<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1389 جلد12 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>اثر عصاره‌ آبی‌ میوه گیاه فلوس (Cassia fistula) بر دوره خواب و سطح اضطراب موش‌</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=851&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : اثرات ضددردی، ضدالتهابی، ضد تب و شل کننده عضلات صاف در گونه های کاسیا مشخص شده است. این مطالعه  به منظور تعیین  اثر عصاره آبی میوه گیاه فلوس بر دوره خواب  و سطح اضطراب   موش کوچک آزمایشگاهی انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه تجربی از 80 سر موش کوچک نر نژاد آلبینو به وزن 30- 25 گرم استفاده شد. حیوانات به صورت تصادفی در 8گروه ده تایی (شش گروه آزمایشی و دو گروه کنترل) قرار گرفتند. برای  ارزیابی  دوره  خواب  از روش  ارزیابی خواب به  روش  رفتاری (Angel) استفاده  گردید و حیوانات در سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. برای ارزیابی سطح اضطراب, حیوانات به سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند و از ماز به علاوه ای مرتفع استفاده گردید و به مدت 5دقیقه شاخص های استاندارد ارزیابی اضطراب (تعداد ورود و مدت زمان سپری کردن در بازوی باز) از طریق مشاهده در آنها بررسی و ثبت گردید. به گروه های آزمایش سه دوز عصاره آبی میوه گیاه فلوس (250، 500 و1000 میلی  گرم به  ازای هر کیلوگرم  وزن ) و در گروه کنترل سالین به صورت داخل صفاقی تزریق شد. یافته ها : نتایج  نشان  داد که  عصاره آبی میوه گیاه فلوس در هر سه دوز به  طور قابل  توجهی  دوره  خواب  را در مقایسه  با گروه  کنترل  افزایش  می دهد [F(3, 39)=23.19, P&lt;0.05)]. همچنین دوز 250 و 500 میلی گرم عصاره آبی میوه گیاه فلوس در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری موجب افزایش تعداد ورود [F (3, 39) = 24.21, P&lt;0.05)] و مدت زمان سپری شده [F (3, 39) = 15.55, P&lt;0.05)] در بازوی باز ماز به علاوه ای مرتفع گردید. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که عصاره آبی میوه گیاه فلوس باعث افزایش دوره خواب و کاهش سطح اضطراب در موش می گردد.</description>
						<author>حسین میلادی گرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر تربینافین و کتوکونازول موضعی در درمان تینه‌آ ورسیکالر</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=852&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : تینه آ ورسیکالر یک عفونت شایع، خفیف و مزمن پوستی به صورت ماکول های کوچک و گرد متعدد با رنگ های مختلف سفید، صورتی یا قهوه ای است که توسط مخمر لیپوفیل به نام پتروسپوریوم اوربیکولاریس (مالاسزیا فورفور) و به طور شایع در قسمت فوقانی تنه ایجاد می گردد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر تربینافین و کتوکونازول موضعی در درمان تینه آ ورسیکالر انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور روی 69 بیمار مبتلا به تینه آ ورسیکالر مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان امام خمینی (ره) اردبیل که با روش اسمیر قارچی عفونت آنها ثابت شده بود؛ طی سال های 87-1386 انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. 35 بیمار با کرم تربینافین موضعی یک درصد و 34 بیمار با کرم کتوکونازول موضعی 2درصد، یک بار در روز به مدت دوهفته تحت درمان قرار گرفتند. 5 بیمار از گروه تربینافین و 4 بیمار از گروه کتوکونازول به دلیل عدم مراجعه برای پیگیری، از مطالعه خارج شدند. بیماران پس از پایان دوره درمان به مدت 3 ماه، به فاصله هر یک ماه، از نظر عود ضایعات مورد پیگیری و معاینه قرار گرفتند و میزان بهبودی و عود در پرونده بیماران طی هر دوره مراجعه ثبت گردید. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS-16 و آزمون های تی و کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : درصد بهبودی متوسط ضایعات یک ماه پس از شروع درمان در گروه تربینافین 20درصد و در گروه کتوکونازول 3.3% بود؛ ولی اختلاف بین دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود. درصد بهبودی متوسط دو ماه پس از شروع درمان در گروه تربینافین 67.7% و در گروه کتوکونازول 60% حاصل شد که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود. درصد بهبودی کامل سه ماه پس از درمان در گروه تربینافین 73.3% و در گروه کتوکونازول 10% به دست آمد (P&lt;0.05). درصد اسمیر قارچی مثبت در پایان ماه سوم در گروه تربینافین 10% و در گروه کتوکونازول 36.7% به دست آمد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که تجویز تربینافین موضعی یک درصد در درمان تینه آ ورسیکالر به دنبال سه ماه پیگیری، موثرتر از کتوکونازول موضعی 2درصد می باشد.</description>
						<author>مجید رستمی مقدم اردبیل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر مدالیته‌های فیزیکی و تمرین ایزومتریک بر علائم بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=853&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : استئوآرتریت شایع ترین بیماری مفاصل سینوویال می باشد. این بیماری با تخریب پیشرونده غضروف مفصلی مشخص می شود. شیوع این بیماری در سنین سالمندی بوده و در رأس علل ناتوانی در این سنین قرار دارد. علائم بیماری استئوآرتریت زانو به صورت درد، خشکی صبحگاهی و محدودیت حرکات مفصلی می باشد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر مدالیته های فیزیکی و تمرین ایزومتریک بر علائم بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام پذیرفت. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی شده روی 40 بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو مراجعه کننده به درمانگاه طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستان فیروزگر تهران در سال 1388 انجام شد. بیماران براساس علائم بالینی و رادیولوژیکی طبق معیارهای ACR انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفره تحت درمان با مدالیته های فیزیکی (A) و تمرین ایزومتریک (B) قرار گرفتند. گروه A تحت درمان با مدالیته فیزیکی به مدت 12 جلسه (4 هفته) و گروه B تحت درمان با تمرین ایزومتریک در منزل (4 هفته) قرار گرفتند. برای ارزیابی از فرم پرسشنامه Koos استاندارد شده و نیز برای اندازه گیری شدت درد از مقیاس بصری درد (VAS) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزاری آماری SPSS-11 و آزمون تی تحلیل شدند. یافته ها : در گروه مدالیته فیزیکی میانگین کیفیت زندگی پس از مداخله افزایش و میانگین شدت درد و علائم بالینی شامل تورم و سفتی مفصل کاهش یافت (P&lt;0.05). در گروه تمرین ایزومتریک میانگین شدت علائم بالینی کاهش و کیفیت زندگی پس از مداخله افزایش یافت (P&lt;0.05). همچنین میانگین درجه بهبود فعالیت های روزمره زندگی پس از مداخله در گروه مدالیته فیزیکی به میزان معنی داری نسبت به گروه تمرین ایزومتریک بالاتر بود (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که مدالیته های فیزیکی و تمرین ایزومتریک زانو در بیماران مبتلا به استئوآرتریت به یک میزان باعث کاهش درد شده است؛ اما روش درمانی مدالیته های فیزیکی باعث بهبود معنی دار فعالیت های روزمره زندگی در مقایسه با روش درمانی تمرین ایزومتریک می گردد.</description>
						<author>محمد سالکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کیفیت زندگی کودکان مبتلا به بیماری آسم قبل و بعد از استفاده از دستگاه پیکفلومتری</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=854&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : آسم شایع ترین بیماری مزمن دستگاه تنفسی در طی دوران کودکی بوده و در حدود 8/4 میلیون کودک را در سراسر جهان در گیر کرده است. از طرفی شیوع و بروز این بیماری همچنان در حال افزایش می باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر دستگاه پیکفلومتری در کیفیت زندگی کودکان مبتلا به بیماری آسم انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 80 کودک 7 تا 15 ساله مبتلا به بیماری آسم مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان شهیدبهشتی کاشان طی سال 1388 مطالعه شدند. پرسشنامه Susan Sylvia که سه قسمت اصلی داشت؛ برای هر کودک تکمیل گردید. سؤوالات در هر سه قسمت دارای 3 گزینه بود. 5 سؤال در زمینه محدودیت فعالیت، 13 سؤال در مورد نشانه های بیماری و 6 سؤال در زمینه عملکردهای هیجانی بود. به هر سؤال بین 1 تا 3 امتیاز تعلق گرفت و امتیاز کلی بین 23 تا 69 بود. سپس به آزمودنی ها آموزش داده شد که هر روز سه بار PEFR خود را با استفاده از دستگاه پیکفلومتری اندازه گیری و پس از هر بار استفاده، تصمیم درمانی جدیدی مطابق با نتیجه به دست آمده اخذ نمایند. پس از گذشت 3 ماه از زمان تحویل دستگاه و مراجعه مجدد به درمانگاه؛ پرسشنامه برای آنها تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-15 و آزمون تی زوجی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : میانگین سنی کودکان مبتلا به بیماری آسم 2.75+-8.82 سال بود. 33 نفر (41.3%) دختر و بقیه پسر بودند. میانگین امتیاز در قسمت کیفیت عملکردهای هیجانی کودکان مبتلا به آسم مورد مطالعه قبل استفاده از دستگاه پیکفلومتری 3.07+-13.1 و بعد از استفاده 3.7+-14.35 به دست آمد (P&lt;0.05). میانگین امتیاز قسمت محدودیت در فعالیت ها قبل استفاده از دستگاه پیکفلومتری 1.57+-7.33 و بعد از استفاده 0.67+-8.47 تعیین گردید (P&lt;0.05). میانگین امتیاز قسمت نشانه های بیماری قبل استفاده از دستگاه پیکفلومتری 5.13+-28.81 و بعد از استفاده 5.62+-32.02 بود (P&lt;0.05). در نهایت امتیاز کلی کیفیت زندگی در این کودکان افزایش معنی داری را بعد استفاده از دستگاه پیکفلومتر نسبت به قبل از آن نشان داد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان دهنده افزایش کیفیت عملکردهای هیجانی، کاهش محدودیت در فعالیت ها و کاهش نشانه های بیماری آسم در کودکان بعد استفاده از دستگاه پیکفلومتری بود. لذا این روش مفید در برنامه مدیریت بیماران مبتلا به آسم به خصوص کودکان پیشنهاد می گردد.</description>
						<author>ایمان غفارپسند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر بریس عملکردی با تحمل وزن و بدون تحمل وزن از تاندون پاتلا در درمان بیماران مبتلا به پارگی تاندون آشیل</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=855&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : روش های متنوع جراحی و غیرجراحی برای درمان پارگی تاندون آشیل استفاده می شود. یکی از روش های درمان غیرجراحی پارگی تاندون آشیل، استفاده از بریس های عملکردی می باشد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر بریس عملکردی با تحمل وزن و بدون تحمل وزن از تاندون پاتلا بر درمان بیماران مبتلا به پارگی تاندون آشیل انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه شبه تجربی 17 بیمار مبتلا به پارگی تاندون آشیل مراجعه کننده به کلینیک های ارتوپدی فنی شهر تهران در سال 1387 بررسی شدند. 3 بیمار در طی مطالعه حذف شدند و 14 بیمار باقی مانده به طور تصادفی به دو گروه بریس عملکردی با تحمل وزن و بریس عملکردی بدون تحمل وزن از تاندون پاتلا تقسیم شدند. مقدار درد، قدرت پلانتار فلکشن و دورسی فلکشن و نیز مدت زمان لازم برای افزایش مقدار دورسی فلکشن بریس و رسیدن به وضعیت نوترال اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-13 و آزمون های تی مستقل، تی زوجی و اسمیرونوف کولموگروف تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : سه نفر از 17 بیمار مطالعه را به پایان نرساندند. در هر گروه تفاوت میزان درد و قدرت دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن در دو مرحله قبل و بعد از مداخله از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05)؛ ولی بین دو گروه تفاوتی در میزان درد، قدرت دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن از نظر آماری وجود نداشت. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که هر دو نوع بریس عملکردی با تحمل وزن و بریس عملکردی بدون تحمل وزن از تاندون پاتلا به یک میزان در کاهش درد و نیز مدت زمان لازم برای رسیدن مچ به وضعیت نوترال و افزایش قدرت دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن بیماران موثر می باشند.</description>
						<author>محمود بهرامی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ ایمنی هومورال نسبت به آنتی‌ژن‌های واکسن پلی‌ساکارید پنوموکوکال در بیماران طحال‌برداری شده</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=856&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بیماران فاقد طحال در خطر ابتلاء به عفونت باکتری های کپسول دار نظیر استرپتوکوک پنومونی می باشند و تزریق واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال (Pneumovax 23) توصیه شده است. این مطالعه به منظور تعیین پاسخ ایمنی هومورال نسبت به آنتی ژن های واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال در بیماران طحال برداری شده به علت ترومای طحال و یا ابتلاء به بیماری ترومبوسیتوپنی مزمن انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی قبل از عمل طحال برداری روی دو گروه از بیماران شامل 15 بیمار (11 مرد و 4 زن) ناشی از ترومای طحال و 20بیمار (10 مرد و 10 زن) مبتلا به ترومبوسیتوپنی مزمن (ITP) که به بیمارستان های ابن سینا و مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران طی اردیبهشت 1386 لغایت مهر 1387 مراجعه نموده بودند؛ انجام شد. 40 فرد سالم مراجعه کننده به مرکز آسم و ایمونولوژی مرکز طبی کودکان که برای پیشگیری از ابتلاء به عفونت های پنوموکوکی توسط واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال واکسینه شده بودند؛ به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. به تمامی افراد سه گروه واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال تزریق گردید. رقت آنتی بادی های IgG و IgG2 که به آنتی ژن های واکسن اختصاص داشتند؛ در سرم خون بیماران قبل از واکسیناسیون و 4 هفته بعد از واکسیناسیون با روش الیزا اندازه گیری گردید. از آزمون آماری تی برای مقایسه دو گروه و آزمون رگرسیون برای تعیین همبستگی دو متغیر استفاده شد. یافته ها : بعد از واکسیناسیون، میانگین آنتی بادی IgG و یا IgG2 تولید شده علیه آنتی ژن های واکسن در گروه بیماران ITP به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد و یا گروه تروما بود (P&lt;0.05). در گروه تروما رقت آنتی بادی IgG و یا IgG2 تولید شده در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنی داری نداشت. از 20 بیمار مبتلا به ITP مورد مطالعه 9 نفر (45%) پاسخ ایمنی ضعیفی نسبت به آنتی ژن های واکسن نشان دادند. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که 45% از بیماران طحال برداری شده مبتلا به ترومبوسیتوپنی مزمن، نسبت به آنتی ژن های باکتری استرپتوکوک، ضعف ایمنی هومورال دارند.</description>
						<author>مجید محمودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سطح سرمی لیپوپروتئین‌ها در وابستگان درجه یک زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=857&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یکی از شایع ترین اختلالات غدد اندوکرین در زنان است که 6-10% زنان در سنین باروری را درگیر می کند. در این بیماری وضعیت غیرطبیعی لیپوپروتئین ها شایع است. تجمع خانوادگی بالای سندرم تخمدان پلی کیستیک دلالت بر نقش وراثت در این بیماری دارد. این مطالعه به منظور تعیین سطح سرمی لیپوپروتئین ها در وابستگان درجه یک زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 107 نفر از وابستگان درجه یک افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (گروه مورد) و 107فرد سالم (گروه شاهد) از خانواده درجه یک زنان فاقد سابقه ابتلاء به PCOS از مراجعین به درمانگاه های زنان شیراز طی سال 1387 انجام شد. وابستگان درجه یک گروه مورد (پدر، مادر، خواهر و برادر) با شرط داشتن سن بالای 30 سال و سایر شرایط ورود به مطالعه، مصاحبه شدند و قسمت اول پرسشنامه که شامل اطلاعات دمو گرافیک بود؛ تکمیل شد. میزان 5سی سی نمونه خون از افراد مورد مطالعه برای تعیین سطح سرمی لیپوپروتئین های خون شامل کلسترول تام ، تری گلیسرید، LDL-c و LDL-c گرفته شد. یافته ها : میانگین های کلسترول تام ، LDL-c و تری گلیسرید در گروه مورد به ترتیب 31.64+-191 و 4.06+-167 و 31.64+-191 میلی گرم دردسی لیتر تعیین شد. میانگین های کلسترول تام و LDL-c و تری گلیسرید در گروه شاهد به ترتیب 18.25+-158.25 و 21.33+-123 و 17.11+-120.42 میلی گرم دردسی لیتر تعیین شد. این تفاوت ها از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). میانگین HDL-c 6.95+-40.06 میلی گرم دردسی لیتر در گروه مورد کمتر از گروه شاهد 6.7+-45.9 میلی گرم دردسی لیتر بود (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که سطح سرمی لیپوپروتئین ها در وابستگان درجه یک زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک به طور معنی داری بالاتر از گروه شاهد می باشد.</description>
						<author>مرضیه اکبرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل خطر و پیامد بارداری جفت سرراهی در زنان باردار</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=858&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : جفت سرراهی یکی از علل شایع خونریزی اواخر بارداری و حین زایمان است که با مورتالیتی و موربیدیتی در مادر و جنین همراه است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل خطر و پیامد بارداری جفت سرراهی در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 33473 فردی که برای زایمان به مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی سال های 1381 تا 1386مراجعه نمودند؛ انجام شد. همه افراد مبتلا به جفت سرراهی (82 نفر) به عنوان گروه مورد و 251 نفر از افراد بدون جفت سرراهی به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. برای بررسی ارتباط متغیرها از آزمون تی استودنت و کای اسکوئر استفاده گردید. یافته ها : از کل 33473 زایمان، 82 نفر (0.24%) با جفت سرراهی همراه بود. ختم حاملگی در زنان گروه مورد و شاهد به ترتیب در 96 درصد و 22 درصد از طریق سزارین انجام شد (P&lt;0.05). بین بروز جفت سرراهی و سابقه سزارین ارتباط معنی داری مشاهده شد (P&lt;0.05). فراوانی هیسترکتومی به دنبال جفت سرراهی در افراد دارای سابقه سزارین قبلی (24 درصد) به طور معنی داری بیشتر از موارد بدون سابقه سزارین (5 درصد) بود (P&lt;0.05). نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان دهنده ارتباط قوی بین سابقه سزارین قبلی و هیسترکتومی ناشی از جفت سرراهی به علت چسبندگی های غیرطبیعی جفت بود. بنابراین پیشنهاد می شود که احتمال جفت سرراهی در مادرانی با سابقه سزارین قبلی مدنظرقرار گیرد.</description>
						<author>غلامرضا روشندل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر قرص‌های جلوگیری از بارداری نوع ترکیبی با استروژن کم در سردردهای میگرنی و تنشی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=859&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : میلیون ها زن در دنیا از قرص های جلوگیری از بارداری استفاده می کنند. از طرفی 16 تا 19درصد زنان مبتلا به میگرن و درصد بالایی نیز سردرد تنشی دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر قرص های جلوگیری از بارداری نوع ترکیبی با استروژن کم روی سردردهای میگرنی و تنشی انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 344 زن مراجعه کننده به مرکز بهداشتی شماره 2 شهر مشهد طی سال 1387 انجام شد. زنانی که حداقل 3 ماه قرص جلوگیری از بارداری از نوع LD حاوی 0.03 میلی گرم اتینیل استرادیول و 0.15 میلی گرم لوونورژسترول مصرف کرده بودند؛ در گروه مورد (244 نفر) و زنانی (100 نفر) که قرص جلوگیری از بارداری را مصرف نکرده بودند؛ در گروه شاهد قرار گرفتند. برای تشخیص سردرد میگرنی و سردرد تنشی از معیارهای انجمن بین المللی سردرد استفاده شد. از آزمون کای اسکوئر برای مقایسه متغیرهای کیفی دوگروه استفاده شد. همچنین برای محاسبه نسبت شانس از تست دقیق فیشر، محاسبه فاصله اطمینان از رگرسیون لجستیگ و برای مقایسه متغیرهای رتبه ای (شدت سردرد) قبل و بعد از مصرف قرص از آزمون ویل کاکسون استفاده گردید. یافته ها : فراوانی سردرد میگرنی در گروه مورد و شاهد به ترتیب 5 درصد و 6 درصد تعیین شد که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود (OR=0.88, 95%CI: 0.3-2.69, P=0.804). فراوانی سردرد تنشی در گروه مورد و شاهد به ترتیب 12 درصد و 10 درصد به دست آمد و این تفاوت نیز از نظر آماری معنی دار نبود (OR=1.26, 95%CI: 0.56-2.86, P=0.055). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که مصرف قرص های جلوگیری از بارداری نوع LD تاثیری بر بروز، تشدید یا افزایش تعداد حملات ماهانه سردردهای میگرنی و تنشی ندارند.</description>
						<author>محسن مهدی نژاد کاشانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت ویریون‌های HIV با قابلیت یک سیکل تکثیر با هدف مطالعات ویروس‌شناسی و واکسن</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=860&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) از خانواده رتروویریده و عامل سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS) می باشد. تهدیدی که عفونت HIV برای نظام سلامت جهانی ایجاد کرده؛ باعث شده است که مطالعه برای دستیابی به ترکیبات ضدویروسی جدید و همچنین طراحی و تولید واکسن HIV اهمیت ویژه ای پیدا کند. این مطالعه به منظور ساخت ویریون های HIV با توان یک سیکل همانندسازی با نام (Single Cycle Replicable) با استفاده از پروویروس های بدون آنزیم رونوشت بردار معکوس (RT) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی ویریون هایی به نام SCR HIV با قابلیت یک سیکل تکثیر، به وسیله ترانسفکشن هم زمان سه پلاسمید pmzNL4-3, pMD2.G, pSPAX.2 به سلول های HEKتولید و سپس توان همانندسازی این ویریون ها در سه رده سلول MT-2, HEK و سلول های طحال موش با بررسی روش الیزا برای ترشح p24 و میزان تشکیل سنسیشیوم بررسی گردید. همچنین عفونت زایی ویریون های نسل دوم روی سلول های MT-2 مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : نتیجه بررسی های انجام شده نشان دهنده توان مناسب تولید ویریون های SCRدر تمامی سلول های مورد بررسی می باشد. همچنین تمامی آنتی ژن های HIV به شکل طبیعی خود به وسیله همانندسازی ویریون های SCR تولید می شوند؛ اما این اجسام ویروسی نسل دوم به طور کامل از نظر توانایی تکثیر، غیرفعال می باشند. نتیجه گیری : این مطالعه توانست ویریون های SCR را تولید نماید که کاندید مناسبی برای واکسن HIV بوده و همچنین با توجه به توان یک سیکل زندگی ویریون های SCR نیازمند تمهیدات شدید ایمنی زیستی مورد نیاز در مطالعات رتروویروس ها نمی باشد.</description>
						<author>محمدرضا آقاصادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ضدقارچی نانو ذره اکسیدروی و سدیم دودسیل سولفات بر مهار رشد سویه استاندارد کاندیداآلبیکنس در مقایسه با داروی فلوکونازول</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=861&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : کاندیدا آلبیکنس قارچی فرصت طلب است که در بیماران مبتلا به دیابت و ایدز به شکل پاتوژن در می آید. این قارچ طیف گسترده ای از عفونت ها از قبیل عفونت های سطحی پوست و مخاط تا عفونت های عمیق بافتی را در برمی گیرد. در این مطالعه اثر ضدقارچی نانو ذره اکسید روی و عامل سدیم دودسیل سولفات بر مهار رشد سویه استاندارد کاندیداآلبیکنس در مقایسه با داروی فلوکونازول بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی اثرات ضدقارچی نانوذره اکسیدروی و سدیم دودسیل سولفات بر کاندیدا آلبیکنس استاندارد با روش میکروبراث دایلوشن در دو محیط جامد و مایع ارزیابی شد. در طی آزمایش های In Vitro مقادیر حداقل غلظت ممانعت کنندگی از رشد (MIC) برای مهارکنندگان مزبور براساس شمارش تعداد کلنی های قارچ در مقایسه با گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها : محدوده MIC برای نانوذره اکسیدروی 296-1.013 میکروگرم بر میلی لیتر، سدیم دودسیل سولفات 0.56-0.001 میکروگرم بر میلی لیتر و داروی فلوکونازول 128-0.062 میکروگرم بر میلی لیتر تعیین گردید. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که نانوذره اکسیدروی اثر ضدقارچی داشته و می تواند به عنوان گزینه مناسبی برای حذف کاندیداآلبیکنس در حیطه پزشکی به ویژه در ارتباط با وسایل پزشکی استفاده گردد.</description>
						<author>شهلا رودبار محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازسازی نسج نرم در شکستگی‌های باز ساق پا</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=862&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : شکستگی های باز در 24 درصد موارد در ساق پا رخ می دهند و در بیشتر موارد با آسیب نسج نرم همراه بوده که زمینه ساز قطع عضو می باشد. یکی از راه های نجات اندام حمایت از استخوان و ترمیم و بازسازی نسج نرم از طریق عمل جراحی است. این مطالعه به منظور بررسی نتایج بازسازی نسج نرم در شکستگی های باز ساق پا انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 59 بیمار دچار شکستگی باز ساق پا که در بخش جراحی استخوان بیمارستان شهیدکامیاب مشهد بستری بودند؛ طی سال های 86-1385 تحت عمل جراحی بازسازی نسج نرم قرارگرفتند. مشخصات فردی ، نتایج اعمال جراحی و معاینات فیزیکی و رادیوگرافی در پرسشنامه جمع آوری و به وسیله آمار توصیفی و جداول توزیع فراوانی و آزمون کای اسکوئر پردازش گردید. یافته ها : 8 بیمار به دلیل عدم مراجعه مجدد از مطالعه خارج شدند و مطالعه روی 51 بیمار صورت گرفت. میانگین سنی بیماران 27.8+-32.2 سال تعیین گردید و 84.3% از بیماران مرد بودند. شکستگی باز ساق پا در 76.5% از نوع IIIB بود. نتایج عمل بازسازی نسج نرم در 76.5% با موفقیت همراه بود. جوش خوردگی تاخیری در 56.9% ، عفونت عمقی و استئومیلیت در 43.3% وجود داشت. بین نتایج جراحی به عمل آمده از نظر زمان بازسازی نسج نرم با ایجاد یونیون و عفونت عمقی و استئومیلیت رابطه آماری معنی داری یافت شد (P&lt;0.05). همچنین بین نتایج جراحی با ایجاد یونیون استئومیلیت رابطه آماری معنی داری یافت شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که عفونت عمقی، استئومیلیت و جوش خوردگی تاخیری به دنبال شکستگی باز با کمبود نسج نرم، شیوع بالایی دارد.</description>
						<author>فرشید باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی شکستن سنگ‌های کالیس فوقانی به روش زیردنده‌ای</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=863&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : روش های بین دنده ای و فوق دنده ای راه معمول برای روش سنگ شکنی کلیه از طریق پوست (PCNL) در سنگ های کالیس فوقانی می باشند؛ ولی منجر به عوارض جانبی در ریه و پلور می شود. این مطالعه به منظور ارزیابی روش سنگ شکنی کلیه از طریق پوست در سنگ های کالیس فوقانی با دستیابی از طریق زیردنده ای انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 17 بیمار با سنگ های کالیس فوقانی به تعداد 1 الی 5 عدد به ابعاد 11الی 27 میلی متر که کاندیدای PCNL در مرکز ارولوژی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد طی سال های 87-1386 شدند؛ انجام گردید. اولتراسونوگرافی و IVP قبل از عمل انجام شد. همچنین عمل PCNL در وضعیت پرون صورت پذیرفت و راهیابی به داخل کالیس فوقانی از طریق زیردنده ای در حین دم عمیق طول کشیده ایجاد شده توسط بیهوشی دهنده و با راهنمایی فلوروسکوپی انجام شد. سپس با گذاشتن گایدوایر و دیلاتاسیون 28 تا 30 فرنچ، شیت آمپلاتز گذاشته شد و نفروسکوپی انجام گردید. یافته ها : 17 بیمار (12 مرد و 5 زن) با سنگ های کالیس فوقانی مطالعه شدند. در 2 بیمار یکی به علت غیرطبیعی بودن و چرخش غیرطبیعی و در دیگری به علت سابقه عمل جراحی و عدم تحرک کلیه با تنفس عمیق؛ امکان دستیابی به کالیس فوقانی از طریق زیردنده ای فراهم نشد و از روش بین دنده ای استفاده گردید. در 5 بیمار سنگ های کوچک تر از یک سانتی متر با گراسپ خارج شدند. در 10 بیمار بعد از لیتوتریپسی پنوماتیک قطعات سنگ ها خارج گردید. 11 بیمار (73.3%) عاری از سنگ شدند. 4 بیمار باقی مانده سنگ بزرگ تر از 5 میلی متر داشتند که در 2 بیمار بعد از یک نوبت ESWL برطرف شدند. 3 بیمار نیازمند دیلاتاسیون گردن کالیس برای تخلیه کامل سنگ ها بودند. هیچ مورد عفونت، خونریزی نیازمند به ترانسفوزیون، هیدروتوراکس, پنوموتوراکس و اختلالات تنفسی در حین و یا پس از عمل دیده نشد. در یک بیمار تجمع مایع در اطراف کلیه با حدود 5سانتی متر، روز بعد از عمل مشخص گردید که با درمان نگهدارنده و آنتی بیوتیک در طی یک هفته کاهش یافت و پس از سه هفته برطرف شد. نتیجه گیری : سنگ شکنی کلیه از طریق پوست به روش زیردنده ای راه کاری سالم و قابل انجام با عوارض کم است و آن را می توان جایگزین روش فوق دنده ای برای درمان سنگ های کالیس فوقانی نمود.</description>
						<author>محمدرضا دارابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط کیفیت پیروی از دستورات دارویی با سطح آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به سل در شهر اهواز</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=864&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : علی رغم اجرای استراتژی درمان کوتاه مدت تحت نظارت مستقیم (DOTs) هنوز سل یکی از ده علل مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه است. عدم پذیرش درمان سل، رژیم های درمانی نامناسب، ضعف اجرایی و مدیریتی برنامه های کنترل سل باعث افزایش بروز آن شده است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط کیفیت پیروی از دستورات دارویی با سطح آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به سل در شهر اهواز انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 167 بیمار بالای 12 سال مبتلا به سل تحت درمان در مراکز بهداشت شهر اهواز؛ طی مهر ماه لغایت بهمن ماه سال 1387 انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه، مشاهده، آزمایش خلط و آزمایش ادراری پوتس کوزارت استفاده شد. روایی پرسشنامه به وسیله روش اعتبار محتوا و پایایی آن با روش انسجام درونی ابزار و ضریب آلفاکرونباخ 0.81 صورت گرفت. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون کای اسکوئر استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که 52.7% بیماران پیروی کامل، 35.3% پیروی نسبی و 12% پیروی ضعیف از رژیم دارویی داشتند. ارتباط بین کیفیت پیروی از دستورات دارویی با سطح آگاهی و نگرش بیماران ارتباط آماری معنی داری داشت (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تنها نیمی از بیماران پیروی کامل از دستورات دارویی داشتند. آگاهی و نگرش بیماران در کیفیت پیروی از دستورات دارویی مؤثر بود. گنجاندن برنامه آموزشی مدون و مداوم در پروتکل درمانی بیماران ضروری می باشد.</description>
						<author>سیمین جهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روند تغییرات علل عمده مرگ و میر در ایران طی سال‌های 88-1350</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=865&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : یکی از مؤلفه های مهم در برنامه ریزی های مربوط به سلامت هرجامعه، آمار و علل مرگ ومیر در آن جامعه است. این مطالعه به منظور تعیین روند تغییرات الگوی مرگ ومیر در ایران طی سال های 88-1350 انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات مربوط به 9740656 متوفی ثبت شده در سازمان ثبت احوال کشوری در فاصله سال های 1350 تا 1388 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای آنالیز روند تغییرات زمانی الگوی کلی مرگ ومیر از روش های گرافیکی و مقایسه تغییرات روند مرگ ومیرهای ثبتی طی سال های مورد بررسی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-13 و روش های آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که 60.4% مرگ ومیرهای ثبت شده در نقاط روستایی و 39.6% در نقاط شهری بود. 61.1% مرگ ها در مردان و 38.9% در زنان رخ داده بود. شاخص مرگ ومیر خام در کشور ایران بر اساس آمارها از 13 نفر به ازای هر 1000 تولد زنده در سال های 75-1970 به رقم 5 نفر در سال های 10-2005 کاهش یافته است. شاخص امید به زندگی با 28.6% افزایش از رقم 55.2 سال در سال های 75-1970 به رقم 71 سال در سال های 10-2005 افزایش یافت. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که شاخص های مرگ ومیر در ایران در مقایسه با کل دنیا پایین تر بوده و یک کاهش عمومی در مرگ ومیر کودکان در کشور ایران طی سه دهه اخیر وجود داشته است. همچنین سیستم ثبت مرگ ومیر در کشور ایران نسبت به سال های قبل بهبود یافته است.</description>
						<author>انوشیروان کاظم نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط ویژگی‌های فردی و خانوادگی با گرایش افراد به سوء مصرف مواد مخدر</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=866&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سوءمصرف مواد مخدر یکی از معضلات و نگرانی های عمده جهان امروز است و از آنجا که برخی از این عوامل مؤثر فردی و خانوادگی قابلیت تغییر و اصلاح دارند؛ با شناخت آنها می توان برنامه های پیشگیرانه مؤرتر و مبتنی بر شواهد طراحی و اجرا کرد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط ویژگی های فردی و خانوادگی و گرایش افراد به سوء مصرف مواد مخدر در معتادین خود معرف مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان اجرا گردید. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 120 معتاد مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان به عنوان گروه مورد و 120 نفر همسان شده از نظر سن و جنس به عنوان گروه شاهد طی سال 1387 انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه توأم با مصاحبه بود. از آزمون کای اسکوئر و تی مستقل برای تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها استفاده شد. یافته ها : براساس یافته های این مطالعه، داشتن تحصیلات دبیرستانی (OR=4.63, 95%CI:1.78-12.02) و دیپلم (OR=15.58, 95%CI: 4.09-50) شانس گرایش به مواد مخدر را نسبت به تحصیلات دانشگاهی افزایش داد. داشتن دوست یا دوستان معتاد شانس گرایش فرد به سوء مصرف مواد را 7.32 برابر (CI95%: 4.09-13.13) و سابقه سیگاری بودن فرد در گذشته یا حال شانس گرایش به مواد مخدر را 12.35 برابر (CI95%:6.65-22.93) افزایش داده است. همچنین افراد دارای شغل دائم نسبت به افرادی که شغل موقت داشتند؛ شانس کمتری (OR=0.109, 95%CI: 6.65-22.93) برای گرایش به مواد مخدر داشتند. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که اعتیاد دوستان، مصرف سیگار، تحصیلات پایین و بیکاری در گرایش به مواد مخدر مؤثر می باشد؛ لذا اقداماتی برنامه ریزی شده برای کاهش این گونه عوامل خطر در بین افراد جامعه به ویژه جوانان، توسط خانواده و مسؤولین جامعه ضروری است.</description>
						<author>مصطفی قربانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
