ذاتی فعال هستند؛ تحت تأثیر قرار می‌دهند. ادجوانت‌ها باعث القای پاسخ سلولی و هومورال به‌خصوص آنتی‌بادی‌های خنثی‌کننده می‌گردند که منجر به جلوگیری از اتصال پاتوژن‌ها به گیرنده‌های سلولی آنها می‌شوند. ادجوانت‌های القا کننده ایمنی Th1 به میزان قابل توجهی مورد نیاز هستند. چنین ادجوانت‌هایی ایمنی سلولی مناسبی را در برابر واکسن‌های تحت واحدی که خود ایمنی‌زایی پایینی دارند؛ تهییج می‌کنند. گرچه توجه به ادجوانت‌های جدید که برای واکسن‌های نوین ضروری هستند؛ دارای اهمیت است؛ به دلیل خطرات احتمالی که ممکن است بر سلامتی داشته باشند و عدم اطلاع کافی از مکانیسم عمل آنها، استفاده از این ادجوانت‌ها دارای محدودیت است.


مسعود معتبر رودی، مریم طهرانی پور، نسترن امین طاهری،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: حافظه حفظ و انبار کردن دانش به‌دست آمده و یادگیری فرایند تغییرات سازشی در رفتار فرد است که بر اثر کسب تجربه صورت می‌گیرد. گیاه ارزن حاوی پروتئین‌ها، مواد معدنی، ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌های مورد نیاز برای حفظ حیات و سلامت سلول‌های بدن پستانداران است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره‌های الکلی دانه گیاه ارزن پروسو (Panicum miliaceum L.) بر حافظه فضایی موش سفید آزمایشگاهی نر انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش سوری نر به 4 گروه 6 تایی در گروه‌های کنترل و سه گروه تیمار تقسیم شدند. عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو به روش سوکسله تهیه شده و به سه گروه تیمار به‌ترتیب با دوزهای 25، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‌روش داخل صفاقی، به‌مدت 21 روز تزریق شد. گروه کنترل نرمال سالین دریافت نمود. پس از سپری شدن یک ماه از اولین تزریق، رفتارهای یادگیری و تست‌های حافظه روی موش‌ها اجرا شد. برای بررسی حافظه فضایی از ماز آبی موریس و برای یادگیری اجتنابی غیرفعال از شاتل باکس استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از مقایسه حافظه احترازی غیرفعال بین گروه‌های مورد مطالعه با استفاده از دستگاه شاتل باکس نشان داد که زمان تأخیر در هر سه گروه تیمار شده با عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوزهای 25 ، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن افزایش آماری معنی‌داری نسبت به گروه کنترل داشتند (P<0.05). میانگین زمان پیدا کردن سکو در ماز آبی موریس در گروه تیمار شده با عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سبب بهبود یادگیری و افزایش حافظه فضایی در موش سفید آزمایشگاهی گردید.


اعظم خزاعی پور، سمیه نمرودی، شهره تازیکی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: سرب از سمی‌ترین آلاینده‌های محیط زیست بوده که برای جانوران از جمله انسان بسیار خطرناک است. لذا استفاده از ترکیبات مختلف چون نانوکیتین برای حذف سرب از محیط‌های آبی در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوکیتین بر میزان جذب بافتی استات سرب در کبد موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 15 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 150 تا 180 گرم و سن 8 تا 10 هفته انجام شد. حیوانات در سه گروه پنج تایی شامل گروه شاهد، گروه دریافت کننده سرب (50 mg/kg/bw) و گروه دریافت کننده سرب (50 mg/kg/bw) توام با نانوکیتین (1.6 mg/kg/bw) قرار گرفتند و به‌مدت 6 هفته گاواژ شدند. سپس بافت‌های کبد جدا و غلظت سرب با دستگاه جذب اتمی اندازه‌گیری شد. بافت‌های کبد برای رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین - ائوزین آماده‌سازی و سپس به‌وسیله میکروسکوپ نوری بررسی شدند.

یافته‌ها: میانگین غلظت سرب در بافت کبد گروه شاهد، دریافت‌کننده سرب و دریافت‌کننده سرب توام با نانوکیتین به‌طور همزمان به ترتیب برابر با 0.45±8.01 ، 4.73±45.41 ، 0.83±17.06 میکروگرم بر گرم تعیین شد. غلظت کبدی سرب در گروه دریافت‌کننده سرب نسبت به گروه شاهد به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (P<0.05). همچنین غلظت کبدی سرب در گروه دریافت‌کننده سرب توام با نانوکیتین نسبت به گروه دریافت‌کننده سرب به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (P<0.05). مطالعات هیستوپاتولوژیک بیانگر کاهش ضایعات بافتی (دژنره شدن و نکروز هپاتوسیت‌های کبدی، پرخونی و احتقان شدید در بافت کبد) در گروه دریافت کننده سرب توام با نانوکیتین نسبت به گروه دریافت کننده سرب به تنهایی بود.

نتیجه‌گیری: نانوکیتین بدون داشتن اثرات منفی بر بافت کبد می‌تواند باعث افزایش حذف و مانع جذب فلز سرب در بافت کبد موش‌های صحرایی باشد


محمدمهدی سلطان دلال، محمدکاظم شریفی یزدی، علیرضا منادی سفیدان، غلامرضا حسن پور، سارا شریفی یزدی، شبنم حقیقت خواجوی، سعید واحدی، سیده معصومه ابریشمچیان لنگرودی، مهدیه پورمرادیان، هدروشا ملا آقامیرزایی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: یرسینیا یک عامل مهم بیماری‌های منتقله از آب و غذا است که باعث گاستروآنتریت کودکان می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین بیوتایپینگ جدایه‌های یرسینیاانتروکلی تیکا از کودکان مبتلا به اسهال و گوشت مرغ در شهر تهران انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی روی 250 نمونه اسهال کودکان مراجعه کننده به مرکز طبی کودکان در تهران و 250 نمونه مرغ جمع‌آوری شده طی تیر ماه 1399 لغایت اسفند 1399 انجام شد. نمونه ها از نظر آلودگی به یرسینیاانتروکلی تیکا با روش سرما گذاری و محیط CIN آگار بررسی شدند. روش جداسازی بر اساس غنی سازی اولیه در بافر فسفات به مدت 3 هفته در یخچال (سرماگذاری در 4 درجه سانتی‌گراد) و سپس استفاده از KOH به عنوان غنی سازی ثانویه و کشت بر روی محیط CIN آگار انجام گردید. برای تعیین سویه‌های بیماری‌زا از روش بیوتایپیگ استفاده شد.


یافته‌ها: 5 جدایه (2 درصد) از نمونه‌های اسهال کودکان و 20 جدایه (8 درصد) از نمونه‌های گوشت مرغ به یرسینیا اینتروکلی تیکا بدست آمد. بیوتایپینگ جدایه‌های یرسینیاانتروکلی تیکای انسانی سبب شناسایی 3 مورد بیو تایپ 1A، یک مورد بیوتایپ 1B ، یک مورد بیوتایپ 2 و از جدایه‌های گوشت مرغ، 16 جدایه متعلق به بیوتیپ 1A و 4 جدایه متعلق به بیوتایپ 1B گردید.


نتیجه‌گیری: وجود بیوتایپ‌های مشترک بیماری‌زای 1B و غیربیماری‌زای 1A در نمونه‌های اسهال کودکان و گوشت مرغ می‌تواند بیانگر علت اسهال در کودکان باشد.


زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایع‌ترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوش‌خیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. داده‌های دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیب‌شناسی (درجه‌بندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.


یافته‌ها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوش‌خیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوش‌خیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحی‌های پستان تحت شیمی‌درمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمی‌درمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمی‌درمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنی‌داری بین سن با نوع ضایعه، درمان‌های کمکی بعد از عمل و درگیری گره‌های لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنی‌داری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایین‌تر، درجه بدخیمی بیشتر است.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجه‌بندی تومورهای پستان به‌دست آمد.


محمد رضا انصاری آستانه، آسیه اسحاقی، الهه کشاورزیان، جواد صادقی، محمدیاسر کیارودی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

افزایش تعداد بیماران مبتلا به بیماری‌های خود ایمنی سیستمیک که خواستار انجام جراحی عیوب انکساری قرنیه با لیزر هستند؛ نیازمند توجه بیشتری به اهمیت بالینی وضعیت این بیماران است. مطالعات اخیر، دانش ما را در شناسایی و ارزیابی اختلالات خود ایمنی و اثرات جانبی بالقوه آنها در نتایج جراحی‌های عیوب انکساری قرنیه با لیزر را گسترش داده‌ است. در این مقاله مروری به طور خلاصه به بررسی عوامل بیماری‌زا، جنبه‌های بالینی و عوارض احتمالی در بیماران مبتلا به اختلالات خود ایمنی سیستمیک که تحت این عمل‌های جراحی قرار می‌گیرند می‌پردازیم. در مجموع از بین مطالعات بررسی شده 132 مقاله برای این مطالعه انتخاب شدند. با توجه به این که آزاد شدن سیتوکین‌های مختلف ناشی از اختلالات خودایمنی سیستمیک، می‌تواند منجر به پیامدهای مخرب قرنیه شود؛ لذا نیاز به تشخیص زودهنگام قبل از هر جراحی لیزری عیوب انکساری ضروری به‌نظر می‌رسد. اگرچه به طور معمول روش‌هایی مانند LASIK و PRK در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی انجام می‌شود؛ اما ملاحظات اساسی نیز بایستی در نظر گرفته شوند. موارد منع قطعی جراحی لیزری عیوب انکساری برای هر اختلال خود ایمنی هنوز توسط مطالعات تایید نشده است.


گلنوش طلوع، سیدعبدالحمید انگجی، بهناز بیک زاده، هنگامه علی بیک، راحله رودی، بهزاد نارویی،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پروستات یکی از موارد بدخیم در مردان است. شناسایی عوامل خطر سرطان پروستات برای توسعه مداخلات بالقوه و گسترش درک ما از زیست‌شناسی این بیماری بسیار مهم است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط پلی‌مورفیسم‌های rs1800896 و rs1465618 در ابتلا به آدنوکارسینومای پروستات انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 176 مرد شامل 78 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای پروستات (گروه مورد) و 98 بیمار مبتلا به هیپرپلازی خوش‌خیم پروستات (گروه شاهد) مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی لبافی‌نژاد تهران انجام شد. برای تعیین ژنوتایپ از روش Tetra ARMS-PCR استفاده شد.


یافته‌ها: بین توزیع ژنوتیپی rs1800896 و rs1465618 در دو گروه مورد و شاهد اختلاف آماری معنی‌داری یافت نشد. پلی‌مورفیسم rs1800896 با PSA کمتر مساوی 4 نانوگرم بر میلی‌لیتر همراهی نشان داد (P<0.05). در پلی‌مورفیسم‌های rs1800896 و rs1465618 بین توزیع ژنوتیپی و ویژگی‌های بالینی تهاجم اطراف عصبی (Perineural Invasion) اختلاف آماری معنی‌داری یافت شد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: پلی‌مورفیسم‌های rs1800896 و rs1465618 با خطر ابتلا به آدنوکارسینومای پروستات همراهی نداشتند.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.34 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)