|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای جلالی ندوشن
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر مهدیه مرادی، دکتر حسن محمد حسینی اکبری، نادر فلاح، دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : آپاندیسیت شایعترین جراحی شکم حاد است که در حال حاضر پاتوژنز آن به درستی مشخص نیست. شواهد فزایندهای مبنی بر درگیری سیستم عصبی در تنظیم ایمنی و پاسخهای التهابی وجود دارد. در این مطالعه وضعیت سیستم عصبی و ماست سلهای رودهای در آپاندیسهای طبیعی و ملتهب ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 45 نمونه آپاندیس بیمارانی که طی سالهای 79 لغایت پایان اسفند ماه 80 در مرکز پزشکی آموزشی درمانی شهید مصطفی خمینی تهران تحت عمل آپاندکتومی قرار گرفته بودند، انجام شد. بیماران به سه گروه 15 نفره آپاندیسیت حاد با علائم بالینی و پاتولوژی، آپاندیسیت حاد از نظر بالینی بدون یافتههای هیستولوژی و آپاندیس طبیعی به عنوان گروه کنترل تقسیم شدند. نمونهها با روش ایمونوهیستوشیمی برای مارکرهای سیناپتوفیزین به منظور مشاهده فیبرهای عصبی، S100 برای بررسی سلولهای شوان و نیز به روش هیستوشیمی رنگآمیزی تولوئیدن بلو برای مشاهده ماستسلها بررسی شدند. سپس تعداد فیبرهای عصبی، سلولهای شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و تعداد ماست سلها در زیر مخاط در 20 میدان میکروسکوپی شمارش و میانگین تعداد در هر میدان با بزرگنمایی 400 تعیین گردید. دادهها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها : در مطالعه انجام شده اختلاف معنیداری از نظر وجود سلولهای عصبی شوان، فیبر عصبی و سلول ایمنی ماست سل بین سه گروه وجود داشت. بدین ترتیب که در گروه اول در مقایسه با دو گروه بعدی خصوصاً گروه کنترل افزایش داشت (05/0P<). آزمون تکمیلی دانکن نشان داد که در مورد متوسط سلولهای شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و همچنین تعداد ماست سلها در زیر مخاط از لحاظ آماری در سه سطح جداگانه قرار داشتند. اما در مورد متوسط تعداد فیبرهای عصبی در زیرمخاط و لایه عضلانی گروه اول در یک سطح و گروه دوم و سوم در یک سطح قرار داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش واضح در اجزاء عصبی و ماست سلها در آپاندیسیت حاد بیانگر این مطلب است که ارتباطی عملکردی بین سیستم عصبی روده ، ماست سلها و پاتوژنز آپاندیسیت حاد وجود دارد. اگر چه مکانیسم واقعی هنوز مشخص نمیباشد.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر علی دواتی، دکتر شهاب باقرزاده شهیدی، دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان میباشد. اخیراً عوامل شناخته شده در پیشآگهی سرطان پستان افزایش یافته است که یکی از این عوامل حضور ژن MDM2 در بعضی کارسینومها، سارکومها و لوکمیها میباشد. هدف از این مطالعه تعیین حضور ژنMDM2 در بیماران با سرطان اولیه پستان و ارتباط آن با درجه بدخیمی، مرحله پیشرفت و درگیری گره لنفاوی زیربغل بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 75 نمونه از بیماران با سرطان پستان اولیه در طی سالهای 1379 تا 1384 مراجعه کننده به بیمارستان مصطفی خمینی تهران صورت گرفت. در این مطالعه از بلوکهای پارافینی بایگانی شده دو برش بافتی از هر نمونه تهیه گردید که لام اول با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگآمیزی شد و در لام دوم MDM2 با روش آنتیبادی پلیکلونال با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با کمک آزمون کایدو، منویتنی و به وسیله نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها :میانگین و انحراف معیار سنی بیماران 5/1254 تعیین شد. 7/58 درصد از تومور بیماران از نظر پیشرفت تومور در مرحله II و 7/42 درصد تومور بیماران از نظر درجه بدخیمی در مرحله III قرار داشت. بین درجه بدخیمی تومور بیماران و ژن MDM2 ارتباطی وجود نداشت، ولی از طرف دیگر 3/69درصد بیماران دارای درگیری گرهلنفاوی و 32درصد آنها MDM2 مثبت بودند. بین ظهور ژن MDM2 با مرحله تومور و درگیری گره لنفاوی ارتباط معنیداری وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ژن MDM2 میتواند به عنوان عامل مؤثری در پیشآگهی سرطان پستان در نظر گرفته شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|