<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1392 جلد15 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه اثر رژیم ترتیبی و رژیم استاندارد چهاردارویی در مبتلایان به هلیکوباکترپیلوری</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1792&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : مقاومت آنتی بیوتیکی میزان ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری را در دنیا کاهش داده است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر رژیم ترتیبی و رژیم استاندارد چهار دارویی بر هلیکوباکترپیلوری انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 160 بیمار مبتلا به دیس پپسی مزمن انجام شد. شدت گاستریت بیماران براساس نتایج آندوسکوپی به صورت خفیف ، متوسط و شدید درجه بندی شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 80 نفری تحت درمان با رژیم ترتیبی و رژیم چهار دارویی قرار گرفتند. در روش ترتیبی طی 5 روز اول امپرازول و آموکسی سیلین و طی 9 روز بعدی امپرازول، فورازولیدن و کلاریترومایسین تجویز گردید. رژیم چهار دارویی شامل امپرازول، آموکسی سیلین، کلاریترومایسین و بیسموت به مدت 14 روز بود. پنج هفته پس از اتمام درمان، برای بیمار تست ریشه کنی اوره آز تنفسی انجام گردید. یافته ها : 50.9% از بیماران گروه رژیم ترتیبی و 49.1% درصد از بیماران گروه رژیم چهاردارویی بهبود یافتند. این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. بهبودی در مبتلایان به گاستریت شدید در رژیم ترتیبی (87.5%) بالاتر از رژیم چهار دارویی (25%) بود (P&lt;0.05). بهبودی در مبتلایان با آلودگی شدید به هلیکوباکترپیلوری در رژیم ترتیبی (64.7%) به صورت غیرمعنی داری بالاتر از رژیم چهار دارویی (41.2%) بود. نتیجه گیری : در ریشه کنی آلودگی به هلیکوباکترپیلوری روش رژیم ترتیبی بر چهاردارویی به خصوص در گاستریت شدید برتری دارد.</description>
						<author>سیده سعیده نقیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تغییر وضعیت بدن و خروج زودتر از بستر بر خونریزی، هماتوم و احتباس ادراری بیماران با آنژیوگرافی عروق کرونر</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1793&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بیماران پس از آنژیوگرافی عروق کرونر به مدت 24-4 ساعت به استراحت مطلق نیاز دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تغییر وضعیت بدن و خروج زودتر از بستر بر خونریزی، هماتوم و احتباس ادراری بیماران با آنژیوگرافی عروق کرونر انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 140 بیمار کاندیدای آنژیوگرافی عروق کرونر در مرکز آموزشی درمانی گنجویان دزفول به صورت تصادفی در چهار گروه 35 نفری قرار گرفتند. بیماران گروه اول (کنترل) به مدت 6 ساعت در وضعیت خوابیده به پشت بدون حرکت قرار گرفتند. در گروه دوم براساس یک پروتکل مشخص تغییر وضعیت انجام شد. گروه سوم زودتر از موعد از بستر خارج شدند و در گروه چهارم تغییر وضعیت و خروج زودتر از بستر به صورت توأم انجام شد. میزان خونریزی، هماتوم و احتباس ادراری با استفاده از چک لیست کریستن سون در ساعات صفر ، 1 ، 2 ، 4 ، 6 و صبح روز بعد از آنژیوگرافی سنجش شد. یافته ها : بین چهار گروه مورد مطالعه از نظر بروز خونریزی و هماتوم تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد؛ ولی میزان بروز احتباس ادراری در گروه کنترل نسبت به سه گروه مداخله به صورت غیرمعنی داری بیشتر بود. نتیجه گیری : تغییر وضعیت دادن بیماران متعاقب آنژیوگرافی عروق کرونر باعث خروج زودتر بیماران از بستر می گردد.</description>
						<author>علی اکبر عبداللهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کمی در تکوین رویان‌های موش سوری حاصل از لقاح آزمایشگاهی تخمک‌های بالغ حاصل از تحریک تخمدان با استفاده از ترکیب HMG و استرادیول والرات</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1794&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : استرادیول اثرات مثبتی در فولیکوژنز و مراحل تکوینی رویان دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی کمی در تکوین رویان های موش سوری حاصل از لقاح آزمایشگاهی تخمک های بالغ به دست آمده از تحریک تخمدان با استفاده از ترکیب HMG و استرادیول والرات(E2) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش سوری به طور تصادفی در دو گروه 20 تایی قرار گرفتند. گروه کنترل HMG به میزان 10IU/mouse به تنهایی دریافت نمود و به گروه آزمایشی HMG 10IU/mouse و استرادیول والرات 1&amp;micro;g/mouse به  صورت داخل صفاقی تزریق شد. پس از القای تخمک گذاری توسط HCG تخمک های حاصله از نظر مورفولوژی ارزیابی شدند. تخمک های بالغ M&amp;Iota;&amp;Iota; به منظور انجام IVF به محیط کشت لقاح حاوی اسپرم های ظرفیت گیری شده منتقل شدند. سپس رویان های حاصله از نظر میزان تکوین تا مرحله بلاستوسیست ارزیابی شدند. یافته ها : اختلاف بین میانگین کل تخمک های حاصل از القای تخمک گذاری پس از تحریک تخمدان و درصد تخمک های سالم در گروه های کنترل و آزمایش از نظر آماری معنی داری نبود. در میان تخمک های لقاح یافته، درصد تکوین و رسیدن به مرحله دوسلولی در گروه کنترل 21.87&amp;plusmn;34.22 و در گروه آزمایش 20.68&amp;plusmn;36.83 تعیین شد. درصد رویان هایی که به مرحله بلاستوسیست رسیدند در گروه کنترل 26.5&amp;plusmn;49.41 و در گروه آزمایش 30.17&amp;plusmn;62.02 به دست آمد. اختلاف آماری معنی داری در بین دوگروه مشاهده نشد. نتیجه گیری : اضافه نمودن استرادیول به HMG به عنوان عامل تحریک تخمدان اثر فزاینده ای بر کمیت تخمک ها و رویان های حاصله ندارد.</description>
						<author>کامران حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر میدان الکترومغناطیسی فرکانس پایین بر قلب جنین جوجه</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1795&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : مطالعاتی نشان دهنده اثرات مخرب میدان الکترومغناطیسی بر بافت های گوناگون بدن است. این مطالعه به منظور تعیین اثر میدان الکترومغناطیسی فرکانس پایین پیش از انکوباسیون بر قلب جنین جوجه 14 روزه انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 90 تخم مرغ نطفه دار نژاد لگهورن سفید به صورت تصادفی در گروه های کنترل، شم و آزمایشی قرار گرفتند. گروه کنترل در انکوباتور گذاشته شد. گروه شم درون سیم لوله دستگاه خاموش الکترومغناطیس قرار گرفت. گروه های آزمایشی I ، II ، III و IV در معرض میدان الکترومغناطیسی فرکانس پایین (50 هرتز) به ترتیب با شدت های 1.33 و 2.66 و 5.52 و 7.32 میلی تسلا به مدت 24 ساعت قرار گرفتند. سپس همه گروه های مورد مطالعه در انکوباتور 37 درجه سانتی گراد و رطوبت 60 درصد به مدت 14 روز نگهداری شدند. یافته ها : در بررسی هیستوپاتولوژی بهم ریختگی نظم سلولی در گروه آزمایشی I ، تراکم هسته سلول های میوکارد و افزایش فضای بین سلولی در گروه آزمایشی II ، تجمع گلبول های قرمز در بافت و تخریب سلولی در گروه های آزمایشی III و IV ، نسبت به دو گروه کنترل و شم مشاهده شد. افزایش معنی داری در سطح فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در گروه های آزمایشی نسبت به گروه شم و کنترل وجود داشت و این افزایش وابسته به دوز بود. نتیجه گیری : میدان الکترومغناطیسی فرکانس پایین سبب تغییرات بافتی و آنزیمی در قلب جنین های جوجه 14 روزه می گردد.</description>
						<author>نرگس فریدونی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیان ژن BRCA1 در سرطان القایی پستان به وسیله DMBA در موش‌های صحرایی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1796&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سرطان پستان یکی از شایع ترین سرطان های زنان در جهان است. این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان ژن BRCA1 در سرطان القایی پستان به وسیله کارسینوژن 7-12 دی متیل بنزآنتراسن (DMBA) در موش های صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی برای ایجاد مدل سرطان پستان از DMBA به موش های صحرایی نژاد Sprague dawley خورانده شد. برای تهیه سلول های سرطانی، تومورهای ایجاد شده در شرایط استریل خرد و کشت داده شدند و از سلول های سرطانی استخراج شده برای تهیه کروموزوم های متافازی استفاده گردید. سپس نواربندی های کروموزومی توسط رنگ آمیزی گیمسا انجام گرفت. فراوان ترین و مشترک ترین تغییرات کروموزومی ثبت شد و بر اساس چگونگی تغییرات و محل آنها و با کمک پایگاه های اطلاعاتی و تعیین توالی های نوکلئوتیدی و مقایسه ژنومیک بین موش صحرایی و انسان، فهرستی از ژن های موجود در نواحی که به احتمال زیاد با تغییرات خود سبب بروز تومور شدند؛ تهیه گردید. برای تأیید نتایج حاصله از روش نواربندی کروموزومی، آنالیز ژن BRCA1 توسط روش FISH انجام شد. یافته ها : ناحیه (q24-q32.1) کروموزوم 10 موش صحرایی که ژن BRCA1 نیز روی همین بخش قرار دارد؛ دچار حذف شدگی گشت. نتایج روش FISH نیز حاکی از حذف دو نسخه ژن BRCA1 در 24.7% سلول ها و یک نسخه ژن در 23.8% سلول های مورد مطالعه بود. نتیجه گیری : در سلول های سرطانی القا شده با DMBA حذف در نسخه های ژن BRCA1 مشاهده شد که این امر ممکن است در روند ایجاد تومور پستان نقش داشته باشد. کلید واژه ها : سرطان پستان القایی ، موش صحرایی نژاد SD ، ژن BRCA1 ، نواربندی گیمسا ، فلورسانس هیبریداسیون درجا</description>
						<author>احمد همتا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اتانول بر میزان تغییرات عروق ریز قشر مغز در موش‌های سوری صرعی شده تحت درمان با والپریک اسید</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1797&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : گزارش های متناقضی در خصوص اثر الکل بر تشنجات صرعی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر اتانول بر میزان تغییرات عروق ریز مغزی به روش ایمونوهیستوشیمی در موش های سوری صرعی شده با پنتلین تترازول تحت درمان با والپریک اسید انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 36 سر موش سوری به طور تصادفی در گروه های 6 تایی تشنج (گروه اول): تزریق داخل صفاقی پنتلین تترازول (37 mg/kg) یک روز در میان؛ گروه دوم (اتانول) (1 gr/kg)؛ گروه سوم (والپرویک اسید 100mg/kg+پنتلین تترازول 37mg/kg)؛ گروه چهارم (اتانول 1gr/kg و پنتلین تترازول 37mg/kg)؛ گروه پنجم (والپرویک اسید 100mg/kg+پنتلین تترازول 37mg/kg+اتانول 1gr/kg) و گروه ششم (کنترل) قرار گرفتند. گروه های تجربی تحت درمان با والپرات اسید و یا اتانول، 30دقیقه قبل از هر بار تزریق پنتلین تترازول، به صورت داخل صفاقی والپرات اسید یا اتانول دریافت نمودند. اسلایدهای تهیه شده از مغز حیوانات با هماتوکسیلین ائوزین رنگ آمیزی شد. از هر گروه 36 میدان میکروسکوپی انتخاب و شمارش عروقی انجام شد. با روش ایمونوهیستوشیمی آسیب سلول هایی اندوتلیال بررسی شد. یافته ها : تعداد عروق ریز مغزی گروه های تجربی دوم، چهارم و پنجم نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری نشان داد (P&lt;0.05). تغییرات آسیب شناسی عروق مغزی گروه چهارم به صورت ترومبوز عروق مغزی، حاشیه نشینی سلول های خونی در جدار اندوتلیوم عروق مغزی بود. تغییرات مورفولوژی در عروق و پرولیفراسیون سلول های آندوتلیال عروق مغزی گروه پنجم مشاهده شد. رنگ پذیری سلول های اندوتلیال عروق قشر مغز و از بین رفتن پیوستگی بین سلول های اندوتلیال عروق قشر مغز در گروه تجربی چهارم نسبت به سایر گروه های تجربی بیشتر مشاهده شد. نتیجه گیری : تجویز اتانول توأم با پنتلین تترازول در موش های سوری سبب ترمبوز، انفیلتراسیون و آسیب عروق قشر مغز می گردد و تجویز همزمان والپریک اسید باعث کاهش تغییرات پاتولوژیک می گردد.</description>
						<author>محمد محمدزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر حمایتی تمرین هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از سرب در مخچه موش صحرایی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1798&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : آسیب اکسیداتیو ناشی از وجود سرب در مغز، به عنوان یک مکانیسم مولکولی احتمالی در سمیت سرب در نظر گرفته می شود. تمرین هوازی با القای آبشاری از فرایندهای مولکولی و سلولی از مغز حمایت می کند. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین هوازی بر عامل نروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و مالون دی آلدئید (MDA) بافت مخچه موش های صحرایی در معرض استات سرب انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به گروه های پایه، شم (30 میلی گرم/کیلوگرم، اتیل اولئات)، سرب و سرب + تمرین (20 میلی گرم/کیلوگرم، تزریق داخل صفاقی استات سرب) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 8 هفته دویدن با سرعت 15 تا 22متربردقیقه، مدت 25 تا 64 دقیقه در روز و 5 جلسه در هفته بود. سطوح BDNF و MDA به ترتیب با روش ELISA و تیوباربیتوریک اسید سنجیده شد. یافته ها : تیمار مزمن با استات سرب سطوح MDA مخچه ای را در موش ها افزایش داد (P&lt;0.001)؛ اما اثری بر سطوح BDNF نداشت. اثر متقابل تمرین هوازی و استات سرب سطوح MDA را کاهش داد (P&lt;0.001) و منجر به افزایش غیرمعنی دار سطوح BDNF در مخچه گردید. نتیجه گیری : تمرین هوازی با شدت متوسط ممکن است نقش حمایت عصبی در مقابل آسیب ناشی از سرب بر مخچه از طریق تنظیم منفی استرس اکسیداتیو داشته باشد و سلامت مغز را با افزایش BDNF ارتقاء بخشد.</description>
						<author>معصومه حبیبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع حرارتی در برداشت اسکواموس سل کارسینومای پوست با استفاده از الکترپوریشن بازگشت ناپذیر</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1799&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : الکتروپوریشن بازگشت ناپذیر یک مدالیته درمانی جدید برای برداشت تومورهای پوست است. برای یک درمان موفقیت آمیز تمام بافت تومورال بایستی تحت میدان الکتریکی شدید قرار گیرد. از طرفی گرمای ایجاد شده در حین جراحی می تواند روند بهبود را مختل نماید. این مطالعه به منظور بررسی توزیع حرارتی ناشی از میدان الکتریکی و تاثیر پارامترهای هندسی الکترود بر روی توزیع حرارتی و آسیب گرمایی انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه از مدلسازی عددی به کمک روش المان محدود برای محاسبه توزیع میدان الکتریکی و گرمایی در بافت سالم و تومورال استفاده شد. مدلسازی سه بعدی به کمک تصویربرداری MRI از بیمار مبتلا به اسکواموس سل کارسینومای پوست و در نرم افزار v 3.5a FEMLAB صورت گرفت. به کمک معادله لاپلاس توزیع میدان الکتریکی و به کمک معادله بیوگرمایی و معادله آرنیوس توزیع دمایی و میزان آسیب گرمایی برای پارامترهای هندسی مختلف دو نوع الکترود صفحه ای و سوزنی انجام شد. یافته ها : آسیب گرمایی ناشی از سوختگی درجه یک در هیچ کدام از موارد مشاهده نگردید. با این حال در ولتاژهای بالا حجم بافت با دمای بالای 43 درجه سانتی گراد به 10 درصد حجم بافت تومورال و 3 درصد بافت سالم اطراف تومور رسید. ولتاژ اعمال شده به الکترودها و فاصله بین دو الکترود بیشترین اثر را روی توزیع  گرمایی و الکتریکی نشان داد. علاوه بر این الکترود سوزنی در مقایسه با الکترود صفحه ای حرارت بیشتری ایجاد نمود. هرچند الکترود سوزنی پوشش الکتریکی بهتری را در ناحیه تومورال از خود نشان داد. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که می توان به کمک مدلسازی عددی، پارامترهای هندسی و الکتریکی بهینه، الکترود را برای انجام برداشت کامل تومور و کنترل آسیب گرمایی در بافت سالم و تومورال انتخاب نمود.</description>
						<author>سیدمحمد فیروزآبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه ظرفیت تکثیر سلولی و بیان عامل نوروژنیک از کشت چسبنده سلول‌های بنیادی عصبی نواحی Subgranular zone ، Subventricular zone و مجرای مرکزی نخاع موش صحرایی بالغ</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1800&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : روند از دست رفتن نورون ها در سیستم عصبی مرکزی با افزایش سن روی می دهد. برای جلوگیری از مرگ نورون ها، می توان با پیوند سلول های بنیادی عصبی (NSCs) علاوه بر جایگزینی سلول های از دست رفته، با تولید عوامل نوروتروفیک، بقا و تکثیر سلول های درون زاد (آندوژنوس) را افزایش داد. این مطالعه به منظور مقایسه ظرفیت تکثیر سلولی و بیان عامل نوروژنیک از کشت چسبنده سلول های بنیادی عصبی نواحی Subgranular zone ، Subventricular zone و مجرای مرکزی نخاع موش صحرایی بالغ انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی سلول های بنیادی عصبی نواحی SGZ ، SVZ و مجرای مرکزی نخاع موش صحرایی بالغ نژاد ویستار استخراج و تا 13 پاساژ در محیط MEM-&amp;alpha; غنی شده با سرم به صورت تک لایه ای یا چسبنده کشت داده شد. بیان نشانگرهای نستین و GFAP به روش ایمنوسیتوشیمی و بیان ژن های NGF، CNTF، NT3، NT4/5، GDNF و BDNF به روش RT-PCR بررسی شد. یافته ها : ویژگی مورفولوژیکی سلول های بنیادی استخراج شده نواحی مختلف سیستم عصبی مرکزی در محیط کشت مشابه بود. زمان دو برابر شدن سلول های بنیادی عصبی SVZ نسبت به SGZ و مجرای مرکزی نخاع کوتاه تر بودند. در شرایط کشت تک لایه ای سلول های بنیادی عصبی قادر به تولید نوروسفر بودند. همچنین نشانگرهای نستین و GFAP توسط NSCs این سه ناحیه بیان شده بودند. الگو و پروفایل بیان ژن های نوروتروفیک در سلول های بنیادی استخراج شده از SGZ، SVZو مجرای مرکزی نخاع مشابه یکدیگر بودند. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که بیان ژن های نوروتروفیک در سلول های بنیادی جدا شده از نواحی مختلف سیستم عصبی مشابه بود؛ ولی سلول های بنیادی جدا شده از ناحیه SVZ دارای ظرفیت تکثیری بالاتری بودند.</description>
						<author>محمدتقی قربانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سطح سرمی آندروژن‌ها و پروژسترون در زنان مبتلا به پره‌اکلامپسی و بارداری طبیعی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1801&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : اندروژن ها از جمله عوامل ایجاد کننده پره اکلامپسی است. این مطالعه به منظور مقایسه سطح سرمی تستوسترون توتال، تستوسترون آزاد و دهیدرواپی اندروسترون سولفات و پروژسترون در زنان مبتلا به پره اکلامپسی و زنان دارای بارداری طبیعی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 30 زن باردار مبتلا به پره اکلامپسی بستری شده در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان و 30 زن باردار سالم انجام شد. معیار تشخیص پره اکلامپسی فشارخون بیشتر یا مساوی 140/90 mmHg و پروتئینوری بیشتر یا مساوی 1+ در تست نواری ادرار در سه ماهه سوم حاملگی بود. مقادیر پروژسترون، تستوسترون آزاد، تستوسترون توتال و دهیدرواپی  آندروسترون سولفات به روش ELISA اندازه گیری شد. یافته ها : میزان تستوسترون توتال در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 1.3&amp;plusmn;1.8 ng/ml و 0.9&amp;plusmn;1.3 ng/ml بود که اختلاف آماری معنی داری نداشتند. میزان پروژسترون در گروه مورد (46.9&amp;plusmn;95 ng/ml) از گروه شاهد (75&amp;plusmn;165.4 ng/ml) کمتر بود (P&lt;0.01). میزان تستوسترون آزاد و دهیدرواپی آندروسترون سولفات به ترتیب در گروه مورد 2.3&amp;plusmn;5.6 ng/ml و 0.5&amp;plusmn;1 ng/ml از گروه شاهد به ترتیب 1.5&amp;plusmn;3.2 ng/ml و 0.4&amp;plusmn;0.7 ng/ml بیشتر بود (P&lt;0.045). نتیجه گیری : این مطالعه نشان دهنده تغییرات افزایشی تستوسترون آزاد و دهیدرواپی آندروسترون سولفات و تغییرات کاهشی پروژسترون در مبتلایان به پره اکلامپسی است.</description>
						<author>افسانه تابنده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عملکردهای اجرایی و حافظه کاری در کودکان مبتلا به اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی و سالم</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1802&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بیش فعالی و نقص توجه، اختلالی عصبی-تحولی است. رفتار بدون توجه به عنوان خصیصه نافذ و فراگیر اختلال محسوب می شود. این مطالعه به منظور مقایسه عملکردهای اجرایی و حافظه کاری کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی و کودکان سالم آنها انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 50 کودک مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی و 40کودک سالم مدارس مقطع ابتدایی شهرستان قزوین انجام شد. آزمودنی ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و به کمک آزمون کانرز معلم و تشخیص یک روانپزشک کودک مورد مقایسه قرار گرفتند. عملکرد حافظه کاری از طریق تعیین نمره خطا با استفاده از آزمون n-back و عملکردهای اجرایی شامل مؤلفه های خطا، زمان واکنش مرحله سوم آزمون استروپ، خطا، درجاماندگی و تعداد دسته های کارت آزمون ویسکانسین و مؤلفه خطای حذف در آزمون عملکرد مداوم برای هر کودک تعیین گردید. یافته ها : میانگین نمره خطای آزمون n-back در گروه های مورد 14.035&amp;plusmn;17.3 و شاهد 5.795&amp;plusmn;10.725 تعیین شد (P&lt;0.05). بین مؤلفه های عملکردهای اجرایی دو گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنی داری یافت شد (P&lt;0.05). همچنین مؤلفه خطای حذف آزمون عملکرد مداوم در گروه مورد و شاهد از نظر آماری معنی داری بود (P&lt;0.05). نتیجه گیری : اختلال کم توجهی - بیش فعالی در کودکان باعث کاهش عملکرد اجرایی و حافظه کاری می گردد.</description>
						<author>وحید نجاتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سیپروفلوکساسین، سفتی‌زوکسیم و کاربنی‌سیلین بر کلبسیلاهای جدا شده از نمونه بیماران</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1803&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : کلبسیلاها باکتری گرم منفی VP (وژز پروسکوئر) مثبت هستند که به صورت همسفره در دستگاه گوارش و مجاری تنفسی افراد یافت شده و به عنوان عامل عفونت جدی در بیماران بستری در بیمارستان و مقاوم در برابر آنتی بیوتیک ها مطرح هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر سیپروفلوکساسین، سفتی زوکسیم و کاربنی سیلین بر کلبسیلاهای جدا شده از نمونه بیماران انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی 1200 نمونه بالینی مختلف از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران جمع آوری و برای شناسایی کلبسیلا مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین حداقل غلظت کشندگی (MIC) گونه های کلبسیلا شناسایی شده، نسبت به آنتی بیوتیک های کاربنی سیلین، سفتی زوکسیم و سیپروفلوکساسین از روش تهیه رقت در لوله macrodilution broth test استفاده شد. یافته ها : از 1200 نمونه جدا شده 300 نمونه (25درصد) کلبسیلا تشخیص داده شد. بیشترین کلبسیلای تشخیص داده شده از نمونه های ادرار (73 درصد) بود و کلبسیلا پنومونیه (94 درصد) فراوان ترین گونه جدا شده بود. نتایج MIC و حداقل غلظت مهارکنندگی (MBC) حاصله با استفاده از رقت های متوالی، محدوده غلظت هایی که رشد گونه های مختلف کلبسیلا را متوقف ساخت؛ به ترتیب برای کاربنی سیلین 16-1024 &amp;mu;g/ml ، سفتی زوکسیم 4-256 &amp;mu;g/ml و سیپروفلوکساسین 16-0.25 &amp;mu;g/ml به دست آمد. 94 درصد از کل گونه های کلبسیلا نسبت به کاربنی سیلین، 6 درصد به سفتی زوکسیم و یک درصد به سیپروفلوکساسین مقاوم بودند. نتیجه گیری : دو داروی سیپروفلوکساسین و سفتی زوکسیم در درمان عفونت های ناشی از کلبسیلا مناسب هستند.</description>
						<author>محمد کاظم شریفی یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دی متیل آرژینین نامتقارن و ان جی- مونو متیل آرژینین بر مهار فعالیت نیتریک اکسیدسنتاز</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1804&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : نیتریک اکسید سنتاز (NOS) آنزیمی است که در تولید نیتریک اکسید (NO) نقش دارد. علیرغم اثرات مفید NO در سیستم های مختلف بدن، تولید بیش از حد آن به خاطر تولید گونه های نیتروژن فعال (RNS) و نیتروزیلاسیون پروتئین ها، دارای اثرات سمی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دی متیل آرژینین نامتقارن (ADMA) و ان جی- مونو متیل آرژینین (L-NMMA) بر مهار فعالیت نیتریک اکسید سنتاز انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی آنزیم NOS طی مراحل هموژنیزاسیون، رسوب با سولفات آمونیوم اشباع و کروماتوگرافی روی ستون های DEAE-32 Cellulose و 2&amp;#39;,5&amp;#39;-ADP-agarose از 500 گرم بافت تازه کلیه گوسفند جدا گردید. طی مراحل جداسازی میزان پروتئین به روش برادفورد و فعالیت آنزیم NOS به روش گریس اندازه گیری شد و اثرات مهار کنندگی ADMA و L-NMMA در غلظت 25 میکرومولار بر فعالیت NOS تعیین گردید. یافته ها : فعالیت ویژه و بازده خالص سازی NOS به ترتیب 0.6 واحد بر میلی گرم پروتئین و 0.9% به دست آمد. وزن ملکولی آنزیم با استفاده از SDS-PAGE ، KD 54 حاصل شد. ADMA وL-NMMA در غلظت های 25 میکرو مولار موجب کاهش فعالیت آنزیم به ترتیب در حدود 76 درصد و 61.2% گردید. میزان Km آنزیم NOS در غیاب و در حضور ADMA و L-NMMA به ترتیب 5.32 میکرومول، 31.25 میکرومول (P&lt;0.001) و 14.29 میکرومول (P&lt;0.001) به دست آمد و در Vmax آنزیم NOS در غیاب و یا در حضور این ترکیبات تغییری ایجاد نشد. نتیجه گیری : ADMA و L-NMMA دارای اثر بازدارندگی رقابتی بر فعالیت آنزیم NOS بوده و ADMA در مقایسه با L-NMMA دارای قدرت بازدارندگی بیشتری است.</description>
						<author>مراد رستمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش تشخیصی استفاده همزمان از تست‌های آزمایشگاهی فاکتور روماتوئید و آنتی‌بادی ضدپپتید حلقوی سیترولینه در تشخیص بیماری آرتریت روماتوئید</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1805&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : آرتریت روماتوئید بیماری التهابی منتشر و مزمن است. آنتی بادی های پپتید آنتی سیکلیک سیترولینه و فاکتور روماتوئید (RF) به عنوان آنتی بادی های اختصاصی در تشخیص این بیماری مطرح شده اند و هر دو از اهمیت تشخیصی بالایی برخوردارند. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی آنتی بادی های ضدپپتید حلقوی سیترولینه (Anti-CCP) و فاکتور روماتوئید (RF) در تشخیص بیماری آرتریت روماتوئید انجام شد. روش بررسی :این مطالعه تشخیصی روی 238 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید و 152 فرد غیرمبتلا به آرتریت روماتوئید در شهر گرگان انجام شد. بیماری گروه مبتلا به RF با توجه به معیارهای انجمن روماتولوژی آمریکا تشخیص داده شد. تست Anit-CCP به روش الایزا و فاکتور روماتوئید با روش آگلوتیناسیون لاتکس کیفی انجام شد. یافته ها : آزمون Anti-CCP در 196 نفر از گروه مبتلا به RF مثبت بود و حساسیت آن 82 درصد تعیین شد. آزمون Anti-CCP در گروه غیرمبتلا به RF در 5 نفر مثبت بود و ویژگی آن برای آرتریت روماتوئید 96 درصد تعیین شد. تست RF در 206 نفر از گروه مبتلا به RF مثبت بود و حساسیت آن در آرتریت روماتوئید 86 درصد بود. تست RF در 28 نفر از گروه غیرمبتلا به RF مثبت بود و ویژگی آن برای آرتریت روماتوئید 81 درصد تعیین شد. استفاده همزمان از دو تست نشان داد که وجود یک تست مثبت حساسیت تشخیص را برای بیماری آرتریت روماتوئید به 89 درصد رساند. نتیجه گیری : ویژگی تست Anit-CCP از تست RF در تشخیص بیماری آرتریت روماتوئید بالاتر است.</description>
						<author>رامین آذرهوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درمان شکستگی اسکافوئید با رویکرد خلفی محدود</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1806&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : درمان شکستگی اسکافوئید به خاطر شکل و موقعیت آناتومیک خاص، جریان خون و عملکرد آن بسیار مورد بحث است. در سال های اخیر روش های درمانی متعددی ابداع و به کار گرفته شده که با نتایج متفاوتی همراه بوده است. این مطالعه به منظور تعیین نتایج کوتاه مدت درمان شکستگی اسکافوئید با رویکرد خلفی محدود انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 14 بیمار مرد با شکستگی اسکافوئید در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان تحت درمان جراحی به روش رویکرد خلفی محدود قرار گرفتند. بیماران به مدت 12 هفته پیگیری شدند و بروز عوارض عفونت، شکستن پیچ، برجستگی سر پیچ و تخریب مفصلی بیماران ارزیابی گردید. یافته ها : 64 درصد شکستگی اسکافوئید در قسمت کمر استخوان بود. شکستگی ها با میانگین زمانی 10.5 هفته جوش خورده بود. 64درصد بیماران بعد از 12 هفته به سرکار برگشتند. در هیچ یک از بیماران عفونت، شکستن پیچ و تخریب مفصل دیده نشد. دو مورد دیر جوش خوردن (بیش از 12 هفته) مشاهده شد. در دو مورد برجستگی سرپیچ در مفصل اسکافوتراپزیال وجود داشت که البته بیماران شکایتی نداشتند و حرکات دست آنها هم مشکلی نداشت. دو مورد شکستگی پین راهنما در حین عمل رخ داد که مشکلی در فیکساسیون ایجاد ننمود. نتیجه گیری : روش رویکرد خلفی محدود در درمان شکستگی های اسکافوئید روشی راحت و سریع با صدمه بدنی کمتر و عوارض کم است و احتمال جوش خوردن بیشتر است. با وجود کوتاه بودن مدت مطالعه و پیگیری بیماران، این روش در درمان شکستگی های اسکافوئید پیشنهاد می شود.</description>
						<author>سعید کوکلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش بار کاری، خواب، سلامت روانشناختی و عوامل فردی در رخداد خطاهای پرستاری</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1807&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : توجه به وقوع خطای پرستاری به عنوان یکی از مسایل مهم در ایمنی بیماران ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین نقش بار کاری، خواب، سلامت روانشناختی و عوامل فردی در رخداد خطاهای پرستاری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 268 پرستار شاغل بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و شرایط محیط کار، پرسشنامه سنجش کلی خواب (GSAQ)، پرسشنامه علایم خواب پیتسبورگ (PSSQ)، و پرسشنامه سلامت روانی (MHI-38) جمع آوری شد. یافته ها : آشفتگی های خواب (P=0.002, OR=3.260)، رفتارهای خواب (P=0.003, OR=2.946)، درماندگی روانشناختی (P=0.006, OR=2.530)، بهزیستی روانشناختی (P=0.002, OR=0.775) و بار کاری بالا (P=0.009, OR=5.240) قادر بودند؛ به طور معنی داری رخداد خطاهای پرستاری را پیش بینی نمایند (P&lt;0.05). نتیجه گیری : بارکاری بالا، آشفتگی های خواب، رفتارهای خواب، درماندگی روانشناختی و بهزیستی روانشناختی در کنار هم سبب رخداد خطاهای پرستاری می گردند.</description>
						<author>اسحق رحیمیان بوگر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>علل گوش درد اولیه</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1808&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : گوش درد می تواند به داخل گوش، ساختمان های مجاور و یا سایر نواحی در سر و گردن مرتبط باشد که ناشی از عصب گیری مشترک است. با توجه به اهمیت دانستن علت گوش درد برای درمان صحیح این مطالعه به منظور یافتن علل گوش درد اولیه در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 770 بیمار مراجعه کننده به دلیل گوش درد در شهر گرگان طی سال های 90-1389 انجام شد. سن، جنس، نوع شکایت بیمار، سمت مبتلا، نشانه های بیماری و اقدامات پاراکلینکی برای هر بیمار ثبت گردید. یافته ها : 668 نفر (86.8%) از مراجعین گوش درد اولیه داشتند. 63.9% از بیماران مؤنث و 36.1% مذکر بودند. 39.9% در سمت چپ، 41.3% در سمت راست و 18.8% گوش درد دوطرفه داشتند. شایع ترین علت گوش درد اولیه اوتیت اکسترن (64.8%) بود. سایر علل آن شامل اوتیت مدیای حاد (14.5%)، سرومن (14.1%)، اوتیت مدیای مزمن (5.8%)، جسم خارجی (4%) و تروما (3%) بود. نتیجه گیری : شایع ترین علت گوش درد اولیه اوتیت اکسترن بود.</description>
						<author>ناصر بهنام پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی و الگوی ناهنجاری‌های مادرزادی در نوزادان زنده مرکز آموزشی درمانی نیک نفس رفسنجان (87-1386)</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1809&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : ناهنجاری مادرزادی به تغییر دائمی که قبل از تولد توسط یک اختلال تکاملی با منشا درونی در ساختمان های بدن ایجاد شده اطلاق می گردد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی و الگوی ناهنجاری های ظاهری مادرزادی نوزادان زنده متولد شده در رفسنجان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 6089 نوزاد زنده متولد شده در مرکز آموزشی درمانی نیک نفس دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان طی سال های 87-1386 انجام شد. نوع ناهنجاری بزرگ و کوچک براساس معاینه بالینی نوزاد توسط متخصصین اطفال در پرسشنامه ثبت شد. یافته ها : 179 مورد حداقل دارای یک ناهنجاری کوچک یا بزرگ بودند. شیوع ناهنجاری مادرزادی 2.93% تعیین شد. بیشترین میزان ناهنجاری در سیستم عضلانی-اسکلتی (43.5%) و سپس در سیستم ادراری-تناسلی (22.9%) و سیستم قلبی (15.08%) مشاهده شد. بین ناهنجاری مادرزادی و سن تولد و مصرف دارو توسط مادر تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : بیشترین ناهنجاری ظاهری مادرزادی در سیستم عضلانی- اسکلتی مشاهده گردید.</description>
						<author>ناهید مسعودپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سندرم پاپیلون - لفور : گزارش یک مورد</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1814&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سندرم پاپیلون - لفور یک بیماری اتوزمال مغلوب نادر است. این سندرم همراه با هیپرکراتوز کف دست و پا و بیماری پیشرفته پریودنتال در دندان های شیری و دایمی است. به علت تخریب شدید استخوان آلوئول در دندان های شیری و دایمی، این دندان ها دو تا سه سال پس از رویش از دست رفته و بیماران در حدود 17-15 سالگی هیچیک از دندان های خود را نخواهند داشت. بیمار دختری 15 ساله بود که با شکایت از لق بودن دندان ها به کلینیک تخصصی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1390 مراجعه نمود. تمام دندان های بیمار به غیر از دندان های 13، 14، 17، 23، 27، 37، 43، 44 و 47 کشیده شده بودند. دندان های مولر سوم نهفته بودند. بیمار مبتلا به بیماری پیشرفته پریودنتال بود. هایپرکراتوز در کف هر دو دست و پای بیمار وجود داشت. تمام دندان های بیمار کشیده شدند و با پروتز متحرک کامل درمان شد. شناسایی و درمان به موقع بیماران مبتلا به سندرم پاپیلون &amp;ndash; لفور می تواند باعث حفظ دندان های بیمار شود.</description>
						<author>امیررضا احمدی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جدا شدن شریان کرونر اصلی چپ از سینوس والسالوای سمت راست</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=1815&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>جدا شدن شریان کرونر اصلی چپ از سینوس والسالوای سمت راست بسیار نادر بوده و انسیدانس 1-3/0 درصد در جمعیت عادی دارد. برای مشخص کردن تیپ آنومالی، سی تی آنژیوگرافی بسیار کمک کننده است؛ اما در بسیاری اوقات، نمای آنژیوگرافی در نمای right anterior oblique نوع مسیر کرونر را نشان می دهد. آنومالی شریان کرونر چپ از سینوس والسالوای سمت راست، ممکن است با انفارکتوس میوکارد یا مرگ ناگهانی قلبی تظاهر کند. به همین علت شناخت آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله بیماری گزارش می شود که به علت آنژین بعد از انفارکتوس میوکارد به منظور آنژیوگرافی کرونر به بیمارستان ارجاع شد و ناهنجاری جدا شدن شریان کرونر اصلی چپ از سینوس والسالوای سمت راست در وی مشاهده گردید.</description>
						<author>نگین اکبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
