30 نتیجه برای خانی
سارا رایزن، مهرآسا شادمانی، الهه قره خانی، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آمیودارون یک داروی ضدآریتمی موثر در آریتمیهای قلبی است که به دلیل وجود ید در ساختار آن تمایل به تجمع در بافتهای چربی دوست از جمله ریهها دارد که منجر به آسیب ریه و سایر عوارض مهم این دارو میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ویتامین E و عصاره آبی برگ آویشن بر سمیت سلولی ناشی از آمیودارون بر رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) تهیه شده از انستیتو پاستور ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. گروهبندی رده سلولی سرطانی و غیرسرطانی ریه شامل کنترل منفی، کنترل مثبت (آمیودارون در غلظت IC50) و گروههای تیمار شده با تیمین و ویتامین E در غلظتهای 10، 20 و 50 میکرومولار و گروههای تک تیمین و ویتامین E در غلظت 50 میکرومولار به صورت سه تکرار و تعداد سلولها 104 بودند. به منظور بررسی سمیت سلولی آمیودارون (6/5 میکرومولار) سنجش MTT (48 ساعته)، ROS (6 ساعته) و LPO (48 ساعته) انجام شد.
یافتهها: افزودن آمیودارون به سلولهای سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به کاهش معنیدار درصد بقای سلولی در سنجش MTT (در رده نرمال غلظت 50 میکرومولار از تیمین و ویتامین E و در رده سرطانی غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و افزایش قابل توجه در مقدار ROS (رده نرمال در غلظتهای 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و MDA در سنجش LPO (رده نرمال در غلظتهای 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) گردید (P<0.05). افزودن مخلوطی از ویتامین E و عصاره آویشن در سلولهای غیرسرطانی ریه مسموم با آمیودارون منجر به افزایش معنیدار بقای این سلولها باIC50 و کاهش معنیدار ROS و MDA گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: افزودن آمیودارون به سلولهای سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به سمیت در این ردههای سلولی میشود. افزودن ویتامین E و عصاره آویشن به سلولهای تیمار شده با آمیودارون منجر به کاهش آسیب اکسیداتیو وافزایش درصد بقای سلولی بر روی سلولهای غیرسرطانی ریه گردید.
دکتر سیدمنصور رایگانی، دکتر داود شفیعخانی، دکتر محمدحسن بهرامی،
دوره 4، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1381 )
چکیده
یکی از راه های افزایش حساسیت در تشخیص نشانگان تونل مچ دستی در الکترودیاگنوزیس تعیین اختلاف بین نهفتگی حرکتی انتهایی (DML) اعصاب اولنار و مدیان می باشد. در مطالعات قبلی DML عصب اولنار از ناحیه هیپوتنار ثبت و با DML عصب مدیان مقایسه می شد. در این مطالعه در نظر است با حفظ حساسیت در مطالعه و برای کاهش زمان عملیات الکترودیاگنوزیس، DML عصب اولنار از ناحیه تنار و با DML عصب مدیان مقایسه شود. این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تشخیصی بوده که در آن 42 نفر آزمودنی طبیعی و 64 بیمار مبتلا به نشانگان تونل مچ دستی (CTS) مراجعه کننده به بخش طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستان شهدا تجریش در پاییز و زمستان سال 1379 شرکت داشتند. نتایج با استفاده از آزمون تی- استودنت تجزیه و تحلیل آماری شدند. داده ها نشان دادند مقدار DML عصب اولنار با ثبت از ناحیه تنار در افراد طبیعی 3.52±0.51 و حداکثر اختلاف بین DML اعصاب اولنار و مدیان با ثبت از ناحیه تنار ms 1.23 بوده که با P<0.0001 قابل توجه است. این یافته، نشانگر این موضوع است که روش مزبور می تواند در تشخیص نشانگان تونل مچ دستی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر نرگس مسلمی زاده، دکتر علی عیسی پور، دکتر سپیده پیوندی، دکتر نادعلی موسی نژاد، دکتر حسن خانی،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1384 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل شایع ترین علت قابل درمان به روش جراحی در نازایی مردان می باشد. هدف از این مطالعه تعیین اثر جراحی واریکوسلکتومی بر پارامترهای هفت گانه آنالیز سیمن در افراد ناباروری است که داری آنالیز سیمن غیرطبیعی هستند.روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی و روی افراد ناباروری که مطابق معیارهای سازمان بهداشت جهانی دارای آنالیز سیمن غیر طبیعی بوده و براساس نظر ارولوژیست واریکوسل درجه 2 و 3 داشته اند و به درمانگاه نازایی مرکز آموزشی ـ درمانی امام خمینی ساری در فاصله زمانی سال های 83-1382 مراجعه نموده اند، انجام گرفته است. روی کلیه این افراد عمل جراحی واریکوسلکتومی اینگوینال توسط یک ارولوژیست انجام گرفته و از نظر وجود واریکوسل، عوارض بعد از عمل و آنالیز سیمن بعد از 3 ماه پیگیری شدند.یافته ها: 67 بیمار با میانگین سنی 33.6 ± 7.3 سال و محدوده سنی 50 تا 20 سال در این مطالعه شرکت نمودند. محدوده نازایی این افراد 2 تا 20 سال و میانگین 6.5 ± 4.02 سال بوده است. 58 درصد این افراد واریکوسل درجه 2 و 42درصد واریکوسل درجه 3 داشتند. در این مطالعه تغییرات معنی داری فقط در تعداد اسپرم، درصد تحرک اسپرم و میزان مورفولوژی طبیعی اسپرم در بیماران قبل و بعد از عمل جراحی واریکوسلکتومی مشاهده گردید (0.05 P<). هیچ رابطه معنی داری نیز میان پارامترهای 7 گانه آنالیز سیمن و درجه واریکوسل مشاهده نگردید.نتیجه گیری: انجام عمل جراحی واریکوسلکتومی می تواند در بهبود پارامترهای آنالیز سیمن و به تبع آن در درمان احتمالی نازایی مردان نقش مفیدی داشته باشد.
هاجر ضیایی هزارجریبی، دکتر محمد آزادبخت، فاطمه عبداللهی، بیژن شعبانخانی،
دوره 8، شماره 1 - ( بهار 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای واژینیت تریکومونایی و عوارض شناخته شده مترونیدازول، گیاه درمانی به منظور کاهش عوارض دارویی در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با هدف تعیین تاثیر عصاره متانولی گیاهان درمنه کوهی (Artemisia aucheri Boiss)، آویشن شیرازی (Zataria multifolora Boiss) و مورد (Myrtus communis L.) بر عفونت تریکومونایی واژن در محیط In-vitro انجام شده است.روش بررسی: این مطالعه روی ترشحات تریکومونایی به دست آمده از 100 بیمار با علامت واژنیت با استفاده از عصاره متانولی گیاهان درمنه کوهی، آویشن شیرازی و مورد انجام شد. پس از نمونه گیری از ترشحات واژن بیماران و تائید انگل به روش مستقیم، انگل در لوله های پنج تایی حاوی محیط کشت در سه (Dorse)، مترونیدازول، دی متیل سولفوکساید (DMSO)، عصاره های 0.1 و 0.01 گیاهان درمنه کوهی، آویشن شیرازی و مورد در DMSO قرار داده شد و تاثیر آنها در زمان های متفاوت )از بدو کشت تا 72 ساعت( بر توقف رشد و از بین رفتن انگل بررسی شد.یافته ها: انگل تریکوموناس تا 72 ساعت در محیط کشت درسه زنده مانده و در مجاورت داروی مترونیدازول یک ساعت بعد و در محیط DMSO بعد از 6 ساعت از بین رفت. زمان تاثیر عصاره درمنه کوهی در غلظت 0.1 درصد یک ساعت و غلظت 0.01 درصد 4 ساعت بعد از کشت بود. زمان تاثیر عصاره آویشن شیرازی در غلظت های 0.1 و 0.01 درصد در بدو کشت بود. زمان تاثیر عصاره مورد در غلظت 0.1 درصد در بدو کشت و در غلظت 0.01 درصد یک ساعت بعد از کشت تعیین شد. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر قابل قبول عصاره گیاهان فوق بر تریکوموناس واژینالیس پیشنهاد می شود تاثیر مواد موثر گیاهان فوق به صورت جداگانه یا ترکیبی از سه گیاه به صورت In vivo بر روی انگل مورد بررسی قرار گیرد.
محمدمهدی اصلانی، علی صادق شش پلی، سیاوش صادقیان، محمد یوسف علیخانی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : اشریشیاکلیهای تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) به سروتایپهای مختلفO تعلق داشته و یکی از عوامل اتیولوژیک اسهال میباشند. سویههای STEC نه تنها به عنوان عامل انتریت همراه با سالمونلاهای غیرتیفوئیدی و کمپیلوباکتر مطرح میباشند، بلکه عامل ایجاد دو عارضه مهم سندرم اورمی همولیتیک و کولیت هموراژیک نیز هستند. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی اشریشیاکلی تولیدکننده شیگاتوکسین در بیماران با کولیت هموراژیک مراجعهکننده به بیمارستانهای تهران بود.
روش بررسی : در این پژوهش فراوانی اشریشیاکلیهای تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) در افراد با کولیت هموراژیک در دو جمعیت انسانی شامل افراد مبتلا به کولیت هموراژیک (گروه بیماران 70 نمونه) و افراد دارای اسهال (گروه کنترل 70نمونه)در 6 ماه اول سال 1383 مورد بررسی قرار گرفت. برای جستجوی ژن stx و یافتن سویههای STEC از روش PCR و برای شناسایی سروگروپهای STEC از روش آگلوتیناسیون روی لام با استفاده از آنتیسرمهای اختصاصی استفاده گردید. سپس با تکثیر ژن flic و برش محصول PCR با آنزیم HhaΙ و مقایسه با بانک اطلاعاتی ژن flic سروتیپهای سویهها مشخص گردید.
یافتهها : 2 نمونه (9/2 درصد) از جمعیت بیماران مبتلا به کولیت هموراژیک و 12 نمونه (1/17 درصد) از جمعیت افراد اسهالی دارای STEC بودند. این یافتهها حاکی از آن است که بین جداسازی STEC و کولیت هموراژیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. ولی بین اسهال و جداسازی STEC رابطه معنیداری وجود داشت(05/0P<). سروتیپهایی که دراین مطالعه جدا شدند عبارتند از: O142:H48 در گروه بیماران و O111:H23,O26:H4,O126:H6,O126:H47 در گروه کنترل که در هیچ گزارشی از آنها به عنوان عامل کولیت هموراژیک یاد نشده است.
نتیجهگیری : با توجه به نتایج به دست آمده، رابطه مشخصی میان STEC و کولیت هموراژیک در جمعیت مورد مطالعه این تحقیق مشاهده نشد. عدم وجود ارتباط بین جداسازی STEC و کولیت هموراژیک میتواند ناشی از عدم وجود سروتیپهای شایع در این عارضه مانند سروتیپO157:H7 در ایران باشد.
دکتر علیرضا منصف، دکتر سیدحمید هاشمی، دکتر محمد عباسی، دکتر حشمت الله طاهرخانی، دکتر زهره شالچی، اکرم الیاسی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونتهای انگلی رودهای، همیشه از مهمترین مشکلات بهداشتی در جوامع مختلف، حتی در کشورهای پیشرفته بودهاند. بیمارانی که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند، احتمال افزایشی در کسب انگلهای رودهای و همچنین افزایش شدت درجه ابتلا به این انگلها را دارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی انگلهای رودهای در بیماران مبتلا به بدخیمی که برای شیمیدرمانی در بخش انکولوژی بیمارستان سینا همدان بستری شده بودند، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی کلیه بیمارانی که با تشخیص بدخیمی در سال 1384 در بیمارستان سینا همدان بستری بود، انجام شد. دادههای لازم شامل خصوصیات دموگرافیک، نوع بدخیمی و مدت زمان تشخیص بدخیمی از پرونده آنان استخراج و در پرسشنامههای از پیش طراحی شده ثبت گردید. از بیماران نمونه مدفوع تهیه شد و پس از انتقال سریع به آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. دادهها حاصله با استفاده از نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها : از 190 بیمار مورد بررسی، 94 نفر (5/49 درصد) مرد و 96 نفر (5/50 درصد) زن بودند. میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 7/18±5/48 سال و در محدوده سنی 12 تا 88 سال بود. 31 بیمار (3/16 درصد) مبتلا به یکی از انواع انگلهای رودهای بودند. انگلهای رودهای ایزوله شده به ترتیب شیوع عبارت بودند از: آسکاریس 9/41 درصد، ژیاردیا 5/35 درصد، اندولیماکس نانا 2/3 درصد، بلاستوسیستیس هومینیس 2/3 درصد و کریپتوسپوریدیوم 2/3 درصد. بیشترین ابتلا به بیماریهای انگلی روده، در بیماران گروه سنی 40 تا 60سال دیده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که میزان آلودگی به انگلهای رودهای در بیماران مبتلا به بدخیمی تحت شیمیدرمانی در مقایسه با شیوع آن در منطقه و جمعیت عمومی کمتر است که این امر میتواند به علت اثر داروهای مورد استفاده در شیمیدرمانی این بیماران باشد.
دکتر عبدالصمد مظلومی گاوگانی، دکتر محمدحسن حجتی، اردوان فازانچائی، دکتر حسن محیط، دکتر حشمت الله طاهرخانی، دکتر کلایو دیویس،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : علیرغم گستره جغرافیایی وسیع در منطقه مدیترانه، لیشمانیا اینفانتوم زایمودم (MON1 LON-49) به عنوان زیمودم غالب در ایجاد بیماری کالاآزار شناخته شده است. هرگونه و استرین از گروه لیشمانیا انتشار جغرافیایی خاص داشته و تمایل به ایجاد بیماری منحصر به فرد با روش درمان متفاوتی دارد. این مطالعه به منظور شناسایی گونه و زیرگونههای انگلهای لیشمانیای جدا شده از انسان، مخازن حیوانی و ناقلین براساس پلیمرفیسم آنزیمی درشمال غرب ایران انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی نمونهها از 12 آسپیره مغز استخوان بیماران مبتلا لیشمانیازیس، 26 آسپیره طحال و کبد سگ و بیش از 100 پشه خاکی در طی سالهای 86-1384 از منطقه شمال غرب ایران به دست آمدند. پس از کشت نمونهها در محیط NNN و α MEM ، مقایسه با گونههای مرجع WHO، لیشمانیا (لیشمانیا) دونووانی ((DD8 ، لیشمانیا (لیشمانیا) اینفانتوم (IPT-1) ، لیشمانیا (لیشمانیا) تروپیکا K-27)) و لیشمانیا (لیشمانیا) ماژور(5-ASKH) ، با استفاده از الکتروفورز در Starch Gel انجام شد. آنزیمهای مطالعه شده ALAT،ASAT،SOD،ES،NH،MPI،GPI،MDH،6PGD،PGM ،PEPDوPK بودند. یافتهها : در این مطالعه تنها زایمودم به دست آمده در تمام نمونههای سگی و انسانی و پشهخاکیها زایمودم MON1 LON-49 بود که متعلق به گونه لیشمانیا (لیشمانیا) اینفانتوم است. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که لیشمانیوز احشایی در شمال غرب ایران از نوع مدیترانهای است که از پرتغال و مراکش، تا پاکستان در شرق و جمهوریهای آسیای مرکزی توسعه پیدا کرده است و نیز سگهای اهلی به عنوان مخازن اصلی انگل لیشمانیوز احشایی از گونه لیشمانیا اینفانتوم (زایمودم MON1) محسوب میشوند.
دکتر عبدالوهاب مرادی، دکتر بهناز خدابخشی، دکتر عزت الله قائمی، دکتر آزادرضا منصوریان، عبدالجلیل ساریخانی، محسن سعیدی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : واکسیناسیون یکی از موثرترین روشهای پیشگیری از بیماری هپاتیت B در سرتاسر دنیا میباشد. این مطالعه به منظور بررسی میزان پاسخدهی به واکسیناسیون هپاتیتB در کودکان کمتر از یکسال در شهر گرگان انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی روی 215کودک 7 تا 12 ماهه (3/55 درصد پسر و 7/46 درصد دختر) شهر گرگان که سهنوبت واکسیناسیون بر علیه هپاتیت B را کامل دریافت کرده بودند، در سال 1385 انجام شد. ابتدا از آنها سرم تهیه و سپس به روش الیزا جستجوی Anti-HBs و Anti-HBc و HBsAg در سرم آنها صورت گرفت. یافتهها : در سرم 30 نفر (14 درصد) از 215 کودک علیرغم دریافت سه نوبت واکسیناسیون هیچگونه آنتیبادی علیه ویروس وجود نداشت. از بین 185 نفری که Anti-HBs مثبت بودند در 4 مورد Anti-HBc یافت شد. در افراد مورد مطالعه 86درصد بالای 10 واحد بین المللی Anti-HBs داشتند و پاسخ به واکسیناسیون را نشان میدادند. میانگین تیتر آنتیبادی علیه واکسن در پسرها 48/158 با انحراف معیار 02/12 و در دخترها 55/187 با انحراف معیار 83/13 بود. میزان پاسخدهی به سه نوبت واکسیناسیون در بین پسرها 84درصد و در بین دختران 9/89درصد به دست آمد. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علیرغم واکسینه شدن، تعدادی از این کودکان با ویروس آلوده شدهاند و علت عدم پاسخدهی در تعدادی از کودکان میتواند به دلایل نقص در سیستم ایمنی، نداشتن زمینه ژنتیکی مناسب برای پاسخدهی، عدم رعایت شرایط نگهداری واکسن و نوع واکسن بهکار رفته، شیوه تلقیح واکسن، شرایط نگهداری و طریقه حمل و نقل آن باشد.
معصومه نظیفی، دکتر فتح الله فتحی آذربایجانی، دکتر مینو ایلخانی پور، دکتر فرح فرخی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : در سالهای اخیر مطالعات زیادی در مورد اثر سودمند آسپرین بر اختلالات یادگیری وحافظه در بیماریهای سیستم عصبی صورت گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی اثر آسپرین بر یادگیری و حافظه مختل شده به وسیله کیندلینگ پنتیلن تترازول در موش صحرایی نر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی ابتدا حیوانات به صورت تصادفی به شش گروه 8 تایی تقسیم شدند. به سه گروه از این حیوانات به ترتیب آسپرین (30 و 15 میلیگرم بر کیلوگرم خوراکی) و نرمال سالین از یک هفته قبل و در طی القاء کیندلینگ تجویز شد. کیندلینگ در این سه گروه به وسیله تزریق پنتیلن تترازول (40 میلیگرم بر کیلوگرم داخل صفاقی) القاء شد. دو گروه از حیوانات همزمان با سایر گروهها آسپرین در دو دوز 15 و30 میلیگرم بر کیلوگرم را به صورت خوراکی دریافت کردند. گروه دیگر تنها سالین را در سراسر بررسی دریافت کردند و به عنوان گروه کنترل سالم عمل کردند. بعد از القاء کیندلینگ یادگیری و حافظه موشها در دستگاه شاتل باکس ارزیابی شد. بررسی به سه مرحله سازش، اکتساب و تست یادسپاری تفکیک شد. زمان تأخیر اولیه قبل از دریافت شوک الکتریکی و زمان تأخیر حین عبور 20 دقیقه و 24 ساعت پس از آموزش به عنوان شاخص یادگیری و حافظه مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از تست جعبه باز ارزیابی شد. یافتهها : کیندلینگ پنتیلن تترازول به شکل معنیداری زمان تأخیر اولیه و همچنین زمان تأخیر حین عبور ، 20 دقیقه و 24 ساعت پس از اکتساب را کاهش داد و آسپرین به شکل معنیداری سبب افزایش این زمان در موشهای کیندله گردید (P<0.05). همچنین آسپرین تأثیر معنیداری بر فعالیت حرکتی حیوانات نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز آسپرین سبب کاهش میزان اختلال یادگیری و حافظه ایجاد شده توسط کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول میگردد.
دکتر شهریار سمنانی، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر آزاده سادات زنده باد، هادی رحیم زاده، دکتر سیما بشارت، دکتر نفیسه عبدالهی، دکتر عبدالوهاب مرادی، عبدالجلیل ساریخانی، هانیه سادات میرکریمی، سیده زینب هاشمی نسب،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : استان گلستان در شمال ایران یکی از مناطق پرخطر سرطان مری در جهان میباشد. مطالعات متناقضی در رابطه با ارتباط میزان سلنیم و بروز سرطان دستگاه گوارش فوقانی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین میزان سلنیوم موجود در خاک و سرطان مری در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه اکولوژیک در سال 1386 انجام و در طی آن استان گلستان براساس طول و عرض جغرافیایی به 135 بلوک تقسیمبندی شد. یک نمونه خاک از مرکز هر بلوک جمعآوری و سپس میزان سلنیوم در نمونههای خاک با روش جذب اتمی اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی انجام گردید. سطح معنیداری کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد. یافتهها : میانگین و انحراف معیار میزان سلنیوم موجود در خاک استان گلستان 1.61+-3.7 میلیگرم بر کیلوگرم به دست آمد. ارتباط مستقیمی بین میزان سلنیوم خاک و میزان بروز استاندارد شده سنی (ASR)سرطان مری در استان گلستان دیده شد (P=0.03, Pearson correlation coefficient=0.19). میانگین میزان سلنیوم خاک در منطقه پرخطر سرطان مری (4.13 میلیگرم بر کیلوگرم) بهطور معنیداری بیشتر از منطقه کمخطر (3.39 میلیگرم بر کیلوگرم) بود (P=0.01). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که میزان سلنیوم در خاک منطقه استان گلستان بیش از حد مجاز بوده و ارتباط معنیدار مستقیم بین میزان سلنیوم خاک و بروز سرطان مری وجود دارد.
عبدالحمید حاجی حسنی، فرید بحرپیما، امیرهوشنگ بختیاری، محمد تقیخانی،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : ادیپونکتین هورمون مترشحه از سلولهای ادیپوسیت است که سطح پایین آن نشاندهنده مقاومت انسولینی و گسترش بیماری دیابت میباشد. تمرین درمانی بهصورت منظم و در میان مدت، موجب کاهش مقاومت انسولینی، افزایش جذب گلوکز در عضلات، افزایش سطح ادیپونکتین و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در افراد مبتلا به دیابت میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر دویدن روی سطوح شیبدار مثبت (تمرینات کانسنتریک) و منفی (تمرینات اکسنتریک) بر میزان ادیپونکتین پلاسما و گلوکز سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع2 انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 28 بیمار (13 مرد و 15 زن) در محدوده سنی 60-40 سال مبتلا به دیابت نوع 2 ارجاع شده توسط مرکز دیابت سمنان به مرکز تحقیقات توانبخشی عصبی - عضلانی دانشگاه علوم پزشکی سمنان در سال 1389 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی در دو گروه تمرینات اکسنتریک و کانسنتریک با استفاده از تردمیل قرار گرفتند. قبل و بعد از دورههای کنترل و مداخله گلوکز، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و ادیپونکتین سرم گروهها اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-18 و آزمونهای Kolmogorov-Smirnov ، Repeated-Measures ANOVA ، Tukey و independent t-test تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : تمرینات اکسنتریک و کانسنتریک سبب کاهش آماری معنیداری در میزان گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیله سرم و نیز افزایش میزان ادیپونکتین سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 گردید (P<0.05). با این وجود تمرینات اکسنتریک نسبت به تمرینات کانسنتریک سبب کاهش بیشتر گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیله سرم و افزایش بیشتر ادیپونکتین سرم بیماران نسبت به گروه تمرینات کانسنتریک گردید (P<0.05). نتیجهگیری : تمرینات اکسنتریک در کاهش و کنترل گلوکز سرم و بهبود ادیپونکتین سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مؤثرتر از تمرینات کانسنتریک میباشد.
احمد بقائی، پرویز پرویزی، عارف امیرخانی، محمدرضا هنرور، فرهاد بدیعی،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : لیشمانیوز جلدی روستایی یک بیماری انگلی تکیاختهای مشترک بین انسان و حیوان است که به عنوان یک معضل بهداشتی در بسیاری از کشورها و نیز ایران مطرح است. عامل بیماری لیشمانیا میجر، ناقل اصلی آن فلبوتوموس پاپاتاسی و مهمترین مخزن، رومبومیس اپیموس میباشد. انسان مخزن اتفاقی لیشمانیوز جلدی روستایی است. این مطالعه به منظور تعیین هویت انگل لیشمانیا با تشخیص میکروسکوپی و مولکولی و هدف قرار دادن ژن ITS-rDNA در شرق استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی در شهرستانهای گنبد و مراوهتپه در شرق استان گلستان در سالهای 89-1388 انجام شد. از ضایعات نمونهبرداری مستقیم صورت گرفت و پس از رنگآمیزی با گیمسا مشاهده میکروسکوپی بهعمل آمد. از گسترشها DNA استخراج و ژن ITS-rDNA با استفاده از PCR تکثیر یافت. موارد مثبت لیشمانیا با استفاده از آنزیم BsuRI به روش RFLP تعیین گونه شد و با تعیین توالی و استفاده از نرمافزارهای مولکولی گونه لیشمانیا تایید شد. یافتهها : از کل 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی، 113 نفر با مشاهدات میکروسکوپی و 92 نفر با روش مولکولی به انگل لیشمانیا آلوده تشخیص داده شدند. موارد مثبت PCR با استفاده از روش RFLP تعیین گونه و 90 مورد لیشمانیا میجر تشخیص داده شد. برای تأیید نهایی 8 مورد لیشمانیا میجر تعیین توالی گردید و مجدداً مورد تأیید قرار گرفت. در 2مورد از موارد مثبت که توالی نامشخص بود؛ گونه لیشمانیا مشخص نشد. نتیجهگیری : با مقایسه نتایج تعیین توالی انگل لیشمانیا در این مطالعه با موارد ثبت شده در بانک جهانی ژن، لیشمانیا میجر بهطور قطع در انسان در منطقه مورد تایید قرار گرفت. با توجه به گزارشهای مربوط به دیگر گونههای لیشمانیا در ناقلین و مخازن، این گونهها در این مطالعه در انسان یافت نگردید. هرچند دو مورد غیر لیشمانیا میجر میتواند نشانی از آلودگی همزمان بیش از یک گونه لیشمانیا در انسان در منطقه باشد؛ اما با روشهای بهکار رفته در این مطالعه آلودگی همزمان دو لیشمانیا در یک فرد قابل تفکیک نبود.
ناهید شیخانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمدتقی قربانیان،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : اپیدرم لایه خارجی پوست بدن است که بهطور مداوم تجدید میشود. سلولهای بنیادی اپیدرمی نقش مهمی در ترمیم بافتی، ترمیم زخم و شکلگیری نئوپلاسم بهعهده دارند. این مطالعه به منظور جداسازی و کشت سلولهای بنیادی اپیدرم بین فولیکولی پوست نوزاد موش بدون استفاده از لایه مغذی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 4 سر موش نژاد NMRI تازه متولد شده صفر تا سه روزه و وزن تقریبی 60-70 گرم انجام شد. کراتینوسیتهای اپیدرم بهصورت مکانیکی و آنزیمی از پوست موشها جدا و روی سوبسترای کشت فیبرونکتین- کلاژن 1 گسترده شدند. سلولهای بنیادی اپیدرمی مفروض بهوسیله اتصال سریع در بازه زمانی 10 دقیقه روی این ماتریکس مرکب از فیبرونکتین- کلاژن انتخاب گشتند. سلولهای نچسبیده دور ریخته شدند و سلولهای چسبیده در محیط کشت EMEM (فاقد کلسیم) شامل 0.05 میلیمولار کلسیم، سرم جنین گاوی 9 درصد، محیط کشت ثانویه 50 درصد، فاکتور رشد اپیدرمی و کلراتوکسین کشت داده شدند. از آنالیز ایمونوسیتوشیمی بتا1- اینتگرین برای تشخیص بنیادی بودن سلولها استفاده شد. یافتهها : نتایج نشان داد که اتصال سریع سلولها باعث خلوص 50 درصد میشود. با استفاده از این روش، سلولهای بنیادی بدون تغییر در ویژگیهای سلولی رشد میکنند. سلولهای بنیادی اپیدرمی جدا شده، مارکر ویژه این سلولها، بتا1- اینتگرین را بیان کردند که هویت بنیادی بودن آنها را نشان داد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که حاصل جداسازی و کشت سلولهای بنیادی اپیدرم بین فولیکولی پوست نوزاد موش بدون استفاده از لایه مغذی، سلولهای بنیادی اپیدرمی زندهای است که میتواند در سلول درمانی و پزشکی ترمیمی بهکار رود.
علیرضا محجل اقدم، هادی حسنخانی، رضا قره محمدلو، منیژه اسماعیلی،
دوره 15، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی و خودکارآمدی به عنوان امری حیاتی در مدیریت موفق آسم نشان داده شده است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط خودکارآمدی بیماران با کنترل علایم بیماری آسم انجام شد. روش بررسی : این مطالعه همبستگی روی 257 بیمار (133 مرد و 124 زن) 35-18 ساله مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک شیخالرئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1390 انجام شد. بیماران به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای شامل مشخصات فردی– اجتماعی، پرسشنامه خودکارآمدی بیماران مبتلا به آسم، پرسشنامه کنترل آسم و پارامترهای اسپیرومتری بیماران بود. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-17 و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در بین ابعاد خودکارآمدی بیشترین میانگین مربوط به مصرف منظم داروها و کمترین میانگین مربوط به بعد رابطه با پزشک بود. در بین ابعاد کنترل آسم بیشترین میانگین به میزان محدودیت در فعالیت به خاطر بیماری در طول هفته گذشته و کمترین به تعداد پاف اسپری مصرفی در طی روز در طول هفته گذشته اختصاص داشت. مابین خودکارآمدی با کنترل آسم (r= -0.378, P<0.001) ارتباط آماری معنیداری یافت شد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که در بیماران مبتلا آسم، داشتن اعتماد به تواناییهای خود در کنترل علایم بیماری موثر است.
رسول اسلامی، رضا قراخانلو، سیدجواد مولی، حمید رجبی، ریحانه محمدخانی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : خانواده عوامل رشدی نقش مهمی را در سلامت سیستم عصبی-عضلانی ایفا میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک جلسه تمرین بدنی از نوع مقاومتی بر مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضلات کند و تند تنش موشهای صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 16 موش صحرایی نر به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی تمرین مقاومتی و کنترل قرار گرفتند. تمرین مقاومتی شامل بالارفتن از نردبان یک متری به همراه وزنههای بسته شده به دم موشها بود. برای اندازهگیری بیان ژن NT-4/5 از Quantitative Real time RT-PCR و برای اندازهگیری پروتئین آن از روش الایزا استفاده شد. یافتهها : یک جلسه تمرین مقاومتی باعث کاهش معنیداری در بیان ژن NT-4/5 و افزایش معنیدار پروتئین آن در عضله سولئوس شد (P<0.05). یک جلسه تمرین مقاومتی بر مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضله خم کننده بلند انگشتان اثر آماری معنیداری نداشت. نتیجهگیری : یک جلسه تمرین بدنی از نوع مقاومتی باعث تغییرات در مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضله اسکلتی شد که این تغییرات به نوع عضله نیز وابسته است.
زهرا امیرخانی، محسن نوروزیان، عباس پیریایی، سیدعبدالمجید آیت اللهی، ثریا سارمی، معصومه دادپی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:Onosma dichroanthum Boiss.متعلق به خانواده بوراژیناسه است و یکی از مهمترین گیاهان دارویی در شمال ایران به شمار میآید.این مطالعه به منظور تعیین اثرپماد عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.بر التیام زخم بازپوستی ایجاد شده به شیوه جراحی در موشهای صحرایی بااستفاده از روش ارزیابی کششپذیری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 18 سر موش صحرایی نر بالغ به سه گروه شاهد، حامل و تجربی تقسیم شدند. در همه موشها زخم برشی با ضخامت کامل پوست در جهت سری-دمی به طول 20 میلیمتر در ناحیه پشت ایجاد شد.موشها در روز 14قربانی شدند.از زخمها نمونهبرداری شد و آزمایش بیومکانیکی از نوع کششپذیری (tensiometery) روی آنها انجام و نیروی حداکثر (N) ،سفتی ارتجاعی(N/mm2)و میزان کار انجام شده(N/mm)محاسبه شد. یافتهها :میانگین دادههای آزمایش بیومکانیک نیروی حداکثر، سفتی ارتجاعی و میزان کار انجام شده در روز 14 در بین گروههای شاهد، حامل و تجربی تفاوت آماری معنیداری را نشان نداد. نتیجهگیری : پماد حاوی عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.اثری بر التیام زخم نداشت.
حمیدرضا شکوری، محمدجواد زره ساز، سمیه فرجی پور، عارف صالحی، مرحوم هادی سالاری، مریم محمدخانی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : متادون یک اپیوئید سنتتیک با قدرت اتصال بالا به گیرندههای اپیوئیدی است که به عنوان یک مداخله دارویی موفق در درمان وابستگی به اپیوئیدها و تسکین دردهای حاد و مزمن بهکار میرود. از آنجایی که در مصرف متادون عوارض خطرناک قلبی نظیر تورساد دپوینت و افزایش فاصله QTc گزارش شده؛ این مطالعه به منظور تعیین اثر درمان با متادون بر فاصله QTc الکتروکاردیوگرام داوطلبان ترک اعتیاد ترکیبات اپیوئیدی و ارتباط آن با طول دوره درمان و دوز درمانی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت روی 60 داوطلب (57 مرد و 3 زن) مراجعه کننده به مرکز متادونتراپی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان به منظور شروع متادون درمانی در سالهای 89-1388 انجام شد. مصرفکنندگان ترکیبات اپیوئیدی براساس میزان متادون روزانه دریافتی به سه گروه 35-0 و 55-35 و 120-55 میلی گرم تقسیم شدند. فاصله QTc الکتروکاردیوگرام ابتدای مطالعه، یک ماه و پنج ماه بعد هر فرد محاسبه گردید. یافتهها : میانگین فاصله QTc الکتروکاردیوگرام در گروه تحت درمان با متادون در بدو ورود، یک ماه بعد و پنج ماه بعد به ترتیب 0.027±0.42 ثانیه ، 0.029±0.43 ثانیه و 0.041±0.43 ثانیه تعیین شد. بین نتایج فاصله QTc بدو ورود و یک ماه بعد افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05) و این اختلاف در یک ماه بعد و پنج ماه بعد از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین در فاصله QTc سه گروه تفاوت آماری معنیداری مشاهده نگردید. نتیجهگیری : متادوندرمانی باعث افزایش فاصله QTc الکتروکاردیوگرام بیماران گردید؛ اما ارتباطی با دوز متادون و طول دوره درمان یافت نشد.
سپیده بخشنده نصرت، محمد صالحی، الهام مبشری، زینب اصغری، مریم محمدخانی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : باتوجه به فراوانی بالای سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی و اثرات آن بر فعالیتها و رفتارهای خانوادگی، تحصیلی و شغلی؛ این مطالعه به منظور تعیین فراوانی علایم بالینی سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و سندرم ملال پیش از قاعدگی (PMDD) در دانشجویان رشته پزشکی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 162 دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1389 انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه طراحی شده براساس کرایتریای انجمن متخصصین زنان و مامایی آمریکا برای تشخیص سندرم پیش از قاعدگی و کرایتریای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی برای تشخیص سندرم ملال پیش از قاعدگی استفاده شد. یافتهها : میانگین سنی دانشجویان 2.5±22.2 سال و سن منارک 1.2±13.3 سال بود. 17 نفر (10.5%) متاهل و 145 نفر (89.5%) مجرد بودند. 93 نفر (57.4%) مبتلا به PMS و 37 نفر (22.8%) مبتلا به PMDD بودند. شایعترین علامت جسمی و خلقی به ترتیب شامل احساس نفخ و افزایش وزن (45.7%) و احساس کاهش انرژی خفیف و خستگیپذیری سریع (57.4%) بود. احساس خفگی و تنگی نفس (8%) از علایم جسمی و کاهش شدید خواب (1.2%) از علایم خلقی کمترین فراوانی را نشان دادند. ارتباط آماری معنیداری بین شیوع PMDD با سن و سن منارک یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری : سندرم پیش از قاعدگی در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان از شیوع بالایی برخوردار است.
سیدکاظم موسوی، جلیل احمدخانی، آقاعلی قاسم نیان،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : ناهنجاریهای اسکلتی تغییرات نامطلوبی است که ساختار اسکلتی بدن و راستای طبیعی قامت را برهم میزند. این مطالعه به منظور مقایسه شاخصهای پاسچرال و شاخص توده بدن پسران دبستانهای دولتی و غیرانتفاعی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 1254 دانشآموز پسر مقطع ابتدایی در دو گروه 627 نفری مدارس دولتی و غیرانتفاعی شهرستان ابهر استان زنجان در سال تحصیلی 93-1392 انجام گردید. نمونهگیری به صورت خوشهای چندمرحلهای و طبقهای بود. در ابتدا وزن، قد و شاخص توده بدن اندازهگیری شد. برای اندازهگیری ناهنجاریهای قامتی از تراز، کایفومتر، گونیامتر، کولیس و پداسکوپ استفاده شد. بررسی ساختار قامتی شامل ارزیابی عارضههای سربهجلو، شانه نامتقارن، کتف بالدار، پشت صاف، اسکولیوز، کیفوز، لوردوز، زانوی ضربدری، زانوی پرانتزی، زانوی عقب رفته، کف پای صاف، کف پای گود و انگشت کج شست پا بود. یافتهها : شاخص توده بدنی در پسران مدارس غیرانتفاعی بیشتر از پسران مدارس دولتی بود (P<0.05). ناهنجاریهای پاسچرال شامل پشت کج، پشت گرد، پشت صاف، کمر گود، کف پای صاف و کف پای گود در پسران مدارس دولتی در مقایسه با مدارس غیرانتفاعی کمتر بود (P<0.05). نتیجهگیری : عدم توجه به تحرک بدنی و فقدان فضای ورزشی مناسب در مدارس غیرانتفاعی سبب افزایش وزن و بروز بیشتر ناهنجاریهای پوسچرال در این کودکان است.
عبدالمطلب صید محمدی، قربان عسگری، سیده اعظم مبارکیان، فاطمه طاهرخانی،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : آبهای سطحی یکی از منابع اصلی تامین آب در جوامع مختلف هستند. برای استفاده از این منابع آبی لزوم تصفیه متداول این منابع امری ضروریست؛ اما در فصول پر باران و طغیانی کدورت افزایش یافته که موجب کاهش کارایی واحدهای تصفیهخانه میگردد. این مطالعه به منظور تعیین کارایی حذف کدورت ازآب خام با استفاده از کیتوزان به عنوان منعقد کننده در فرایند انعقاد الکتریکی توسط الکترودآلومینیوم انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی یک راکتور انعقاد الکتریکی در مقیاس آزمایشگاهی با حجم تقریبی شش لیتر از جنس پلکسیگلاس مجهز به 4 الکترود از جنس آلومینیوم به ابعاد 2 در 20 در 200 میلیمتر به فاصله 6 سانتیمتر از هم به صورت شناور در راکتور مورد استفاده قرار گرفت. اثر پارامترهای بهرهبرداری از جمله pH محیط (9-5)، ولتاژ جریان (30-10 V)، کدورت اولیه (600-100 NTU)، غلظت اولیه کیتوزان (2-0.5 mg/L) و زمان تماس (5 الی 30 دقیقه) مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها : بیشترین کارایی حذف کدورت در فرآیند انعقاد الکتریکی و بدون افزودن کیتوزان در pH بهینه 7، شدت جریان 30ولت، کدورت اولیه NTU100 و زمان تماس 30دقیقه به میزان 87 درصد مشاهده شد. در حالیکه با افزودن 1.5 میلیگرم کیتوزان در لیتر در شرایط مشابه کارایی حذف کدورت به 100درصد رسید. نتیجهگیری : استفاده از انعقاد الکتریکی با الکترود آلومینیوم به همراه کمک منعقده کننده کیتوزان میزان حذف کدورت را نسبت به فرآیند انعقاد الکتریکی بدون کمک منعقدها افزایش میدهد.