[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87283077
h-index3617
i10-index25570
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
1246 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقيقي

زهرا فرج زاده هریس، امیرعلی جعفرنژادگرو، ابراهیم پیری، حسین فرض اللهی، نسترن مرادزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پای پرونیت یکی از ناهنجاری‌های اندام تحتانی و چاقی جزء معضلات جامعه امروزی محسوب می‌شوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تعاملی اضافه وزن و پای پرونیت بر طیف فرکانس فعالیت عضلات اندام تحتانی مردان طی دویدن انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 40 دانشجوی مرد با دامنه سنی 35-21 سال با تخصیص غیرتصادفی در چهار گروه 10 نفری شامل وزن نرمال با پای نرمال، چاق با پای پرونیت، چاق با پای نرمال و وزن نرمال با پای پرونیت انجام شد. فعالیت عضلات منتخب شامل درشت نی قدامی، دوقلو داخلی، پهن خارجی، پهن داخلی، راست رانی، دوسررانی، نیم وتری و سرینی میانی، طی دویدن با استفاده از الکترومایوگرافی ثبت شد.

یافته‌ها: ﻃﯿﻒ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﻟﮑﺘﺮیﮑﯽ ﻋﻀﻠﻪ دوسررانی در گروه دارای اضافه وزن با پای نرمال در مقایسه با گروه دارای وزن نرمال و پای پرونیت به‌طور معنی‌داری کمتر بود (P<0.05). اثر تعاملی خستگی و گروه به لحاظ آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: احتمالاً افزایش فعالیت عضلانی مشاهده شده در افراد دارای اضافه وزن و پای پرونیت بازتابی از تلاش سیستم عصبی-عضلانی برای مدیریت بارهای بیومکانیکی بوده و تفاوت‌های فردی در الگوی حرکت، سطح آمادگی و استراتژی‌های جبرانی می‌توانند سهم قابل‌توجهی در تغییرات فعالیت عضلات داشته باشند.

 


سارا رایزن، مهرآسا شادمانی، الهه قره خانی، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آمیودارون یک داروی ضدآریتمی موثر در آریتمی‌های قلبی است که به دلیل وجود ید در ساختار آن تمایل به تجمع در بافت‌های چربی دوست از جمله ریه‌ها دارد که منجر به آسیب ریه و سایر عوارض مهم این دارو می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ویتامین E و عصاره آبی برگ آویشن بر سمیت سلولی ناشی از آمیودارون بر رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) تهیه شده از انستیتو پاستور ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. گروه‌بندی رده سلولی سرطانی و غیرسرطانی ریه شامل کنترل منفی، کنترل مثبت (آمیودارون در غلظت IC50) و گروه‌های تیمار شده با تیمین و ویتامین E در غلظت‌های 10، 20 و 50 میکرومولار و گروه‌های تک تیمین و ویتامین E در غلظت 50 میکرومولار به صورت سه تکرار و تعداد سلول‌ها 104 بودند. به منظور بررسی سمیت سلولی آمیودارون (6/5 میکرومولار) سنجش MTT (48 ساعته)، ROS (6 ساعته) و LPO (48 ساعته) انجام شد.

یافته‌ها: افزودن آمیودارون به سلول‌های سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به کاهش معنی‌دار درصد بقای سلولی در سنجش MTT (در رده نرمال غلظت 50 میکرومولار از تیمین و ویتامین E و در رده سرطانی غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و افزایش قابل توجه در مقدار ROS (رده نرمال در غلظت‌های 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و MDA در سنجش LPO (رده نرمال در غلظت‌های 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) گردید (P<0.05). افزودن مخلوطی از ویتامین E و عصاره آویشن در سلول‌های غیرسرطانی ریه مسموم با آمیودارون منجر به افزایش معنی‌دار بقای این سلول‌ها باIC50  و کاهش معنی‌دار ROS و MDA گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: افزودن آمیودارون به سلول‌های سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به سمیت در این رده‌های سلولی می‌شود. افزودن ویتامین E و عصاره آویشن به سلول‌های تیمار شده با آمیودارون منجر به کاهش آسیب اکسیداتیو وافزایش درصد بقای سلولی بر روی سلول‌های غیرسرطانی ریه گردید.

 


امیرعلی جعفرنژادگرو، احسان فخری میرزانق، فرهاد رضازاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی یک مشکل عمده سلامتی در سراسر جهان است. به نظر می‌رسد خستگی می‌تواند منجر به تغییر معنی‌دار مؤلفه‌های مکانیکی در این افراد در مقایسه با افراد سالم گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر خستگی بر مقادیر مکانیکی ایمپالس و مرکز فشار در افراد چاق با پای پرونیت حین حرکت فرود انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 16 دانشجوی مرد دارای نمایه توده بدنی طبیعی (کمتر از 25) با پای سالم و 15 دانشجوی مرد چاق (بیشتر از 30) دارای پای پرونیت در استان اردبیل انجام شد. در طول آزمون مقادیر مکانیکی در هر دو گروه قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی توسط دستگاه صفحه نیروسنج (نرخ نمونه‌برداری 1000هرتز) طی حرکت فرود ثبت شد.

یافته‌ها: در مقایسه بین‌گروهی مقادیر مکانیکی ایمپالس در راستای محور قدامی-خلفی در گروه دارای نمایه توده بدنی طبیعی با پای سالم (17.9±(34.69 در مقایسه با گروه چاق با پای پرونیت (2.07±9.41) بیشتر بودند (P<0.05). در مقایسه درون‌گروهی دانشجویان چاق دارای پای پرونیت، مقادیر مکانیکی ایمپالس در راستای عمودی، ایمپالس در راستای قدامی-خلفی، ایمپالس در راستای داخلی-خارجی، مرکز فشار در راستای داخلی-خارجی و مرکز فشار در راستای قدامی-خلفی قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی طی حرکت فرود تفاوت آماری معنی‌داری یافت نگردید.


نتیجه‌گیری: در مؤلفه‌های مکانیکی ایمپالس افراد چاق دارای پای پرونیت در مقایسه با افراد دارای نمایه توده بدنی طبیعی با پای سالم طی حرکت فرود کاهش آماری معنی‌داری وجود داشت؛ با این وجود پروتکل خستگی مقادیر ایمپالس را تغییر نداد.


بهار سلجوقی برنجی، الناز رضایی، معرفت سیاه کوهیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت بدنی منظم می‌تواند عملکرد سیستم‌های مختلف بدن را بهبود بخشد و اثراتی بر عملکرد ریوی، التهاب و عوامل رشد عروقی داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی بر عملکرد ریوی، پروتئین واکنشی (CRP) C، آنزیم کراتین فسفوکیناز (CPK) و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) در دختران جوان فعال انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 20 دختر جوان فعال با دامنه سنی 19 الی 24 سال در دانشگاه محقق اردبیلی طی سال 1403 انجام شد. آزمودنی‌ها به‌طور تصادفی به دو گروه 10 نفره مداخله و شاهد تقسیم شدند. گروه مداخله، برنامه منظم تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) با شدت 70درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 40 دقیقه در هر جلسه اجرا کرد. در حالی که گروه کنترل فعالیت ورزشی خاصی نداشت. شاخص‌های عملکرد ریوی شامل ظرفیت حیاتی اجباری (FVC)، حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV1)، شاخص‌‌های CRP، CPK و VEGF قبل و بعد از دوره تمرینی اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: پس از ۸ هفته تمرین هوازی، در گروه مداخله FVC 0.61±3.11 و FEV1 0.58±3.10 به‌طور معنی‌داری در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت (P<0.05) و کاهش آماری معنی‌داری در CRP 0.61±1.6 یافت شد (P<0.05). با این حال، تغییرات CPK معنی‌دار نبود. VEGF نیز با میانگین 2.3±9.74 پس از مداخله به‌طور معنی‌داری در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت (P<0.05). در مقایسه بین گروه‌ها در مرحله پیش‌آزمون تفاوت معنی‌دار نبود. در مرحله پس‌آزمون گروه‌ها از نظر شاخص CRP تفاوت آماری معنی‌دار مشاهده شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: تمرینات هوازی با شدت متوسط (70 درصد حداکثر ضربان قلب) به مدت هشت هفته در بهبود عملکرد ریوی، کاهش CRP و افزایش VEGF در دختران جوان فعال موثر بود.


وحید کاظمی، سیدمحمدحسین نوری موگهی، پارمیدا سراج، فاطمه محمدی، عطاردالسادات مصطفوی نیا،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف:  اختلال در تولید نیتریک اکساید می‌تواند به شرایط پاتولوژیک مانند پرفشاری خون ریوی، سندرم دیسترس تنفسی حاد (ARDS) و بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) منجر شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر L-Arginine و L-NAME بر قطر و تعداد آلوئول‌های ریه موش‌های صحرایی ماده انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی ماده نژاد Sprague Dawley با سن 8 هفته و وزن 250-200 گرم در چهار گروه هشت ‌تایی تقسیم شدند. گروه اول نرمال سالین ml/kg/bw2، گروه دوم ال-آرژنین mg/kg/bw200، گروه سوم ماده L-NAME mg/kg/bw20 و گروه چهارم ترکیبی از ال-آرژنین mg/kg/bw200 و ماده L-NAME mg/kg/bw را به صورت داخل صفاقی به مدت دو هفته دریافت کردند. سپس حیوانات بیهوش شده و ریه‌ها از بدن خارج و پس از فیکساسیون و پاساژ بافتی، برش‌ها با هماتوکسیلین- ائوزین (H&E) رنگ‌آمیزی و تغییرات حاصله مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور دستیابی به اطلاعات کمی قطر و تعداد آلوئول‌ها از نرم‌افزار Image Tools III استفاده شد.

یافته‌ها: تزریق L-NAME و L-Arginine منجر به کاهش غیرمعنی‌دار میانگین قطر آلوئول‌های ریه گردید. L-Arginine بیشترین اثر و L-NAME کمترین اثر را تعداد آلوئول‌های ریه داشتند و این تغییرات از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: تزریق L-Arginine و L-NAME اثری بر تعداد و قطر آلوئول‌های ریه موش‌های صحرایی ماده نداشت.

 


اعظم کرامی، اشرف صالحی، حمید مومنی، زهرا شهسواری، آزاده نصیری، مهدیه عزیزی، لیلا میرشکاری، زهرا شخمگر، منصوره محمودی، اکرم ثناگو،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان‌های معمول دیسمنوره اولیه دارای عوارض جانبی از جمله تهوع، سردرد و سرگیجه هستند و ممکن است در برخی موارد منع مصرف داشته باشند. در متون طب سنتی ایران رازیانه برای تسکین درد و شروع دوره قاعدگی توصیه شده؛ همچنین دارای اثر ضد تهوع و استفراغ است. سنبل‌الطیب یک گیاه دارویی سنتی هندی است که از آن به عنوان آرام‌بخش، ضداسپاسم و خواب‌آور استفاده ‌شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروهای گیاهی رازیانه و سنبل‌الطیب بر کاهش درد ناشی از دیسمنوره اولیه انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 120 نفر از دختران مجرد مبتلا به دیسمنوره اولیه مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی خمین طی سال 1398 انجام شد. آزمودنی‌ها به‌روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی در گروه‌های کنترل و مداخله اول و مداخله دوم قرار گرفتند. گروه کنترل کپسول مفنامیک اسید (250 میلی‌گرم)، گروه مداخله اول کپسول رازیانه (30 میلی‌گرم اسانس رازیانه شیرین) و گروه مداخله دوم کپسول سنبل‌الطیب (350 میلی‌گرم ریشه گیاه) را طی دو سیکل قاعدگی متوالی استفاده نمودند. درد با استفاده از ابزار VAS در دو سیکل قاعدگی متوالی قبل از شروع مداخله و دو سیکل قاعدگی متوالی بعد از شروع مداخله (در مجموع چهار سیکل) اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: در انتهای مطالعه میزان درد دیسمنوره اولیه در هر سه گروه مورد مطالعه کاهش یافت (P<0.05)؛ اما این کاهش درد در گروه دریافت کننده سنبل‌الطیب (مداخله دوم) در مقایسه با گروه‌های دریافت کننده رازیانه (مداخله اول) و مفنامیک اسید (کنترل) بیشتر بود (P<0.05). نسبت شانس داشتن شدت درد بالاتر در گروه مداخله اول نسبت به کنترل (95% CI: 0.72-0.07, P=0.013) و در گروه مداخله دوم نسبت به گروه کنترل (95% CI: 0.93-0.28, P=0.028) به ترتیب شامل 0.23 و 0.51 تعیین شد.

نتیجه‌گیری: داروهای گیاهی سنبل‌الطیب و رازیانه می‌توانند به عنوان جایگزینی موثر و با عوارض کمتر نسبت به مفنامیک اسید در کاهش درد دیسمنوره اولیه مصرف شوند.

 


راهله رهباریان، جلال شگفته،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نفروپاتی دیابتی با هیپرگلیسمی مزمن و بروز تغییرات معنی‌‌دار در شاخص‌های‌ کلیوی شروع می‌شود که این مرحله نقطه عطف بین بروز علائم اولیه نفروپاتی دیابتی و آسیب‌های کلیوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی اندام‌ها‌ی هوایی گیاه چرخه (Launaea acanthodes) بر شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی و کلیوی موش‌های صحرایی نر دیابتی شده با آلوکسان انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در چهار گروه هشت تایی شامل گروه شاهد، گروه شاهد دیابتی و دو گروه تحت تیمار با عصاره آبی حاصل از ساقه و برگ گیاه چرخه در غلظت‌های 100 و 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن قرار گرفتند. مدل دیابت تجربی در گروه‌های شاهد دیابتی و تحت تیمار، پس از 16 ساعت ناشتایی، با یک‌بار تزریق داخل صفاقی آلوکسان مونوهیدرات با دوز 120 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن القاء شد. پس از تائید دیابت تجربی، پروسه تزریق آلوکسان به مدت 30 روز و به صورت یک روز در میان ادامه پیدا کرد. پس از گذشت 30 روز از پروسه دیابتی نمودن، پروسه تیمار به صورت یک روز در میان و به صورت داخل صفاقی با غلظت‌های 100 و 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم گیاه چرخه انجام شد. پس از گذشت 12 ساعت از روز سی‌ام، حیوانات بیهوش و پس از خونگیری از بطن چپ قلب، بافت کلیه برداشته شد. پلاسمای خون از نمونه‌های خون جداسازی و نیتروژن اوره خون، اوره، اوریک‌اسید و کراتینین اندازه‌گیری شد. برای تعیین غلظت پروتئین نیز از روش برادفورد استفاده گردید، گلوتاتیون-s-ترانسفراز با استفاده از کیت زل بایو وکاتالاز براساس تجزیه پراکسید هیدروژن مورد سنجش قرار گرفتند. همچنین سوپراکسید دیسموتاز و میزان مالون‌دی‌آلدئید ارزیابی شدند.

یافته‌ها: افزایش معنی‌‌داری در میزان قندخون ناشتا و مالون‌دی‌آلدئید و کاهش معنی‌داری در آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون -s-ترانسفراز و کاتالاز در گروه شاهد دیابتی نسبت به شاهد سالم مشاهده شد (P<0.05). تزریق وابسته به دوز عصاره آبی در غلظت‌های ۱۰۰ و ۳۰۰ میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن منجر به کاهش معنی‌دار قندخون ناشتا و مالون‌دی‌آلدئید و افزایش معنی‌دار آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون-s-ترانسفراز و کاتالاز نسبت به شاهد دیابتی بودند (P<0.05). ارزیابی‌های بیوشیمیایی حاکی از افزایش معنی‌دار در گروه شاهد دیابتی نسبت به شاهد سالم در اوره خون، نیتروژن اوره خون، اوریک اسید و کراتینین بود (P<0.05). تزریق وابسته به دوز عصاره در غلطت‌های ۱۰۰ و ۳۰۰ میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن منجر به کاهش معنی‌دار اوره خون، نیتروژن اوره خون، اوریک اسید و کراتینین گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد عصاره آبی اندام‌های هوایی گیاه چرخه به‌صورت وابسته به دوز، سبب کاهش هیپرگلیسمی، استرس اکسیداتیو و شاخص‌های کلیوی در موش‌های صحرایی دیابتی شده با آلوکسان می‌گردد.

 


آلاله فارابی•، حسن اسمعیلی•، محمدعلی وکیلی، سیدمهران حسینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های ارزیابی در بیماران مبتلا به کاهش سطح هوشیاری و یا مبتلا به علایم وضعیتی، آزمایش تخت شیب (Tilt test: TT) است. واکنش سیستم عصبی خودکار به تغییر وضعیت بدن موجب تغییر تون سمپاتوواگال و تغییر برخی از شاخص‌های الکتروکاردیوگرافی است. شاخص‌ الکتروفیزیولوژیکال بالانس قلبی (Index of cardio-electrophysiological balance: iCEB) براساس نسبت فاصله QT به مدت زمان QRS محاسبه می‌شود و معیاری غیرتهاجمی از طول موج ایمپالس قلبی است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییرات شاخص الکتروفیزیولوژیکال بالانس قلب در تست تخت شیب بیماران مبتلا به کاهش سطح هوشیاری انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی پرونده 40 بیمار از بین 390 بیمار مبتلا به کاهش سطح هوشیاری مراجعه کننده به آزمایشگاه تخت شیب مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان در دو گروه 20 نفری مورد و شاهد (10 مرد و 10 زن در هر گروه) و نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. بر اساس سوابق پرونده ابتدا ۲۰ بیمار با نتیجه TT مثبت و سپس 20 بیمار دیگر با نتیجه TT منفی با لحاظ همسانی سنی و جنسیتی با گروه اول به شکل تصادفی انتخاب شدند. داده‌های نوار قلب، فشارخون، و نبض بیماران در سه زمان قبل از انجام آزمایش (شرایط پایه)، هنگام شیب و هنگام ریکاوری ثبت و مقایسه گردید.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار iCEB در TT مثبت در حالت پایه، شیب و ریکاوری به ترتیب 1.48±6.04 ، 1.85±6.18 و 1.72±6.81و در TT منفی به ترتیب 2.01±4.67 ، 2.07±4.46 و 2.18±4.48 تعیین شد. در مقایسه بین گروهی مرحله پایه، مرحله تیلت و مرحله ریکاوری شاخص iCEB گروه‌های بیمار دارای تست تیلت مثبت و منفی افزایش آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05)؛ اما این مقادیر در شاخص iCEBc از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: ممکن است مقادیر پایه شاخص‌ iCEB در پیش‌بینی نتایج TT بیماران مبتلا به کاهش سطح هوشیاری موثر باشند.

 


فرهاد کر، نورالدین مرتضوی، آیناز شیخ،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی مرضی با بیش از 400 میلیون مبتلا، مشکلی رو به رشد است. در موارد ناموفق بودن رژیم غذایی، تغییر سبک زندگی و دارودرمانی، جراحی باریاتریک (اسلیو و بای‌پس معده) بهترین گزینه درمانی است. این جراحی‌ها علاوه بر کاهش وزن، بیماری‌هایی مانند دیابت، فشارخون بالا و کبد چرب را بهبود می‌بخشند. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییرات آنزیم‌های کبدی و میزان بهبود کبد چرب غیرالکلی 6 ماه بعد از عمل جراحی‌های چاقی اسلیو و بای‌پس معده انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشته‌نگر روی 120 بیمار (62.2% زن) با میانگین سنی 11.13±35.2 سال دارای چاقی مرضی پس از جراحی باریاتریک در بیمارستان فلسفی گرگان در سال‌های 1402-1400 انجام شد. بیماران دارای BMI بالای 40 یا بالای 35 با بیماری‌های زمینه‌ای بودند. معیارهای خروج شامل مصرف زیاد الکل، سابقه جراحی کبدی و بارداری زودهنگام پس از جراحی بودند. سطوح آنزیم‌های کبدی (ALT، AST، ALKP) و آلبومین قبل و 6 ماه پس از جراحی اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: تعداد 95 نفر دارای کبد چرب بودند و گرید کبد چرب پس از 6 ماه در 57 نفر کاهش، در 4 نفر افزایش و در 34 نفر بدون تغییر بود (P<0.05). به طوری که در گرید یک، دو و سه به ترتیب 35 درصد، 45 درصد و 82 درصد کاهش مشاهده شد. سطوح ALT، AST و ALKP به ترتیب به میزان 6.1 واحد ، 12.8 واحد و 9.58 واحد کاهش یافت (P<0.05). سطح آلبومین تغییر آماری معنی‌داری نداشت. دیابت نوع 2، پرفشاری خون، سن یا BMI بالاتر تأثیری بر کاهش آنزیم‌های کبدی نداشت.

نتیجه‌گیری: جراحی باریاتریک سبب بهبود کبد چرب و کاهش معنی‌دار آنزیم‌های کبدی (ALT، AST، (ALKP گردید.

 


محسن سعیدی، دکتر حسن برادران، دکتر محمدرضا هاتف،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

آنتی بادی های ضد سیتوپلاسم نوتروفیل (ANCA)، علیه اجزای لیزوزومی و گرانول های اولیه سلول های میلوئیدی (نوتروفیل ها و مونوسیت ها)، در بعضی بیماری های روماتیسمی و نیز در بیماری وگنر بوجود می آید. این آنتی بادی ها، علاوه برآنکه ممکن است در بروز ضایعات عروقی دخالت داشته باشند، ارزش تشخیصی نیز دارند، بطوری که حساسیت و اختصاصی بودن سنجش (ANCA) در بیماری وگنر، در حدود 95-90% است. بنابراین با احتمال اینکه در بیماری های SLE و RA و WG نیز این آزمایش از حساسیت و ویژگی بالایی برخوردار می باشد، بر روی سرم 65 نفر از بیماران مبتلا به RA و 42 نفر از بیماران مبتلا به SLE، بررسی هایی صورت گرفت. با استفاده از روش ایمونوفلورسانس غیر مستقیم، دو الگوی رنگ پذیری مشاهده شد: (C-ANCA) یا نوع سیتوپلاسمی که در 88% موارد آنتی بادی از نوع Anti-PR3 می باشد و (P-ANCA) یا حاشیه هسته ای که شامل آنتی بادی های ضد میلوپراکسیداز (MPO)، لاکتوفرین (LF)، و کاتپسین G یا (CG) و الاستاز (HLE) و لیزوزیم (LZ) هستند. بعلاوه حساسیت (Sensitivity) آن برای بیماران (SLE) در رقت 1/128، برابر 8% و ویژگی (Specificity) برابر 85.1% و برای بیماران RA در رقت 1/16 دارای حساسیت 32.2% و ویژگی 87.5% می باشد.
دکتر موسی احمدپور، محمدعلی وکیلی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

در این مطالعه به منظور بررسی ارتباط بین تغذیه با شیر مادر و رشد کودکان بستری شده در بیمارستان، پارامترهای پایش رشد 324 کودک زیر سه سال، هنگام بستری شدن در بیمارستان به همراه شکل تغذیه در 6-4 ماه اول زندگی و زمان شروع تغذیه کمکی، ثبت گردید و پس از تجزیه و تحلیل، نتایج زیر بدست آمد: 58% جمعیت، پسر و 42% دختر بودند، 55.6% جمعیت زیر یکسال و 44.4% بالای یکسال سن داشتند. در 6-4 ماه اول زندگی 67.3% (218 مورد) انحصارا با شیر مادر، 21.3% (69 مورد) با شیر مادر به همراه شیر غیر مادر (شیر گاو، شیر خشک و شیر پاستوریزه) و 11.4% (37 مورد) فقط با شیر غیر مادر تغذیه شده اند. 44.8% بیماران وزن برای سن زیر صدک 5 و 53.7% قد برای سن زیر صدک 5 و 26.9% جمعیت دور سر زیر صدک 5 منحنی NCHS داشتند. 77.8% شیرخواران زیر شش ماه که وزن برای سن آنها زیر صدک 5 واقع می شد، یا اصلا شیر مادر نخورده بودند یا با شیر مادر همراه شیر غیر مادر تغذیه شده بودند. از طرف دیگر 72.2% بیماران با صدک وزنی 5 تا 100 به تنهایی با شیر مادر در 4 تا 6 ماه اول زندگی تغذیه شده بودند. ارتباط موجود بین دو موضوع فوق معنی دار بوده است (P<0.03). از مقدار 48.7% شیرخواران 12-6 ماهه که وزن برای سن آنها زیر صدک 5 واقع می شد، 63.2% آنها طی 6-4 ماه اول زندگی با شیر مادر تغذیه نشده بودند و یا تغذیه کمکی را در زمان مقرر شروع نکرده بودند. نسبت وزن به قد بیماران در مقایسه با وزن به قد استاندارد برای همان سن (معیار مک لورنس) نیز نشان می دهد که 49.2% شیرخواران زیر شش ماه دارای درجاتی از سوء تغذیه می باشند که 74.2% آنها نیز انحصارا با شیر مادر تغذیه نشده بودند (P<0.03) نتیجه نشان می دهد که شیر مادر به تنهایی در شش ماه اول زندگی و همراه با شروع بموقع تغذیه کمکی، بعد از شش ماهگی، می تواند جنبه های رشدی برتر را نسبت به سایر روش های تغذیه ای فراهم نموده، از بروز سوء تغذیه در ماه های بعدی نیز جلوگیری نماید.
دکتر مهران فرج الهی، دکتر عبدالجلال مرجانی، دکتر تیمور آهنگری، محمدعلی وکیلی، دکتر نورمحمد سقلی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

باکتریوری در میان دختران، به نحو چشمگیری، شایع تر از پسران است. به همین علت، غربالگری کودکان بدون علامت، از نظر وجود باکتریوری، قبل از اینکه آسیب کلیوی ایجاد شود، لازم می باشد. در این بررسی، نمونه های ادراری از 642 نفر از دانش آموزان دختر 6 تا 11 ساله مدارس بندر ترکمن، جمع آوری شد و بوسیله کشت و آزمایش کامل ادرار، مورد بررسی قرار گرفت. 15 نفر از دختران، باکتریوری قابل ملاحظه ای (5^10 کلنی یا بیشتر در هر میلی لیتر ادرار) داشتند، 11 نفر نیز دارای پیوری (5 لکوسیت یا بیشتر در هر زمینه میکروسکوپی با درشت نمایی قوی) بودند، 6 مورد از نمونه، هم، باکتریوری قابل ملاحظه ای داشتند، هم، دارای پیوری بودند و در 5 مورد، پیوری استریل وجود داشت. همچنین در ادرار شش نفر از دختران نیتریت مشاهده شد و تمامی نمونه های ادرار که دارای نیتریت بوده اند، کشت مثبت داشتند. میزان شیوع باکتریوری در این مطالعه 2.3% بوده است و اغلب کودکانی که باکتریوری داشتند، بدون علامت بودند. همچنین در این مطالعه، E.coli تنها عامل بیماریزایی بود که از کشت نمونه های ادرار بررسی شده استخراج گردید.
دکتر وحید خوری، دکتر سیدمحسن نایب پور، دکتر یونس اشرفیان، دکتر عباس حاجی آخوندی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

گیاهان دارویی، به دلیل سهولت دسترسی، کاهش عوارض جانبی و قیمت مناسب، به عنوان جایگزین های شایسته داروهای شیمیایی، همواره مورد توجه بوده اند، از طرفی تاکنون داروی ایده آل در درمان طیف وسیع تاکی آریتمی های فوق بطنی تعریف نشده است. تدابیر دارویی بدلیل وجود عوارض جانبی و احتمال تشدید آریتمی همواره با عدم کارایی در درمان این نوع آریتمی ها روبرو شده اند. باتوجه به گزارش های در منابع مختلفی که در مورد اثرات قلبی و عروقی گیاه سرخاب کولی فارموکولوژیک و (Phytolacca decandra) طب سنتی دیده می شود، تصمیم گرفته شد که با کمک مدل تجربی قلب ایزوله موش اثرات غلظت های صحرایی الکتروفیزیولوژیک گره دهلیزی-(Langandrof) مختلف عصاره متانولی این گیاه بر روی خواص بطنی مورد مطالعه قرار گیرد. نتایج این تحقیق بیانگر این مسئله می باشند که عصاره متانولی گیاه سرخاب کولی در یک مدل وابسته به غلظت سبب تقویت پارامترهای الکتروفیزیولوژیک گره دهلیزی-بطنی شده و با مکانیسم احتمالی شبه پاراسمپاتیکی، می تواند نقش ضد آریتمی فوق بطنی این گیاه را مطرح کند.
دکتر سکینه محمدیان، دکتر حمیدرضا بذرافشان، دکتر فریدون عزیزی، محمدعلی وکیلی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

در یک بررسی (مورد شاهدی)، 58 بیمار تالاسمی ماژور – که جهت دریافت خون مراجعه می کردند – با 46 فرد سالم، از نظر اندازه تیروئید و عملکرد آن، مورد مطالعه قرار گرفتند. در این بررسی، بیماران تالاسمی به دو گروه تقسیم شدند: گروه یک، بیماران با فریتین کمتر از 1500 (31 نفر)، گروه دو با فریتین بیشتر از 1500 (27 نفر) و گروه سوم تحت عنوان: گروه شاهد (46 نفر)، مورد مقایسه قرار گرفتند. از 31 بیمار گروه اول، 26 نفر (84%) تیروئید طبیعی و فقط 5 بیمار (16%) گواتر داشتند. از 27 بیمار گروه دوم، 5 نفر (19%) تیروئید طبیعی و 22 بیمار (81%) گواتر داشتند. در گروه شاهد، (89%) تیروئید طبیعی و (11%) گواتر، مشاهده شد که تفاوت بین گروه دو با گروه شاهد، معنی دار بوده است (P<0.01). میانگین T3 و T4 گروه یک با گروه شاهد اختلاف معنی دار نداشت. در گروه دو بطور معنی دار، T4 پایینتر و TSH بالاتر از گروه شاهد بود. شواهد نشان داد که بروز (گواتر) در بیماران تالاسمی با کنترل بد (فریتین بالاتر از 1500) شایع تر بوده است، در نتیجه این بیماران بیشتر در ریسک کم کاری تیروئید قرار دارند.
دکتر رامین آذرهوش،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

مغز استخوان را می توان حتی در بیماران سرپایی که به کلینیک ها مراجعه می کنند، با کمترین خطر، نمونه برداری کرد. نمونه برداری معمولا به دو روش: آسپیراسیون و بیوپسی صورت می گیرد. آسپیراسیون مغز استخوان از بسیاری از جهات، همچون: سهولت و ارزش تشخیصی، در اکثر بیماری های خونی، بیش از بیوپسی کاربرد یافته است. در شرایط خاصی انجام آسپیراسیون برای مقاصد تشخیصی امکان پذیر نیست، لذا بایستی به تنهایی در مورد نمونه بیوپسی به قضاوت پرداخت. از طرفی ارزیابی ذخایر آهن مغز استخوان، در تشخیص پاره ای از بیماری های هماتولوژیک مثل: انواع آنمی ها، اهمیت ویژه ای دارد، بطوری که ارزیابی ذخیره های آهن و سیدروبلاست ها، امکان دسته بندی کم خونی های میکروسیتی را به صورت فقر آهن، کم خونی بیماری مزمن و کم خونی سیدروبلاستی فراهم می آورد. چنانچه نتوان مغز استخوان را آسپیره کرد (Dry tap) انجام بیوپسی برای ارزیابی های فوق تنها راه موجود می باشد. مطالعه انجام گرفته بر روی 75 نمونه آسپیراسیون و بیوپسی همزمان مغز استخوان نشان داده است که حساسیت رنگ آمیزی آهن در بیوپسی نسبت به رنگ آمیزی آهن در آسپیراسیون بعنوان آزمون طلایی، 88%، ویژگی آزمون معادل 64%، ارزش اخباری مثبت آن 56.5% و ارزش اخباری منفی مذکور 91% می باشد و استفاده از آن می تواند در موارد خاصی – که انجام آسپیراسیون با موفقیت همراه نبوده است – اطلاعات سودبخشی را در اختیارمان قرار دهد.
دکتر بهروز قاضی مقدم، دکتر پرویز جبل عاملی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

در این بررسی 32 بیمار که فقط یک تومور سطحی مثانه (T?-T1 stage) داشتند، از حیث میزان کارآیی ب.ث.ژ و اینترفرون آلفا در جلوگیری از عود تومور و نیز تحمل آنان به دو درمان فوق الذکر مورد مقایسه قرار گرفتند. هیچکدام از این بیماران قبلا تومور نداشته و یا برای آنها درمان های ایمونوتراپی انجام نشده بود. بیماران بطور تصادفی به دو گروه 16 نفره تقسیم شدند و دو هفته بعد از برداشتن تومور که معمولا یک تومور سطحی از نوع TCC بود، مورد درمان قرار گرفتند. به گروه اول مقدار 10 میلیون واحد اینترفرون آلفا به صورت هفتگی و در هفت بار و در گروه دوم مقدار 120 میلی گرم ب.ث.ژ باز هم به صورت هفتگی و در هفت وهله تزریق گردید. عود تومور از گروه اول (اینترفرون) در 8 نفر (50%) و از گروه دوم (ب.ث.ژ) در 3 نفر (18.5%) مشاهده شد (P=0.07). همچنین متوسط عود تومور در گروه اول 0.046 عود به ازای هر شخص-ماه (Patient-month) و در گروه دوم 0.015 عود به ازای هر شخص-ماه بود. خطر نسبی برابر 3 با حدود اطمینان 95% بین 10.38-0.87 بود. اما در گروه اینترفرون فقط 4 تن و در گروه ب.ث.ژ 13 تن از بیماران دچار عوارض جانبی داروها شدند. این مطالعه نشان داد که مصرف داخل مثانه ای داروی اینترفرون آلفا در مقایسه با ب.ث.ژ همراه با عود بیشتر ولی عوارض جانبی کمتر بوده است. با درنظر گرفتن قیمت بالای داروی اینترفرون در مقایسه با ب.ث.ژ و عود بیشتر تومور پس از مصرف اینترفرون، علی رغم عارضه جانبی کمتر مصرف این دارو، در کشورمان توصیه نمی شود.
علیرضا خوش بین خوش نظر، دکتر حسین مزدارانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

در این تحقیق حساسیت آزمون میکرونوکلئوس برای مانیتورینگ آثار کلاستوژنیک نوترون های سریع در دزهای پایین مورد بررسی قرار گرفت. موش های سوری نر با سن 12 هفته تحت تابش نوترون های سریع صادره از منبع آمرسیوم-برلیوم قرار گرفتند. دزهای دریافتی، 1.5، 2.25، 3.375، 5.06 سانتی گری بود. در زمان های 24، 48 و 72 ساعت پس از تابش دهی، موش ها به روش Cervical dislocation کشته شده و استخوان ران آنها خارج گردید. با استفاده از سرم جنینی گوساله، مغز استخوانشان خارج و سوسپانسیون سلولی تهیه شده، به روش مای گرانوالد گیمسا رنگ آمیزی شد و مورد تحلیل میکروسکوپی قرار گرفت. برای هر نمونه، 2000 سلول پلی کروماتیک اریتروسیت (PCE) و به همین میزان، سلول نوروکروماتیک اریتروسیت (NCE) شمارش شدند و فراوانی میکرونوکلئی در سلول های PCE محاسبه شد. در این بررسی مشاهده شد با افزایش دز تابشی، میزان سلول های PCE واجد میکرونوکلئوس افزایش یافته است. در زمان 24 ساعت با افزایش دز تابشی اختلاف معنی داری بین گروه ها از لحاظ بسامد در MNPCE بوجود آمد (P=0.0003) بطوری که بسامد MNPCE دز 5.06 سانتی گری با گروه شاهد و گروه 1.5 سانتی گری دارای اختلاف معنی داری بود (P=0.05). نتیجه اصلی از این تحقیق گرفته شد آن بود که آزمون میکرونوکلئوس روشی کم هزینه و حساس برای مانیتورینگ آثار کلاستوژنیک پرتوهای LET بالا در دزهای پایین می باشد.
علی اکبر عبداللهی، رضوان زرکشان، دکتر طالب آزرم،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

اکثر بیمارانی که در مرحله انتهایی سرطان بسر می برند از درد و رنج شکایت دارند و روش های مختلف تسکین درد در این بیماران همیشه جزء اهداف مهم مراکز بهداشتی-درمانی کشورهای مختلف بوده است. پس براین اساس پژوهشی نیمه تجربی به منظور بررسی تاثیر انفوزیون مداوم و تزریق متناوب مرفین در میزان تسکین درد بیماران مبتلا به سرطان در بیمارستان سیدالشهداء اصفهان انجام گرفت. روش نمونه گیری غیر احتمالی آسان، تعداد نمونه ها 11 نفر زن و 9 نفر مرد بوده است که در مرحله انتهایی سرطان قرار داشته اند. ابزار گردآوری داده ها چک لیستی بوده است که شامل دو قسمت است. قسمت اول مشخصات جمعیت شناختی بیماران را در برمی گرفت که با استفاده از مشاهده و مصاحبه ثبت گردید و قسمت دوم به میزان درد بیماران مربوط بود که با نمودار مقایسه بصری (VAS) هردو ساعت توسط بیمار علامت زده و میانگین 24 ساعت تسکین درد معلوم می شد، سپس داده های بدست آمده با روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج نشان داده است که روش انفوزیون مداوم نسبت به روش تزریق متناوب مرفین در تسکین درد بیماران مبتلا به سرطان موثرتر است (P<0.03). در این بررسی معلوم شد که متغیرهایی چون سن، جنس و نوع سرطان با روش های عرضه مرفین به بیماران و کاهش درد آنها، رابطه معناداری ندارند.
دکتر حمیدرضا تجری، دکتر محمدجعفر گلعلی پور، محمدعلی وکیلی، دکتر شهاب اخوت،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

کریپتورکیدیسم به معنای نهان بیضه ای یا نزول نیافتگی بیضه به داخل کیسه خود، یکی از شایع ترین اختلالات دستگاه تناسلی پسران است. این مطالعه برای تعیین شیوع کریپتورکیدیسم در نوزادان پسر در این منطقه انجام شد. مطالعه از نوع توصیفی می باشد و به روش مقطعی در جامعه نوزادان پسر متولد شده در مرکز آموزشی درمانی دزیانی در سال 1377 صورت پذیرفت. تعداد 2318 نوزاد پسر متولد شده در طی یکسال بطور معمول و نظام دار مورد معاینه فیزیکی استاندارد قرار گرفتند و ارتباط این اختلال از نظر یک طرفه یا دوطرفه بودن بیماری با سن مادر و دفعه حاملگی، وزن هنگام تولد، رسیده بودن نوزاد و نژاد بررسی شد. از 2318 نوزاد ارزیابی شده در بدو تولد، 89 نوزاد (3.8%) کریپتورکیدیسم داشتند که از این تعداد 2.3% کریپتورکیدیسم یک طرفه و 1.5% کریپتورکیدیسم دوطرفه بود. در این مطالعه بین کریپتورکیدیسم و سن حاملگی رابطه معنی دار وجود داشت (P<0.0001). بعلاوه میانگین وزن بدو تولد در نوزادان سالم، 3230 گرم و در نوزادان مبتلا به کریپتورکیدیسم، 2599 گرم بود که این اختلاف نیز معنی دار بوده است (P<0.0001). پژوهش حاضر مشخص نمود که شیوع کریپتورکیدیسم در نوزادان کم وزن و نارس بطور قابل توجهی افزایش یافته است بعلاوه رابطه معنی داری بین کریپتورکیدیسم با سن مادر و دفعه حاملگی مشاهده نشد. این مطالعه نشان داد، میزان شیوع کریپتورکیدیسم در این منطقه با سایر مطالعات انجام شده تفاوت قابل توجهی ندارد.
دکتر عزت الله قائمی، دکتر کیومرث قاضی سعیدی، مایا بابائی کوچکسرائی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

اثر غلظت های مختلف استرپتومایسین بر رشد سویه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در سویه های مقاوم به این دارو افزودن 0.1 میکروگرم در میلی لیتر استرپتومایسین به محیط لوون اشتاین، می تواند زمان ظهور کلنی را 7-5 روز کاهش دهد و افزودن حساس 0.01 میکروگرم در میلی لیتر از این دارو به محیط پایه لوون اشتاین، ظهور کلنی سویه ها را 5-1 روز تسریع نماید. سازوکار دقیق این عمل نامشخص است ولی ممکن است بعلت اثر استرپتومایسین روی پورین ها باشد که نقش انتقال مواد غذایی را به عهده دارند. وجود غلظت های پایین (0.1، 0.01 میکروگرم در میلی لیتر) استرپتومایسین در محیط لوون اشتاین سبب تغییر شکل کلنی در بعضی از سویه ها می شود.

صفحه 1 از 63    
اولین
قبلی
1
...
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.22 seconds with 47 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)