<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1387 جلد10 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>اثر آموزش فضائی بر تعداد سلول‌های آستروسیت‌ شکنج دندانه‌ای موش‌ صحرائی آزمایشگاهی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=386&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : شکنج دندانه ای (Dentate gyrus) بخشی از تشکیلات هیپوکامپی است که در رابطه با حافظه و یادگیری دخالت دارد. آستروسیت ها از جمله سلول های نوروگلیا در بافت عصبی هستند که نقش مهمی را در فعالیت های نورون ها از جمله رهاسازی نوروترانسمیترها و تولید سیناپس به عهده دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش های فضائی بر تعداد سلول های آستروسیت  شکنج دندانه ای موش صحرائی انجام شد. روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 18 سر موش صحرائی نر بالغ از نژاد ویستار با استفاده از روش ماز آبی موریس و دو روش حافظه مرجع و حافظه کاری انجام شد. پس از انجام آزمایشات آموزشی مغز موش های صحرائی خارج شد. به منظور انجام مراحل آمادش بافتی، از مغزها برش های سریال تهیه گردید و با رنگ آمیزی اختصاصی PTAH رنگ آمیزی شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری Compaired T-test و One-way ANOVA مورد ارزیابی آماری قرار گرفتند. یافته ها : بین تعداد آستروسیت ها در گروه حافظه مرجع (98/5&amp;plusmn;57/300) و گروه کنترل (61/22&amp;plusmn;73/73) تفاوت آماری معنی داری وجود داشت (05/0P&lt;). همچنین تفاوت آماری معنی داری نیز بین گروه حافظه کاری (11/4&amp;plusmn;77/375) و گروه کنترل به دست آمد. با مقایسه دو گروه آموزش دیده مشخص شد که تفاوت آماری معنی داری نیز بین دو گروه وجود دارد و تعداد آستروسیت ها به ترتیب از گروه کنترل به حافظه مرجع و از حافظه مرجع به حافظه کاری افزایش یافته بود (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که یادگیری های فضائی مانند روش های حافظه مرجع و کاری موجب افزایش تعداد آستروسیت ها در شکنج دندانه ای  شده و این افزایش می تواند با طول دوره آموزش مرتبط باشد.</description>
						<author>مهرداد جهانشاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات مرفولوژیک مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بعد از مجاورت با عصاره کلروفرمی سیر</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=387&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بیماری سل یکی از مشکلات بهداشتی جهان است. مقاومت دارویی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس نیاز دستیابی به داروهای جدید را به طور جدی مطرح ساخته است. سیر به عنوان یکی از گیاهان دارویی سرشار از موادی است که می تواند در درمان عفونت های میکروبی کاربرد داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تغییرات مرفولوژیک مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بعد از مجاورت با عصاره کلروفرمی سیر بود. روش بررسی: در این مطالعه in vitro مایکوباکتریوم توبرکلوزیس سویه استاندارد H37RV و سویه های جدا شده از بیماران با غلظت های مختلف عصاره کلروفرمی سیر در زمان های 12و24و48 و 72 ساعت در محیط آبگوشتی میدل بروک 7H9 Broth و محیط لون استاین جانسون کشت داده شد. تغییرات شکلی باکتری در مطالعه میکروسکوپی بر روی مرفولوژی باکتری و در مطالعه ماکروسکوپی شکل ظاهری، قوام و سطح کلنی ایجاد شده در محیط لون استاین جانسون بررسی شد. یافته ها : مجاورت عصاره کلروفرمی سیر با باکتری موجب تبدیل کلنی باکتری از شکل خشن با سطح گل کلمی به حالت صاف و موکوئیدی  شد. در مطالعه میکروسکوپی در زمان های مختلف تغییرات شکلی باکتری از باسیل به کوکسی به خوبی مشهود بود. همچنین مشخص شد که در زمان های 48و72 ساعت مجاورت غلظت mg/ml67/0 از عصاره سیر با سویه حساس استانداردH37RV و سویه های کلینیکی مقاوم به دارو جدا شده از بیماران اثر مهاری دارد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که از نظر تغییرات مرفولوژی، باسیل سل در مقایسه با آنتی بیوتیک های رایج و کنترل منفی باعث تبدیل باکتری از حالت باسیلی به کوکوباسیل و تغییر کلنی از ظاهری خشن به صاف شده و میزان رشد را کاهش می دهد.</description>
						<author>عباسعلی ایمانی فولادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه پاسخ درمانی و عوارض کمورادیاسیون با سیس پلاتین به تنهایی و همراه با جمسیتابین در مبتلایان به سرطان سرویکس</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=388&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : با توجه به مورتالیتی و موربیدیتی سرطان سرویکس و گزارشات متفاوت از تاثیر افزودن جمسیتابین به کمورادیاسیون با سیس پلاتین و عوارض آن، این تحقیق به منظور مقایسه پاسخ درمانی و عوارض کمورادیاسیون با سیس پلاتین به تنهایی و همراه با جمسیتابین در مبتلایان به سرطان سرویکس در بیمارستان امام حسین (ع) تهران انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی از نوع مراجعه مستمر دوسوکور روی 34 بیمار با تشخیص قطعی سرطان سرویکس در بیمارستان امام حسین (ع) تهران طی سال های 86-1385 انجام شد. بیماران به طور تصادفی و پس از مشابه سازی از لحاظ مرحله بالینی (stage)، سن و توانایی جسمانی(performance status) به دو گروه شاهد به تعداد 18 نفر (کمورادیاسیون با سیس پلاتینmg/m2 40 هفتگی تنها) و مورد به تعداد 16 نفر (کمورادیاسیون با سیس پلاتین mg/m240 و جمسیتابین mg/m2100) تقسیم شدند. رادیوتراپی خارجی با دوز 45 تا50 گری و رادیوتراپی داخلی با دوز 20 تا 25 گری برای بیماران در نظر گرفته شد. بیماران با بیماری مرحله ابتدایی (stage Ia1,Ia2,Ib1)، متاستاتیک یا ضعف جسمانی (ECOG PS &gt;2) یا سابقه قبلی سرطان به جز BCC پوست از مطالعه خارج شدند. بیماران با شمارش سلول های خونی طبیعی، تست های طبیعی کلیوی و کبدی و مراحل بالینی I B2_IVA وارد مطالعه شدند. بیماران در طی درمان هر هفته ویزیت شدند و عوارض درمان براساس معیار سازمان بهداشت جهانی ثبت گردید و پاسخ به درمان بلافاصله و 3 ماه پس ازخاتمه درمان با معاینه و سی تی اسکن بررسی شد. بیماران حداقل3 ماه پیگیری شدند. پاسخ درمانی بالینی و بروز عوارض شامل نوتروپنی، ترومبوسیتوپنی، آنمی، تب و نوتروپنی، اسهال، تهوع و استفراغ در دو گروه با آزمون دقیق فیشر وtest-T مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته ها : پاسخ درمانی در دو گروه مشابه بود. بروز همه عوارض فوق در گروه جمسیتابین بیشتر از گروه سیس پلاتین تنها بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که افزودن جمسیتابین به کمورادیاسیون سیس پلاتین با این پروتکل مزیت درمانی ندارد و عوارض آن بیشتر از کمورادیاسیون با سیس پلاتین تنها است.</description>
						<author>سیدرضا خاندوزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سولفات روی بر اسهال حاد شیرخواران 24-4 ماهه</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=389&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : روی یکی از ریزمغذی هاست که در سلامتی انسان به ویژه کودکان بسیار موثر است. کمبود روی نقش کلیدی در اسهال کودکان ایفا کرده و تجویز روی مکمل می تواند در بهبود و یا پیشگیری اسهال موثر باشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر سولفات روی بر اسهال حاد شیرخواران 4 الی 24 ماهه انجام گردید. روش بررسی: این کارآزمائی بالینی دوسوکور روی 83 کودک 24-4 ماهه مبتلا به اسهال حاد بستری در بخش کودکان بیمارستان بعثت سنندج در سال 1385 انجام گردید. کودکان با اسهال کمتر از 3 روز، عدم مصرف داروی ضداسهال یا آنتی بیوتیک و عدم ابتلا به بیماری سیستمیک و سوء تغذیه وارد مطالعه شدند. حجم نمونه برابر با 40 کودک در هر گروه و نمونه گیری به روش تصادفی بلوک بندی (4تائی) انجام شد. به کودکان گروه مداخله محلول سولفات روی به میزان mg/kg/day 9 به مدت 10 روز تجویز شد. در گروه کنترل (آب مقطر) به عنوان پلاسبو داده شد. داده های جمع آوری شده، بعد از ورود به نرم افزار SPSS-13 به وسیله آزمون های آماری t-test و من ویتنی تحلیل گردید. یافته ها : دفعات اسهال در مدت 10 روز پیگیری، در دو گروه مداخله و کنترل به جز در روز هفتم تفاوتی نداشت. دوره اسهال در گروه مداخله 15/3&amp;plusmn;72/5 روز و در گروه کنترل 58/2&amp;plusmn;32/5 روز بود و از نظر آماری با همدیگر تفاوتی نداشتند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف سولفات روی تاثیری در اسهال حاد شیرخواران ندارد.</description>
						<author>ناهید قطبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سطح سرمی لپتین و هورمون‌های تیروئیدی در زنان چاق و غیرچاق</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=390&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : در پاتوژنز چاقی عوامل بسیاری از جمله سطح لپتین سرم و هورمون های تیروئیدی نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه سطح سرمی لپتین و هورمون های تیروئیدی در زنان چاق و غیرچاق در شهر شیراز طی سال 1385 انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی، 35زن با نمایه توده بدن بیشتر یا مساوی Kg/m230 به عنوان گروه چاق (مورد) و 35 زن با نمایه توده بدن طبیعی کمتر از 25 به عنوان گروه غیرچاق (شاهد) انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک و اندازه های تن سنجی شامل قد، وزن، محیط دور کمر و دور باسن اندازه گیری و سپس نمایه توده بدنی (BMI) و نسبت محیط دور کمر به دور باسن (WHR) و درصد چربی تام بدن (%TBF) برای هر فرد تعیین گردید. نمونه های خون ناشتا از افراد مورد بررسی گرفته شد و سرم خون برای اندازه گیری غلظت سرمی هورمون های T3، T4وTSH و لپتین جدا گردید. یافته ها : میانگین غلظت سرمی لپتین در زنان چاق (9/7+-5/24 نانوگرم در دسی لیتر) بیشتر از زنان غیرچاق (7/4+-0/13 نانوگرم در دسی لیتر) بود (05/0P&lt;). هرچند همبستگی مثبت معنی داری بین سطح سرمی لپتین با شاخص های تن سنجی وجود داشت، ولی این رابطه در مورد هورمون های تیروئیدی و TSH معنی دار نبود. همچنین در زمینه ارتباط مستقل بین هورمون های مورد بررسی، تنها بین غلظت سرمی لپتین با غلظت T3 سرم همبستگی مثبت معنی دار وجود داشت (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که غلظت سرمی لپتین در زنان چاق به واسطه افزایش بافت چربی افزایش می یابد. برهم کنش متقابل بین هورمون های تیروئیدی به ویژه T3 و لپتین، می تواند یکی از علل افزایش سطح لپتین سرم در زنان چاق باشد.</description>
						<author>سیدمهدی احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جهش‌های شایع ژن CFTR در بیماران فیبروز کیستی استان مازندران</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=391&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : فیبروز کیستی شایع ترین بیماری ارثی در جمعیت سفیدپوستان می باشد که در اثر جهش در پروتئین تنظیم کننده عبور غشایی فیبروز کیستی (CFTR) رخ می دهد. نوع و توزیع جهش ها در بین کشورها و گروه های نژادی بسیار متغیر است. این مطالعه به منظور شناسایی جهش های دخیل در ایجاد بیماری فیبروز کیستی در استان مازندران انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 30 بیمار غیرخویشاوند مبتلا به فیبروز کیستی برای پنچ جهش Delta F508 ، N1303K ، G542X، R347H و W1282X در ژن CFTR که به آزمایشگاه ژنتیک بیمارستان کودکان امیرکلا ارجاع شده بودند، طی سال های 85-1383 با استفاده از روش Reverse Dot Blot غربال شدند. در این روش از محصولات PCR بیوتینیله شده برای دورگه گیری با چندین پروب مخصوص توالی نرمال یا جهش یافته مشخص که بر روی نوارهای Biodyne C قرار داده شدند، استفاده شد. یافته ها : جهش Delta F508 6/21 درصد از آلل های جهش یافته را تشکیل  داد. چهار جهش دیگر مشاهده نشد. شش بیمار هموزیگوت و یک بیمار هتروزیگوت مرکب در جایگاه Delta F508 بودند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان دهنده هتروژنی بالای جهش های ژن CFTR در استان مازندران می باشد. با توجه به میزان نسبتاً پایین جهش های قابل تشخیص، لازم است تا مطالعات گسترده تری برای تشخیص مولکولی فیبروز کیستی در این استان انجام گیرد.</description>
						<author>هاله اخوان  نیاکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی آنتی‌بادی‌های TORCH در نوزادان با ناهنجاری مادرزادی و مادران آنان در گرگان</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=392&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : عوامل عفونی TORCH شامل ویروس های روبلا، سیتومگالو، هرپس سمپلکس II ، توکسوپلاسما گوندی و ترپونماپالیدوم از عوامل ایجاد کننده ناهنجاری های مادرزادی می باشد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتی بادی های TORCH در نوزادان با ناهنجاری مادرزادی و مادران آنان در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی سال های 83-1382 انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی کلیه نوزادانی که در طی مدت 20 ماه از سال 1382 لغایت 1383 در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان با ناهنجاری های مادرزادی متولد شده بودند، انجام شد. از 64 نفر نوزاد ناهنجاری که اجازه خونگیری و امکان خونگیری وجود داشت، نمونه خون تهیه گردید و هم زمان از مادران آنها نیز نمونه خون تهیه شد. مشخصات دموگرافیک نوزادان و مادران آنان ثبت گردید. با روش الیزا سطح سرمی آنتی بادی علیه عوامل TORCH در این دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها : آنتی بادی از کلاس IgM ویژه ویروس های روبلا، سیتومگالو، هرپس سمپلکس II و توکسوپلاسما گوندی در14درصد سرم مادران وجود داشت، اما این میزان در مورد سرم نوزادان 6درصد برآورد گردید. یک مورد IgM ویژه توکسوپلاسما و 2 مورد ویژه سیتومگالوویروس و یک مورد ویژه روبلا در سرم نوزادان مثبت بود. در سرم مادران، 3 مادر نسبت به IgM ویژه روبلا و 3 مادر نسبت به IgM ویژه سیتومگالوویروس و 3 مادر نسبت به IgM ویژه توکسوپلاسموزیس مثبت بودند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که آنتی بادی های TORCH در 6 درصد ناهنجاری های مادرزادی در این منطقه وجود دارد.</description>
						<author>محمدجعفر گلعلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بقای کوتاه مدت بیماران مبتلا به سرطان‌های دستگاه گوارش فوقانی در روستاهای استان گلستان</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=393&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سرطان دستگاه گوارش فوقانی (مری و معده) معمولاً در مراحل انتهایی تشخیص داده شده و پیش آگهی آنها در زمان تشخیص بسیار بد می باشد. به دلیل بالا بودن میزان بروز این سرطان  در استان گلستان، این مطالعه به منظور بررسی بقای کوتاه مدت (6 و 12 ماهه) بیماران مبتلا به سرطان های دستگاه گوارش فوقانی در روستاهای استان گلستان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، اطلاعات 121 نفر از ساکنین مناطق روستایی که سرطان مری و معده آنان براساس گزارش آسیب شناسی از فروردین 1382 لغایت شهریور 1383 تشخیص داده شده بود، جمع آوری گردید. پس از مصاحبه حضوری با بیماران یا بستگان آنها، 108 پرسشنامه تکمیل شده در خصوص زمان تشخیص بیماری، عوامل اجتماعی-فردی و بالینی &amp;ndash; آسیب شناسی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میانه بقای بیماران سرطان مری و معده برحسب جنس و گروه های سنی با استفاده از روش آماری کاپلان میر با یکدیگر مقایسه شد. یافته ها : نسبت مرد به زن در بیماران مبتلا به سرطان معده 8/3 به 1 و در سرطان مری 2/1 به 1 بود. بقای شش ماهه و یک ساله در بیماران سرطان مری به ترتیب 76/54 درصد و 2/26 درصد بود. در بیماران مبتلا به سرطان معده بقای شش ماهه 6/66درصد و بقای یک ساله 5/37 درصد بود. در آنالیز آماری اختلاف میانه بقای بیماران سرطان مری و معده برحسب گروه های سنی و جنس از نظر آماری معنادار نبود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که علی رغم بالا بودن میزان بروز و شیوع سرطان های گوارش فوقانی در این منطقه هنوز پیش آگهی بیماران مبتلا درحد بسیار پائینی بوده و نیازمند مداخله و بازنگری در روش های تشخیصی و درمانی بیماران می باشد.</description>
						<author>سیما بشارت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عوامل خطر سرطان پروستات در استان مازندران</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=394&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سرطان پروستات شایع ترین سرطان بدخیم در مردان بوده و بعد از سرطان ریه دومین علت مرگ ناشی از انواع سرطان در مردان است. این مطالعه به منظور ارزیابی برخی عوامل خطر سرطان پروستات در استان مازندران انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی همسان سازی شده فردی بر اساس سن و همسایگی بود که روی 104 بیمار و 104 شاهد در استان مازندران طی سال 1384 انجام گرفت. با استفاده از اطلاعات ثبت سرطان ایستگاه تحقیقاتی بابل نشانی  بیماران تهیه گردید. با مراجعه به درب منزل بیماران و افراد شاهد، پرسشنامه از پیش تدوین شده تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری STATA(8.0) تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها : نتایج آنالیز تک متغیره لجستیک شرطی نشان داد که سن، وجود عفونت یا التهاب پروستات، مصرف الکل، مصرف چپق و قلیان، ابتلا به سرطان پروستات اقوام نزدیک، شاخص توده بدنی، وجود سرطان های دیگر، فعالیت شغلی، شدت فعالیت شغلی و پیاده روی بر ابتلا به سرطان پروستات تاثیر قابل توجهی دارد (20/0P&lt;). در یک مدل چند متغیره رگرسیون لجستیک شرطی و با استفاده از روش گام به گام (Stepwise) و مبادرت به حذف مخدوش کننده ها و تعدیل یافته های معنی دار قبلی مشاهده گردید که عفونت یا التهاب پروستات، مصرف الکل، سن بالاتر از 60 سال و سابقه سرطان پروستات در اقوام نزدیک به عنوان موثرترین عوامل در ابتلا به سرطان پروستات شناسایی گردیدند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سن و ابتلا به سرطان پروستات اقوام نزدیک و همچنین وجود عفونت یا التهاب پروستات و مصرف الکل عوامل خطر ابتلا به سرطان پروستات می باشند. لذا پیشنهاد می شود که مردان از یک سن خاص (مثلاً 60 سال و بیشتر) به طور سالانه مورد آزمایش های غربالگری قرار گیرند.</description>
						<author>مصطفی حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>علل کوتاهی قد کودکان در شهر گرگان</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=395&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : اگرچه کوتاهی قد در اکثر موارد ناشی از علل فیزیولوژیک می باشد، اما ممکن است نشانه ای از یک بیماری مهم و قابل درمان نیز باشد. بنابراین تشخیص آن قبل از بسته شدن اپی فیز استخوان حائز اهمیت فراوانی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین علل کوتاهی قد کودکان در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 100 کودک 14-6 ساله کوتاه قد طی سال 1384 صورت گرفت. مشخصات دموگرافیک کودکان، سابقه بیماری های کودک و خانواده، سابقه نارسی و آزمایشات خونی، تست تحریک هورمون رشد، معاینه فیزیکی، گرافی مچ دست و اندکس انحراف معیار برای هر کودک ثبت گردید. داده ها پس از کدبندی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-13 ، آزمون های آماری کای اسکوئر و تی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : اکثر مبتلایان به کوتاهی قد را دخترها (66درصد) با میانگین سنی 25/2+-84/10 سال تشکیل می دادند. میانگین سن استخوانی دختران 32/2+-4/8 سال بود. میانگین سن تقویمی و سن استخوانی پسران به ترتیب 32/2+-79/10 و 19/2+-89/7 سال تعیین شد. شایع ترین علت کوتاهی قد به ترتیب شامل علل سرشتی (57درصد)، کمبود هورمون رشد (30درصد) و علل فامیلیان (8درصد) بود. افراد مبتلا به کمبود هورمون رشد به طور معناداری سن استخوانی پایین تر و کودکان دچار کوتاهی قد سرشتی میانگین اندکس انحراف استاندارد (SDS) بالاتری داشتند (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کمبود هورمون رشد از علل مهم و شایع پاتولوژیک کوتاهی قد در کودکان است، لذا توصیه می شود، در تمامی اطفال مبتلا به کوتاهی قد پس از رد علت سرشتی و فامیلیال، تست تحریکی هورمون رشد به منظور تشخیص سریع تر و درمان به موقع عارضه، قبل از بسته شدن صفحه رشد اپی فیزیال انجام شود.</description>
						<author>حمیرا خدام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی دیابت و تست تحمل گلوکز بیماران تالاسمی ماژور در تبریز</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=396&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : تالاسمی ماژور یک بیماری ژنتیکی است و تجویز خون در این بیماران حیاتی می باشد. تجویز خون در 2 یا 3 دهه اخیر باعث افزایش طول عمر این بیماران شده است. با افزایش طول عمر، عوارض تجمع آهن در این بیماران بیشتر به چشم می خورد. عوارض غدددرون ریز که در گذشته شایع نبود، در حال حاضر یکی از مشکلات شایع در این بیماری می باشد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی دیابت و تست تحمل گلوکز در بیماران تالاسمی ماژور 10 تا 27 ساله در تبریز انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 56 بیمار تالاسمی ماژور 27-10 ساله انجام شد. مشخصات فردی، درمان دارویی، سن شروع تزریق خون، میزان تزریق خون، سن شروع درمان با دسفرال، میزان دسفرال دریافتی، سابقه فامیلی دیابت، میزان آهن، TIBC و فریتین در پیدایش اختلالات تحمل گلوکز مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص دیابت، گلوکز ناشتای مختل و تست تحمل گلوکز مختل آزمایش FBS و OGTT انجام شد. یافته ها : فراوانی دیابت در این مطالعه 9/8درصد تعیین گردید. همچنین در 6/28 درصد تست گلوکز ناشتای مختل دیده شد. تست تحمل گلوکز مختل در 1/7درصد موارد تعیین شد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که علی رغم درمان با دسفرال در بیماران تالاسمی ماژور فراوانی دیابت، گلوکز ناشتای مختل و اختلال تحمل گلوکز در بیماران تالاسمی ماژور بالاتر از جمعیت عمومی است. بیماران تالاسمی خصوصاً در سنین بالاتر از 10 سال بایستی به طور منظم تحت بررسی غدد مترشحه داخلی قرار گیرند.</description>
						<author>فرزاد نجفی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه یافته‌های سی‌تی اسکن با نتایج آسیب‌شناسی در تومورها و سایر ضایعات مغزی</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=397&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سی تی اسکن مغزی صحت (accuracy) شناخته شده ای در تشخیص تومورهای مغزی دارد. این مطالعه با هدف بررسی میزان هماهنگی تشخیص های داده شده توسط سی تی اسکن با نتایج آسیب شناسی در ضایعات مغزی مراجعین بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی روی 75 بیمار 5 تا 83 ساله که مشکوک به ضایعه فضاگیر مغزی بودند، در سال 1381 انجام شد. برای این بیماران پس از بستری و معاینه توسط متخصص اعصاب یا جراح مغزواعصاب سی تی اسکن مغزی انجام گردید. سپس برحسب یافته های سی تی اسکن یک تا سه تشخیص افتراقی برای هر بیمار مطرح گردید. پس از آن بیماران تحت عمل جراحی و انجام بیوپسی قرار گرفتند و تشخیص های سی تی اسکن با یافته های آسیب شناسی مقایسه گردید. یافته ها : بیشترین هماهنگی تشخیص های رادیولوژیک و آسیب شناسی در آدنوم هیپوفیز، نورینوم آکوستیک، کیست اپیدرموئید و کرانیوفارنژیوما دیده شد. همچنین برحسب یافته های سی تی اسکن، بیشترین حساسیت و ویژگی و ارزش اخباری مثبت و منفی مربوط به آدنوم هیپوفیز ، آستروسیتومای با درجه بالا و مننژیوما بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که هیچ یک از روش های تصویربرداری حساسیت و ویژگی منحصر به فرد و صددرصد برای تشخیص ضایعات مغزی را ندارند. اگرچه روش های مختلف هرکدام اطلاعات تکمیلی و مستقل از یکدیگر را ارائه می دهند، سی تی اسکن نیز توانائی متفاوتی در تشخیص انواع مختلف تومورها و ضایعات مغزی را دارد.</description>
						<author>آزیتا آذریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد توده کورتکس غده فوق کلیوی در دختر 20 ماهه</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=398&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تومورهای تولید کننده صفات ثانویه جنسی (ویریلیزان) کورتکس غده فوق کلیوی در اطفال نادر می باشد. شیوع سرطان آدرنال حدود 1 درصد است. در مقایسه با بیماران بزرگسال در اطفال توده قشر غده فوق کلیوی دارای علامت می باشد. بیمار یک کودک 20 ماهه بود که با علائم بالینی ویریلیزاسیون به صورت افزایش توده استخوانی، رشد موهای ناحیه تناسلی و زیر بغل و رشد اندام تناسلی خارجی مراجعه کرده بود. در بررسی آزمایشگاهی سطح تستوسترون ng/dl 400 ، آندروستندیون ng/dl 6/3 ، پروژسترون ng/dl 9/19 و سطح بالایی از دی هیدرواپی آندروسترون ng/dl 8000 وجود داشت. در سی تی اسکن توده آدرنال راست به اندازه بیش از حدود 5 سانتی متر گزارش شد. بیمار تحت عمل جراحی باز غده فوق کلیوی از طریق برش پهلو قرار گرفت و پس از آن به مدت 10 سال پیگیری شد و هیچ گونه عارضه ای دیده نشد.</description>
						<author>محمدرضا دارابی محبوب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اسپوندیلیت بروسلایی و آبسه اطراف ستون مهره‌ها</title>
						<link>http://kordkuyheartcenter.com/journal/browse.php?a_id=399&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تب مالت بیماری مشترک بین انسان و دام می باشد و سندرم های بالینی متنوعی از جمله اسپوندیلیت ایجاد می نماید. اسپوندیلیت و ساکروالیت از جمله شایع ترین عوارض ناشی از درگیری سیستم اسکلتی در تب مالت می باشند و عفونت های عضلانی و تشکیل آبسه نیز از جمله عوارض نادر و اغلب ثانویه به اسپوندیلیت هستند. در این مقاله دو مورد اسپوندیلیت بروسلائی و پیدایش آبسه در یکی از آنان به عنوان یک عارضه نسبتاً ناشایع معرفی می گردد. این بیماران که با علائم کمردرد و تب مراجعه کرده بودند، پس از انجام MRI و تست های آزمایشگاهی مثبت رایت با تشخیص اسپوندیلیت درمان دارویی شامل داکسی سیکلین و ریفامپین به مدت 4 ماه قرار گرفتند و کمردرد و سایر علائم بالینی بهبود چشمگیری پیدا نمود.</description>
						<author>سیاوش وزیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
