<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1393 جلد17 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه نتایج ترمیم عصب اولنار به دو روش اپی‌نوریوم و پری‌نورویوم</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2274&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : ترمیم اعصاب محیطی یکی از چالش برانگیزترین مباحث در جراحی ترمیمی بوده و علی رغم پیشرفت های حاصله، ترمیم عصب در کمتر از 50 درصد باعث بهبود عملکرد می گردد. این مطالعه به منظور مقایسه نتایج آزمایشگاهی و بالینی ترمیم عصب اولنار به دو روش اپی نوریوم و پری نوریوم انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 28 بیمار مبتلا به قطع عصب اولنار داوطلب عمل جراحی پیوند عصب به صورت تصادفی در دو گروه درمانی روش اپی نوریوم و پری نوریوم تقسیم شدند. چهار ماه بعد از درمان وضعیت بهبودی بیماران با انجام معاینات حسی- حرکتی، الکترومیوگرافی و سرعت هدایت عصبی روی دو عضله FDI و ADM مقایسه گردید. یافته ها : میانگین مقادیر دامنه فعالیت عصب و زمان تاخیر و سرعت هدایت فعالیت عصب در سمت سالم نسبت به سمت مبتلا هم در روش اپی نوریوم و هم در روش پری نوریوم دارای اختلاف آماری معنی داری بود (P&lt;0.05). نسبت زمان تاخیر و سرعت هدایت در روش اپی نوریوم نسبت به روش پری نوریوم مشابه بود و اختلاف آماری معنی داری نداشتند. میزان motor unit potential در عضله ADM 10 بیمار (71%) روش اپی نوریوم و 9 بیمار (64%) روش پری نوریوم تعیین شد. فعالیت عضله FDI در 9 بیمار (64%) روش اپی نوریوم و 8 بیمار (57%) روش پری نوریوم مشاهده شد. 5 بیمار (35.7%) در روش اپی نوریوم و 4 بیمار (28.5%) در روش پری نوریوم دارای لمس سطحی بودند. حس درد در 11 بیمار (78.5%) روش اپی نوریوم و 8 بیمار (57%) روش پری نوریوم وجود داشت. نتیجه گیری : ترمیم عصب اولنار به دو روش اپی نوریوم و پری نوریوم از لحاظ نتایج الکترومیوگرافی و سرعت هدایت فعالیت عصب و عملکرد حسی و حرکتی هیچ تفاوتی نسبت به هم ندارند.</description>
						<author>فیروزه نادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر هشت هفته تمرین هوازی با تمرین ترکیبی بر سطح لپتین و گلوکز سرم مردان مبتلا به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2273&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : هورمون لپتین نقش مهمی در چاقی و دیابت نوع 2 دارد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین هوازی و ترکیبی (تمرین هوازی و مقاومتی) بر سطوح هورمون لپتین و گلوکز سرم مردان مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 24 مرد مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به مرکز دیابت بیمارستان طالقانی کرمانشاه در سال 1391 انجام شد. بیماران به طور تصادفی در سه گروه هشت نفری کنترل، تمرین هوازی و تمرین ترکیبی (تمرین هوازی و مقاومتی) قرار گرفتند. تمرینات در هشت هفته شامل سه جلسه در هفته به مدت یک ساعت انجام گردید. گروه کنترل هیچگونه فعالیت ورزشی نداشت. سطح لپتین و گلوکز ناشتا سرم 48 ساعت پیش از آغاز مداخله و 48 ساعت پس از پایان مداخله در حالت ناشتا به عنوان مقادیر پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شد. یافته ها : در پیش آزمون تفاوت آماری معنی داری در سطح هورمون لپتین و گلوکز ناشتا سرم بین سه گروه مشاهده نشد. پس از مداخله در گروه تمرین هوازی گلوکز ناشتا سرم و در گروه تمرین ترکیبی سطح لپتین و گلوکز ناشتا سرم کاهش آماری معنی داری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : تمرین هوازی و ترکیبی با کاهش در گلوگز سرم برای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 پیشنهاد می شوند؛ اما تمرین ترکیبی با توجه به کاهش در سطح لپتین، برای این دسته از بیماران سودمندتر است.</description>
						<author>وحید تأدیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پیوند سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر تعداد سلول‌های عصبی و حافظه در مدل ضایعه هیپوکامپ توسط تری متیلین کلراید</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2278&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : امروزه به دنبال تایید وجود نوروژنز در مغز پستانداران بالغ، استفاده از سلول های بنیادی به عنوان یک روش درمانی مناسب برای بهبود بسیاری از بیماری های سیستم عصبی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بدین ترتیب که با پیوند سلول های بنیادی، بازسازی نورونی در نواحی تخریب شده ایجاد می گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر پیوند سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر آسیب های وارده به هیپوکامپ انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در چهار گروه 7 تایی کنترل، مدل، شاهد و درمان قرار گرفتند. حیوانات نوروتوکسین تری متیلین کلراید را به میزان 8 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از طریق تزریق داخل صفاقی دریافت کردند. یک هفته پس از دریافت نوروتوکسین، سلول های بنیادی به روش استریوتاکسی تزریق شد. شش هفته پس از تزریق سلول ها، حافظه فضایی موش ها به روش ماز آبی موریس بررسی شد. همچنین مطالعه بافتی با روش رنگ آمیزی نیسل و شمارش سلول های سالم توسط نرم افزار Olysia bio report انجام گردید. یافته ها : به دنبال پیوند سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان، تعداد نورون های سالم در گروه درمان (15.19&amp;plusmn;74) در مقایسه با گروه شاهد (12.971&amp;plusmn;44.67) و گروه مدل (18.105&amp;plusmn;48.56) بیشتر بود (P&lt;0.05). همچنین در آزمون ماز آبی موریس، به دنبال پیوند سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان، گروه درمان (189.18&amp;plusmn;378.35)، (13.67&amp;plusmn;31.30) مسافت و زمان کمتری برای رسیدن به سکوی مخفی طی نمود؛ ولی این کاهش نسبت به گروه شاهد (192.56&amp;plusmn;438.18)، (14.89&amp;plusmn;40.14) و گروه مدل (225.44&amp;plusmn;407.98) ، (17.15&amp;plusmn;37.68) معنی دار نبود. همچنین مسافت طی شده در ربع هدف توسط گروه درمان (125.91&amp;plusmn;799.8) نسبت به گروه مدل (136.94&amp;plusmn;588.51) و گروه شاهد (86.47&amp;plusmn;546.48) افزایش آماری معنی داری یافت (P&lt;0.05). نتیجه گیری : استفاده از سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان باعث کاهش آسیب های وارده به هیپوکامپ به صورت افزایش تعداد نورون های پیرامیدال و بهبود حافظه گردید.</description>
						<author>مهدی مهدی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نیکوتین، ریتالین و مصرف توأم نیکوتین و ریتالین بر تولید روزانه و ذخیره اسپرم موش سوری BALB/c</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2277&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : نیکوتین یک ماده اعتیادآور و ریتالین دارویی است که برای درمان اختلالات بیش فعالی و نقص توجه مورد استفاده قرار می گیرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ریتالین، نیکوتین و مصرف توأم آنها بر تولید روزانه اسپرم و ذخیره اسپرم اپیدیدیمی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 120 سر موش سوری نر بالغ نژاد BALB/c به صورت تصادفی به یک گروه کنترل و 11 گروه تجربی تقسیم شدند. در گروه های تجربی اول، دوم و سوم از نیکوتین به میزان 400 ، 200 و 100 میکروگرم برکیلوگرم وزن بدن، در گروه های تجربی چهارم و پنجم از ریتالین به میزان 10 و 2 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن و در گروه های تجربی ششم و هفتم از نیکوتین به میزان 400 میکروگرم برکیلوگرم وزن بدن و از ریتالین به میزان 10 و 2 میلی گرم بر کیلو گرم وزن بدن، در گروه های هشتم و نهم از نیکوتین به میزان 200 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن و از ریتالین به میزان 10 و 2 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن و در گروه های دهم و یازدهم از نیکوتین به میزان 100 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن و از ریتالین به میزان 10 و 2 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ به مدت 40 روز استفاده شد. در پایان، تولید روزانه اسپرم و ذخیره اسپرم اپیدیدیمی تعیین گردید. یافته ها : در گروه های مصرف کننده نیکوتین با دوز زیاد و ریتالین با دوزهای مختلف و اکثر گروه هایی که به صورت توأم از این دو ماده استفاده کردند؛ در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی داری در تولید روزانه اسپرم دیده شد (P&lt;0.05)؛ ولی در مصرف توأم نیکوتین و ریتالین گروه های هشتم، نهم، دهم و یازدهم، افزایش آماری معنی داری در ذخیره اسپرم اپیدیدیمی مشاهده گردید (P&lt;0.05). نتیجه گیری : مصرف توأم نیکوتین و ریتالین سبب کاهش تولید روزانه اسپرم و افزایش ذخیره اسپرم در اپیدیدیم می گردد.</description>
						<author>سیمین فاضلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عصاره الکلی زنجبیل طی دوران جنینی و شیرخوارگی بر سطح سرمی هورمون‌های تستوسترون، FSH ، LH و سلول‌های دودمانی جنسی زاده‌های نر بالغ موش صحرایی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2276&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : زنجبیل یک طعم دهنده مواد غذایی و یکی از گیاهان دارویی است که در درمان بسیاری از بیماری ها از جمله اختلالات باروری و ناتوانایی های جنسی مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به آن که برخی از این اختلالات مربوط به زمان های جنینی و شیرخوارگی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف زنجبیل طی دوران جنینی و شیرخوارگی بر هورمون های تستوسترون، محرک فولیکول (FSH)، لوتئینی کننده (LH) و سلول های دودمانی جنسی زاده های نر بالغ موش صحرایی انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 72 سر موش ماده بالغ به 9 گروه تقسیم شدند. گروه ها شامل کنترل، شم (دریافت کننده 0.5ml آب مقطر روزانه) در دو دوره پره ناتال و نئوناتال، شش گروه دریافت کننده عصاره الکی زنجبیل (خوراکی) با دوزهای 50 ، 100 و 200 mg/kg/bw در دو دوره پره ناتال و نئوناتال بودند. در پایان دوره شیرخوارگی، زاده های نر گروه های مختلف جدا و در زمان بلوغ از هر گروه به طور تصادفی 8 سر موش انتخاب شدند. پس از خون گیری از نمونه ها، میزان هورمون های جنسی سنجیده شد. همچنین با جداسازی بیضه ها تعداد سلول های لایدیگ، سرتولی، اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید شمارش گردید. یافته ها : زنجبیل در میزان هورمون  تستوسترون در تمام گروه های تجربی باعث افزایش آماری معنی  دار (P&lt;0.05) و در میزان FSH و LH گروه های دریافت کننده دوزهای 100 و 200 mg/kg/bw کاهش آماری معنی دار (P&lt;0.05) و در تعداد سلول های لایدیگ و اسپرماتوگونی گروه های دریافت کننده دوز 200 mg/kg/bw و سرتولی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید گروه های دریافت کننده دوزهای 100 و 200 mg/kg/bw افزایش آماری معنی داری (P&lt;0.05) مشاهده شد. نتیجه گیری : مصرف عصاره الکلی زنجبیل در دوره های پره ناتال و نئوناتال افزایش تستوسترون و سلول های دودمانی جنسی می گردد.</description>
						<author>سیدابراهیم حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر روغن دانه انگور بر هورمون‌های گنادوتروپین و تستوسترون موش‌های صحرایی نر مسموم شده با استات سرب</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2275&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : عواقب در معرض قرار گرفتن سرب بر روی تولید مثل بسیار گسترده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر روغن دانه انگور (Vitis vinifera) بر هورمون های گنادوتروپین و تستوسترون موش های صحرایی نر مسموم شده با استات سرب انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 56 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به 7 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکرد. گروه شاهد دریافت کننده یک میلی لیتر آب مقطر به مدت 21 روز، گروه تجربی اول دریافت کننده 8 mg/kg/bw روغن دانه انگور به مدت 21 روز، گروه تجربی دوم دریافت کننده0.1 میلی مول استات سرب حل شده در آب مقطر از طریق نوشیدن آب آشامیدنی به مدت 21 روز، گروه تجربی سوم و چهارم و پنجم طی 21 روز اول 0.1 میلی مول استات سرب حل شده در آب مقطر از طریق نوشیدن آب آشامیدنی دریافت نمود و سپس از روز 22 لغایت 42 روغن دانه انگور را به ترتیب با مقادیر 2, 4, 8 mg/kg/bw دریافت نمود. در پایان روز 21 از گروه های کنترل، شاهد، گروه های تجربی 1 و 2 و در پایان روز 42 از گروه های تجربی 3 ، 4 و 5 خونگیری به عمل آمد و میزان هورمون های LH ، FSH و تستوسترون با استفاده از روش رادیوایمونواسی اندازه گیری گردید. یافته ها : میانگین غلظت هورمون های LH ، FSH و تستوسترون در گروه تجربی 2 نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی داری یافت (P&lt;0.05). گروه های تجربی 4 و 5 نسبت به گروه تجربی 2 افزایش آماری معنی داری را در میزان هورمون های LH ، FSH و تستوسترون نشان دادند (P&lt;0.05). نتیجه گیری : عصاره روغن دانه انگور در دوزهای 4 و 8 میلی گرم باعث افزایش میزان هورمون های LH ، FSH و تستوسترون موش های مسموم شده با استات سرب می گردد.</description>
						<author>مختار مختاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر رفتاردرمانی، دارودرمانی و روش توأم رفتار و دارودرمانی بر کاهش علایم اختلال نقص توجه / بیش فعالی کودکان</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2279&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : نقص توجه / بیش فعالی اختلالی شایع در دوران کودکی با شیوع 5-3 درصد است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر رفتاردرمانی، دارودرمانی و روش توأم رفتار و دارودرمانی بر کاهش علایم اختلال نقص توجه / بیش فعالی کودکان انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه شبه تجربی روی 40 دانش آموز پسر دوره ابتدایی شهر گرگان در سال تحصیلی 90-1389 انجام شد. کودکان به طور غیرتصادفی در چهار گروه کنترل، رفتاردرمانی، دارودرمانی (ریتالین، 10 میلی گرم سه بار در روز) و روش توأم رفتار و دارودرمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از مقیاس درجه  بندی کانرز فرم والدین (منزل) و فرم معلم (مدرسه) جمع آوری شد. اثربخشی مداخله در پیش آزمون و پس آزمون طی هشت هفته مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها : علایم اختلال نقص توجه / بیش فعالی به طور معنی داری در هر سه گروه رفتاردرمانی، دارودرمانی و روش توأم رفتار و دارودرمانی کاهش یافت (P&lt;0.05)؛ اما این کاهش علایم در گروه دارودرمانی و روش توأم رفتار و دارودرمانی بیش از گروه رفتاردرمانی بود. نتیجه گیری : دارودرمانی و ترکیب رفتار و دارودرمانی اثر مشابهی در کاهش علایم اختلال نقص توجه / بیش فعالی کودکان دارند.</description>
						<author>منصور حکیم جوادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط شاخص قوس کف پا و تعادل ایستای زنان ورزشکار با آسیب در اندام تحتانی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2280&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : با افزایش تعداد ورزشکاران، میزان آسیب های وابسته به آن نیز افزایش یافته و از این میان، اندام تحتانی بیشتر در معرض آسیب های ورزشی قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط شاخص قوس کف پا و تعادل ایستای زنان ورزشکار با آسیب در اندام تحتانی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی با نمونه گیری در دسترس روی 18 زن ورزشکار سالم و 18 زن ورزشکار با آسیب در اندام تحتانی انجام شد. برای ثبت آسیب های ورزشی از فرم جمع آوری اطلاعات، برای سنجش ساختار پا از آزمون شاخص قوس کف پا و برای سنجش تعادل ایستا از آزمون Stork استفاده شد. یافته ها : میانگین تعادل ایستا در حالت چشم باز در گروه های مورد و شاهد به ترتیب 16.10 ثانیه و 26.53 ثانیه تعیین شد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). بین تعادل ایستا در حالت چشم بسته و نیز شاخص قوس کف پا در دو گروه مورد و شاهد اختلاف آماری معنی داری یافت نشد. نتیجه گیری : کاهش تعادل ایستایی با احتمال ضعف کنترل عصبی عضلانی، می تواند یکی از عوامل اثرگذار بر آسیب دیدگی اندام تحتانی زنان ورزشکار باشد.</description>
						<author>زهرا درزی شیخ</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط مؤلفه‌های رژیم غذایی با خطر پرفشاری خون : مطالعه قند و لیپید تهران (90-1387)</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2289&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : پرفشاری خون در درازمدت منجر به آسیب های جبران ناپذیر سیستم قلبی - عروقی، مویرگ های حساس و افزایش احتمال بروز سکته های مغزی می شود و می تواند اثرات دیگر عوامل خطرساز بیماری های قلبی - عروقی مانند دیس لیپیدمی، سیگار، دیابت و چاقی را تشدید کند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط برخی عوامل رژیم غذایی با خطر پرفشاری خون در افراد شرکت کننده در مرحله چهارم مطالعه قند و لیپید تهران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 6089 فرد (2807 مرد و 3282 زن) 70-19 ساله شرکت کننده در مرحله چهارم مطالعه قند و لیپید تهران در سال های 90-1387 انجام شد. در مطالعه حاضر تمامی افراد با اطلاعات کامل تغذیه، دموگرافیک، تن سنجی و ارزیابی های فشارخون برای آنالیز انتخاب شدند. اطلاعات رژیم غذایی با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک با 147 ماده غذایی روا و پایا ارزیابی شد. نسبت شانس پرفشاری خون در چارک های عوامل غذایی با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک و با تعدیل اثر عوامل احتمالی مخدوش گر ارزیابی شد. یافته ها : شیوع پرفشاری خون 29.8% تعیین شد. میانگین وزن، نمایه توده بدن و دورکمر در مبتلایان به پرفشاری خون به طور معنی داری بالاتر از افراد سالم بود (P&lt;0.05). شیوع چاقی شکمی و بی سوادی نیز در مبتلایان به پرفشاری خون در مقایسه با افراد سالم بیشتر بود (P&lt;0.05). رابطه مستقیم غیرمعنی داری میان دانسیته انرژی، چربی کل و چربی اشباع مشاهده شد. دریافت مقادیر بالاتر فیبر با کاهش خطر پرفشاری خون در ارتباط بود (OR: 0.62, 95% CI: 0.37-0.98, P&lt;0.05). چهارک چهارم دریافت پروتئین رژیم غذایی نیز با افزایش خطر پرفشاری خون همراه بود (OR: 1.2, 95% CI: 1.02-1.43, P&lt;0.05). افرادی که مقادیر کمتری میوه و مغز دانه دریافت کرده بودند (OR: 1.33, 95% CI: 1.15-1.85, P&lt;0.05)؛ در مقایسه با افراد دارای مقادیر بالاتری از میوه و مغز دانه در رژیم غذایی (OR: 1.21, 95% CI: 1.02-1.42, P&lt;0.05)، شانس بالاتری برای ابتلا به پرفشاری خون داشتند. نتیجه گیری : مصرف مقادیر بالاتری از فیبر می تواند اثرات محافظتی در برابر پرفشاری خون داشته باشد. در حالی که برخی مؤلفه های دیگر رژیم غذایی از جمله مقادیر بالای پروتئین می تواند به عنوان عامل خطر محسوب گردد.</description>
						<author>فریدون عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی مقاومت به آنتی‌بیوتیک ایمی‌پنم در ایزوله‌های بالینی و مقایسه نتایج دیسک‌های ایمی‌پنم ایرانی و خارجی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2286&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : در ایران مقاومت به آنتی بیوتیک ایمی پنم درحال افزایش است. با توجه به اهمیت این آنتی بیوتیک در درمان عفونت های بیمارستانی و نقش کلیدی روش انتشار دیسک به عنوان روش اصلی تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی، در این مطالعه فراوانی مقاومت به آنتی بیوتیک ایمی پنم در ایزوله های بالینی جدا شده از بیماران و نتایج حاصل از دیسک های ایمی پنم ایرانی و خارجی مقایسه گردید. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 241 ایزوله باکتریایی از بیماران بستری در بخش های مختلف بیمارستان بقیه الله (عج) تهران جداسازی شد. پس از خالص سازی ارگانیسم های حاصله، هویت ایزوله ها به وسیله تست های بیوشیمیایی تعیین شد. سپس مقاومت به ایمی پنم با استفاده از آنتی بیوگرام به روش انتشار دیسک توسط دیسک های رایج ایمی پنم ایرانی و خارجی (شرکت Mast) تعیین و از طریق آزمون مک نمار مقایسه گردید. با استفاده از آزمون آنتی بیوگرام به روش انتشار دیسک، ایزوله های مقاوم به ایمی پنم از نظر مقاومت به شش گروه مختلف آنتی بیوتیکی شامل جنتامایسین، سفتازیدیم، تتراسایکلین، آزیترومایسین، سفالکسین و سیپروفلوکسازین بررسی شد. یافته ها : ارگانیسم های جدا شده به ترتیب کلبسیلا، اشریشیا کلی و سودوموناس ائروژینوزا بودند. بیشترین نمونه بالینی مربوط به نمونه ادرار (28%) و پس از آن نمونه زخم (18.5%) بود. براساس نتیجه آنتی بیوگرام با دیسک ایمی پنم داخلی 62 ایزوله (25.7%) و براساس دیسک Mast 19 ایزوله (7.8%) به ایمی پنم مقاوم بودند. خطای آزمایشگاهی حاصل از دیسک ایمی پنم ایرانی نسبت به دیسک Mast به طور معنی داری بالا بود (P&lt;0.05). از بین 19 ایزوله مقاوم به ایمی پنم، 17 ایزوله سودوموناس ائروژینوزا و دو ایزوله دیگر انتروکوک و کلبسیلا بودند. 57 درصد کل ایزوله های مقاوم به ایمی پنم مربوط به بخش ICU بود. بیشترین مقاومت ایزوله های مقاوم به ایمی پنم به جنتامایسین (84%) و کمترین آن به سیپروفلوکسازین (63%) بود و 84 درصد ایزوله ها دارای مقاومت چندگانه بودند. نتیجه گیری : اگرچه در این مطالعه درصد کمی از ایزوله های حاصله (به عنوان مهم ترین پاتوژن های بیمارستانی) به ایمی پنم مقاوم بودند؛ اما میزان مقاومت چندگانه در این ایزوله ها و این که اغلب آنها از بخش ICU جدا شده بودند؛ قابل توجه است.</description>
						<author>عباسعلی ایمانی فولادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین سیر علائم بالینی عمل جراحی بای‌پس ژژنوایلئال اصلاح شده بیماران دچار چاقی مفرط</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2287&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : عمل جراحی جزء درمان های موثر در چاقی مفرط است. روش کلاسیک ژژنوایلئال باعث ایجاد عوارض زیاد می گردد. این مطالعه به منظور تعیین سیر علائم بالینی عمل جراحی بای پس ژژنوایلئال اصلاح شده بیماران با چاقی مفرط انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 120 فرد با چاقی مفرط داوطلب جراحی بای پس ژژنوایلئال اصلاح شده انجام شد. عضو بدون عملکرد به کیسه صفرا و سکوم آناستوموز گردید. کاهش وزن و عوارض بعد از عمل شامل اسهال، دل پیچه، تهوع، استفراغ، آرترالژی و ریزش مو در طول یک سال ثبت گردید. یافته ها : قبل از عمل جراحی، میانگین وزن 136 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 48 بود. در طول یک سال بعد از عمل جراحی میانگین وزن و شاخص توده بدنی به 83 کیلوگرم و 29.8 کاهش یافت (P&lt;0.05). قبل از عمل جراحی، عوارض ناشی از چاقی شامل دردمفاصل (24.3%)، تنگی نفس (21.6%)، مشکلات قلبی &amp;ndash; عروقی (10.8%)، کبد چرب (5.4%) و اختلالات خواب (5.4%) بود. پس از پیگیری یک ساله بعد از عمل، تنگی نفس و دردمفاصل هر کدام تنها در 2 بیمار (1.5%) گزارش شد و بقیه علایم بهبود کامل یافتند (P&lt;0.05). هیچ کدام از بیماران دچار عارضه جدی بعد از عمل نشدند. نتیجه گیری : عمل بای پس ژژنوایلئال اصلاح شده در کاهش وزن و حفظ آن موثر است و سبب ایجاد عارضه وخیم بعد از عمل نمی گردد.</description>
						<author>فیروزه نادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رضایت بیماران از جراحی سپتوپلاستی و انطباق با نتایج تست رینومانومتری</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2284&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : انسداد بینی شایع ترین شکایتی است که منجر به سپتوپلاستی به عنوان یکی از اعمال جراحی شایع در ENT می شود. این مطالعه به منظور تعیین رضایت بیماران با جراحی سپتوپلاستی و انطباق با نتایج تست رینومانومتری قبل و بعد از عمل انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 41 بیمار داوطلب جراحی سپتوپلاستی به دلیل انسداد همراه با انحراف تیغه میانی بینی انجام شد. قبل از عمل جراحی و شش ماه پس از آن، تست رینومانومتری برای بیماران انجام و شکایات شایع شامل انسداد و گرفتگی بینی، تنفس مشکل حین خواب، عدم کفایت تنفسی حین فعالیت و ورزش و تنفس مشکل از راه بینی مورد پرسش قرار گرفت. همچنین با استفاده از پرسشنامه GBI (glasgow benefit inventory) همزمان با تست رینومانومتری دوم میزان رضایتمندی و اثر جراحی بر کیفیت زندگی بیماران بررسی شد. یافته ها : شکایات بیماران شامل انسداد و گرفتگی بینی (78.8%)، تنفس مشکل حین خواب (65.85%)، عدم کفایت تنفسی حین فعالیت و ورزش (68.29%) و تنفس مشکل از راه بینی (82.92%) به صورت معنی داری بعد از سپتوپلاستی کاهش یافت (P&lt;0.05). رضایتمندی کلی بیماران بعد از سپتوپلاستی 90.24% تعیین شد. تست رینومانومتری به تنهایی پیش بینی کننده رضایتمندی بعد از جراحی نبود. نتیجه گیری : رضایتمندی کلی بیماران بعد از جراحی سپتوپلاستی 90.24% تعیین شد که ارتباطی با نتایج تست رینومانومتری نداشت.</description>
						<author> شادمان نعمتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین غلظت فلزات سنگین کادمیوم، سرب، روی و مس در خیار و گوجه‌فرنگی توزیع شده از میدان‌های میوه و تره‌بار گرگان و گنبد</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2283&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : در حال حاضر آلودگی مواد غذایی رو به افزایش بوده و مصرف آنها تهدیدی برای سلامت انسان است. این مطالعه به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین کادمیوم، سرب، روی و مس در خیار و گوجه فرنگی توزیع شده از میدان های میوه و تره بار گرگان و گنبد انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی 48 نمونه خیار و 48 نمونه گوجه فرنگی از میدان های میوه و تره بار شرق گنبد و مرکزی گرگان در دو فصل بهار و تابستان سال 1391 تهیه گردید. مراحل آماده سازی و هضم نمونه ها مطابق با روش استاندارد انجام شد. غلظت فلزات سنگین کادمیوم، سرب، روی و مس با پلاروگراف به روش ولتامتری تعیین گردید. یافته ها : میانگین غلظت های روی، کادمیوم، سرب و مس در نمونه های خیار گنبد به ترتیب 7.7&amp;plusmn;53.4، 0.013&amp;plusmn;0.09، 0.21&amp;plusmn;1.47، 0.66&amp;plusmn;4.1 و در نمونه های خیار گرگان به ترتیب 8.7&amp;plusmn;60.3، 0.017&amp;plusmn;0.12، 0.2&amp;plusmn;1.4 و 0.53&amp;plusmn;3.7 برحسب میلی گرم بر کیلوگرم وزن تر تعیین شد. میانگین غلظت های روی، کادمیوم، سرب و مس در نمونه های گوجه فرنگی گنبد به ترتیب 2.6&amp;plusmn;17.9، 0.004&amp;plusmn;0.03، 0.07&amp;plusmn;0.5 و 0.12&amp;plusmn;0.85 و در نمونه های گوجه فرنگی گرگان به ترتیب 3.4&amp;plusmn;23.8، 0.01&amp;plusmn;0.08، 0.09&amp;plusmn;0.66 و 0.24&amp;plusmn;1.7 برحسب میلی گرم بر کیلوگرم وزن تر تعیین شد. میانگین غلظت کادمیوم و سرب به ترتیب در نمونه های خیار بیش از 2 و 14، در نمونه های گوجه فرنگی گنبد 0.6 و 5 و در نمونه های گوجه فرنگی گرگان 1.6 و 7 برابر بیش از حد مجاز تعیین شده سازمان بهداشت جهانی بود. نتیجه گیری : میانگین غلظت سرب و کادمیوم در نمونه های خیار و گوجه فرنگی بسیار بیشتر از حد مجاز و غلظت همه فلزات سنگین مورد سنجش در خیار بیشتر از گوجه فرنگی است.</description>
						<author> علی ظفرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط حجم جمجمه و مغز با وزن و قد افراد 26-18 ساله</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2282&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : انتروپومتری علمی است که روی اندازه های بدن انسان مطالعه می کند. یکی از گرایش های این رشته، مطالعه اندازه جمجمه و حجم مغز در انسان و اثر آن بر روی اندازه اعضای دیگر است. این مطالعه به منظور تعیین حجم جمجمه و وزن مغز و ارتباط آن با قد و وزن افراد 26-18 ساله انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی &amp;ndash; تحلیلی روی 286 دانشجو (150 دختر و 136 پسر) در دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد. اندازه جمجمه، حجم مغز، قد، وزن، شاخص مغزی و نسبت مغز به بدن اندازه گیری شد. یافته ها : میانگین حجم مغز پسران ودختران به ترتیب 1393.31 و 1168.71 میلی متر مکعب، میانگین وزن مغز پسران و دختران به ترتیب 1445.19 و 1209.61 گرم و میانگین شاخص مغزی پسران و دختران به ترتیب 1.99 و 2.2 تعیین شد (P&lt;0.05). همبستگی مثبت آماری در هر دو جنس بین حجم مغز با قد و وزن و شاخص توده بدنی مشاهده گردید. نتیجه گیری : حجم و وزن مغز پسران بیش از دختران و شاخص مغزی دختران بیش از پسران بود.</description>
						<author>علی خسروبیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>همسرآزاری طی دوران بارداری در استان مازندران (90-1389)</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2288&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بارداری نه تنها سبب کاهش یا توقف خشونت علیه زنان نمی شود؛ بلکه حتی می تواند سبب شروع یا تشدید آن گردد. این مطالعه به منظور تعیین انواع همسرآزاری طی دوران بارداری در استان مازندران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی به عنوان بخشی از یک مطالعه کوهورت آینده نگر روی 1500 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی استان مازندران از بهمن 1389 تا شهریور 1390 انجام گردید. داده ها با پرسشنامه سوء رفتارتغییریافته استاندارد سازمان بهداشت جهانی و مصاحبه با زنان باردار جمع آوری شد. پرسش ها شامل سه بخش سوء رفتار فیزیکی، روحی و جنسی بود و با شدت های خفیف، متوسط و شدید طبقه بندی شد. یافته ها : شایع ترین نوع همسرآزاری محدود کردن مادران در مایحتاج زندگی (88%) بود. شیوع انواع همسرآزاری فیزیکی، روحی و جنسی در دوران بارداری به ترتیب 10.8%، 69.7% و 14.1% تعیین شد. شانس عود همسرآزاری فیزیکی در زنان با سطح سواد کمتر و سطح اجتماعی - اقتصادی پایین تر بیش از زنان با سطح سواد بیشتر و سطح اجتماعی - اقتصادی بالاتر بود (P&lt;0.05). این تفاوت در گروه همسرآزاری روحی معنی دار نبود. نتیجه گیری : همسرآزاری خفیف به خصوص از نوع روحی طی دوران بارداری در استان مازندران از شیوع بالایی برخوردار بود.</description>
						<author>جمشید یزدانی چراتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ساختار ژنتیکی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به روش MIRU-VNTR</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2281&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : روش MIRU-VNTR به یکی از فراگیرترین روش های استاندارد شده ژنوتایپینگ مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس تبدیل شده است. این مطالعه به منظور تعیین ساختار ژنتیکی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به روش MIRU-VNTR و نیز تعیین نقش اعضای دیگر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس در ایجاد بیماری سل انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 53 جدایه حاصل از کشت باکتریایی نمونه های خلط و لاواژ معدی بیماران مشکوک به بیماری سل انجام شد. به منظور تعیین هویت جدایه ها در ابتدا از آزمون های 16S rRNA و Rv Typing و در مرحله بعد از آزمون RD typing استفاده شد. سپس با به کارگیری 12 لوکوس شناخته شده MIRU-VNTR typing ژنوتایپ جدایه ها مشخص گردید. یافته ها : در مجموع 44 تیپ ژنتیکی مورد شناسایی قرار گرفت. به طوری که 13 جدایه در 4 تیپ ژنتیکی به صورت مشترک یک ژنوتیپ را از خود نشان دادند و 40 تیپ ژنتیکی هر کدام فقط توسط یک جدایه نمایش داده شدند. در مقایسه میان لوکوس های 12 گانه MIRU-VNTR از نظر قدرت تفریق مشخص گردید MIRU-26 با 7 آلل قدرتمندترین توان افتراق میان جدایه ها را از خود نشان داده است. به طوری که Simpson&amp;rsquo;s diversity index در این لوکوس عدد 0.767 بود. به جز یک جدایه با هویت مایکوباکتریوم بوویس، 52 جدایه دیگر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بودند. هیچ یک از نمونه ها به سایر اعضای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس آلوده نبودند. همچنین آلودگی همزمان نمونه ها به بیش از دو سویه مشاهده نشد. نتیجه گیری : اگرچه 42 تیپ ژنتیکی MIRU-VNTR در میان 53 جدایه تحت مطالعه شناسایی شد؛ اما دستکم در 19 مورد تفاوت میان این تیپ ها، فقط در مورد یک لوکوس از 12 لوکوس به کاررفته مشاهده گردید. بدین ترتیب در مجموع جمعیت ژنتیکی نسبتاً همگنی از جدایه ها مشاهده گردید. اگرچه شناسایی 13 جدایه اپیدمیک در قالب 4 تیپ ژنتیکی می تواند به عنوان نشانه انتقال بیماری در میان مبتلایان باشد؛ اما در مجموع انتقال بیماری در بیماران تحت بررسی چندان گسترده به نظر نمی رسد.</description>
						<author>کیوان تدین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انواع هاپلوتیپ‌های همراه هموگلوبینD پنجاب در مجموعه ژنی بتاگلوبین در ساری</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2285&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : هموگلوبین D پنجاب یکی از انواع هموگلوبینوپاتی ها است که در آن جهش در موقعیت 121 بر روی زنجیره بتا رخ داده است. این اختلال هموگلوبینی در هندوستان، پاکستان و ایران شایع است. اغلب افراد هتروزیگوت مبتلا به این بیماری بدون علامت بالینی خاصی هستند. در حالی که در حالت هتروزیگوت مرکب با هموگلوبین S افراد مبتلا بیماری کم خونی داسی شکل را بروز می دهند. این مطالعه به منظور شناسایی انواع هاپلوتیپ های همراه هموگلوبینD در مجموعه ژنی بتاگلوبین در ساری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 18 نفر از خانواده های افرادی با هموگلوبینD پنجاب انجام شد. DNA ژنومی از تمامی افراد با استفاده از روش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج گردید. سپس نوع هاپلوتیپ همراه هموگلوبینD پنجاب با استفاده از روش PCR-RFLP و آنالیز پیوستگی در خانواده مشخص شد. یافته ها : در 17 خانواده آلل هموگلوبینD با هاپلوتیپ [+ + - - - - +] پیوستگی داشت. تنها در یک خانواده آلل دارای هموگلوبینD به همراه هاپلوتیپ [+ + + - + + -] مشاهده شد. نتیجه گیری : بخش عمده واریانت هموگلوبین D پنجاب در ساری دارای منشاء یگانه است. احتمالاً هاپلوتیپ نادر مشاهده شده یا منشاء ژنتیکی متفاوتی داشته و یا در اثر مکانیسم هایی از قبیل نوترکیبی ژنی به وجود آمده است.</description>
						<author>پیام روشن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی حساسیت آنتی‌بیوتیکی در یرسینیاهای آتیپیک کودکان زیر 14 سال مبتلا به اسهال</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=2290&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : یرسینیا آنتروکلی تیکا میکروارگانیسمی بیماری زا از جنس یرسینیا است که در سراسر جهان انتشار یافته است. مطالعات مختلفی ارتباط بین اسهال حاد و سایر بیماری های ایجاد شده در کودکان را با آن مطرح نموده اند. با توجه به عدم اطلاع کافی در خصوص بیماری زایی سایر گونه های یرسینیا، این مطالعه با هدف تعیین شیوع و الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی در یرسینیا های آتیپیک انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 384 کودک زیر 14 سال مبتلا به اسهال مراجعه کننده به بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. پس از انتقال نمونه های مدفوع به آزمایشگاه، برای غنی سازی در محیط بافر قلیایی (pH=7.2) به مدت 21 روز سرماگذاری شدند. سپس در روزهای 7، 14 و 21 بر روی محیط افتراقی &amp;ndash; انتخابی C&amp;rlm;efsulodin-Irgasan-Novobiocin Agar کشت داده شدند. شناسایی گونه های یرسینیا و تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی به روش دیسک دیفیوژن طبق روش های استاندارد برای داروهای سیپروفلوکساسین، کوتریموکسازول، تتراسیکلین، کلرامفنیکل، اریترومایسین، جنتامایسین، آمپی سیلین و پنی سیلین انجام شد. یافته ها : 3 نمونه (0.7%) آلوده به یرسینیا و گونه های آن شامل یرسینیا فردریکسنی، یرسینیا کریستنسنی و یرسینیا انتروکلی تیکا بود. هر سه سویه جدایه یرسینیا نسبت به آنتی بیوتیک های کوتریموکسازول، تتراسیکلین، کلرامفنیکل، سیپروفلوکساسین و جنتامایسین حساسیت نشان دادند. نتیجه گیری : این مطالعه نشانگر نقش یرسینیاهای آتیپیک در ایجاد اسهال است. لذا توجه بیشتر به گونه های آتیپیک یرسینیا علاوه بر یرسینیا آنتروکلی تیکا را می طلبد.</description>
						<author>محمدمهدی سلطان دلال</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
