10 نتیجه برای رازی
دکتر علی رضا میر احمدی زاده، دکتر محمد رحیم کدیور، دکتر رضا قانع شیرازی، محمد فرارویی،
دوره 3، شماره 2 - ( پاييز و زمستان 1380 )
چکیده
معتادین مواد مخدر، به ویژه نوع تزریقی، از جمله گروه های پرخطر از نظر ابتلا به عفونت ناشی از ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) هستند. علت اصلی این مشکل، استفاده مشترک ازسرنگ آلوده برای تزریق مواد مخدر می باشد. به همین منظور این مطالعه را با هدف تعیین شیوع عفونت ناشی از HIV به اجرا در آوریم. تحقیق حاضر در 1061 نفر از معتادان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، در اردوگاه بازپروری پیربنو شیراز در سال 1378 انجام شده است. برای همه نمونه ها پرسشنامه کتبی حاوی اطلاعات جمعیت شناختی تکمیل و نمونه خون برای تشخیص عفونت ناشی از HIV انجام شده است. برای همه نمونه ها پرسشنامه کتبی حاوی اطلاعات جمعیت شناختی تکمیل و نمونه خون برای تشخیص عفونت ناشی از HIV به روش الایزا 2-1 و سپس آزمون وسترن بلات ارسال شد. 0.76 درصد از کل نمونه (1.2 درصد از معتادان تزریقی و 0.33 درصد از معتادان غیر تزریقی) آلوده به عفونت HIV بودند. این میزان شیوع که چند صدبرابر شیوع در جامعه هنجار بوده به این واقعیت اشاره دارد که معتادان، صرف نظر از چگونگی طریقه مصرف مواد، در معرض ابتلا به عفونت ناشی از HIV هستند. به دلیل کم بودن موارد مثبت، رابطه بین سن، مدت و نوع اعتیاد، سابقه زندانی بودن، خالکوبی، شغل، وضعیت تاهل و عفونت ناشی از HIV قابل تعیین نبود. شیوع بالای این عفونت در معتادان غیر تزریقی می تواند به این علت نیز باشد که آنان در زمان حبس و یا قبل از آن از روش تزریقی پرخطر استفاده نموده اند. نویسندگان تحقیق پیشنهاد می کنند که با هدف کاهش شیوع وانتشار HIV در میان معتادان و در جامعه، آموزش های گسترده به عموم مردم و معتادان داده شود، مورد یابی فعال، به ویژه هنگام ورود معتادان به ارودگاه ها و زندان ها انجام شود و باید آنان را از خطر عفونت و راه های انتقال آن کاملا آگاه کرد و باایجاد انگیزه قوی معتادان را به عدم ادامه مصرف مواد مخدر متقاعد نمود. همچنین لازم است برای جلوگیری از مصرف مواد و استفاده از سرنگ مشترک روش های کنترل کننده مناسبی اتخاذ گردد.
دکتر رقیه گلشا، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر رحیم رضایی شیرازی، دانیال روشندل، دکتر نفیسه عبدالهی، دکتر علی جباری، دکتر سیما بشارت، دکتر شهریار سمنانی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : علیرغم گسترش بیماری ایدز در دنیا، تاکنون هیچ درمان قطعی برای آن پیدا نشده است. بنابراین بهترین راه مقابله با آن، پیشگیری از بروز آن میباشد. امروزه آموزش افراد در مورد ایدز به عنوان مؤثرترین شیوه برای پیشگیری از آن شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین تأثیر آموزش بر میزان آگاهی و نگرش داوطلبین هلال احمر استان گلستان از بیماری ایدز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای نیمهتجربی 149نفر از کارکنان هلال احمر از سه شهر استان گلستان در سال 1384 به صورت تصادفی طبقهبندی شده انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا قبل و بعد از یک کلاس آموزشی 90 دقیقهای، پرسشنامهای حاوی 13 سؤال را تکمیل نمایند. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 و آزمونهای یومنویتنی، کروسکال والیس و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : 47درصد از افراد آگاهی کافی داشتند. میانگین سطح آگاهی افراد در آزمون بعد از آموزش به طور معنیداری بیشتر از آزمون قبل از آموزش بود (05/0P<). در آزمون قبل از آموزش ارتباط معنیدار معکوسی بین سطح سواد افراد و میزان آگاهی آنها مشاهده شد (05/0P<). ولی این اختلاف در آزمون بعد از آموزش معنیدار نبود. قبل از مداخله آموزشی، آگاهی افرادی که سابقه شرکت در کلاسهای آموزش ایدز را داشتند، بیشتر از سایرین بود (05/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آموزش با استفاده از کلاسهای اختصاصی آموزش ایدز سبب افزایش قابل توجه میزان آگاهی و نگرش افراد در مورد بیماری ایدز میگردد.
دکتر طناز احدی، دکتر محمد سالکی، دکتر محمد رازی، دکتر غلامرضا رئیسی، دکتر بیژن فروغ،
دوره 12، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : استئوآرتریت شایعترین بیماری مفاصل سینوویال میباشد. این بیماری با تخریب پیشرونده غضروف مفصلی مشخص میشود. شیوع این بیماری در سنین سالمندی بوده و در رأس علل ناتوانی در این سنین قرار دارد. علائم بیماری استئوآرتریت زانو به صورت درد، خشکی صبحگاهی و محدودیت حرکات مفصلی میباشد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر مدالیتههای فیزیکی و تمرین ایزومتریک بر علائم بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام پذیرفت. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی شده روی 40 بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو مراجعه کننده به درمانگاه طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستان فیروزگر تهران در سال 1388 انجام شد. بیماران براساس علائم بالینی و رادیولوژیکی طبق معیارهای ACR انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفره تحت درمان با مدالیتههای فیزیکی (A) و تمرین ایزومتریک (B) قرار گرفتند. گروه A تحت درمان با مدالیته فیزیکی به مدت 12 جلسه (4 هفته) و گروه B تحت درمان با تمرین ایزومتریک در منزل (4 هفته) قرار گرفتند. برای ارزیابی از فرم پرسشنامه Koos استاندارد شده و نیز برای اندازهگیری شدت درد از مقیاس بصری درد (VAS) استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزاری آماری SPSS-11 و آزمون تی تحلیل شدند. یافتهها : در گروه مدالیته فیزیکی میانگین کیفیت زندگی پس از مداخله افزایش و میانگین شدت درد و علائم بالینی شامل تورم و سفتی مفصل کاهش یافت (P<0.05). در گروه تمرین ایزومتریک میانگین شدت علائم بالینی کاهش و کیفیت زندگی پس از مداخله افزایش یافت (P<0.05). همچنین میانگین درجه بهبود فعالیتهای روزمره زندگی پس از مداخله در گروه مدالیته فیزیکی به میزان معنیداری نسبت به گروه تمرین ایزومتریک بالاتر بود (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مدالیتههای فیزیکی و تمرین ایزومتریک زانو در بیماران مبتلا به استئوآرتریت به یک میزان باعث کاهش درد شده است؛ اما روش درمانی مدالیتههای فیزیکی باعث بهبود معنیدار فعالیتهای روزمره زندگی در مقایسه با روش درمانی تمرین ایزومتریک میگردد.
دکتر زهرا رجحانی شیرازی، فهیمه ثاتیان نژاد، لادن همتی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : در بیماری دیابت اختلالاتی نظیر نوروپاتی به طور ثانویه ایجاد میشود که میتواند منشاء مشکلات حسی و حرکتی گردد. این مطالعه به منظور مقایسه سرعت راه رفتن، زمان تعادل و حس وضعیت مفصل زانو و مچ پا در افراد سالم و مبتلا به دیابت نوع2 انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 22 فرد مبتلا به دیابت نوع2 مراجعه کننده به درمانگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز و 22 فرد سالم در سال 1389 انجام شد. آزمونهای اختصاصی تستهای تعادلی، بررسی حس وضعیت در مفاصل زانو و مچ پا و سرعت راه رفتن انجام شد. نوروپاتی حسی با استفاده از NTSS-6 ((Neuropathy Total Symptom Score-6 بررسی گردید. یافتهها : بین سرعت راه رفتن افراد مبتلا به دیابت نوع2 و سالم اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت؛ اما مدت زمان تعادل بر پا در افراد مبتلا به دیابت نوع2 (38.03+-32.01 s) کمتر از افراد سالم (65.15+-71.18 s) و میزان خطا در بازسازی زاویه مفصلی بیشتر از افراد سالم بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که زمان تعادل بر پا در افراد مبتلا به دیابت نوع2 نسبت به گروه سالم کمتر است و حس درک عمقی که از طریق اندازهگیری میزان خطا در بازسازی زاویه مفصلی صورت گرفت؛ دچار اختلال میباشد که ممکن است به علت وجود نوروپاتی در آنان باشد.
مهدی احمدی، کیوان تدین، نادر مصوری، علیاصغر فرازی، محمد ارجمندزادگان، روح اله کشاورز، رضا بنیهاشمی، محمد سخاوتی، داریوش حامدی، مریم ارم آبادی، منصوره جباری اصل، رایناک قادری، سیدداوود حسینی، شجاعت دشتیپور،
دوره 17، شماره 1 - ( بهار 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : روش MIRU-VNTR به یکی از فراگیرترین روشهای استاندارد شده ژنوتایپینگ مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس تبدیل شده است. این مطالعه به منظور تعیین ساختار ژنتیکی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به روش MIRU-VNTR و نیز تعیین نقش اعضای دیگر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس در ایجاد بیماری سل انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 53 جدایه حاصل از کشت باکتریایی نمونههای خلط و لاواژ معدی بیماران مشکوک به بیماری سل انجام شد. به منظور تعیین هویت جدایهها در ابتدا از آزمونهای 16S rRNA و Rv Typing و در مرحله بعد از آزمون RD typing استفاده شد. سپس با بهکارگیری 12 لوکوس شناخته شده MIRU-VNTR typing ژنوتایپ جدایهها مشخص گردید. یافتهها : در مجموع 44 تیپ ژنتیکی مورد شناسایی قرار گرفت. بهطوری که 13 جدایه در 4 تیپ ژنتیکی بهصورت مشترک یک ژنوتیپ را از خود نشان دادند و 40 تیپ ژنتیکی هر کدام فقط توسط یک جدایه نمایش داده شدند. در مقایسه میان لوکوسهای 12 گانه MIRU-VNTR از نظر قدرت تفریق مشخص گردید MIRU-26 با 7 آلل قدرتمندترین توان افتراق میان جدایهها را از خود نشان داده است. به طوری که Simpson’s diversity index در این لوکوس عدد 0.767 بود. بهجز یک جدایه با هویت مایکوباکتریوم بوویس، 52 جدایه دیگر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بودند. هیچیک از نمونهها به سایر اعضای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس آلوده نبودند. همچنین آلودگی همزمان نمونهها به بیش از دو سویه مشاهده نشد. نتیجهگیری : اگرچه 42 تیپ ژنتیکی MIRU-VNTR در میان 53 جدایه تحت مطالعه شناسایی شد؛ اما دستکم در 19 مورد تفاوت میان این تیپها، فقط در مورد یک لوکوس از 12 لوکوس بهکاررفته مشاهده گردید. بدین ترتیب در مجموع جمعیت ژنتیکی نسبتاً همگنی از جدایهها مشاهده گردید. اگرچه شناسایی 13 جدایه اپیدمیک در قالب 4 تیپ ژنتیکی میتواند به عنوان نشانه انتقال بیماری در میان مبتلایان باشد؛ اما در مجموع انتقال بیماری در بیماران تحت بررسی چندان گسترده بهنظر نمیرسد.
محمد مهدی سلطان دلال، مریم کشت ورز، ثمین زمانی، لیلا شیرازی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : پروبیوتیکها ارگانیسمهای مفیدی هستند که اثرات درمانی خود را با جایگزین کردن فلور میکروبی ایفا میکنند. اشریشیاکلی، شیگلا و سالمونلا انتریکا شایعترین ارگانیسمهای عامل عفونتهای رودهای هستند که در نوزادان و کودکان در سراسر دنیا منجر به مرگ و میر میشوند. این مطالعه به منظور ارزیابی فعالیت لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و لاکتوباسیلوس روتری علیه باکتریهای انتروپاتوژن به دو روش آزمایشگاهی و مدل حیوانی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی اثر درمانی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس ATCC 4356 و لاکتو باسیلوس روتری ATCC 23272 روی باکتریهای شیگلا سونئی ATCC 9290، اشریشیا کلی ATCC 25922 و سالمونلا انتریکا BAA-708 به دو روش in vitro (چاهک آگار) و in vivo (موش BALB/c) انجام شد. همچنین اثر این باکتریها روی بهبود وزن و طول عمر در موشها تعیین گردید. یافتهها : ارزیابی in vitro و in vivo نشان داد لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و لاکتوباسیلوس روتری دارای اثر پیشگیری کننده بر باکتریهای بیماریزای رودهای هستند. در مدل حیوانی نیز استفاده از پروبیوتیکها باعث افزایش بقا و وزن و کاهش میزان کلونیزاسیون پاتوژنها گردید (P<0.05). نتیجهگیری : مصرف لاکتوباسیلوس روتری و اسیدوفیلوس دارای اثر ضدمیکروبی بوده و میتوان از آنها در پیشگیری و درمان بیماریهای گوارشی استفاده نمود.
عطیه امین زاده، مهرداد رمضان پور، عبدالجبار ملاعرازی، فاطمه قاسمی کبریا، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : استان گلستان بهعنوان یک منطقه با بروز بالای سرطان شناخته شده است. تفاوتهای اقلیمی شامل تفاوت در بارش، دما و رطوبت میتواند بر نوع پوشش گیاهی، نوع تغذیه و سبک زندگی ساکنین منطقه تاثیر بگذارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین میزان بارش و دمای محیط با میزان بروز انواع سرطان در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی دادههای مربوط به خصوصیات اقلیمی استان گلستان طی سالهای 88-1383 از 19 ایستگاه هواشناسی در سراسر استان جمعآوری شد. دادههای مربوط به بروز سرطان از واحد ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت استان گلستان نیز جمعآوری گردید.
یافتهها : میزان بروز در تمام سرطانها در مناطق با اقلیم خشک که بیشتر شرق و ناحیه ترکمن صحرا را شامل میشود؛ بیش از مناطق با اقلیم مرطوب بود (P<0.05). همبستگی معکوس معنیداری بین میزان بارندگی و میزان بروز سرطان مری یافت شد (ضریب همبستگی پیرسون r=-0.64 و P=0.04). میانگین میزان بارندگی در منطقه پرخطر (371.2+-86.7) بروز سرطان مری نسبت به منطقه کمخطر (657.6+-146.1) بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). میزان بروز سرطان معده (P<0.05) و سرطان مری (غیرمعنیدار) در مناطق با اقلیم خشک بیشتر از مناطق با اقلیم مرطوب بود. میزان بروز سرطان روده در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) بیشتر از اقلیم مرطوب و میزان بروز سرطان پستان در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) کمتر از مناطق مرطوب بود.
نتیجهگیری : با توجه به نتایج این مطالعه، عوامل محیطی از جمله اقلیم خشک و کم باران میتوانند بهعنوان یکی از علل احتمالی بروز بالای سرطانها در استان گلستان مطرح شوند.
سعید قربانی، رضا رضایی شیرازی، مسعود شکی، سحرناز نوح پیشه، پروین فرزانگی،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از ناهنجاریهای ساختار - قامتی مربوط به رشد و نمو انسان هستند؛ در حالی که برخی از ناهنجاریها بهوسیله عوامل محیطی بهوجود میآیند. این مطالعه به منظور تعیین نقش نمایه توده بدن، فعالیت بدنی و استفاده از ابزار الکترونیکی در وضعیت ناهنجاریهای بالاتنه پسران نوجوان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 480 پسر نوجوان 15-13 ساله در استان گلستان انجام شد. ناهنجاریهای بالاتنه با استفاده از دستگاه اسپاینال موس اندازهگیری شد. نمایه توده بدنی آزمودنیها ثبت شد. میزان انجام فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت بدنی و میزان استفاده از ابزار الکترونیکی با استفاده از فرم میزان استفاده از ابزارهای الکترونیکی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: ناهنجاری کیفوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 70 درصد، 65 درصد و 75 درصد تعیین شد. ناهنجاری لودوز در نوجوانان 13 ساله، 14 ساله و 15 ساله به ترتیب به میزان 60 درصد، 40 درصد و 50 درصد تعیین شد. بین ناهنجاری کیفوز با نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی ارتباط مستقیم و معنیدار و بین ناهنجاری لوردوز کمری با نمایه توده بدن ارتباط معکوس و معنیداری یافت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: ناهنجاریهای بالاتنه شامل کیفوز و لوردوز کمری در نوجوانان پسر استان گلستان نسبتاً شایع بوده و نمایه توده بدن و استفاده از ابزار الکترونیکی میتوانند در بروز این ناهنجاریها اثرگذار باشند.
سمیرا عشقی نیا، سیده عارفه میرسلیمانی عزیزی، عرفان رضائی شیرازی، رقیه گلشا،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هموپتیزی، خروج خون منشاء گرفته از راه هوایی است. برونشیولیت، کارسینوم برونکوژنیک و برونشکتازی شایعترین علت هموپتیزی در کشورهای توسعهیافته و عفونتهای ناشی از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس شایعترین دلیل در کشورهای اندمیک است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی علل هموپتیزی و برخی عوامل خطر مرتبط با آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی پرونده 68 بیمار (37 مرد و 31 زن، میانگین سنی 17.27±56.85 سال) با شکایت هموپتیزی مراجعه کننده به مرکز آموزشی و درمانی شهید صیادشیرازی طی سالهای 1393 لغایت 1395 انجام شد. با استفاده از پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، سابقه بیماری، سوء مصرف مواد مخدر و علت ایجاد هموپتیزی از بانک اطلاعاتی مرکز آموزشی و درمانی شهید صیادشیرازی استخراج و مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سابقه مصرف سیگار، سوء مصرف مواد مخدر و ابتلا به دیابت به ترتیب در 42.6% ، 45.6% و 17.6% از بیماران وجود داشت. بیشترین فراوانی علت هموپتیزی شامل برونشکتازی (25%) ، پنومونی (20.6%) ، سل و سرطان ریه (16.4%) بودند و جنسیت عامل خطر مستقل برای هموپتیزی تعیین شد (P<0.05). شایعترین علت هموپتیزی در مردان برونشکتازی، سرطان ریه و پنومونی و شایعترین علت هموپتیزی در زنان سل و برونشکتازی بودند. متغیرهای سن، سوء مصرف مواد مخدر، مصرف سیگار و ابتلا به دیابت با بروز هموپتیزی ارتباط آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: برونشکتازی، سل و سرطان ریه سه دلیل عمده بروز هموپتیزی تعیین شدند. جنسیت رابطه مستقیمی با علت بروز هموپتیزی داشت. بهطوری که شایعترین علل هموپتیزی در مردان برونشکتازی، سرطان ریه و پنومونی و در زنان سل و برونشکتازی تعیین گردید.
نرگس امینی شیرازی، سعید رضایی، مریم اساسه، محمد پارسا عزیزی،
دوره 25، شماره 4 - ( زمستان 1402 )
چکیده
اختلال پردازش دیداری به صورت گسترده در میان افراد مبتلا به اتیسم دیده میشود. این مطالعه به منظور تدوین برنامه تلفیقی توانبخشی حسی مبتنی بر ویبرواکوستیک و واقعیت مجازی و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری کودکان اتیستیک انجام شد. این گزارش مورد از نوع آزمایشی با طرح ABC روی 5 کودک مبتلا به اختلال اتیسم مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی ذهنآرا در نیمه دوم سال 1400 انجام شد. ابتدا برنامه تلفیقی طی 10 جلسه 30 دقیقهای بر روی 2 آزمودنی که به صورت تصادفی از میان نمونهها انتخاب شده بودند؛ اجرا شد. پس از مشخص شدن اعتبار برنامه، 3 آزمودنی دیگر وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه نیمرخ حسی2 استفاده شد. در مرحله خط پایه، پایان هر جلسه مداخله و پیگیری یک ماهه پرسشنامهها تکمیل شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل دیداری، درصد بهبودی، درصد دادههای همپوش و غیرهمپوش استفاده شد. مداخله انجام شده برای هر پنج آزمودنی اثربخش ارزیابی شد. به طوری که برای آزمودنی های شماره 1، 2، 3، 4 و 5 دادههای غیرهمپوش به ترتیب 90 درصد، 90 درصد، 70 درصد، 100 درصد و 90 درصد حاصل شد. نتایج این مطالعه نشان داد که میتوان از برنامه تلفیقی توانبخشی حسی برای بهبود پردازش دیداری افراد مبتلا به اتیسم استفاده نمود.