|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
دکتر محمدرضا امام هادی، دکتر حمیدرضا حاتمیان، دکتر شاهرخ یوسفزاده چابک، دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : مرالژی پارستتیکا (Meralgia Paresthetica)، ابتلا عصب پوستی–خارجی ران (Lateral Femoral Cutaneous Nerve) است که در صورت تشخیص داده نشدن یا تأخیر در درمان؛ موجب ناتوانی چشمگیر میشود. درمان جراحی گزینهای ضروری برای موارد شکست درمان دارویی است. این مطالعه به منظور مقایسه عود نشانههای بالینی دو روش جراحی آزادسازی با جابجایی و قطع عصب پوستی خارجی ران در درمان مرالژی پارستتیکا 14 بیمار مقاوم به درمان دارویی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقایسهای روی 14 بیمار (7 مرد و 7 زن) مبتلا به مرالژی پارستتیکا با درد مقاوم و عدم موفقیت درمان دارویی پس از دوماه، در مرکز جراحی اعصاب بیمارستان پورسینا رشت طی سالهای 1380-87 انجام شد. بیماران به صورت متوالی و غیراحتمالی انتخاب شدند و با انتخاب خودشان تحت دو نوع عمل جراحی آزادسازی با جابجایی عصب (نورولیز) یا قطع عصب (نورکتومی) قرار گرفتند. پس از جراحی، بیماران به مدت 18 ماه پیگیری و از نظر عود نشانههای بالینی یا بهبودی مقایسه شدند. یافتهها : عمل نورکتومی روی 9 بیمار (6 زن و 3 مرد) و عمل نورولیز روی 5 بیمار (1 زن و 4 مرد) انجام شد. میانگین سن بیماران 9.8±46.4 سال با دامنه سنی 33-35 سال بود. همچنین سن زنان 11.2±47.14 سال و مردان 9±45.6 سال بود و اختلاف آماری معنیداری نداشتند. مدت بروز نشانههای بیماری 11.9±18.14 ماه با دامنه 6-48 ماه بود. این زمان در زنان 10.3±16.4 ماه و در مردان 13.9±19.9 ماه بود و اختلاف آماری معنیداری نداشتند. تمام 5 بیمار عمل شده به روش نورولیز در زمان 3.4±3.8 ماه (دامنه سه هفته تا نه ماه) پس از عمل دچار عود بیماری شدند. تنها بیمار زن گروه نورولیز پس از 9 ماه علایم عود بیماری را نشان داد و میانگین و انحراف معیار زمان عود بیماری در مردان (4 نفر) 2.4±2.75 ماه بود. هیچ بیماری از گروه جراحی به روش نورکتومی در مدت پیگیری، نشانههای بالینی عود بیماری را نشان نداد. همچنین احتمال موفقیت عمل نورولیز 3% و احتمال عدم موفقیت عمل نورکتومی 0.2% تعیین گردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که در قطع عصب پوستی خارجی ران بزرگسالان برای درمان مرالژی پارستتیکا مقاوم به درمان دارویی، طی پیگیری 18 ماهه در مقایسه با نورولیز به عنوان روش درمانی مناسب پیشنهاد میشود.
امیرعباس قاسمی، دوره 16، شماره 3 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هماتوم سابدورال مزمن یکی از بیماریهای شایع در بیماران بستری در بخشهای جراحی اعصاب است. اگرچه استراتژی درمانی این بیماری ساده است؛ ولی پیشآگهی بیماران به راحتی قابل پیشبینی نیست. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر در پیشآگهی بیماران با هماتوم سابدورال مزمن جراحی شده به روش Burr hole trephination انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 90 بیمار با هماتوم سابدورال مزمن و جراحی شده در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه انجام شد. عوامل احتمالی موثر در پیشآگهی شامل سن، جنس، اندازه هماتوم، جابجایی عناصر خط وسط، تراکم و محل قرارگیری هماتوم، سطح هوشیاری قبل از عمل جراحی، نکات مهم در شرح حال، اتساع مغز و وجود هوا در داخل جمجمه بعد از عمل جراحی برای هر بیمار ثبت شد. برای ارزیابی پیشآگهی بیماران از مقیاس اصلاح شده Rankin استفاده گردید. مقیاس صفر و یک به عنوان پیشآگهی خوب و 2تا 5 بهعنوان پیشآگهی بد در نظر گرفته شد. یافتهها : 63 بیمار (70 درصد) پیشآگهی خوب و 27 بیمار (30 درصد) پیشآگهی بد داشتند. سن بالاتر از 70 سال، سطح هوشیاری پایین قبل از عمل جراحی (معیار کومای گلاسگو کمتر از 13) و سابقه دیابت به عنوان مهمترین متغیرهای مرتبط با پیشآگهی بد بعد از عمل جراحی تعیین شدند (P<0.05). نتیجهگیری : سن بیش از 70 سال، سطح هوشیاری پایین قبل از عمل جراحی و ابتلا به دیابت از عوامل تعیین کننده پیشآگهی بد در بیماران با هماتوم سابدورال مزمن عمل شده به روش Burr hole trephination هستند.
علی ترکاشوند، حسین مژده ای پناه، احمد ابراهیمی، فیروزه نادری، دوره 17، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : ترمیم اعصاب محیطی یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در جراحی ترمیمی بوده و علیرغم پیشرفتهای حاصله، ترمیم عصب در کمتر از 50 درصد باعث بهبود عملکرد میگردد. این مطالعه به منظور مقایسه نتایج آزمایشگاهی و بالینی ترمیم عصب اولنار به دو روش اپینوریوم و پرینوریوم انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 28 بیمار مبتلا به قطع عصب اولنار داوطلب عمل جراحی پیوند عصب به صورت تصادفی در دو گروه درمانی روش اپینوریوم و پرینوریوم تقسیم شدند. چهار ماه بعد از درمان وضعیت بهبودی بیماران با انجام معاینات حسی- حرکتی، الکترومیوگرافی و سرعت هدایت عصبی روی دو عضله FDI و ADM مقایسه گردید. یافتهها : میانگین مقادیر دامنه فعالیت عصب و زمان تاخیر و سرعت هدایت فعالیت عصب در سمت سالم نسبت به سمت مبتلا هم در روش اپینوریوم و هم در روش پرینوریوم دارای اختلاف آماری معنیداری بود (P<0.05). نسبت زمان تاخیر و سرعت هدایت در روش اپینوریوم نسبت به روش پرینوریوم مشابه بود و اختلاف آماری معنیداری نداشتند. میزان motor unit potential در عضله ADM 10 بیمار (71%) روش اپینوریوم و 9 بیمار (64%) روش پرینوریوم تعیین شد. فعالیت عضله FDI در 9 بیمار (64%) روش اپینوریوم و 8 بیمار (57%) روش پرینوریوم مشاهده شد. 5 بیمار (35.7%) در روش اپینوریوم و 4 بیمار (28.5%) در روش پرینوریوم دارای لمس سطحی بودند. حس درد در 11 بیمار (78.5%) روش اپینوریوم و 8 بیمار (57%) روش پرینوریوم وجود داشت. نتیجهگیری : ترمیم عصب اولنار به دو روش اپینوریوم و پرینوریوم از لحاظ نتایج الکترومیوگرافی و سرعت هدایت فعالیت عصب و عملکرد حسی و حرکتی هیچ تفاوتی نسبت به هم ندارند.
محمدرضا محمدی، شایان مهدی کیا، دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای سیستم عصبی مرکزی (Central Nerves System: CNS) به علت تنوع بافتی و علایم و میزان مورتالیتی و موربیدیتی بالا از جایگاه بهسزایی برخوردارند. دانستن اپیدمیولوژی این تومورها میتواند در برنامهریزی سیستم بهداشتی درمانی موثر باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به تومورهای سیستم عصبی مرکزی در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 141 بیمار (58 مرد و 83 زن) مبتلا به تومور CNS مراجعه کننده به بخشهای جراحی اعصاب و انکولوژی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 96-1392 انجام شد. اطلاعات موردنیاز شامل مشخصات دموگرافیک، سن، جنس، نوع تومور و علایم بالینی در چک لیستی وارد شدند. در مواقع لزوم اطلاعات با انجام مصاحبه و یا تماس تلفنی تکمیل شدند.
یافتهها: تودهها در 94 بیمار (66.6%) از نوع خوشخیم و در 47 بیمار (33.3%) از نوع بدخیم بودند. شایعترین تومور خوشخیم مننژیوما و شایعترین تومور بدخیم تومورهای متاستاتیک بودند. شایعترین تومور بدخیم اولیه گلایوبلاستوما (GBM) بود. شایعترین علایم بالینی سردرد در 43 مورد (30.5%) و تشنج در 24 مورد (17%) بودند. بین ابتلاء به تومور با دیابت، فشارخون بالا و هیپرلیدمی ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده شیوع دو سوم از تومورهای CNS به صورت خوشخیم و شیوع یک سوم از تومورهای CNS به صورت بدخیم بودند. شایعترین تومورهای خوشخیم و بدخیم به ترتیب شامل مننژیوما و متاستاتیک و شایعترین تومور بدخیم اولیه گلایوبلاستوما تعیین شدند. همچنین شایعترین شکایت بیماران سردرد و سپس تشنج تعیین گردید.
محمد پورمهدی، محمدهادی قریب، احسان فتاحی، روزبه شمس امیری، دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سینوس اسفنوئید یکی از چهار سینوس پارانازال واقع شده در استخوان اسفنوئید بوده و نقش مهمی در جراحیهای مربوط به غده هیپوفیز دارد. این سینوس با ساختارهای حیاتی مانند شریان کاروتید داخلی و عصب اپتیک مجاورت دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی رادیولوژیک ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید با استفاده از سیتیاسکن (Computed Tomography Scan) بیماران مراجعه کننده به مراکز تصویربرداری منتخب گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 180 بیمار (100 زن و 80 مرد) با میانگین سنی 35.69±13.07 سال مراجعه کننده برای انجام سیتیاسکن سینوسهای پارانازال یا سیتیاسکن سر و گردن با تجویز پزشک متخصص، به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر و مرکز تصویربرداری ایزدی گرگان در تیر و مرداد سال 1399 انجام شد. حجم و ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید شامل نوع هوادار شدن، وجود سپتا، برآمدگی و چسبندگی کانال کاروتید با استفاده از سیتیاسکن بررسی شدند.
یافتهها: توزیع فراوانی نوع سینوسها بر اساس محل هوادار شدن در 151 نفر (83.8%) پست سلار، 25 نفر (13.8%) سلار و 4 نفر (2.2%) پره سلار تعیین شد. میانگین حجم سینوس چپ و حجم کلی در مردان بهطور معنیداری بیشتر از زنان بود (P<0.05). 20 نفر (11.1%) دارای چسبندگی کانال کاروتید به سینوس اسفنوئید بودند. تفاوت آماری معنیداری در توزیع چسبندگی کانال کاروتید، وجود سپتوم اضافه، و برآمدگی کانال کاروتید بر حسب جنسیت مشاهده نشد. هوادار شدن زائده کلینوئید قدامی، زائده پتریگوئید، بال بزرگ و بال کوچک اسفنوئید نیز تفاوت معنیداری بر حسب جنس نشان ندادند. ارتباط آماری معنیداری بین برآمدگی به کاروتید چپ و هوادار شدن بال کوچک و بزرگ اسفنوئید، پتریگوئید و کلینوئید قدامی مشاهده شد (P<0.05). در سمت راست این ارتباط با هوادار شدن بال کوچک اسفنوئید نبود. در مورد چسبندگی کانال کاروتید، تنها ارتباط آماری معنیدار با هوادار شدن زائده پتریگوئید در سمت چپ مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: شایعترین فرم سینوس اسفنویید از نوع پست سلار و میانگین حجم سینوس کلی و چپ در مردان بیشتر از زنان بود. جنسیت برای تغییرات وسیع و تنوع بسیار زیاد ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنویید عامل پیشبینی کننده خوبی تعیین نشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|